۱۴۰۵ شهریور ۲۸, شنبه

هُرْمُزْ و أَوْرَمُزْد و زَاوُشْ و بِرْجِیسْ. نام ستارهٔ مشتری است، دقیقی گوید: بِدُمِّ لشکرش ناهید و هرمز بپیش لشکرش بهرام و کیوان.

هُرْمُزْ و أَوْرَمُزْد و زَاوُشْ و بِرْجِیسْ.  نام ستارهٔ مشتری است، دقیقی گوید:

بِدُمِّ  لشکرش ناهید و هرمز     بپیش  لشکرش بهرام و کیوان.

مطلوب است  شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج  بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی.  نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان  این بیت را با  حروف پهلوی  به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟ 

۱. معنی و شرح بیت دقیقی

بیت مورد اشاره از ابومنصور محمد بن احمد دقیقی طوسی (شاعر بزرگ قرن چهارم و پیشاهنگ سرایش شاهنامه) در وصف سپاه و لشکرکشی آمده است و مفاهیم نجومی و اساطیری کهن را با توصیف رزمی در هم می‌آمیزد:

  • مفهوم کلی: شاعر در این بیت، شکوه، نظم و عظمت لشکر ممدوح خود را به آرایش سیارات در آسمان تشبیه می‌کند؛ لشکری که سیارگان ناهید (زهره) و هرمز (مشتری) در دنباله و دمِ سپاه او جای دارند و بهرام (مریخ) و کیوان (زحل) پیشاپیشِ سپاه او حرکت می‌کنند.

  • واژه‌شناسی نجومی:

    • هرمز (یا هرمزد / اورمزد): نام باستانی و نجومیِ سیارهٔ «مشتری» (برجیس) در فرهنگ ایرانی است که از نام اهورامزدا یا ایبانِ سیاره‌ایِ آن گرفته شده است.

    • ناهید: نام باستانی سیارهٔ «زهره» (ونوس).

    • بهرام: نام باستانی سیارهٔ «مریخ» (مرّیخ).

    • کیوان: نام باستانی سیارهٔ «زحل».

۲. ریشه‌شناسی و لغات پیشااسلامی (ایرانی و انیرانی)

در این بیت و اسامی سیارات، واژگانی با ریشه‌های عمیق پیشااسلامی دیده می‌شوند:

  • هرمز / اورمزد (Ohrmazd / Hormuzd): واژه‌ای اصیل ایرانی و پهلوی (از اوستایی Ahura Mazdā به معنای سرورِ دانای خرد). در نجوم دوره میانه و اسلامی، نام سیاره مشتری شد.

  • ناهید (Nāhīd): واژه‌ای اصیل ایرانی و پهلوی (از اوستایی Anāhitā به معنای پاک و بی‌آلایش)، نام ایزدبانوی آب و ستاره زهره.

  • بهرام (Bahrām): واژه‌ای اصیل ایرانی و پهلوی (از اوستایی Verethraghna به معنای پیروزکننده بر مانع)، ایزد پیروزی و نام سیاره مریخ.

  • کیوان (Kaywān): واژه‌ای کهن در زبان‌های ایرانی (احتمالاً ریشه در ایرانی میانه یا وام‌واژه‌ای از حوزه‌های باستانیِ همجوار دارد که در ادبیات ساسانی و پساساسانی برای سیاره زحل به کار رفته است).

  • لشکر (Lashkar): واژه‌ای اصیل ایرانی (پهلوی: laškar یا lashgarr به معنای سپاه و ارتش).

  • دم (Dom) و پیش (Pīš): واژگان اصیل ایرانی (پهلوی: dum به معنای دنباله و دم، و pīš به معنای جلو و پیش).

۳. نگارش واژگان با خط پهلوی (خط پیشااسلامی)

اگر نویسندگان دوره ساسانی یا عصر باستان می‌خواستند کلیدواژه‌های اصلی این بیت (مانند هرمز، بهرام، ناهید و لشکر) را به خط پهلوی (کتیبه‌ای یا کتابی) بنگارند، شکل نوشتاری آن‌ها به صورت زیر می‌بود:

  • هرمز (Ohrmazd): به خط پهلوی کتابی به صورت 𐭠𐭥𐭧𐭥𐭬𐭦𐭣 (A-W-H-R-M-Z-D) نگاشته می‌شد.

  • بهرام (Bahrām): به خط پهلوی به صورت 𐭥𐭧𐭫𐭠𐭬 (W-H-L-A-M یا به صورت تفکیکی B-H-R-A-M) نوشته می‌شد.

  • ناهید (Nāhīd): به شکل 𐭭𐭠𐭧𐭩𐭃 (N-A-H-Y-D) کتابت می‌گردید.

  • لشکر (Lashkar): به صورت 𐭫𐭱𐭪𐭫 (L-Š-K-L) ثبت می‌شد.

۴. سبک و سیاق نگارش در دوران مختلف (خسرو انوشیروان، بزرگمهر، کرتیر و دقیقویِ پساساسانی)

شیوه و نگاه این بزرگان به نگارش و کاربرد این واژگان تفاوت‌های بنیادینی دارد:

دوران کرتیر (سنگ‌نبشته‌های قرن سوم میلادی):
کرتیر در کتیبه‌های پهلوی اشکانی و ساسانی، نام‌های ایزدی و کیهانی را با خطی مستحکم، زاویه‌دار و بدون اتصال (کتیبه‌ای) حک می‌کرد. او نام «اهورامزدا» (که ریشه نام هرمز است) را با رسم‌الخط رسمی دینی و به شکل کتیبه‌ایِ باستانی با دقت روی سنگ ماندگار می‌کرد.

دوران نوشیروان و بزرگمهر حکیم (پهلوی کتابی و سنت دبیرریخت):
بزرگمهر و دبیران دربار ساسانی در متون نجومیِ پهلوی (مانند اثر گران‌بهای بندهش یا متن‌های اخترشناسیِ آن روزگار)، نام سیارات را با خط پهلویِ پیوسته (کتابی) و با استفاده از سیستم «هوزوارش» یا آواداریِ دقیق می‌نوشتند. برای آن‌ها «هرمز» و «بهرام» نه‌تنها سیاره، بلکه ایزدان موکل بر آن اختران بودند و کتابت آن‌ها با آداب خاص دینی همراه بود.

دوران دقیقی طوسی (شاعر پساساسانی):
دقیقی در قرن چهارم هجری، دیگر از خط پهلوی استفاده نمی‌کرد؛ بلکه با تسلط بر فرهنگ باستانی ایران و ادبیات پهلوی (که هنوز منابع آن در دسترس سخنوران بود)، این اسامی کهن نجومی را با خط فارسی-عربی در قالب بحر هزج مقصورِ شاهنامه به نظم کشید. سبک او تلفیقی بی‌نظیر از حماسه ملی و اصطلاحات اصیل اخترشناسیِ ایران باستان است.

آیا تمایل دارید درباره ویژگی‌های نجوم در ایران باستان و نحوه نام‌گذاری سیارات در متون پهلوی (مانند بندهش) اطلاعات بیشتری اضافه کنم؟