هُرْمُزْ و أَوْرَمُزْد و زَاوُشْ و بِرْجِیسْ. نام ستارهٔ مشتری است، دقیقی گوید:
بِدُمِّ لشکرش ناهید و هرمز بپیش لشکرش بهرام و کیوان.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
۱. معنی و شرح بیت دقیقی
بیت مورد اشاره از ابومنصور محمد بن احمد دقیقی طوسی (شاعر بزرگ قرن چهارم و پیشاهنگ سرایش شاهنامه) در وصف سپاه و لشکرکشی آمده است و مفاهیم نجومی و اساطیری کهن را با توصیف رزمی در هم میآمیزد:
- مفهوم کلی: شاعر در این بیت، شکوه، نظم و عظمت لشکر ممدوح خود را به آرایش سیارات در آسمان تشبیه میکند؛ لشکری که سیارگان ناهید (زهره) و هرمز (مشتری) در دنباله و دمِ سپاه او جای دارند و بهرام (مریخ) و کیوان (زحل) پیشاپیشِ سپاه او حرکت میکنند.
- واژهشناسی نجومی:
- هرمز (یا هرمزد / اورمزد): نام باستانی و نجومیِ سیارهٔ «مشتری» (برجیس) در فرهنگ ایرانی است که از نام اهورامزدا یا ایبانِ سیارهایِ آن گرفته شده است.
- ناهید: نام باستانی سیارهٔ «زهره» (ونوس).
- بهرام: نام باستانی سیارهٔ «مریخ» (مرّیخ).
- کیوان: نام باستانی سیارهٔ «زحل».
۲. ریشهشناسی و لغات پیشااسلامی (ایرانی و انیرانی)
در این بیت و اسامی سیارات، واژگانی با ریشههای عمیق پیشااسلامی دیده میشوند:
- هرمز / اورمزد (Ohrmazd / Hormuzd): واژهای اصیل ایرانی و پهلوی (از اوستایی Ahura Mazdā به معنای سرورِ دانای خرد). در نجوم دوره میانه و اسلامی، نام سیاره مشتری شد.
- ناهید (Nāhīd): واژهای اصیل ایرانی و پهلوی (از اوستایی Anāhitā به معنای پاک و بیآلایش)، نام ایزدبانوی آب و ستاره زهره.
- بهرام (Bahrām): واژهای اصیل ایرانی و پهلوی (از اوستایی Verethraghna به معنای پیروزکننده بر مانع)، ایزد پیروزی و نام سیاره مریخ.
- کیوان (Kaywān): واژهای کهن در زبانهای ایرانی (احتمالاً ریشه در ایرانی میانه یا وامواژهای از حوزههای باستانیِ همجوار دارد که در ادبیات ساسانی و پساساسانی برای سیاره زحل به کار رفته است).
- لشکر (Lashkar): واژهای اصیل ایرانی (پهلوی: laškar یا lashgarr به معنای سپاه و ارتش).
- دم (Dom) و پیش (Pīš): واژگان اصیل ایرانی (پهلوی: dum به معنای دنباله و دم، و pīš به معنای جلو و پیش).
۳. نگارش واژگان با خط پهلوی (خط پیشااسلامی)
اگر نویسندگان دوره ساسانی یا عصر باستان میخواستند کلیدواژههای اصلی این بیت (مانند هرمز، بهرام، ناهید و لشکر) را به خط پهلوی (کتیبهای یا کتابی) بنگارند، شکل نوشتاری آنها به صورت زیر میبود:
- هرمز (Ohrmazd): به خط پهلوی کتابی به صورت
𐭠𐭥𐭧𐭥𐭬𐭦𐭣(A-W-H-R-M-Z-D) نگاشته میشد. - بهرام (Bahrām): به خط پهلوی به صورت
𐭥𐭧𐭫𐭠𐭬(W-H-L-A-M یا به صورت تفکیکی B-H-R-A-M) نوشته میشد. - ناهید (Nāhīd): به شکل
𐭭𐭠𐭧𐭩𐭃(N-A-H-Y-D) کتابت میگردید. - لشکر (Lashkar): به صورت
𐭫𐭱𐭪𐭫(L-Š-K-L) ثبت میشد.
۴. سبک و سیاق نگارش در دوران مختلف (خسرو انوشیروان، بزرگمهر، کرتیر و دقیقویِ پساساسانی)
شیوه و نگاه این بزرگان به نگارش و کاربرد این واژگان تفاوتهای بنیادینی دارد:
دوران کرتیر (سنگنبشتههای قرن سوم میلادی):کرتیر در کتیبههای پهلوی اشکانی و ساسانی، نامهای ایزدی و کیهانی را با خطی مستحکم، زاویهدار و بدون اتصال (کتیبهای) حک میکرد. او نام «اهورامزدا» (که ریشه نام هرمز است) را با رسمالخط رسمی دینی و به شکل کتیبهایِ باستانی با دقت روی سنگ ماندگار میکرد.
دوران نوشیروان و بزرگمهر حکیم (پهلوی کتابی و سنت دبیرریخت):بزرگمهر و دبیران دربار ساسانی در متون نجومیِ پهلوی (مانند اثر گرانبهای بندهش یا متنهای اخترشناسیِ آن روزگار)، نام سیارات را با خط پهلویِ پیوسته (کتابی) و با استفاده از سیستم «هوزوارش» یا آواداریِ دقیق مینوشتند. برای آنها «هرمز» و «بهرام» نهتنها سیاره، بلکه ایزدان موکل بر آن اختران بودند و کتابت آنها با آداب خاص دینی همراه بود.
دوران دقیقی طوسی (شاعر پساساسانی):دقیقی در قرن چهارم هجری، دیگر از خط پهلوی استفاده نمیکرد؛ بلکه با تسلط بر فرهنگ باستانی ایران و ادبیات پهلوی (که هنوز منابع آن در دسترس سخنوران بود)، این اسامی کهن نجومی را با خط فارسی-عربی در قالب بحر هزج مقصورِ شاهنامه به نظم کشید. سبک او تلفیقی بینظیر از حماسه ملی و اصطلاحات اصیل اخترشناسیِ ایران باستان است.
آیا تمایل دارید درباره ویژگیهای نجوم در ایران باستان و نحوه نامگذاری سیارات در متون پهلوی (مانند بندهش) اطلاعات بیشتری اضافه کنم؟
