سِنار آبی بود تُنُك نزدیک گِل که بیم باشد که کشتی را بگیرد عنصری گوید:
دمان همچنان کشتی مار سار
که ارزان بود مانده اندر سنار
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح و معنی قطعه
«سِنار آبی بود تُنُك نزدیک گِل که بیم باشد که کشتی را بگیرد»
این جمله مقدمهای از متون کهن (احتمالاً برگرفته از فرهنگها یا لغتنامههای قدیمی مانند لغت فرس اسدی یا حاشیههای کهن) است که وضعیت خطرناک کشتی در آب کمعمق، گلآلود و ناپایدار (سنار) را توصیف میکند. سنار در اینجا به معنای آبگیر کمعمق، باتلاق، یا مرداب گلآلودی است که حرکت کشتی را متوقف و آن را زمینگیر میکند.
«دمان همچنان کشتی مار سار / که ارزان بود مانده اندر سنار»
بیت مذکور وضعیت یک کشتی بزرگ یا سریعالسیر (کشتی مار سار - احتمالاً کشتی با تزئینات مارگونه یا نام خاص) را به تصویر میکشد که با خروش و حرکت پیش میرفته، اما ناگهان در گلولای و آب کمعمقِ سنار زمینگیر و متوقف («ارزان مانده» یعنی درجا مانده و بیتحرک شده) گردیده است.
بررسی لغات پیشا اسلامی (ایرانی و انیرانی)
- سنار (Senār): واژهای کهن و احتمالاً با ریشههای ایرانی باستان یا میانه (پهلوی) مرتبط با آبگیر، باتلاق یا گودال آب. در برخی ریشهشناسیهای کهن با واژگان مرتبط با زمینهای گلی و پست همخوانی دارد.
- تُنُك (Tonok): واژه اصیل ایرانی (در پهلوی: tanuk) به معنی کمعمق، رقیق، و کممایه.
- کشتی (Kaštī): واژهای با پیشینه کهن در زبانهای ایرانی میانه (kštg / kaštīg در پهلوی) که از ریشههای دریانوردی باستانی است.
- دمان (Damān): صفت فاعلی از ریشه دمیدن یا خروشیدن، به معنی خروشان، شتابان و غران (در پارسی میانه: دمیدن و مشتقات آن).
- ارزان (Arzān): در اینجا به معنی فروافتاده، پستشده، یا زمینگیر و بیحرکت (متفاوت با ارزان به معنای کمبها). ریشه در زبانهای ایرانی میانه دارد.
نگارش واژگان منتخب با خط پهلوی (کتیبهای و کتابی)
خط پهلوی (پارسیک) خطی است نیمه-هجایی و دارای حروف همسان (همگراف) که خوانش آن وابسته به سنت نوشتاری است. در اینجا واژگان کلیدی به خط پهلوی کتابی (تحریری ساسانی) آوانویسی و بازسازی میشوند:
- کشتی ($kštg$): $\text{𐭪𐭱𐭲𐭩}$ (نوشته میشود kštk یا kštg)
- تُنُك ($tnwk$): $\text{𐭲𐭭𐭅𐭪}$
- سنار ($snʾl$ یا $snʾr$): $\text{𐭮𐭭𐭠𐭫}$
- دمان ($dmʾn$): $\text{𐭣𐭬𐭠𐭭}$
سبک نگارش و نگارش پهلوی به تفکیک شخصیتها
دوران نوشیروان و بزرگمهر حکیم (پارسیک میانه ساسانی / سده ششم میلادی)
بزرگمهر بختگان (وزیر خسرو انوشیروان) و دیوانسالاران عصر ساسانی این ابیات را به خط پهلوی کتابی (پارسیک) مینگاشتند. سبک نگارش آنان بر پایه کتب پهلوی متون زرتشتی (مانند کارنامه اردشیر بابکان یا بندهش) بود. در این سبک، بسیاری از واژگان اصیل ایرانی یا به صورت آوایی نوشته میشدند یا ممکن بود از هزوارشها (خط معادل آرامی) استفاده شود، اما چون این متن روایی و ادبی است، به خط پهلویِ تحریریِ دقیق و با صراحت آواییِ بالاتری نگاشته میشد تا خوانش آن برای موبدان و دبیران دربار آسان باشد.
کرتیر موبد بزرگ (پهلوی کتیبهای / سده سوم میلادی)
اگر کرتیر (موبد نامدار عصر ساسانی) میخواست این متن را ثبت کند، آن را به خط پهلوی کتیبهای (مشتمل بر سنگنوشتههای رومی یا نقش رستم) و به زبان پارسی میانه کتیبهای مینوشت. حروف در این سبک از هم جدا و بسیار زاویهدار و منقوش بودند (مانند کتیبههای کرتیر در کعبه زرتشت). ساختار دستوری کاملاً کهنتر و نزدیکتر به فارسی باستانِ متأخر میبود.
شخص سراینده پسا اسلامی (سبک متون پهلوی-فارسی / سدههای نخستین اسلامی)
نویسندگان و شاعران دورههای اسلامی که به خط پهلوی یا خطهای گذار (مانند متون پهلویِ زرتشتیانِ سدههای نهم و دهم میلادی در ایران و هند) تسلط داشتند، این بیت را با خط پهلوی کتابیِ متأخر و با تاثیرپذیری از واژگان دری و عربی مینوشتند. در این دوران، سبک نگارش پهلوی دچار انحطاط شده و خط حالت شکسته و پیوسته به خود گرفته بود (پهلوی متاخر تحریری). آنان واژگانی چون «کشتی» و «تُنک» را دقیقاً با املاء سنتی پهلوی حفظ میکردند اما ترکیب جمله کاملاً نشاندهنده نفوذ زبان فارسی دری در ساختار نوشتاری آنان بود.
