تَز مرغکی بود كوچك و لونش خشینه بود و نیك نتواند پریدن و در گلستانها بیشتر بود رودکی گوید:
چون لطیف آرد بگاه نوبهار
بانگ رود و بانگ كبك و بانگ تز
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح و معنی بیت رودکی
این بیت از رودکی سمرقندی، پدر شعر پارسی، توصیفی لطیف از آغاز فصل بهار و بیدار شدن طبیعت است.
چون لطیف آرد بگاه نوبهار: هنگامی که خداوندگار یا روزگار (یا طبیعت) در هنگام فصل نوبهار، هوا و لطافت را پدید میآورد...
بانگ رود و بانگ کبک و بانگ تز: ...صدای چنگ و رود، بانگ کبک کوهی و آواز پرنده «تَز» به گوش میرسد.
پرنده «تَز» (یا تذرو و قرقاول کوچک) مرغکی است خوشخوان یا بومی گلستانها که در ادبیات کهن پارسی به آوازش اشاره شده است.
واژهشناسی و ریشهیابی واژگان بیت
چون: در پارسی میانه (پهلوی) و پارسی باستان چَی (čiy) یا چؤن؛ حرف اضافه و قید زمان به معنی «چگونه، هنگامی که». ریشه ایرانی باستان دارد.
لطیف: واژهای است معرب از عربی (لطف)، که در دوران اسلامی وارد زبان فارسی شده و در شعر رودکی نشانه آمیزش واژگان عربی با فارسی دری است.
آرد: فعل مضارع از مصدر «آوردن». در پارسی میانه آووردن (āwurdan) و در پارسی باستان آ-فَر-بار (ā-fr-bara). ریشه ایرانی باستان دارد.
بگاه: مرکب از «به» (پیشوند زمان یا حرف اضافه) + «گاه» (زمان، هنگام). در پارسی میانه بَگاه (bagāh) به معنی بهنگام و بوقت. ریشه ایرانی اصیل.
نوبهار: مرکب از «نو» (در پارسی میانه نوک - nawag) + «بهار» (در پارسی میانه باهار - bāhār). ریشه کاملاً ایرانی دارد.
بانگ: در پارسی میانه بانگ (bāng) به معنی آواز و فریاد. ریشه ایرانی باستان.
رود: در اینجا به معنی ساز زنگی و چنگ است. در پارسی میانه رود (rōd) به معنی تار و ساز رودی. ریشه ایرانی.
کبک: نام پرنده. در پارسی میانه کبک (kabk). ریشه ایرانی.
تز: نام پرنده کوچک خوشخوان گلستانی. ریشهای کهن و بومی دارد که برخی آن را مرتبط با گویشهای محلی ماوراءالنهر دانستهاند.
نگارش واژگان با خط پهلوی (کتیبهای و کتابی)
اگر نویسندگان دوره ساسانی یا بزرگان عصر پسا اسلامی (مانند رودکی یا معاصرانش به سبک کاتبان) میخواستند این واژگان را با خط پهلوی ساسانی (کتابی) بنگارند، با توجه به عدم نقطه گذاری و ابهامزدایی خط پهلوی، به شکل زیر نوشته میشد (توجه: واژههای عربی مانند «لطیف» در خط پهلوی معمولاً به صورت تلفظ فارسی یا با املای سامیِ معادل نوشته میشدند):
چون (čwn): 𐭟𐭅𐭍 (چ و ن)
لطیف (lṭyf): 𐭫𐭈𐭩𐭯 (ل ط ی ف - به رسم خط پهلوی برای واژگان دخیل)
آرد (ʾlyt / ʾl-): 𐭠𐭫𐭩𐭲
بگاه (bkʾh): 𐭡𐭢𐭠𐭧 (ب گ ا ه)
نوبهار (nwbhʾl): 𐭭𐭅𐭡𐭧𐭠𐭫 (ن و ب ه ا ل)
بانگ (bʾnk): 𐭡𐭠𐭭𐭪 (ب ا ن گ)
رود (rwdt): 𐭩𐭥𐭲 (ر و د)
کبک (kbk): 𐭪𐭡𐭪 (ک ب ک)
سبک نگارش بزرگان پیشا و پسا اسلامی
کرتیر موبد یا نویسندگان کتیبههای ساسانی: اگر این بیت در قالب یک متن کتیبهای سنگنبشته (مانند کتیبههای حاجیآباد یا نقش رستم) به نگارش درمیآمد، از خط پهلوی کتیبهای (مستهوک) با واژهنگارها (هوزوارشهای آرامی) استفاده میشد و واژگان به جای خط کتابی با حروف منفصل سنگتراشی میشدند.
بزرگمهر حکیم و دبیران خسرو انوشیروان: در درگاه ساسانی، نامهنگاریها به خط پهلوی کتابیِ دقیق با سیستم پیچیده «هوزوارش» (نوشتن واژه به آرامی و خواندن به پارسی میانه) انجام میشد. مثلاً حرف اضافه «چون» ممکن بود با هزوارش نوشته شود و ساختار جمله کاملاً بر اساس دستور زبان پهلویِ ساسانی (فاعل + مفعول + فعل) تنظیم میگردید، نه دستور زبان شعر دری رودکی.
سبک رودکی و کاتبان دوره اسلامی: رودکی خود به خط پهلوی و خط عربیآشنایی داشت. کاتبان قرن چهارم هجری که هنوز سنّت دبیری پهلوی را حفظ کرده بودند، این اشعار را در بیاضها و جنگها گاه با خط پهلویِ دوره اسلامی (مانند کتیبههای پهلویِ تفاسیر قرآن یا متون مانوی و زرتشتیِ تورفان و فارس) به کتاب میآوردند که در آن حروف پیوستهتر و خط کمی روانتر از سنگنبشتههای رسمی ساسانی بود.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح و معنی بیت رودکی
این بیت از رودکی سمرقندی، پدر شعر پارسی، توصیفی لطیف از آغاز فصل بهار و بیدار شدن طبیعت است.
چون لطیف آرد بگاه نوبهار: هنگامی که خداوندگار یا روزگار (یا طبیعت) در هنگام فصل نوبهار، هوا و لطافت را پدید میآورد...
بانگ رود و بانگ کبک و بانگ تز: ...صدای چنگ و رود، بانگ کبک کوهی و آواز پرنده «تَز» به گوش میرسد.
پرنده «تَز» (یا تذرو و قرقاول کوچک) مرغکی است خوشخوان یا بومی گلستانها که در ادبیات کهن پارسی به آوازش اشاره شده است.
واژهشناسی و ریشهیابی واژگان بیت
چون: در پارسی میانه (پهلوی) و پارسی باستان چَی (čiy) یا چؤن؛ حرف اضافه و قید زمان به معنی «چگونه، هنگامی که». ریشه ایرانی باستان دارد.
لطیف: واژهای است معرب از عربی (لطف)، که در دوران اسلامی وارد زبان فارسی شده و در شعر رودکی نشانه آمیزش واژگان عربی با فارسی دری است.
آرد: فعل مضارع از مصدر «آوردن». در پارسی میانه آووردن (āwurdan) و در پارسی باستان آ-فَر-بار (ā-fr-bara). ریشه ایرانی باستان دارد.
بگاه: مرکب از «به» (پیشوند زمان یا حرف اضافه) + «گاه» (زمان، هنگام). در پارسی میانه بَگاه (bagāh) به معنی بهنگام و بوقت. ریشه ایرانی اصیل.
نوبهار: مرکب از «نو» (در پارسی میانه نوک - nawag) + «بهار» (در پارسی میانه باهار - bāhār). ریشه کاملاً ایرانی دارد.
بانگ: در پارسی میانه بانگ (bāng) به معنی آواز و فریاد. ریشه ایرانی باستان.
رود: در اینجا به معنی ساز زنگی و چنگ است. در پارسی میانه رود (rōd) به معنی تار و ساز رودی. ریشه ایرانی.
کبک: نام پرنده. در پارسی میانه کبک (kabk). ریشه ایرانی.
تز: نام پرنده کوچک خوشخوان گلستانی. ریشهای کهن و بومی دارد که برخی آن را مرتبط با گویشهای محلی ماوراءالنهر دانستهاند.
نگارش واژگان با خط پهلوی (کتیبهای و کتابی)
اگر نویسندگان دوره ساسانی یا بزرگان عصر پسا اسلامی (مانند رودکی یا معاصرانش به سبک کاتبان) میخواستند این واژگان را با خط پهلوی ساسانی (کتابی) بنگارند، با توجه به عدم نقطه گذاری و ابهامزدایی خط پهلوی، به شکل زیر نوشته میشد (توجه: واژههای عربی مانند «لطیف» در خط پهلوی معمولاً به صورت تلفظ فارسی یا با املای سامیِ معادل نوشته میشدند):
چون (čwn): 𐭟𐭅𐭍 (چ و ن)
لطیف (lṭyf): 𐭫𐭈𐭩𐭯 (ل ط ی ف - به رسم خط پهلوی برای واژگان دخیل)
آرد (ʾlyt / ʾl-): 𐭠𐭫𐭩𐭲
بگاه (bkʾh): 𐭡𐭢𐭠𐭧 (ب گ ا ه)
نوبهار (nwbhʾl): 𐭭𐭅𐭡𐭧𐭠𐭫 (ن و ب ه ا ل)
بانگ (bʾnk): 𐭡𐭠𐭭𐭪 (ب ا ن گ)
رود (rwdt): 𐭩𐭥𐭲 (ر و د)
کبک (kbk): 𐭪𐭡𐭪 (ک ب ک)
سبک نگارش بزرگان پیشا و پسا اسلامی
کرتیر موبد یا نویسندگان کتیبههای ساسانی: اگر این بیت در قالب یک متن کتیبهای سنگنبشته (مانند کتیبههای حاجیآباد یا نقش رستم) به نگارش درمیآمد، از خط پهلوی کتیبهای (مستهوک) با واژهنگارها (هوزوارشهای آرامی) استفاده میشد و واژگان به جای خط کتابی با حروف منفصل سنگتراشی میشدند.
بزرگمهر حکیم و دبیران خسرو انوشیروان: در درگاه ساسانی، نامهنگاریها به خط پهلوی کتابیِ دقیق با سیستم پیچیده «هوزوارش» (نوشتن واژه به آرامی و خواندن به پارسی میانه) انجام میشد. مثلاً حرف اضافه «چون» ممکن بود با هزوارش نوشته شود و ساختار جمله کاملاً بر اساس دستور زبان پهلویِ ساسانی (فاعل + مفعول + فعل) تنظیم میگردید، نه دستور زبان شعر دری رودکی.
سبک رودکی و کاتبان دوره اسلامی: رودکی خود به خط پهلوی و خط عربیآشنایی داشت. کاتبان قرن چهارم هجری که هنوز سنّت دبیری پهلوی را حفظ کرده بودند، این اشعار را در بیاضها و جنگها گاه با خط پهلویِ دوره اسلامی (مانند کتیبههای پهلویِ تفاسیر قرآن یا متون مانوی و زرتشتیِ تورفان و فارس) به کتاب میآوردند که در آن حروف پیوستهتر و خط کمی روانتر از سنگنبشتههای رسمی ساسانی بود.
////////////////////
متن اصلاحشده با رعایت اصول نگارشی و فاصلهگذاری صحیح علائم سجاوندی به شرح زیر است:
تز. [ ت َ ] (اِ) مرغکی بود کوچک و لونش خشینه بود و نیک نتواند پریدن و در گلستانها بیشتر بود. (لغت فرس اسدی، چ اقبال، ص ۱۷۰). نام مرغی بود که بیشتر در بوستانها بود و نیکو نتواند پرید و آوازک حزین داشته باشد. و در جثه و لون مانند خشینه بود. (فرهنگ جهانگیری) (از فرهنگ رشیدی). نام مرغکی است خوشآواز و کمسکون و بیشتر در گلستانها میباشد و آن را به عربی صعوه میگویند. (برهان) (از ناظمالاطباء). مرغکی است خوشآواز که در بوستان آوازی حزین دارد. (انجمن آرا) (آنندراج). مرغکی باشد کوچک و بانگی بهرنگ گنجشک کند و برجهنده و نیک نتواند پرید و نشاطی بود و در گلستانها بیشتر بود و نوای خوش زند و در بعضی مواضع آن را توذ گویند و به زبان اصفهانی ترمذ گویندش. (فرهنگ اوبهی):
چون ۞ لطیف آید ۞ بگاه ۞ نوبهار
به بانگ رود و بانگ کبک و بانگ تز.
رودکی (از لغت فرس).
|| کل و کچل را گویند؛ یعنی سری که زخم یا جای زخم در آن باشد. (برهان) (از انجمن آرا) (از آنندراج). کچل. (فرهنگ رشیدی). کل و کچل. (ناظمالاطباء). ریختگی موی سر از ضعف یا پیری... و امروز تاس گویند با تبدیل فتحه به الف و زاء به سین. (یادداشت بهخط مرحوم دهخدا):
نخواهم مغز گوز از بهر آنرا
که مغز گوز خوردن سر کند تز.
سوزنی.
|| دندانهٔ کلید را نیز گویند. (برهان) (از ناظمالاطباء) (از فرهنگ اوبهی). بهمعنی دندانهٔ کلید به نون و زای فارسی است. (فرهنگ رشیدی). دانهٔ کلید که در برهان آورده، غلط است؛ به نون و زای فارسی است؛ یعنی نژ... (انجمن آرا) (آنندراج):
دهکار بیدهست و شتربان بیشتر
پالان بیخر است و کلیدی تهی ز تز.
(از فرهنگ اوبهی).
و رجوع به تژ و تژه و تزه و نژ شود. || برگ نوبر را گویند. (فرهنگ جهانگیری) (ناظمالاطباء). برگ نوبرآمده از درخت را هم گفتهاند. (برهان). بهمعنی برگ نوبرآمده در برهان است، در رشیدی نیست. (انجمن آرا) (آنندراج).
//////////////////////////////////////
صَعوه: آبدارک؛ پرندهای کوچک شبیه گنجشک با منقار نازک، نوک تیز و بالهای گِرد است.
فهرست مندرجات۱ - کاربرد فقهی
۱ - کاربرد فقهی[ویرایش]از آن در باب حج و اطعمه و اشربه نام بردهاند.
۲ - کشتن صعوه[ویرایش]صعوه از پرندگان حلال گوشت است.
۱. ↑ لغت نامه دهخدا و لسان العرب، واژه «صعو».
۴ - منبع[ویرایش]فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهمالسلام، زیر نظر آیتالله محمود هاشمیشاهرودی، ج۵، ص۷۸، برگرفته از مقاله صعوه.
ردههای این صفحه : احکام خوردنی و آشامیدنی ها | پرندگان | فقه | کفارات
اشتراکگذاریمدرسه فقاهت
جعبهابزار
سیاست و ضوابط: تلاش ویکیفقه تدوین دانشنامهایی در حوزه علوم اسلامی است. یکی از سیاستهای اصلی آن رعایت احترام به صاحبان نظریه است. اتقان و مستند بودن مطالب یکی دیگر از سیاستهاست که در نگارش مطالب باید رعایت شود. تدوین مطالب توسط طلاب قم، مشهد، نجف و سایر حوزههای علمیه با رعایت اتقان و استناد، انجام میشود.
////////////////////
صعوهها، گروهی از پرندگان هستند که در تیرۀ صعوگان (به لاتین: Prunellidae) از راسته گنجشکسانان جای دارند و در جهان دارای تنها یک سرده است. نام "آبدارَک" هم برای صعوه ذکر شده است (لغتنامه دهخدا بر اساس ربنجنی).
فهرست گونهها
تیره: صعوگان PRUNELLIDAEسرده: صعوهها Prunellaصعوه کوهی, Prunella collaris
صعوه آلتای, Prunella himalayana
صعوه سینهسرخ, Prunella rubeculoides
صعوه سینهحنایی, Prunella strophiata
صعوه سیبری, Prunella montanella
صعوه قهوهای, Prunella fulvescens
صعوه ابروسفید, Prunella ocularis
صعوه گلوسیاه, Prunella atrogularis
صعوه کوزلوا, Prunella koslowi
صعوه جنگلی, hedge accentor or hedge sparrow, Prunella modularis
صعوه ژاپنی, Prunella rubida
صعوه پشتبلوطی, Prunella immaculata
صعوه عربی, Prunella fagani
گونههای ایران
در ایران چهار گونه از این خانواده وجود دارد.صعوه کوهی
صعوه جنگلی (صعوه باغی)
منابع
مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Accentor». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۳ فوریه ۲۰۱۵.
در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ صعوه موجود است.
این یک مقالهٔ خرد زیستشناسی است. میتوانید با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید.
این صفحه آخرینبار در ۹ آوریل ۲۰۲۵ ساعت ۲۰:۱۰ ویرایش شده است.
این صفحه با استفاده از پارسوید رندر شده است.
////////////////////////////
المُنَاغِي أو عصفور الشوك طائر من الجواثم يتبع جنس المُنَاغِي (الاسم العلمي: Prunella) ضمن الفَصِيلة المُنَاغَوِيَّة (الاسم العلمي: Prunellidae) الأحادية النمط. ويستوطن في المنطقة القطبية الشمالية القديمة (النصف الشمال من قارة آسيا وإفريقيا وجميع مناطق أوروبا)، يبلغ طول أنواع هذه الجواثم ما بين 14 سم إلى 18 سم وتزن ما بين 25 إلى 35 غراماً. تتغذى على الحشرات الصغيرة في فصل الصيف. وعلى التوت البري في الشتاء.
الأنواعجنس عصفور الشوكعصفور الشوك الصنوبري، Prunella collaris
عصفور شوك ألتاي، Prunella himalayana
عصفور الشوك العربي، Prunella fagani
عصفور الشوك أسود الرقبة، Prunella atrogularis
عصفور الشوك البني، Prunella fulvescens
عصفور الشوك، hedge accentor or hedge sparrow، Prunella modularis
عصفور الشوك الياباني، Prunella rubida
عصفور الشوك المنغولي، Prunella koslowi
عصفور الشوك كستنائي الظهر، Prunella immaculata
عصفور شوك رادي، Prunella ocularis
عصفور شوك روبن، Prunella rubeculoides
عصفور الشوك أصهب الصدر Prunella strophiata
عصفور الشوك السيبيري، Prunella montanella
المراجع
IOC World Bird List Version 6.3 (بالإنجليزية), 21 Jul 2016, DOI:10.14344/IOC.ML.6.3, QID:Q27042747
IOC World Bird List. Version 7.2 (بالإنجليزية), 22 Apr 2017, DOI:10.14344/IOC.ML.7.2, QID:Q29937193
World Bird List: IOC World Bird List (بالإنجليزية) (6.4th ed.), International Ornithologists' Union, 2016, DOI:10.14344/IOC.ML.6.4, QID:Q27907675
أمين المعلوف (1985)، معجم الحيوان (بالعربية والإنجليزية) (ط. 3)، بيروت: دار الرائد العربي، ص. 2، OCLC:1039733332، QID:Q113643886
عصافير الشوك في المشاريع الشقيقة
مستودع كلمات حدائق الحيوان (ZooBank) • المَرفَق العالمي لمعلومات التنوع الحيوي (GBIF) • أنا عالم طبيعة (iNaturalist) • موقع بلزي (Plazi) • أنظمة بولد (BOLD) • موسوعة الحياة (EoL) • الشبكة الوطنية للتنوع الحيوي (NBN) • المركز الوطني الأمريكي لمعلومات التقانة الحيوية (NCBI) • قاعدة بيانات "دنتكسا" (Dyntaxa) • مكتبة علم الأحياء (BioLib) • السجل المُؤقَّت للأنواع البحريَّة وغير البحريَّة (IRMNG) • سجل الأحياء في نيوزيلندا (NZOR) • سجل الأنواع الهولندية (NSR) • نظام معلومات التصنيف المتكامل (ITIS TSN)
آخر تعديل لهذه الصفحة كان يوم 6 سبتمبر 2026، الساعة 21:58.
تمت معالجة الصفحة باستخدام Parsoid.
///////////////////
The accentors are a genus of birds in the family Prunellidae, which is endemic to the Old World.[1] This small group of closely related passerines are all in the genus Prunella. All but the dunnock and the Japanese accentor are inhabitants of the mountainous regions of Europe and Asia; these two also occur in lowland areas, as does the Siberian accentor in the far north of Siberia. These birds are not strongly migratory, but they will leave the coldest parts of their range in winter and make altitudinal movements.[2]
Taxonomy and etymology
The genus Prunella was introduced by the French ornithologist Louis Vieillot in 1816 with the dunnock (Prunella modularis) as the type species.[3][4] Although the genus is usually used for all the accentors, the alpine accentor and Altai accentor are sometimes separated into the genus Laiscopus.[5]
Harrison [6] used the group name dunnock for all of the species, not just Prunella modularis (thus e.g. Japanese dunnock for P. rubida); this usage is based on the oldest known name for any of the species (old English dun-, brown, + -ock, small: "little brown bird"[7]). Accentor derives from the old scientific name for the Alpine accentor (Accentor collaris). It comes from Late Latin, meaning "sing with another" (ad + cantor).[8] The genus name Prunella is from the German Braunelle, "dunnock", a diminutive of braun, "brown".[9]
Description
These are small, fairly drab species superficially similar, but not closely related to, sparrows. They are 14 to 18 cm (5.5 to 7.1 in) in length, and weigh between 25 and 35 g (0.88 and 1.23 oz).[2] However, accentors have thin sharp bills, reflecting their diet of ground-dwelling insects in summer, augmented with small seeds and berries in winter. They may also swallow grit and sand to help their stomach break up these seeds.[5][10]
Most of the species live together in flocks. The dunnock is an exception since it prefers to be solitary except when feeding. The dunnock also earned a nickname of "shuffle-wing" since it most strongly displays the characteristic wing flicks used during courtship and other displays.[10]
Accentors may have one to three broods a year. Courtship consists of a great deal of song from the males, which may include short lark-like song flights to attract a mate. In most species, the male and female share in the nest making, with the dunnocks again being an exception; their males have no part in nest building or incubation. They build neat cup nests and lay 3–6 unspotted green or blue eggs.[5][2] The eggs are incubated for around 12 days. The young are fed by both parents and take an additional 12 days or so to fledge.[5]
Habitat
Their typical habitat is mountainous regions in an area far above the tree-line, but below the snow-line. The Alpine accentor has been observed at nearly 8,000 m (26,000 ft) altitude in the Himalaya and the Altai and Robin accentors at 5,500 m (18,000 ft);[5] however, most accentors breed in scrub vegetation at lower levels. Most species are altitudinal migrants, descending to lower altitudes to spend the winter, but some are long-distance migrants, most notably the Siberian accentor, which migrates 3,000–5,000 km from northern Siberia to China and Korea.[5] Accentors spend the majority of their time in the undergrowth and even when flushed, stay low to the ground until reaching cover.[5]
Species list
Twelve species are currently accepted:[11]Alpine accentor Prunella collaris
Altai accentor Prunella himalayana
Robin accentor Prunella rubeculoides
Rufous-breasted accentor Prunella strophiata
Siberian accentor Prunella montanella
Brown accentor Prunella fulvescens
Radde's accentor Prunella ocularis (includes the formerly accepted Arabian accentor Prunella fagani, lumped in 2018[11])
Black-throated accentor Prunella atrogularis
Kozlov's accentor Prunella koslowi
Dunnock Prunella modularis
Japanese accentor Prunella rubida
Maroon-backed accentor Prunella immaculata
References
Liu, B.; et al. (Aug 2017). "Explosive radiation and spatial expansion across the cold environments of the Old World in an avian family". Ecology and Evolution. 7 (16): 6346–6634. Bibcode:2017EcoEv...7.6346L. doi:10.1002/ece3.3136. PMC 5574758. PMID 28861238.
McClure, H. Elliott (1991). Forshaw, Joseph (ed.). Encyclopaedia of Animals: Birds. London: Merehurst Press. p. 184. ISBN 1-85391-186-0.
Vieillot, Louis Pierre (1816). Analyse d'une Nouvelle Ornithologie Élémentaire (in French). Paris: Deterville/self. p. 43.
Mayr, Ernst; Paynter, Raymond A. Jr, eds. (1964). Check-list of Birds of the World. Vol. 10. Cambridge, Massachusetts: Museum of Comparative Zoology. p. 3.
Hatchwell, B.J. (2005). "Family Prunellidae (Accentors)". In del Hoyo, J.; Elliott, A.; Christie, D.A. (eds.). Handbook of the Birds of the World. Vol. 10: Cuckoo-shrikes to Thrushes. Barcelona, Spain: Lynx Edicions. pp. 496–513. ISBN 978-84-87334-72-6.
Harrison, An Atlas of the Birds of the Western Palaearctic, 1982
"Accentor". Oxford English Dictionary (online ed.). Oxford University Press. (Subscription or participating institution membership required.)
Jobling, James A. (2010). The Helm Dictionary of Scientific Bird Names. London, United Kingdom: Christopher Helm. p. 318. ISBN 978-1-4081-2501-4.
Burton, Maurice; Burton, Robert (1974). The Funk & Wagnalls Wildlife Encyclopedia. Vol. 1. New York, N.Y.: Funk and Wagnalls. OCLC 20316938.
Gill, Frank; Donsker, David, eds. (2024). "Waxbills, parrotfinches, munias, whydahs, Olive Warbler, accentors, pipits". World Bird List Version 14.1. International Ornithologists' Union. Retrieved 24 August 2024.
External links
Wikimedia Commons has media related to Prunella (bird).Accentor videos on the Internet Bird Collection
Genera of finches, sparrows and tanagers
Prunella
BioLib: 8858
This page was last edited on 25 July 2026, at 09:21 (UTC).
Page was rendered with Parsoid.
