۱۴۰۵ شهریور ۲۰, جمعه

فیاوار شغل خیر باشد، عنصری گوید: مهر ایشان بود فیاوارم غمتان من بهر دو بگسارم.

 فیاوار شغل خیر باشد، عنصری گوید:

مهر ایشان بود فیاوارم

غمتان من بهر دو بگسارم

مطلوب است  شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج  بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی.  نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان  این بیت را با  حروف پهلوی  به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟ 

شرح و معنی قطعه

«فیاوار شغل خیر باشد، عنصری گوید: / مهر ایشان بود فیاوارم / غمتان من بهر دو بگسارم»

این بیت در بردارنده مفاهیم عمیق اخلاقی، یاریگری و همدلی در فرهنگ کهن ایرانی است. در معنای لغوی و ادبی، شاعر بیان می‌کند که دوستی و محبت آن بزرگان، پشتیبان و مددکار من است و من بار سنگین اندوه و غمی را که بر دوش شماست، به جان می‌خرم و آن را به دو نیم کرده و همه‌ساله یا از دو سو تحمل می‌کنم تا بار شما سبک شود. واژه کلیدی این بیت یعنی «فیاوار» (یا پیاوار) نمایانگر سنت دیرینه تعاون، امدادرسانی متقابل و دستگیری از همنوع در آیین‌های کهن ایرانی است.

واژه‌شناسی پیشااسلامی (ایرانی و انیرانی)

  • فیاوار (Piāwār / Pēyāwār): واژه‌ای اصیل ایرانی و پهلوی (Middle Persian) به معنای مدد، یاری، معاونت، توشه همیاری و کار نیک گروهی. ریشه در زبان‌های ایرانی میانه دارد.

  • مهر (Mihr): واژه‌ای ایرانی باستان (*miθra-) و پهلوی (mihr)، به معنای پیمان، محبت، دوستی و ایزد روشنایی.

  • بهر (Bahr): واژه‌ای پارسی میانه (bahr) به معنای سهم، حصه، قسمت یا به خاطرِ.

  • دو (Dō): واژه‌ای ایرانی باستان (*dva-) و پهلوی (dō) به معنای عدد دو.

  • گسارم (Gusāram): از ریشه پهلوی گساردن یا گزاردن (gusārdan / guzārdan) به معنای به انجام رساندن، ادا کردن، تحمل کردن یا تسکین دادن.

نگارش واژگان پارسی میانه (پهلوی ساسانی)

در خط پهلوی کتابی (سده‌های سوم تا هفتم هجری و دوران ساسانی)، واژگان کلیدی این بیت به شیوه زیر نوشته می‌شدند (توجه: خط پهلوی خطی است کتیبه‌ای/کتابی و اغلب با هیدروگرام‌های آرامی همراه است):

  • مهر (Mihr): به پهلوی کتابی 𐭬𐭩𐭧𐭫 (MYḤL / mihr)

  • دو (Dō): به پهلوی کتابی 𐭲𐭥 (DW / dō)

  • بهر (Bahr): به پهلوی کتابی 𐭡𐭧𐭫 (BḤL / bahr)

سبک نگارش شخصیت‌های تاریخی در ادوار مختلف

اگر نویسندگان و دانشمندان نامبرده می‌خواستند این مفاهیم را در عصر خود ثبت کنند، سبک نگارش و زبانیِ متفاوتی را به کار می‌بستند:

  • کرتیر موبد (سده سوم میلادی): اگر این متن در کتیبه‌های سنگ‌نوشته عصر ساسانی (مانند کتیبه کعبه زرتشت) به خط پهلوی کتیبه‌ای (مفصوره) نگاشته می‌شد، با لحنی رسمی، مذهبی و دینی همراه می‌بود و واژگان با خطی منفصل، زاویه‌دار و بدون اتصال حروف به سبک سنگ‌نوشته‌های کرتیر تراشیده می‌شد.

  • نوشیروان و بزرگمهر حکیم (سده ششم میلادی - عصر خسرو انوشیروان): بزرگمهر بختگان (موبد موبدان و وزیر نامدار) این بیت یا مفاهیم پندگونه را به زبان پارسی میانه ساسانی (پهلوی دری یا همان زبان دربار خسروان) در قالب اندرزنامه‌ها به کار می‌برد. سبک نگارش، پهلوی کتابی متداول در تدوین اوستا و تفاسیر آن (زند) بود؛ جایی که واژه‌های دینی و حکمی با دقت و به دور از تکلف‌های عربی ثبت می‌شدند.

  • سراینده پساساسلامی (عصر اسلامی): عنصری (یا هر شاعر پارسی‌گوی دوره اسلامی) با حفظ اصطلاحات متروک و باستانیِ پهلوی (مانند «فیاوار» که در متون شعری کهن به عنوان واژه‌ای آرکائیک و فاخر به کار رفته)، سنت شعر مدحی و حماسی را با واژگان دری آمیخته و آن را به خط عربی-فارسی رایج بر کاغذ تحریر کرده است؛ سبکی که در آن عناصر باستان‌گرایی زبانی به عنوان نشانه‌ای از فصاحت و دانش به کار می‌رفته است.