فاژ دهندره بود که آن را آسا گفتیم لبیبی گفت:
قیاس کونش چگونه کنم بیا و بگوی
اَیا گذشته بشعر از بیانی و بوالحرّ
اگر ندانی بیندیش تا چگونه بود
که سبزه خورد بفاژَد بهارگه اشتر.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح و معنی قطعه لبیبی
- بیت اول و دوم (چالش شعر و مقایسه): شاعر به فرد یا رقیبی شعرشناس (یا کسی که ادعای شاعری دارد) طعنه میزند و میگوید: «قیاس کردن کونش (کفل یا بخش پشتی ستور) چگونه کنم؟ بیا و بگو، ای کسی که در شعر از بیان (شاعران پیشین) و بوالحرّ پیش افتادهای. اگر نمیدانی [پاسخ را] بیندیش تا چگونه باشد...»
- بیت سوم (مثال و تمثیل): «که شتر در فصل بهار سبزه میخرد (میچرد) و دهاندره میکند (فاژد).»
- معنی واژه «فاژ» و «فاژدن»: چنانکه در مصراع اول به نقل از لغتنامه یا فرهنگها آمده است، فاژ به معنای دهاندره کردن به هنگام خوردن یا خستگی است. وقتی شتر در بهار علف تازه و سبزه میخورد، از فرط سیری و انبساط خاطر دهان میدرد (فاژد). شاعر این حالت طبیعی و زمینی را به شکلی تمثیلی و طنزآلود در برابر ادعاهای شاعرانه قرار داده است.
واژگان پیشااسلامی (ایرانی و انیرانی) در قطعه
- فاژ / فاژدن: از ریشههای کهن ایرانی (پهلوی: pāž یا مشتقات مرتبط با گشادن دهان و خمیازه).
- بیان: نام شاعر یا شخصیتی که در شعر کهن فارسی به عنوان معیار سخنوری آمده است (ریشه سامی/عربی یا معرب، اما در ادب فارسی کهن جا افتاده).
- بوالحرّ: کنیه یا نام خاصی برای یک سخنور یا شاعر پیشین است (ترکیب عربی).
- اشتر (شتر): واژه اصیل ایرانی (در پهلوی: uštr، اوستایی: uštra) که از دورههای باستان در زبان جاری بوده است.
- بهارگه: واژه اصیل فارسی برای فصل بهار یا اقامتگاه بهاری.
نگارش واژگان پارسی باستان / میانه به خط پهلوی
- واژه «اشتر» (شتر):
- خط پهلوی کتابی (پازند/فارسی میانه): به صورت
ʾwštr(اولشتر / اوشتر) نوشته میشد. حرف «الف» با «واو» و «شین» و «ت» و «ر» پیوند میخورد. - خط پهلوی کتیبهای: حروف جدا از هم با فرمهای خاص دوره ساسانی ثبت میگردید.
- واژه «فاژد» (دهاندره میکند):
- ریشه فعل پهلوی مربوط به باز کردن یا گشادن دهان. در خط پهلوی کتابی با حروف
p(پ/ف)،ʾ(الف)،š(ش)، و پسوند فعل مضارع نوشته میشد.
سبک و سیاق نگارش نویسندگان تاریخی
- نوشیروان و بزرگمهر حکیم / موبد موبدان (دوره ساسانی):
- اگر این مفاهیم در دربار ساسانی به ثبت میرسید، قطعا به زبان فارسی میانه ساسانی (پارسی میانه) و با خط پهلوی کتابی (دبیری) یا کتیبهای نوشته میشد. خط پهلوی به دلیل داشتن «هزوارشها» (واژگان آرامی که به جای فارسی خوانده میشدند) ساختاری پیچیده داشت. برای مثال، واژه «گوسفند» یا «چهارپا» ممکن است با هزوارش آرامی نوشته میشود، اما واژگان خاص مانند uštr (اشتر) مستقیماً با حروف پهلوی نگاشته میشدند.
- کرتیر (موبد بزرگ دوره ساسانی):
- کرتیر کتیبههای خود را به خط پهلوی کتیبهای (مشتمل بر سنگنوشتههای کعبه زرتشت یا نقش رجب) مینگاشت. خط کتیبهای کرتیر بسیار مستحکم، رسمی، و دارای حروف منفصل یا نیمهمتصل است که ویژگی کتیبهنویسی قرن سوم میلادی را دارد.
- سراینده پسااسلامی (لبیبی در قرن چهارم):
- لبیبی و همعصران او (مانند فردوسی و رودکی) دیگر به خط پهلوی نمینوشتند، بلکه زبان فارسی دری را با خط عربی-فارسی تحریر میکردند. با این حال، حفظ واژگانی چون «فاژ» و «اشتر» نشاندهنده پیوند عمیق شعر خراسان با واژگان کهن ایرانی و فرهنگ پیش از اسلام است.
فاژ. [ فاژ ] (اسم) خمیازه، دهندره، آسا (یادداشت بهخط مؤلف):
خواب اگر عبهر کند پس از چه معنی غنچه را فاژ میآید، مگر خاصیت عبهر گرفت؟ امیرخسرو دهلوی
بعضی گویند دهان باز کردن در خواب است (برهان). فاژه، پاسک، باسک (یادداشت بهخط مؤلف).
مهمترین اصلاحات انجامشده:
نیمفاصلهها و اصلاح نویسهها: ترکیباتی مانند «دهندره»، «میآید» و اضافههای مضافالیه با نیمفاصلهٔ استاندارد ویرایش شدند.
علائم نگارشی: فاصلههای اضافی پیش و پس از علائم سجاوندی (نقطه، ویرگول، پرانتزها و علامتهای نقلقول) حذف و مرتب شدند.
ساختار بیت: بیت نقلشده از امیرخسرو دهلوی با تورفتگی مناسب و تفکیک مصراعها تنظیم شد تا خوانش آن دقیقتر و روانتر باشد.
