شمشار چوبی است که درختش بسی بلند نبود و از وی آلت پیشه وران سازند
که چوبی سخت باشد، زینبی گفت:
فدای آن قد و زلفش که گویی
فروهشته است از شمشاد شمشار
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح و معنی بیت
زینبی در این بیت، قد بلند و موزون معشوق را به درخت بلند و سرسبز «شمشاد» تشبیه کرده و زلفهای سیاه و آویختهی او را به چوب سخت، راست و تیره رنگ «شمشار» (شمشاد سبز یا گونهای چوب سخت و مقاوم) همانند ساخته است. تکرار واژهی شمشاد و شمشار (جناس تام یا شبهاشتقاق) بر موسیقی و ریتم کلام افزوده است؛ یعنی قد معشوق همچون شمشاد است و زلف او همچون چوب شمشار از آن فرو ریخته است.
واژهشناسی و ریشهیابی (واژههای کهن ایرانی)
- شمشاد (Šamšād): واژهای است ایرانی از دورهی میانه (پهلوی: šamšāt یا šamšād) که معرب آن «مششاد» نیز آمده است و ریشهاش به زبانهای ایرانی باستان بازمیگردد.
- شمشار (Šamšār): معرب یا دگرگونشدهی همان شمشاد یا نام محلی گونهای از چوب سخت (در برهان قاطع به چوب سخت و تیرهرنگ تعبیر شده). ریشهی هندواروپایی دارد و در زبانهای ایرانی باستان شاخص درختان سختچوب بوده است.
- قد (Qad): واژهای عربی است، اما در ادب فارسی جا افتاده است (معادل پارسی باستان: tanu یا fraštra).
- زلف (Zulf): واژهای فارسی/پهلوی (zulb یا zulf) به معنی موی سر و پیچوتاب آن.
- فروهشته (Furōhišta): از فعل پارسی میانهی frōhistan (فرو آویختن، آویزان کردن)، پیشوند frō- (فرو) + hišta (هشته، گذاشته از ریشهی hang یا هشتن).
نگارش واژگان با خط پهلوی (کتیبهای و کتابی)
اگر نویسندگان دورهی ساسانی (مانند موبد کرتیر یا بزرگمهر حکیم) یا دبیران دربار نوشیروان میخواستند واژگان کلیدی این بیت (قد، زلف، شمشاد، شمشار) را به خط پهلوی ساسانی نگارند، به دلیل ساختار «هزوارهنویسی» (حروف آرامی به جای پارسی میانه) و خط پهلوی کتابی، نگارش آنها به سبک زیر انجام میشد:
- شمشاد / شمشار:به خط پهلوی کتابی (Pahlavi Book Script) به صورت šmšʾt (ش م ش ا ت) یا šmšʾl نگاشته میشد. در خط پهلوی کتیبهای (سنگنوشتههای عصر ساسانی کرتیر)، حروف به شکل منفصل و با خطی بسیار نزدیک به آرامی باستانی ترسیم میشدند: 𐭭𐭬𐭱𐭠𐭩 (بازنمایی حروف منفصل).
- زلف:به خط پهلوی کتابی به صورت zlp' (ز ل پ) نگاشته میشد که در خوانش سنتی به صورت هزوارش یا واژهنگاشت خوانده میشد.
- قد:در خط پهلوی غالباً با واژهی اصیل پارسی میانه یعنی tan (ت ن) به نشانهی تن و قامت نوشته میشد.
سبک و سیاق نگارش در عصر ساسانی (کرتیر و بزرگمهر)
اگر بزرگمهر حکیم (وزیر انوشیروان) یا کرتیر (موبد پرقدرت عصر ساسانی) متن این بیت را به خط و زبان پارسی میانه (پهلوی ساسانی) تحریر میکردند، ساختار دستوری آن کاملاً دگرگون میشد و از واژگان اصیل اوستایی-پهلوی به جای واژگان معرب یا متأخر استفاده میگردید. برای نمونه، ساختار زبان پارسی میانه (فارسی دری باستان) به جای نحو عربی-فارسی متأخر، از املای تاریخی و شیوهی نگارش کتیبهای کعبه زرتشت یا نوشتههای تورفانی پیروی میکرد که در آن کلمات به صورت پیوسته، با حروف ناپیوستهی آرامیبنیاد و بدون نقطهگذاری امروزی ثبت میشدند.
