بَراز زیبایی بود و [برازا] زیبا چنانکه گویی برازا مرد است رودکی گوید:
بحقّ آن خمّ زلف بسان منقار باز
بحقّ آن روی خوب کزوگرفتی براز.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
۱. شرح و معنی بیت و واژه «براز»
در این بیت از رودکی سمرقندی، واژه «بَراز» به معنای زیبایی، شکوه، فرّ، رونق، آراستگی و جلوه نیکو به کار رفته است.
- معنی مصراع اول: سوگند به حق آن خمیدگی زلف که مانند منقار باز (پرنده شکاری) است.
- معنی مصراع دوم: و سوگند به حق آن روی نیکو و زیبایی و شکوهی که [چهرهات] از آن بهره گرفته و به واسطهاش درخشان و زیبا شده است.
شاعر در این ابیات، معشوق را به زیبایی و شکوه و «براز» تمجید میکند و خم زلف او را به منقار خمیده باز تشبیه نموده است.
۲. واژهشناسی تاریخی و ریشهشناسی (پرهای از پیشااسلامی)
واژه «بَراز» (Barāz / Barāzī) در زبانهای ایرانی میانه و باستان ریشهای کهن دارد:
- فارسی میانه (پهلوی ساسانی و تورفانی): واژه brāz یا brāz- (brāzītan) به معنای درخشیدن، تابیدن، فروغ و شکوه است.
- ایرانی باستان: احتمالاً از ریشه اوستایی brāz- یا هندواروپایی آن به معنای «درخشش و جلوه» مشتق شده است.
- واژههای همراه در بیت:
- خَمّ (خمیدگی): واژه عربی است، اما معادل پهلوی آن خم (xom) یا کَمَک بوده است.
- زلف: واژهای اصیل ایرانی (در پهلوی: zulf یا wazg / gīs).
- منقار: واژه معرب، که معادل پهلوی آن نوک (nōk) است.
- باز: پرنده شکاری (در پهلوی: bāz).
- روی (چهره): در پهلوی rōy یا čihr.
- خوب: در پهلوی xwob یا hu- (پسوند خوشی و نیکی).
۳. نگارش واژگان بیت با خط پهلوی (کتیبهای و کتابی)
اگر نویسندگان و دبیران دورههای مختلف پیشااسلامی یا شخصیتهای نامور ساسانی (مانند کِرتیر موبد بزرگ در سنگنوشتهها، یا بزرگمهر حکیم در متون پهلوی کتابی) میخواستند واژگان کلیدی این بیت یا مفاهیم آن را به خط پهلوی بنگارند، به سبکهای زیر تحریر میکردند:
الف) خط پهلوی کتیبهای (کتیبههای ساسانی - عصر کرتیر)
در دوره ساسانی (قرن سوم میلادی)، خط پهلوی کتیبهای (مستهکم و منفصل) برای سنگنوشتهها به کار میرفت. واژگان کلیدی به این شکل نوشته میشدند:
- براز (Brāz - شکوه و زیبایی): 𐭡𐭫𐭠𐭆 (ب ل ا ز)
- روی (Rōy - چهره): 𐭫𐭥𐭩 (ر و ی)
- باز (Bāz - پرنده): 𐭡𐭠𐭆 (ب ا ز)
ب) خط پهلوی کتابی / هزوارشنویسی (عصر خسرو انوشیروان و بزرگمهر)
در متون دینی و ادبی پهلویِ ساسانی (موسوم به پهلوی کتابی یا شکسته)، خط پیوسته بود و اغلب از هزوارشها (نوشتن واژه آرامی و خواندن به پارسی میانه) استفاده میشد. بزرگمهر حکیم در مقام وزیر انوشیروان، متن را به سبک دبیره کاتبان دربار ساسانی چنین مینگاشت:
- واژه «رُوی» (چهره) ممکن است با هزوارش آرامیِ پَنִم (PNM) نوشته شده و rōy خوانده شود.
- واژه «زیبایی/براز» مستقیماً با حروف پهلویِ b-r-ā-z نگاشته میشد.
۴. مقایسه سبک نگارش ادوار مختلف
| شخصیتی که مینگاشت | نوع خط و سبک | ویژگی ظاهری و شیوه نگارش واژه «براز» و «روی» |
| کِرتیر موبد موبدان (کتیبهنویس قرن ۳ میلادی) | پهلوی کتیبهای (Inscriptional Pahlavi) | خط منفصل، زاویهدار، سنگنبشتهای؛ حروف کاملاً جدا از هم با نقش سنگ. |
| بزرگمهر حکیم / عصر انوشیروان (قرن ۶ میلادی) | پهلوی کتابی / پسینی (Book Pahlavi) | خط پیوسته، دفتری و تحریری، استفاده فراوان از حروف همسان و هزوارشهای آرامی. |
| سراینده پسا اسلامی (رودکی و شعرا) | خط فارسی-عربی (نسخ یا نستعلیق) | ترکیب واژگان اصیل ایرانی با واژگان معرب در بستر خط و فرهنگ اسلامی-ایرانی. |
با توجه به این ساختار، واژه «براز» به عنوان پلی میان زبان پارسی باستان، پهلوی میانه و فارسی دری، نشانگر تداوم مفهوم زیبایی و شکوه در پهنه ادبیات ایران زمین است.
در ادامه، نسخه ویرایششده و پاکسازیشدهٔ واژهٔ «براز» با رعایت کامل اصول نگارشی، نیمفاصلهها، ساختار ابیات و تنظیم درست شواهد و ترکیبات تقدیم شما میشود:
متن ویرایششده
براز. [ بَ ] (اسم مصدر) برازندگی، زیبایی، نیکویی، آراستگی (برهان). برازندگی، زیبایی (فرهنگ اسدی):
بحق آن خمّ زلف بسان منقار بازبحق آن روی خوب کز او گرفتی براز.رودکی
- برازلفظین؛ نزد بلغار آن است که شاعر لفظ مشترک را در ربط بر نمطی آرد که از ترکیب، یک معنی محبوس و دوم مقبول مفهوم شود. مثال آن:از یمینت یم پدید آمد چو نار اندر مناروز وجودت جود پیدا گشت چون ماء از غمام.معنی محبوس در «یمین» «یم» و در «منار» «نار» و در «وجود» «جود» و در «غمام» «ماء» و معنی مقبول ظاهر است (کشاف اصطلاحات الفنون از جامعالصنایع).
- رستمبراز؛ با لیاقت و شایستگی رستم یا با مبارزت رستم:خواجه احمد آن رئیس عادل پیروزگرآن فریدونفرّ کیخسرودل رستمبراز.منوچهری
مؤلف در یادداشتی نویسد: «این شعر منوچهری را برای براز بهمعنی برازندگی آوردهاند و غلط است. کازیمیرسکی گوید ممکن است کلمهٔ براز از برازندگی فارسی یا براز، مبارزهٔ عربی باشد.»
|| چوبکی که کفشگران ما بین کفش و قالب گذارند و درودگران میان شکاف چوب نهند بوقت شکافتن (برهان).
|| پینه که بر جامه و غیر آن دوزند (برهان).
مهمترین اصلاحات انجامشده:
- نیمفاصلهها و اصلاح نویسهها: ترکیباتی چون «برازلفظین»، «جامعالصنایع»، «فریدونفرّ»، «رستمبراز»، «مبارزهٔ» و اضافههای مضافالیه با نیمفاصلهٔ استاندارد ویرایش شدند.
- علائم نگارشی: فاصلههای اضافی پیش و پس از علائم سجاوندی (نقطه، ویرگول، نقطهٔ ویرگول، پرانتزها) حذف و مرتب شدند.
- ساختار ابیات و فهرستها: بخش ترکیبات و اصطلاحات با ساختار گلولهای (Bullet) مرتب شد و ابیات شعری بهصورت بندهای مجزا و تورفته تنظیم گردید.
