خَشَنسار مرغی است، آبی بود، دقیقی گفت:
از آن کردار کو مردم رباید عقاب تیز بِرُباید خَشَنسار
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح و معنی قطعه
«خشَنسار» نام مرغی آبیرنگ و آبزی است که در متون کهن و لغتنامهها (مانند لغتنامه دهخدا یا برهان قاطع با استناد به اشعار دقیقی طوسی) به آن اشاره شده است. این پرنده همان «چنگر اوراسیایی» (Eurasian Coot) است که امروزه در طبقهبندی زیستمحیطی حتی در مناطقی چون تاسمانی استرالیا نیز یافت میشود.
دقیقی در بیت خود این پرنده را توصیف کرده و قدرت و شتاب آن در ربودن طعمه یا تسلطش بر آب را به عقاب تیزچنگ تشبیه میکند؛ به این معنا که همانگونه که عقاب تیزپرواز طعمه را از روی زمین میرباید، خشَنسار نیز در قلمرو خود (آب) چنین عمل میکند.
واژهشناسی و ریشهیابی پیشااسلامی
- خشَنسار (Xašansār / Xashansar): واژهای کهن و احتمالاً متعلق به زبانهای ایرانی میانه (پهلوی یا سغدی) یا حتی بازماندهای از دورههای باستانی است که پسوند «-ار» در آن پسوند سازنده نام پرندگان یا ابزار است. بخش نخست آن با ریشههای مربوط به آب، خیسی یا رنگ (احتمالاً مرتبط با کبودی و رنگ آبی پرنده) پیوند دارد.
- عقاب (Uqāb): واژهای معرب است (در اصل از آرامی یا عبری یا یونانی از طریق سریانی به عربی راه یافته)، اما در فارسی میانه معادل آن واژه اصیل «آلپ» (Ālp) یا «عقاب» به صورتهای بومی به کار میرفته است.
- کردار (Kirdār): از فارسی میانه kirdār (عمل، رفتار)، مشتق شده از مصدر kardan (کردن) در پارسی باستان kṛ-.
- مردم (Mardum): از فارسی میانه mardōm، برگرفته از اوستایی maṣya- و پارسی باستان martiya (انسان، آدم).
- رُباید (Robāyad): از فارسی میانه robād، مشتق از مصدر robūdan (ربودن)، همریشه با اوستایی raupa- (فریفتن و ربودن).
کتابت واژگان با خط پهلوی (کتیبهای یا کتابی)
اگر نویسندگانی چون نوشیروان، بزرگمهر حکیم، کرتیر موبد یا شاعران دوره ساسانی میخواستند واژگان کلیدی این بیت را به خط پهلوی (کتابی یا ساسانی) بنگارند، شیوههای نگارشی بر اساس املاء تاریخی (Historical Spelling) و استفاده از هزوارهها (Huzoreš - واژههای آرامی که به جای فارسی خوانده میشدند) اعمال میشد. در اینجا شکل پهلویِ کتابی (Pahlavi Book Script) واژگان اصلی آورده میشود:
- مردم (Mardum): به صورت
mltwm(با خط پهلوی کتابی: 𐭬𐭫𐭲𐭥𐭬) نگاشته میشد که در اصل به سبک هزوارش خوانش میشد، اما شکل نوشتاری آن بر پایه ریشه باستانی است. - کردار (Kirdār): به صورت
kltʾl(𐭪𐭫𐭲𐭠𐭫) مکتوب میگردید. - رُباید (Robāyad): بر اساس بن فعل پهلوی
lwb-(ربودن) به شکلlwbʾytنگاشته میشد. - خشَنسار (Xašansār): چون نامی خاص و بومی برای یک پرنده محلی است، به صورت آواشناسی مستقیم در خط پهلوی به شکل
ḥšnsʾl(حروف خ-ش-ن-س-ا-ل) بازآفرینی میشد، زیرا واژگان تخصصی جانورشناسی معمولاً هزوارش آرامی نداشتند و با حروف پدیدآورنده آوا نوشته میشدند.
سبک نگارش در دوره ساسانی (زمان کرتیر یا خسرو انوشیروان) مبتنی بر استصلاح خط پهلوی کتیبهای (محیطهای رسمی و سنگنوشتهها) یا پهلوی تحریری و کتابی (دبیرخانهها و اوستا-زند) بود که در آن ابهام در خوانش حروف همشکل (مانند ب، ج، ح، ت یا ر، و، ن) بسیار بالا بود و خواننده باید به سیاق متن و معنای کلمات احاطه کامل میداشت.
