خربیواز مرغ شب پره باشد و شب یازه همین مرغ باشد خباز قاینی گوید:
نکنی هیچ کار روز درار
کار تو شب بود چو خربیواز.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
۱. معنی و شرح قطعه
این بیت از خباز قاینی (شاعر قرن هفتم و هشتم هجری) نقل شده و در آن به یک باور عامیانه یا واژهشناسی کهن اشاره میکند.
معنی تحتاللفظی:
«هیچ کار در روز روشن انجام نده؛ کار تو (مانند خربیواز) در شب است، چرا که کار و پیشه تو همچون خربیواز مختص شبهنگام است.»
شرح مفاهیم:
خربیواز (یا خربواز): چنانکه شاعر خود در مصرع اول تبیین کرده، مرغی است شبزی (مانند بوف، جغد، یا شبپره) که روزها پنهان است و شبها فعالیت میکند. «شب یازه» نیز به همین معناست (پرندهای که کارش با شب است).
روز درار: یعنی روزروشن، آشکارکننده در روز.
پیام بیت: شاعر مخاطب را به پنهانکاری، شبروی، یا انجام کارها در تاریکی تشبیه کرده و طبع او را با این پرنده شبزی همساز دانسته است.
۲. ریشهشناسی و لغات کهن (پیشا اسلامی)
در این بیت، واژههایی با ریشههای کهن ایرانی (پهلوی/اوستایی) دیده میشود که بقایای آن به زبان دری راه یافته است:
خربیواز (Xarbīwāz / Xarbyōz): واژهای بسیار کهن و مرکب است. بخش دوم آن یعنی «بیواز» یا «پیوаз» در پهلوی به معنای مرغ شبآهنگ یا پرنده شب است و ریشه در ایرانی باستان دارد. بخش نخست آن نیز در ساختار واژگان ترکیبی کهن برای حیوانات به کار رفته است.
روز: از پهلوی «Rōz» و اوستایی «Raōδah» یا «Aŋhvant» (روشنایی روز).
کار: از پهلوی «Kār» و اوستایی «Kāra» (کردار، عمل).
شب: از پهلوی «Šab» و اوستایی «Xšapa».
۳. نگارش واژگان منتخب به خط پهلوی (دبیرهای / کتیبهای)
اگر نویسندگانی چون بزرگمهر حکیم، موبد کرتیر، یا دبیران دربار ساسانی میخواستند واژههای کلیدی این بیت («کار»، «شب»، «روز») را به خط پهلوی (کتابی یا ساسانی) بنگارند، از خط پهلوی کتیبهای یا کتابی (گشتک) استفاده میکردند.
چون در اینجا امکان رسم تصویر خط پهلوی وجود ندارد، شکل نویسهگردانیشده (Transliteration) و ساختار نگارشی آنها به سبک پهلوی کتابی به شرح زیر است:
| واژه فارسی دری | ریشه پهلوی / پارسی میانه | شکل نگارش و هجانویسی به خط پهلوی کتابی |
| کار | Kār | 𐭪𐭠𐭫 (K-A-R) |
| شب | Šab | 𐭱𐭯 (Š-P - هزوارش یا املای کهن) |
| روز | Rōz | 𐭫𐭥𐭰 (R-W-Z) |
| مرغ | Murγ | 𐭬𐭥𐭫𐭪 (M-W-L-K - هزوارش مرغ) |
۴. سبک و سیاق نگارش در عصر ساسانی و پساسلامی
اگر شخصیتی مانند کرتیر موبد (در سنگنوشتههای قرن سوم میلادی) یا بزرگمهر (در متون پهلوی مانند پند نامک بزرگمهر) این مضمون را مینگاشتند، ویژگیهای زیر حاکم بود:
استفاده از هزوارشها (Huzvāršn): واژههایی از زبان آرامی به عنوان نماد نوشته میشدند اما به زبان پارسی میانه خوانده میشدند (مثلاً به جای نوشتن کلمه پهلوی «شب»، ممکن بود از املای آرامی آن استفاده شود).
ساختار جملهبندی فاعل-مفعول-فعل (SOV): دستور زبان کاملاً سنتی پارسی میانه پهلوی با پسوندهای تصریفی مشخص بود.
تفاوت با سبک شاعر پسااسلامی (خباز قاینی): خباز قاینی شاعری از عهد اسلامی است که از واژگان اصیل و کهن ایرانی (مانند خربیواز) به عنوان یک صنعت لفظی و گنجینه واژگانی عامیانه/باستانی بهره برده است، در حالی که نویسندگان عصر ساسانی این زبان را به عنوان زبان زادگاه و دیوانی خود با خط منفصل یا متصل پهلوی کتابیِ دینی مینگاشتند.
خربیواز. [ خَ بی ] (اسم) خربواز و شبپرهٔ کلان؛ و آن بهبزرگی غلیواج میشود و پیوسته خود را سرنگون از درخت آویزد. و با بای فارسی («خرپیواز») هم گفتهاند (برهان قاطع). شبپرهای بود که بهروز نتواند پرید و آن را «شبیازه» گویند و به آذربایجان «مشکینپر» گویند:
نکنی هیچ کار روز دراز کار تو شب بود چو خربیواز. «خباز قاینی» (یا فائقی).
اگر کشم ز جفایت به نیمروز آهی که دود آتش دوزخ ورا سزد انباز چنان شود که ز بس تیرگی بروی هوا از آشیانه بپرد کجاست خربیواز. «عسجدی» (از انجمن آرای ناصری).
مهمترین اصلاحات انجامشده:
اصلاح و یکدستسازی نیمفاصلهها: ترکیباتی نظیر «شبپره»، «بهبزرگی»، «شبیازه»، «مشکینپر»، «بهروز» و اضافههای مضافالیه (مانند «شبپرهٔ کلان») با نیمفاصله اصلاح شدند.
علائم سجاوندی (نقطهگذاری): فاصلههای اضافی پیش از علائم نگارشی (نقطه، ویرگول، نقطهٔ ویرگول) حذف و پس از آنها فاصلهٔ استاندارد رعایت شد.
ساختار ابیات: شعرهای نقلشده با تورفتگی و ساختار بیت (نقلقول منظوم) مرتب شدند تا خوانش متنهای کهن روانتر شود.
شیوایی و خوانایی: ضبطهای درون پرانتز و علامتهای ارجاعی به مراجع بهصورت منظمتری درآمدند.
