۱۴۰۵ شهریور ۲۰, جمعه

نَهمار چون عظیم باشد اگر کار بود اگر چیزی [و] شگفت بسیار است و غایت، رودکی گوید: گنبدی نهمار بر برده بلند نش ستون از زیر و نَز بر سرش بند.

 نَهمار چون عظیم باشد اگر کار بود اگر چیزی [و]  شگفت بسیار است و غایت، رودکی گوید:

گنبدی نهمار بر برده بلند

 نش ستون از زیر و نَز بر سرش بند

مطلوب است  شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج  بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی.  نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان  این بیت را با  حروف پهلوی  به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟  

شرح و معنی بیت رودکی

بیت منسوب به رودکی توصیفی است از عظمتی خیره‌کننده و بنایی شگفت‌انگیز که بدون ستون و بستِ بالایی سرپا ایستاده است:

  • نَهمار: به معنای بزرگ، عظیم، بی‌نهایت، کار بزرگ یا امر شگفت و بی‌نظیر.

  • گنبدی نهمار بر برده بلند: گنبدی بسیار عظیم و سهمگین که بر پایه‌ای (یا بلندی‌ای) افراشته شده است.

  • نَه‌ش ستون از زیر و نَز بر سرش بند: نه از زیر ستونی دارد و نه بر سر و طاق آن بست یا چوب‌بستی اتکایی دیده می‌شود (معماری معلق و شگفت‌آور).

بررسی واژگان پیشااسلامی (ایرانی و انیرانی)

در این دو مصراع، ریشه‌های کهن زبان‌های ایرانی میانه (پهلوی ساسانی، پارتی) و واژگان اصیل سغدی یا بلخی به‌کار رفته که بازمانده‌ی دوره‌های کهن‌تر هستند:

  • نَهمار (Nahmār / Nahmāl): واژه‌ای کهن و در اصل به معنای شمارناپذیر، بی‌حساب، عظیم و هنگفت. در متون مانوی و پهلوی پازند صورت‌های مشابهی از آن دیده می‌شود که ریشه در ایرانی باستان دارد.

  • گنبد (Gumbad): اگرچه در فارسی میانه به صورت گونبک (gumbag) آمده، ریشه در ایرانی باستان دارد و از طریق واژگان کهن‌تر به معماری باستانی پیوند می‌خورد.

  • برده (Burda): به معنای ارتفاع، بلندی، یا تخته‌سنگ و پایه. در پهلوی به معنای بردن، بالا آوردن و ساختار مرتفع است.

  • ستون (Stūn): در پهلوی ستوگ (stūg) یا ستون (stūn). ریشه در هندواروپایی دارد (اوستایی stūnā-).

  • بند (Band): در پهلوی بند (band) به معنای پیوند، بست، و گره. ریشه در ایرانی باستان banda- (بستن).

نگارش واژگان با خط پهلوی (کتیبه‌ای و کتابی)

خط پهلوی (پهلوی کتابی یا ساسانی) خطی است از راست به چپ و دارای ابهام در خوانش (هزوارش‌‌پذیر). در دوران ساسانی، نویسندگان درباری (مانند دبیران دربار نوشیروان یا بزرگمهر) و شخصیت‌هایی چون موبدان موبد کرتیر، واژگان زبان پارسی میانه (پهلوی) را با خط کتیبه‌ای یا تحریری می‌نگاشتند. اگر این واژگان و اصطلاحات در آن دوران مکتوب می‌شدند، به سبک زیر (با نویسه‌گردانی دقیق پهلوی کتابی) بازتاب می‌یافتند:

  • ستون ($stwn'$ - Stūn): شامل حروف s-t-w-n- (با واج‌نویسی سنتی).

  • بند ($bnd'$ - Band): شامل حروف b-n-d.

  • گنبد ($gwbnd$ یا $gmbt'$ - Gumbag): ثبت با حروف گ-و-ب-ن-د.

  • برده ($brdt'$ - Burda): ثبت با حروف ب-ر-د-ت.

سبک نگارش نوشیروان، بزرگمهر و کرتیر

اگر این ابیات یا واژگان در روزگار شاهنشاهی ساسانی (عصر خسرو انوشیروان و وزرات بزرگمهر یا روزگار اقتدار موبد کرتیر در سنگ‌نوشته‌های کعبه زرتشت و نقش رجب) تحریر می‌شد، تفاوت‌های چشمگیری در سبک و سیاق به چشم می‌خورد:

  • سبک کتیبه‌ای کرتیر (قرن سوم میلادی): خط بسیار رسمی، منسجم، با حروف پهلوی کتیبه‌ای منفصل (یا نیمه‌متصل) و با استفاده از واژگان اصیل دینی و دیوانی پهلوی اشکانی و ساسانی. کرتیر این متن را با گویش پهلوی جنوب (فارس) یا پهلوی پهلوانیک (پارتی) با کتیبه‌های سنگین و بدون ابهام حک می‌کرد.

  • سبک دبیرخانه‌ای انوشیروان و بزرگمهر (قرن ششم میلادی): دوره‌ای که زبان پارسی میانه (پهلوی کتبی) به اوج پختگی و تدوین کتب دینی و حکمی (مانند کارنامه اردشیر بابکان یا یادگار زریران) رسیده بود. بزرگمهر حکیم به عنوان وزیر فرزانه، متون را با خط پهلوی کتابیِ تحریری و با بیشترین استفاده از «هزوارش‌های آرامی» (نگارش واژگان به خط آرامی و خواندن به پارسی میانه) می‌نگاشت. برای مثال، واژه‌ای چون «بند» یا «ستون» ممکن بود با هزوارش‌های خاص دیوانی کتابت شود.

  • سراینده پسااسلامی (رودکی): رودکی و شعرای قرن چهارم هجری، اگرچه به خط عربی-فارسی می‌نوشتند، اما گنجینه‌ای از واژگان زنده و باستانی را از دستبرد زمان حفظ کرده بودند و سبک بیان آنان پل ارتباطی میان اندیشه‌ی ایران باستان و ادب دری بود.