کَژ . خوهل را گویند. شاکر بخاری گوید:
حال با کژ کمان راست کند کار جهان
راستی تیرش کژّی کند اندر جگرا
منجیک گفت:
رویت براهِ شُکنان ماند همی درست
باشد هزار کژّی باشد هزار خم.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
۱. شرح و معنی متن و ابیات
متن مورد نظر لغتنامهای (احتمالاً نقل از فرهنگهای کهن مانند لغتنامه دهخدا به نقل از فرهنگهای قدیمیتر) واژه «کَژ» را به معنای «خوهل» (خاستگاه، بنیاد، ریشه، یا کجی و خمیدگی در اصطلاح) معرفی میکند و برای اثبات و کاربرد آن، دو شاهد از شاعران کهن سبک خراسانی آورده است:
- بیت اول (از شاکر بخاری):حال با کژ کمان راست کند کار جهان / راستی تیرش کژّی کند اندر جگرا
- معنی: روزگار و چرخ گردونِ منحرف و کژکردار (کژ کمان)، گاه کارهای خود را به ظاهر از راه راست و با ابزار درست پیش میبرد، اما در نهایت، راستی و درستیِ تیرِ او (کنایه از تدبیر یا ضربه روزگار) در جگر آدمی کجی و درد ایجاد میکند و زخم میزند.
- بیت دوم (از منجیک ترمذی):رویت براهِ شُکنان ماند همی درست / باشد هزار کژّی باشد هزار خم
- معنی: چهره تو بر راه و رسم شُکنان (منطقه یا طایفهای، یا به معنای شکن و چینوچروک مو) درست و زیبا میماند، در حالی که در پسِ آن، هزار گونه کجی، پیچوخم و فریب نهفته است.
۲. واژگان پیشااسلامی (ایرانی و انیرانی)
در این متن کوتاه و ابیات آن، ریشههای اصیل ایرانی چشمگیر است:
- کَژ (Kaj): واژهای اصیل ایرانی و پهلوی (در پهلوی: kag یا kac) به معنای خمیده، کج و ناراست.
- تیر (Tīr): واژهای ایرانی (اوستایی: tiyri-، پهلوی: tīr) به معنای پرتابه و تیر کمان.
- جگر (Jigar): واژهای ایرانی (پهلوی: yakar یا jigar) به معنای دل و جگر.
- راست (Rāst): واژهای ایرانی (پهلوی: rāst) به معنای درست، مستقیم و راستین.
- خم (Xam): واژهای ایرانی (پهلوی: xam) به معنای پیچش و خمیدگی.
۳. نگارش واژگان با خط پهلوی (کتیبهای و کتابی)
برای نگارش واژگان کلیدی این قطعه به خط پهلوی (خط رایج در دوره ساسانی):
- کژ (Kaj / Kac): به پهلوی کتابی به صورت 𐭪𐭥𐭰 یا 𐭪𐭩𐭰 (کچ / کیچ) نوشته میشد.
- تیر (Tīr): به پهلوی کتابی به صورت 𐭲𐭩𐭫 (تيل / تیر) کتابت میشد.
- راست (Rāst): به پهلوی کتابی به صورت 𐭫𐭠𐭮𐭲 (لآست) نوشته میشد.
۴. سبک نگارش نویسندگان مختلف (نوشیروان، بزرگمهر، کرتیر و شاعر پساسلامی)
اگر چه این ابیات متعلق به دوره پساسلامی (قرن چهارم هجری) هستند، اما فرض نگارش واژگان آنها توسط چهرههای برجسته تاریخ باستان ایران به شرح زیر است:
- کِردیر (کرتیر) موبد بزرگ (سده سوم میلادی - دوره ساسانی):کرتیر کتیبههای خود را به خط پهلوی کتیبهای (یا زبانی کتیبهای کانونیک) مینگاشت. سبک او بسیار خشک، رسمی، اداری و مذهبی بود و قطعا از هزوارشهای آرامی فراوان (مانند استفاده از واژگان آرامی به جای ایرانی در کتابت) بهره میبرد. او اگر میخواست واژههای این بیت را ثبت کند، ساختاری کاملاً کهن، کتیبهوار و همراه با عناوین دینی به کار میبرد.
- انوشیروان دادگر و بزرگمهر حکیم (سده ششم میلادی - اواخر ساسانی):در این دوره، خط پهلوی کتابی (پازند / دینپهلوی) به پختگی رسیده بود. بزرگمهر به عنوان یک دانشمند و وزیر، این واژگان را با لحنی پندآموز، حکیمانه و با خط پهلوی تحریریِ روانتر روی پوست یا کاغذ (مانند سنتی که در اندرزنامههای پهلوی چون پندار بزرگمهر دیده میشود) مینوشت.
- شاعر پساسلامی (شاکر بخاری و منجیک در قرن چهارم):این شاعران خود به خط پهلوی تسلط نداشتند، زیرا خط پهلوی در قرن چهارم جای خود را به خط فارسی نو (عربی-فارسی) داده بود. اگر شاعران دوره اسلامی میخواستند این واژهها را به شیوه باستانی بنویسند، ناچار بودند به دبیران زرتشتیِ آن عصر مراجعه کنند که خط پهلوی کتابیِ متأخر (دوره اسلامیِ زرتشتیان، سدههای ۹ تا ۱۲ میلادی) را با شکلی بستهتر و اتصالاتی متفاوت به کار میبردند.
نظر شما درباره تحلیل واژهشناختی این متون کهن چیست؟ آیا مایلید بررسی ریشهشناختی (اتیمولوژی) واژه «کژ» را در زبان اوستایی بیشتر ادامه دهیم؟
