بتفوز مرغان را منقار بود و جانوران دیگر را بمعنی بیرون دهن باشد و این لفظ مستعار بود شاعر گوید:
دم سگ بینی تو با بتفوز سگ
خشك گشته کش نجنبد هیچ رگ
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح و معنی قطعه و واژهشناسی
۱. معنی لغوی و شرح بیت
- بتفوز (یا پَتپوز / پَدپوز): این واژه در لغتنامهها (مانند لغتنامه دهخدا به نقل از برهان قاطع و فرهنگهای دیگر) به معنای پوزه، پوزه بند، دهان، و در اینجا کنایه از لب و دهان سگ است.
- معنی بیت: شاعر میگوید: «دم (پشتِ) سگ را میبینی و در کنار آن پوزهی سگ را (که از شدت گرما، تشنگی، بیماری یا مرگ) خشک شده و هیچ رگی در آن نمیجنبد و هیچ حرکتی ندارد.» این بیت تصویری از بیحرکتی، مرگ یا خمودگیِ مطلق را به تصویر کشیده است.
۲. ریشهشناسی و لغات پیشا اسلامی
این بیت حاوی واژههای کهن ایرانی است که ریشههای آنها به دورههای پیش از اسلام و زبانهای باستانی و میانه ایران بازمیگردد:
- دم: در پهلوی به صورت dum (به معنای دُم، دنباله) و در اوستا به صورت duma- آمده است.
- سگ: از ایرانی باستان spaka- و پهلوی sag (یا sak).
- پتپوز / بتفوز: ترکیبی است که ریشه در زبانهای ایرانی میانه دارد (پارتیک یا پهلوی ساسانی) که بخش اول آن پیشوند pati- (پد/پت به معنای رو به، مقابل) و بخش دوم احتمالاً با پوزه یا واژههای مربوط به دهان و چهره مرتبط است.
- خشک: در پهلوی خشک (hušk) و در ایرانی باستان huška-.
- رگ: در پهلوی rag به همان معنای رگ و پی.
۳. نگارش واژگان با خط پهلوی (سبک ساسانی)
اگر شخصیتی از دوران ساسانی (مانند انوشیروان, بزرگمهر حکیم, موبدان موبد کرتیر) یا کاتبان آن عصر میخواستند این مفاهیم یا واژگان را به خط پهلوی کتابی (کتابی پهلوی / دینپهلوی) بنویسند، واژگان کلیدی به سبک زیر نگاشته میشدند:
- سگ ($sag$): با حروف پهلوی به شکل 𐭮𐭪 (س - ک) نوشته میشد.
- دم ($dum$): به شکل 𐭣𐭥𐭬 (د - و - م) کتابت میگردید.
- خشک ($hušk$): به شکل 𐭧𐭥𐭱𐭪 (ح - و - ش - ک) تحریر میشد.
- رگ ($rag$): به شکل 𐭫𐭪 یا نگارشهای مرتبط پهلوی ثبت میشد.
یادآوری خطی: خط پهلوی ساسانی (کتابی) خطی ست تعجیبی، پیوسته و دارای حروف همشکل (مانند حروفِ د/ر/و یا پ/ج/ح که شکلهای بسیار نزدیک یا واحدی داشتند)، به همین دلیل خوانش آن نیازمند دانش عمیق زبانی بود که بزرگمهر و موبدان به خوبی بر آن تسلط داشتند.
۴. خاستگاه پسا اسلامی اثر
با وجود استفاده از واژگان کهن ایرانی (مانند «پتپوز» و «سگ» و «دم»)، ساختار زبان، وزن عروضی و قافیه نشان میدهد که این قطعه متعلق به دورهی اسلامی (احتمالاً قرنهای اولیه هجری و سبک عراقی یا خراسانی متأخرتر) است؛ زیرا شاعران دوره اسلامی با آگاهی از واژگان کهن و محلی، گاه از لغات متروک یا استعاری (مانند بتفوز) برای تصویرپردازیهای دقیق استفاده میکردهاند.
آیا مایلید بررسی بیشتری روی ریشههای اوستایی و پهلوی سایر واژگان این بیت انجام شود؟
////////////////
متن لغتنامه دهخدا درباره واژه «بتفوز» با اعمال اصلاحات دقیق در نشانهگذاری، فاصلهگذاریها، نیمفاصلهها و علائم سجاوندی، به شکل زیر ویرایش و آماده شده است:
متن اصلاحشده
بتفوز. [ ب َ ] (اِ) بتفور. بتپوز. گرداگرد دهان. (ناظمالاطباء). پوز. (شرفنامهٔ منیری). پیشآمدگی و برجستگی. فک اعلی و اسفل و بالتبع بینی و دهان چارپایان چون گوسفند و اسب و آهو. چارپایان را بیرون دهن باشد. گرداگرد دهن. (آنندراج). پتفوز. بتپوز. پوزه. (انجمن آرای ناصری). فرطوسه. (یادداشت مؤلف). بدفوز. بدپوس. پیرامون دهان. (فرهنگ رشیدی)، (فرهنگ اسدی). اطراف دهن انسان و حیوان. بدپوش. (فرهنگ نظام):
دم سگ بینی تو با بتفوز سگگشن کرده کش نجنبد هیچ رگ.رودکی.
خشک شد... سگ و بتفوز سگآنچنان کو را نجنبد ایچ رگ.رودکی.
چو رستم بدان اژدهای دژمبدان یال و بتفوز و آن تیزدم.فردوسی.
که چنگ و یشک بپوشد به پنجه و بتفوزز بانگ یوزش در بیشه شیر شرزهٔ نر.مسعودسعد.
دست آذرماه از کمان هواتیرها زد چو ناوک دلدوزبند پولاد بر دهان یابدآهو ار بر شمر نهد بتفوز.ازرقی.
دو کس را حق حرمت دارد و بسدرد آن دیگران را یال و بتفوزیکی آن را که دارد آب انگوریکی آن را که دارد هیزم گوز.سوزنی.
عاریت داد بدو سبلت و ریش و بتفوزبه بخارا شده هنگام صبی علمآموز.سوزنی.
دایه ای کو طفل شیرآموز راتا به نعمت خو کند بتفوز را.مولوی.
|| منقار مرغان. (ناظمالاطباء)، (شرفنامهٔ منیری). مرغان را منقار بود. (اوبهی). منقار مرغ. (فرهنگ اسدی). || اطراف بینی. (ناظمالاطباء). || گرداگرد کلاه. (آنندراج)، (ناظمالاطباء).
نکات اصلاحی انجامشده:
- اصلاح فاصلهگذاری قبل از علائم نگارشی (نقطه، کاما، ویرگول و دونقطه) و حذف فاصلههای اضافی.
- استانداردسازی نیمفاصلهها (مانند: پیشآمدگی، ناظمالاطباء، علمآموز، آذرماه و آنچنان).
- اصلاح فاصله در ترکیبهایی مانند شرفنامهٔ منیری و شیر شرزهٔ نر (استفاده از همزه اضافه به جای یای مجهول).
- قالببندی ابیات شعر به صورت بلوکبندی شده (با استفاده از نقلقول) برای خوانایی بهتر.
