جَلوِیز مفسد است، طاهر فضل گوید.
روا نبودی زندان و بند و بست تنم
اگر به زلفك مشكین أو بدی جلویز
به معنی کمند و شرطه و غماز هم آمده
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح و معنی قطعه و بیت
این قطعه از شعر فارسی که به طاهر فضل نسبت داده شده، مضمونی غنایی-عرفانی و در عین حال لحنی گلایهآمیز دارد.
- معنی بیت:«اگر بند، زندان و اسارت بر تن من روا نبود (یعنی اگر من در بند نمیبودم)، اگر جلویز (چینوشکن یا پیچوخم) زلف مشکین او در میان بود و به آن دسترسی داشتم.»
- معنی لغوی «جلویز»:همانطور که اشاره کردید، در متون کهن فارسی و لغتنامهها (مانند لغتنامه دهخدا)، «جلویز» به معنای کمند، دام، شکن زلف، پیچوخم، و حتی غماز و سخنچین آمده است. در این بیت، شاعر زلف معشوق را به کمند یا دام تشبیه کرده که روح و تن او را در بند خود کشیده است.
واژهشناسی پیشااسلامی (ایرانی و انیرانی)
در این بیت کوتاه، واژگان ریشهدار ایرانی و اصطلاحاتی با پیشینه کهن حضور دارند:
- زلف (Zulf): واژهای اصیل ایرانی است که ریشه در زبانهای ایرانی میانه و باستان دارد و برای موی تابدار سر به کار میرود.
- مشکین (Mushkin): صفت نسبی از «مشک» (بوی خوش). خود واژه «مشک» وامواژهای کهن است که از زبانهای سامی (اوستایی/پهلوی: mušk، سانسکریت: muṣka) به ایرانی میانه راه یافته است.
- بند و زندان: واژههایی با ریشههای کهن ایرانی (پهلوی: band و zindān از ریشه اوستایی).
- جلویز (Jalviz): واژهای کهن در زبان فارسی که با ساختار و پسوندهای پیشااسلامی (پسوند سازنده اسم یا صفت) پیوند دارد و به معنای پیچش و خمیدگی است.
نگارش واژگان منتخب با خط پهلوی (کتیبهای و کتابی)
اگر نویسندگانی چون نوشیروان دادگر، بزرگمهر حکیم، موبدان موبد کرتیر (در عصر ساسانی) یا حتی شاعران پسااسلامی که با خط پهلوی آشنا بودند میخواستند کلیدیترین واژههای این بیت (مانند جلویز، زلف، مشک، زندان و بند) را به خط پهلوی (کتیبهای یا تحریری/کتابی) بنویسند، سبک نگارش آنها به صورت زیر میبود (به دلیل عدم پشتیبانی مستقیم رایانهای از حروف پهلوی در تمام سیستمها، آوانویسی پهلوی و شکل ساختاری آنها شرح داده میشود):
- زندان (Zindān): در پهلوی کتابی به صورت znzn یا zndn نوشته میشد.
- بند (Band): در خط پهلوی به صورت bnd (با حروف همچسبان) نگارش مییافت.
- مشک (Mushk): به صورت mwšk نوشته میشد (حرف واو برای صدای /u/ یا /o/ به کار میرفت).
- زلف (Zulf): در پهلوی به صورت zlp یا zwp (با توجه به تبدیل صامتها) ثبت میشد.
سبک و سیاق نگارش:
- سبک کتیبهای (دوران کرتیر و ساسانیان متقدم): خطی منقوش، منفصل یا نیمهمتصل با زاویههای تند که روی سنگها نگاشته میشد؛ واژهها با خطی رسمی و به دور از پیچیدگیهای تحریری ثبت میشدند.
- سبک کتابی/تحریری (دوران خسرو انوشیروان و بزرگمهر): خطی پیوسته، با حروف چسبان و دارای ابهامات املایی فراوان (چون بسیاری از حروف پهلوی چندصدایی بودند، مثلاً یک حرف همزمان برای چند واج به کار میرفت). بزرگمهر و دبیران دربار خسرو انوشیروان این خط را با مهارت تمام برای ثبت متون دینکرد، مادیان هزار دادستان و اشعار و اندرزها به کار میبردند.
آیا تمایل دارید درباره ریشه شناسی دقیقتر واژه «جلویز» در متون پهلوی یا فرهنگهای واژگان پژوهشی بیشتر بدانید؟
/////////////
جلویز. [ ج ِ ] (اِ) بمعنی کمند باشد که بعربی مقود خوانند. || (ص ) بمعنی مفسد و غماز هم آمده است . (برهان ) :
روا نبود زندان و بندوبست تنم ۞
اگر نه زلفک مشکین او بدی جلویز.
(حاشیه ٔ برهان چ معین از لغت فرس 173). آقای دکتر معین در حاشیه ٔ برهان عقیده دارد که این بیت برای معنی اول (کمند) انسب است . (حاشیه ٔ برهان ). || برگزیده و انتخاب کرده را نیز گویند. (برهان ).
