آکادمی مامونید خوارزم
(نکته: سلسله مامونی ربطی به مامون عباسی ندارد بلکه از یک قوم ایرانی و از رقیبان آفریغیان در خوارزم )
آکادمی مأمون خوارزم، یا آکادمی مامونیان (به فارسی: «گنجخانهٔ مأمون»، «بیتالحکمه») محیط علمیای بود که در خوارزم، در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم میلادی فعالیت میکرد. این مرکز ارتباط مستقیمی با تاریخ دولت مأمونیان (۹۹۲–۱۰۱۷ میلادی) داشت.
دولت خوارزمشاهی که به قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی دست یافته بود، اقداماتی را برای متحد کردن کشور و برقراری نظم در آن آغاز کرده بود. یکی از مسائل مطرح در دستور کار، حل مسائل ایدئولوژیک برای ادارهٔ سیاست داخلی و خارجی دولت بود.
علی بن مامون (۹۹۷–۱۰۱۰) به مشاورانی دانا و هوشمند نیاز داشت. خوشبختانه برای او، داییاش ابونصر بن عراق از دانشمندان بسیار دانشمند و برجستهٔ زمان خود بود.
در آغاز سال ۱۰۰۴ میلادی، به پیشنهاد ابن عراق، ابوریحان بیرونی به گرگانج بازگشت. در دربار مأمون شرایط مناسبی برای اهل علم فراهم شده بود. این دو شخصیت با بسیاری از دانشمندان خاور نزدیک و خاورمیانه مکاتبات شخصی داشتند. به دعوت آنان، دانشمندان بسیاری از نیشابور، بلخ، بخارا و حتی عراق عرب به گرگانج آمدند.
شکلگیری مرکز علمی گرگانج
به این ترتیب، از سال ۱۰۰۴ میلادی در گرگانج یک مؤسسهٔ علمی با نام «دارالحکمه و معارف» ــ که در برخی منابع «مجلس علما» نیز نامیده شده ــ بهطور کامل شکل گرفت.
در این مؤسسه، همانند فعالیتهای «آکادمی افلاطون» در آتن و «بیتالحکمه» در بغداد، در تمامی شاخههای دانش پژوهش و تحقیق انجام میشد. منابع فراوانی گردآوری میشد و کار ترجمه نیز صورت میگرفت.
آثار دانشمندان هندی،ایرانی، یونانی و عرب مطالعه میشد و آثار و دستاوردهای علمی خوارزمی و فرغانی مورد استفاده و تحقیق قرار میگرفت.
تاریخنگاران و پژوهشگران سدههای هجدهم تا بیستم این مؤسسهٔ علمی را از جنبههای مختلف بررسی کردهاند و بر اساس فعالیتهای آن، ثابت دانستهاند که این مرکز در زمان خود ماهیت یک آکادمی را داشته است از همین رو نام «آکادمی مأمون» به آن داده شده است.
دانشمندان آکادمی مامون خوارزم
پایههای آکادمی مأمون خوارزم را دانشمندان زیر تشکیل میدادند:
ابو نصر منصور بن علی بن عراق الجعدی (سدهٔ دهم – ۱۰۳۴ میلادی)
ابوالخیر بن خمار (۹۴۱–۱۰۴۸)
ابوسهل عیسی بن یحیی مسیحی جرجانی (۹۷۰–۱۰۱۱)
ابوریحان محمد بن احمد بیرونی
ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا
ابواحمد بن محمد بن یعقوب بن مسکویه (درگذشتهٔ ۱۰۳۰)
ابومنصور عبدالملک بن محمد بن اسماعیل ثعالبی نیشابوری (۹۶۱–۱۰۳۸)
احمد بن محمد سهری (درگذشتهٔ ۱۰۱۵)
ابوعلی حسن بن حارث حبّوبی خوارزمی (سدههای دهم–یازدهم)
ابوعبدالله محمد بن حامد خوارزمی (سدههای دهم–یازدهم)
و دیگران.
دانشمندان آکادمی مأمون خوارزم دستاوردهای علمی یونان، خاور نزدیک و خاورمیانه و هند را بهصورت خلاقانه و انتقادی مطالعه کردند و آن را به مرحلهای بالاتر ارتقا دادند.
اکثر اعضای آکادمی بهعنوان دانشمند در آسیای مرکزی شکل گرفته بودند. بهواسطهٔ فعالیتهای علمی و آثار آنان، دستاوردهای هنر، ادبیات، نجوم، ریاضیات و فرهنگ آبیاری خوارزم باستان وارد گنجینهٔ تمدن جهانی شد و در خدمت منافع تمام بشریت قرار گرفت.
برای مثال، ابو نصر بن عراق به دلیل آثار علمی خود در زمینهٔ نجوم، لقب افتخاری «بطلمیوس دوم» («بطلمیوس ثانی») را دریافت کرد.
ابوالخیر بن خمار نیز علاوه بر منطق و فلسفه، در پزشکی شهرت بسیار داشت و به همین دلیل لقب «بقراط دوم» را به دست آورد.
ابوسهل مسیحی پزشک و استاد ابن سینا بود.
ابوریحان بیرونی
رئیس آکادمی، ابوریحان بیرونی، تقریباً در همهٔ حوزههای علمی فعالیت داشت. آثار او در زمینههای ژئودزی و ریاضیات همچنان دارای اهمیت دانسته میشوند.
بیرونی نخستین دانشمند در آسیای مرکزی دانسته شده که اثری دربارهٔ پزشکی با عنوان «کتاب الصیدنه فی الطب» («کتاب داروشناسی در پزشکی») تألیف کرد.
در این متن آمده است که بیرونی وجود قارهٔ آمریکا را تقریباً ۴۵۰ سال پیش از دانشمندان اروپایی مطرح کرده بود.
او در کتاب «آثارالباقیه عن القرون الخالیه» اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ گاهشماری، جشنها، روزهای مهم و آداب و رسوم اقوام باستانی ــ از جمله یونانیان،پارسیان ، سغدیان و خوارزمیان ــ گردآوری کرده است.
ابن سینا و آکادمی مأمون
یکی دیگر از دانشمندان برجستهٔ آکادمی مأمون خوارزم، ابن سینا بود که سهم بزرگی در پیشرفت دانش جهانی داشت.
بهویژه کتاب او «قانون در طب» در سراسر جهان مشهور شد.
ابن سینا در خوارزم عمدتاً به ریاضیات و نجوم پرداخت.
مکاتبات علمی او با ابوریحان بیرونی دربارهٔ دیدگاههای ارسطو و همچنین مکاتبات او با شاگردش بهمنیار در تاریخ مشهور است.
این مکاتبات به شکل پرسش و پاسخ بود و در آن، بیرونی و ابن سینا دربارهٔ موضوعاتی همچون:
فضا، انتقال گرما،انبساط اجسام بر اثر گرما، بازتاب نور و شکست نور بحث و گفتوگوی علمی میکردند.
ابن سینا با وزیر خوارزمشاهیان، ابوالحسین السهلی، دوست شد و رسالهای دربارهٔ کیمیا با عنوان «رساله الاکسیر» («رسالهای دربارهٔ اکسیر») برای او نوشت.
پژوهشهای علمی دربارهٔ خوارزم دانشمندان آکادمی مأمون خوارزم طبیعت و اقلیم خوارزم، نظام آبیاری، کانیشناسی، آبهای زیرزمینی و تاریخ دلتای آمودریا را بررسی کردند.
همچنین دربارهٔ روشهای پاکسازی خاک از طریق ساخت کاریزها پژوهش کردند.
از اعضای آکادمی، ابوبکر خوارزمی و پزشک ابوالفرج بن هندو نیز در شعر مهارت زیادی پیدا کرده بودند.
بهواسطهٔ فعالیت آنان اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ تاریخ خوارزم، ادیان، تقویم، جشنها، آداب و رسوم، خط و ارزشهای ملی این سرزمین تا زمان ما باقی مانده است.
شعار ویژهٔ آنان چنین بیان شده بود:
«دانش باید در خدمت برآوردن نیازهای انسانها باشد.»
دانشمندان آکادمی مأمون خوارزم در علم به دقت و پایبندی به بررسی و تحقیق شهرت داشتند.
بسیاری از خطاهایی که ارسطو مرتکب شده بود، در جریان بررسیها اصلاح شد. مسئلهٔ شب و روز طولانی در مناطق قطبی نیز بهآسانی از دیدگاه علم نجوم توضیح داده و حل شد.
بیرونی همچنین گزارش کرده است که منجمان خوارزم در دوران باستان، ترتیب و جایگاه ستارگان را بهتر از اعراب میشناختند.
پایان آکادمی مأمون
شهرت دانشمندان دربار خوارزمشاه مأمون بن مأمون (مأمون دوم) در زمان خود به سرزمینهای دور نیز رسیده بود.
این موضوع موجب ناخشنودی محمود غزنوی شد.
در پی توطئهای که علیه او ترتیب داده شد، مأمون دوم در بهار سال ۱۰۱۷ میلادی کشته شد و در ژوئن همان سال، محمود غزنوی به بهانهٔ انتقام برای داماد خود به خوارزم حمله کرد.
در نتیجه کشتار و غارت گسترده، فعالیت آکادمی مأمون خوارزم پایان یافت و بسیاری از دانشمندان آنجا به اجبار به غزنه برده شدند.
