غلیواژ. زغن باشد. لبیبی گوید:
ای بچهٔ حمدونه غلیواژغلیواژ
ترسم بربایدت نطاق اندر جه.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح و معنی بیت و واژگان
این بیت منتسب به لبیبی (شاعر قرن چهارم و پنجم هجری) در لغتنامههای کهن از جمله لغت فرس اسدی طوسی ذکر شده است.
- معنی واژه «غلیواژ»: به تصریح فرهنگنویسان کهن (مانند اسدی طوسی)، «غلیواژ» به معنای زغن (پرندهای شکاری از تیره قوشیان و شاهینسانان، مشابه مرغ مردارخوار یا کورکور) است. تکرار آن در مصراع اول («غلیواژغلیواژ») برای تحقیر، خطاب یا طنز به کار رفته است.
- «بچهٔ حمدونه»: کنایه و لقبی تحقیرآمیز یا طنزآلود است خطاب به شخص مورد نظر (حمدونه احتمالاً نام زنی یا نامی عامیانه بوده است).
- «نطاق»: به معنای کمربند، میانبند یا شال است.
- «اندر جه»: یعنی «در هوا» (جه مخفف یا گونهای از جَهیدن/هوا و فضا، یا به تعبیری محلی به معنای فضا و آسمان).
- معنی کلی بیت: «ای فرزند حمدونه که همچون زغنی (ضعیف، ترسو یا لاغراندام) هستی، میترسم کمربندت (یا خودت را) در هوا برباید [و ببرد].»
ریشهشناسی و بررسی پیشااسلامی واژگان
در این بیتِ دوره اسلامی، ریشه برخی واژگان به دورههای کهنتر زبانهای ایرانی میرسد:
- غلیواژ (Ghilivāzh): واژهای است با ساختار کهن ایرانی. بخش دوم آن یعنی «واژ» یا «واژه» در زبانهای ایرانی میانه و باستان (پهلوی: vāch / اوستایی: vāc-) به معنای صدا و آواز است. بخش نخست آن نیز ریشهای کهن در توصیف پرندگان یا اصوات دارد و ساختار آن بازتابندهی واژگان مرکب در فارسی میانه است.
- نطاق (Nitāq): این واژه ذاتاً عربی است (از ریشه ن-ط-ق به معنای کمربند و بستن کمر)، و اگرچه در شعر فارسی آمده، اما ورود آن به زبان پس از اسلام صورت گرفته است و ریشه پیشااسلامی ندارد.
- جه (Jah): مرتبط با ریشه ایرانی باستان yā- یا بن فعل جهیدن (jastan / پهلوی: jastan / اوستایی: yā-) به معنای پریدن و جستن است.
نگارش واژگان بیت با خط پهلوی (کتیبهای و کتابی)
خط پهلوی (پهلوی ساسانی یا کتیبهای) خطی است نیمه-هجایند که از راست به چپ نوشته میشود و دارای حروف همسانساز و هزوارههای آرامی (هزوارش) است. اگر این واژگان یا سبک آنها در دوران باستان یا توسط چهرههای نامبرده نگاشته میشد، به چه سبک و سیاقی بود؟
۱. شیوه نگارش واژگان کلیدی به خط پهلوی کتابی (سدههای سوم تا هفتم میلادی):
- غلیواژ (غ ل ی و ا ژ): در خط پهلوی کتابی به صورت حروف منفصل یا پیوسته (با توجه به ابهام حروف گ، ل، ی، و، آ، ژ) به شکل تقریبی زیر بازنویسی میشود:$$xwlywʾc$$(یا متناظر با واژگان پهلوی میانه با حروف $G - L - Y - W - Ā - Zh$). حرف «ژ» در پهلوی کتابی معمولاً با نویسه «ز» یا ترکیبات خاص نشان داده میشد.
- نطاق: چون واژهای عربی است، اصلاً در خط پهلوی باستان وجود نداشته است؛ اما اگر نویسهای پهلوی برای مفهوم کمربند به کار میرفت، واژه پهلوی اصیلِ کمربند یعنی $kamarband$ ($k-m-l-b-n-d$) به کار میرفته است.
- جه (هوا / جستن): از ریشه پهلوی $stāy$ یا $jah$ ($g-h$ / $j-h$).
۲. مقایسه نگاه شخصیتهای تاریخی به نگارش و زبان:
- نوشیروان (خسرو انوشیروان) و بزرگمهر حکیم: اگر بزرگمهر یا دبیران دربار خسرو انوشیروان با این واژگان مواجه میشدند، قطعاَ واژگان عامیانه یا پسااسلامی مانند «نطاق» را نمیپذیرفتند و آن را به پارسی میانه خالص ساسانی (پهلوی آکادمیک دربار) برمیگرداندند. بزرگمهر این متن را با خط پهلوی کتابی رسمی (دبیری) و با رعایت دقیق هزوارشهای آرامی مینوشت.
- کرتیر (موبد بزرگ دوران ساسانی): اگر کرتیر این بیت را مینگاشت، از خط پهلوی کتیبهای (کعبه زرتشت یا نقش رجب) استفاده میکرد؛ خطی بسیار سترگ، مکرر و مقاوم در برابر واژگان بیگانه که هر واژه غیرایرانی را طرد و با واژه ناب پهلوی جایگزین میکرد.
- سراینده پساسلامی: شاعر این بیت (لبیبی در دوره اسلامی) خود به خط فارسی-عربی (الفبای عربیشده فارسی) شعر را نگاشته است. با این حال، اگر یک دبیر یا زرتشتیِ مسلط به خط پهلوی در قرنهای اولیه اسلامی میخواست این بیتِ فارسی نو را به خط پهلوی (پارسیک) بنویسد، آن را به شیوه پهلوی متأخر کتابی (مجموعههای دستنویس زرتشتی سدههای ۹ تا ۱۲ میلادی) ثبت میکرد که در آن برخی حروف عربی با معادلهای نزدیکِ پهلوی و به صورت آوانویسی شده (خط پازند یا پهلوی بدون هزوارش) نوشته میشدند.
