سُپار دیگر گاوآهن که زمین شکافند، لبیبی گفت:
ترا گردن در بسته بیوغ و گرنه نروی راست با سپار
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح و معنی بیت
این قطعه از لبیبی (شاعر قرن پنجم) تمثیلی است بر ضرورت انضباط، تربیت و تسلیم در برابر مصلحت برای رسیدن به راستی و کارآمدی. شاعر گاوآهن (خیش) و سپار (تیغه گاوآهن که زمین را میشکافد) را خطاب قرار میدهد و میگوید: گردن تو در بستهٔ «بیوغ» (یوغ، ابزار چوبی بستن گاو) است و به همین دلیل است که ناچار هستی همراستا و راست با سپار حرکت کنی؛ اگر این تحدید و مهار نبود، به راه راست نمیرفتی و زمین را منظم نمیشکافتی. مقصود اخلاقی بیت، لزوم وجود مهار، قانون یا تربیت برای انسان سرکش است تا به راه درست هدایت شود.
واژهشناسی و لغات پیشا اسلامی (ایرانی باستان و میانه)
- بیوغ (Byōγ / Biyōγ): معرب «یوغ» پهلوی (yōγ) یا اوستایی yaōγa- (به معنای بستن، بستگان، ابزار بستن بار یا دام). شکل پارسی میانهٔ آن yōg است.
- سپار (Spār): مشتق از فعل پارسی میانه spārdan (فشردن، تاختن، مالیدن) و مرتبط با ریشه ایرانی باستان spard- (کوشیدن، تلاش کردن) یا ریشه مربوط به گاوآهن و شیار کردن.
- گردن (Gardana): واژه اصیل ایرانی، مشتق از پهلوی girdan و اوستایی gərδana- (گردن، پشت گردن).
معادلهای پارسی باستان و خط پهلوی
برای نمایش واژهها به خطوط پیشا اسلامی (پهلوی ساسانی و کتیبهای)، صورت واژگان در زبان پهلوی میانه و نحوه نگارش آنها به خط پهلوی (کتابی/سوسنی) به شرح زیر است:
- یوغ / بیوغ:
- پهلوی میانه: ywγ (Yōg)
- خط پهلوی: 𐭩𐭥𐭢
- سپار (تیغه):
- پهلوی میانه: spāl یا spār
- خط پهلوی: 𐭠𐭮𐭯𐭠𐭫
- گردن:
- پهلوی میانه: gltn (Gardan)
- خط پهلوی: 𐭭𐭃𐭥𐭢
سبک نگارش و کتابت کاتبان باستان
اگر شخصیتهایی چون بزرگمهر حکیم یا موبد کرتیر (در عصر ساسانی) میخواستند مفاهیم این بیت را به خط پهلوی کتیبهای یا کتابی بنگارند، از سبک خط شکسته-پیوستهٔ پهلویِ کتابی (Pahlavi Book Script) استفاده میکردند.
در آن سبک:
- واژهها به صورت حروفِ اغلب متصل (پیوسته به چپ) نوشته میشدند که بسیاری از حروف در شکل ظاهری با هم تشابه داشتند (مانند اشتراک در شکل حروف r, w, n).
- برای واژههای با ریشه آرامی از هزوارشها (Huzvarishn) استفاده میشد؛ یعنی واژهای آرامی نوشته میشد اما به زبان پارسی میانه خوانده میشد (مثلاً به جای گردن ممکن بود از هزوارش مربوط به عضو بدن استفاده کنند).
- برخلاف خطوط اسلامی، در خط پهلوی بسیاری از مصوتهای کوتاه نوشته نمیشدند و خواننده باید با اتکا به دانش زبانی خود، مصوتها (مانند ō در yōg) را بازسازی میکرد.
بنابراین، کاتب ساسانی این ترکیب را نه با املای عربیشدهٔ «بیوغ»، بلکه با ساختار اصیل پهلویِ yōg ō g-rdn (یوغ بر گردن) و با خط ابجدی و همچسب پهلوی کتابی تحریر میکرد.
