گراز دیگر بیلی بود رسن اندر او بسته و بدو کس همیکشند و عمارت بدان راست کنند و برزگران نیز زمین را بدو کَنَند، عماره گوید:
مجلس و مرکب و شمشیر چه داند همی آنک
سر و کارش همه با گاو و زمین است و گراز مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
- گراز: ریشه در ایرانی باستان $\text{*garāza-}$ یا مرتبط با ساختارهای کهن ابزارسازی زراعی دارد.
- رسن (طناب): از پارسی میانه $\text{rasan}$ و پارسی باستان $\text{*rasana-}$ (احتمالاً ریشه هندواروپایی دارد).
- عمارت (آبادی و ساختوساز): ریشه عربی (ع-م-ر)، اما ساختار کاربردی آن در بافت دیوان سالاری ایران پس از اسلام ریشه دوانده است.
- برزگر: از پارسی میانه $\text{brzgr}$ ($\text{burzgare}$)، مشتق از ایرانی باستان $\text{*bṛza-kara-}$ (کشاورز، کارورز زمین).
- زمین: از پارسی میانه $\text{zamīg}$، پارسی باستان $\text{zam-}$ (زمین، خاک).
- مغاک (گودی): واژه کهن ایرانی، همریشه با اوستایی $\text{mərəγu-}$ یا پارتیکهای همخانواده.
- زمین (zamīg): به پهلوی کتابی به صورت $\text{zmīk}$ یا $\text{zemīk}$ ($\text{𐭠𐭩𐭬𐭩𐭪}$ / $\text{zymycp}$) نگاشته میشد.
- برزگر (burzgar): به صورت $\text{brzgr}$ ($\text{𐭡𐭫𐭰𐭢𐭫}$ در خط پهلوی کتابی) نوشته میشد که واژهای کاملاً ایرانی میانه است.
- گراز (abzār / garāz): در متون پهلوی با خط پهلوی ساسانی به صورت حروف صامتنگار و گاه با هزارشواژههای مرتبط بازتاب مییافت.
///////////////
نوعی بیل پهن و بزرگ با دستۀ چوبی که ریسمانی به آن میبستند و یک نفر دسته و یک نفر از روبهروی او سر ریسمان را میگرفت، و زمین شیارشده را با آن هموار میکردند؛ فه؛ بنکن؛ پلکش: ◻︎ بفرمود تا کارگر با گراز / بیارند چندی ز راه دراز ـ ... ـ زمین را به کندن گرفتند پاک / شد آن جای هامون سراسر مغاک (فردوسی: ۶/۴۵۸).
