۱۴۰۵ شهریور ۲۲, یکشنبه

گراز دیگر بیلی بود رسن اندر او بسته و بدو کس همی‌کشند و عمارت بدان راست کنند و برزگران نیز زمین را بدو کَنَند، عماره گوید: مجلس و مرکب و شمشیر چه داند همی آنک سر و کارش همه با گاو و زمین است و گراز

گراز دیگر  بیلی بود رسن اندر او بسته و بدو کس همی‌کشند و عمارت بدان راست کنند و برزگران نیز زمین را بدو کَنَند، عماره گوید:

مجلس و مرکب  و شمشیر چه داند همی  آنک

سر و کارش همه با گاو و زمین است و گراز                                                       مطلوب است  شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج  بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی.  نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان  این بیت را با  حروف پهلوی  به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟ 

شرح و معنی قطعه

این متن به یکی از ابزار و روش‌های کهن کشاورزی و راه‌سازی در ایران باستان و دوره اسلامی اولیه اشاره دارد. «گراز» در اینجا نام ابزاری است (نه حیوان)، نوعی بیل بسیار پهن و بزرگ با دسته‌ای چوبی که دو نفر از آن استفاده می‌کردند؛ یک نفر دسته آن را هدایت می‌کرد و نفر دوم با طناب (رسن) بسته‌شده به آن، بیل را از روبه‌رو می‌کشید تا کلوخ‌ها خرد شده، زمین هموار گردد، یا جوی‌های آب و پل‌ها ساخته شوند.

بیت نقل‌شده از عُماره مروزی (شاعر قرن چهارم) با طنزی اجتماعی می‌گوید: کسی که کار و پیشه‌اش سر و کار داشتن با گاو و زمین و این بیل کشاورزی است، از تشریفات و آداب «مجلس»، «مرکب‌سواری» و «شمشیرداری» (اشاره به طبقه اشراف و نظامیان) چه می‌داند؟

واژگان پیشااسلامی متن (ایرانی و انیرانی)

  • گراز: ریشه در ایرانی باستان $\text{*garāza-}$ یا مرتبط با ساختارهای کهن ابزارسازی زراعی دارد.

  • رسن (طناب): از پارسی میانه $\text{rasan}$ و پارسی باستان $\text{*rasana-}$ (احتمالاً ریشه هندواروپایی دارد).

  • عمارت (آبادی و ساخت‌وساز): ریشه عربی (ع-م-ر)، اما ساختار کاربردی آن در بافت دیوان سالاری ایران پس از اسلام ریشه دوانده است.

  • برزگر: از پارسی میانه $\text{brzgr}$ ($\text{burzgare}$)، مشتق از ایرانی باستان $\text{*bṛza-kara-}$ (کشاورز، کارورز زمین).

  • زمین: از پارسی میانه $\text{zamīg}$، پارسی باستان $\text{zam-}$ (زمین، خاک).

  • مغاک (گودی): واژه کهن ایرانی، هم‌ریشه با اوستایی $\text{mərəγu-}$ یا پارتیک‌های هم‌خانواده.

نگارش واژگان منتخب با خط پهلوی (کتیبه‌ای / ساسانی)

اگر بزرگمهر حکیم، موبد کرتیر یا دبیران دربار ساسانی می‌خواستند واژگان کلیدی این بیت و متن را به خط پهلوی کتیبه‌ای (پهلوی کتابی / ساسانی) بنویسند، سبک نگارش به شیوه زیر (با توجه به رسم‌الخط آرامی‌وار یا خط پهلوی منفصل/متصل) انجام می‌شد:

  • زمین (zamīg): به پهلوی کتابی به صورت $\text{zmīk}$ یا $\text{zemīk}$ ($\text{𐭠𐭩𐭬𐭩𐭪}$ / $\text{zymycp}$) نگاشته می‌شد.

  • برزگر (burzgar): به صورت $\text{brzgr}$ ($\text{𐭡𐭫𐭰𐭢𐭫}$ در خط پهلوی کتابی) نوشته می‌شد که واژه‌ای کاملاً ایرانی میانه است.

  • گراز (abzār / garāz): در متون پهلوی با خط پهلوی ساسانی به صورت حروف صامت‌نگار و گاه با هزارشواژه‌های مرتبط بازتاب می‌یافت.

سبک نگارش در دوره ساسانی (عصر خسرو انوشیروان و بزرگمهر) مبتنی بر خط پهلوی کتیبه‌ای (برای سنگ‌نوشته‌ها با حروف منفصل و زوایا مشخص) و خط پهلوی کتابی (برای نامه‌ها و اسناد اداری با حروف شکسته و پیوسته) بود که در آن بسیاری از واژگان به صورت آرامی (هزارواژه یا هوزوارش) نوشته می‌شد اما به زبان پارسی میانه خوانده می‌شد. برای مثال، واژه «شاه» را به صورت ملکا می‌نوشتند اما $\text{šāh}$ می‌خواندند؛ اما واژگان اصیل زراعی مانند برزگر و زمین مستقیماً با حروف پهلوی آوانویسی می‌شدند.


///////////////

 نوعی بیل پهن و بزرگ با دستۀ چوبی که ریسمانی به آن می‌بستند و یک‌ نفر دسته و یک ‌نفر از روبه‌روی او سر ریسمان را می‌گرفت، و زمین شیارشده را با آن هموار می‌کردند؛ فه؛ بنکن؛ پل‌کش: ◻︎ بفرمود تا کارگر با گراز / بیارند چندی ز راه دراز ـ ... ـ زمین را به کندن گرفتند پاک / شد آن جای هامون سراسر مغاک (فردوسی: ۶/۴۵۸).