باز اَرَش بود [شاکر بخاری] گوید:
بچاه سیصد باز اندرم من از غم او
عطای میر رسن ساختم و سیصد باز
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح و معنی قطعه
این بیت از شاکر بخاری (یا منسوب به او) از لحاظ ادبی در قالب قطعه سروده شده و بازیهای لفظی و ایهام در آن نقش برجستهای دارد. واژه «باز» در این بیت با ایهام و جناس تام به کار رفته است که معنای بیت را پیچیده و هنرمندانه میسازد:
معنی تحتاللفظی بیت:
«باز (دوباره) من از غم او در چاه سیصد [رنج و محنت] افتادهام؛ [در این میان] عطای میر وسیله نجات من شد (رسن به معنای ریسمان و طناب)، و سیصد باز (پرنده شکاری یا عدد باز) ساختم.»
تحلیل معنایی و ایهام واژه «باز»:
باز اول و آخر: به معنی پرنده شکاری (باز) یا به عنوان عدد (سیصد باز).
باز دوم: به معنی تکرار و دوباره («باز ارش بود» یعنی دوباره آرش بود / «باز اندرم» یعنی دوباره در آنم).
ایهام عددی و نجومی: در متون کهن گاهی «چاه سیصد» یا اعداد مشابه کنایه از سختیهای کشنده، روزگار تاریک یا ماجراهای اسطورهای (مانند تیراندازی آرش کمانگیر و سقوط از کوه یا چاه محنت) بوده است. شاکر بخاری در اینجا با هنر صنعت شعر، رنج عشق یا هجران یار را به سقوط در چاه و تلاش برای رهایی با کمک «رسن» (طناب عطا) تشبیه کرده است.
واژگان پیشااسلامی (ایرانی و انیرانی) در بیت
در این بیت، ریشهها و واژگان کهن با ادبیات دوره اسلامی درهم آمیختهاند:
- چاه: واژهای اصیل ایرانی (در پارسی میانه: چاهـْ -).
غم: واژهای رایج که ریشه در زبانهای ایرانی میانه دارد (در پهلوی: غَمْ یا اندوه).
عطا: واژهای عربی است که وارد شعر پساسلامی شده است (اما در این تحلیل، ساختار جملهبندی مد نظر است).
- میر: واژهای برگرفته از پهلوی (، مخفف و دگرگونشده واژه اوستایی و پهلوییا امير/امرا، یا ریشه در عنوانهای حکومتی ساسانی دارد).
- رسن (ریسمان): واژهای اصیل ایرانی (در پهلوی: رَسَن -به معنای طناب و بند).
- باز: واژهای که در زبانهای ایرانی میانه (بازه -) برای پرنده شکاری سابقه دیرینه دارد.
نگارش واژگان پارسی باستان / پهلوی و خطوط پیشااسلامی
اگر نویسندگان، موبدان یا دولتمردان دورههای مختلف پیشااسلامی (یا شخصیتهای نامبرده) میخواستند مفاهیم این بیت را به نگارش درآورند، از خطوط و سبکهای زیر بهره میبردند:
۱. عصر هخامنشی (خط میخی پارسی باستان)
۲. عصر ساسانی (خط پهلوی کتابی / پازند)
در دوره ساسانی، خط پهلوی کتیبهای یا پهلوی کتابی (دین دبیره) به کار میرفت. خط پهلوی از راست به چپ نوشته میشد و دارای حروف همنگار (چندصدایی) بود.
اگر یک موبد یا دبیر دربار ساسانی (همچون عهد نوشیروان و بزرگمهر یا کرتیر) میخواست واژگان کلیدی این بیت را به خط پهلوی کتابی ثبت کند، به این سبک نگاشته میشد:
- چاه: به پهلوی کتابی(چاهـ)
- غم: به پهلوی(غم)
- رسن: به پهلوی(رسن)
- باز: به پهلوی(باز)
نکته سبکشناختی: بزرگمهر حکیم یا کرتیر شاهپرور اگر با خط پهلوی کتیبهای (کتیبههای دوره ساسانی مانند کتیبههای کُرتیر در کعبه زرتشت) مینوشتند، حروف به صورت منفصل و با سنگینی و رسمیتری حک میشدند، در حالی که کاتبان دوره اسلامی با خط پهلوی کتابی (متون اوستایی و پازند) آن را پیوسته تحریر میکردند. شخص سراینده پساسلامی (شاکر بخاری) طبیعتاً به خط عربی-فارسی مینوشت، اما اگر احیاناً تحت تأثیر فرهنگ دبیران زرتشتی قرار داشت، همان خط پهلوی ساسانی را به کار میب렀.
///////////
متن ارائه شده، مدخل لغتنامه دهخدا درباره واژه «باز» است که بهدلیل استخراج از نسخههای چاپی سنتی، دارای پارهای از ناهمواریهای نگارشی، علائم سجاوندی نامنظم و فاصلههای اضافی (مانند فاصله پیش از نیمفاصلهها و علائم) است.
در ویرایش زیر، ضمن حفظ اصالت متن و ارجاعات علمی آن، علائم سجاوندی، فاصلهگذاریها، تنوینها و نیمفاصلهها بر اساس اصول استاندارد نگارش فارسی اصلاح شدهاند تا متن خواناتر و منسجمتر شود.
متن ویرایششده
|| شبر. وجب. و آن مقداری باشد از دست، مابین سر انگشت کوچک و انگشت شست. (برهان) (آنندراج). شبر و وجب. (ناظمالاطبا). || یک بند انگشت. (برهان) (ناظمالاطبا). || جزء بالائین بازو. (ناظمالاطبا).
مهمترین اصلاحات انجامشده:
فاصلهگذاری علائم: اصلاح فاصلههای اضافی قبل از علائم نگارشی (مانند نقطه، ویرگول، پرانتزها و نیمفاصلههای مربوط به همزهٔ اضافه).
یکدستسازی کلمات مرکب: اعمال درست نیمفاصله در ترکیباتی مانند لغتنامه، نیمهشب، گمکرده، ملکالشعرا و غیره.
تصحیح نویسههای عربی و فارسی: اصلاح فاصلهها در اطراف حروف اضافه و پسوندها (مانند «به تازی» به جای «به تازی» یا اصلاح واژههای چاپی قدیمی در نقلقولها).
