ثژ . دندانکلیددان بود.
تژ=تز=تزه دندانه ٔ کلید را نیزگویند. (برهان ) (از ناظم الاطباء) (از فرهنگ اوبهی ).بمعنی دندانه ٔ کلید به نون و زای فارسی است. دهخدا.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح و معنی قطعه
متن ارائه شده از فرهنگهای لغت سنتی (مانند برهان قاطع و ناظمالاطباء) نقل شده و به معرفی و ریشهشناسی واژه «تژ» (یا «تز» و «تزه») میپردازد.
- معنی تحتاللفظی: «تژ» یا «تز» در اصطلاح کهن به معنای دندانه کلید یا شیارهای لبه کلید است.
- نکته املایی: مؤلفان لغتنامه اشاره میکنند که این واژه با «نون و زای فارسی» (یعنی با پسوند یا تلفظهای نزدیک) نیز آمده و صورتهای گوناگون آن («تژ»، «تز»، «تزه») همگی به یک معنایند.
واژهشناسی تاریخی (پیشا اسلامی)
این واژه ریشه در زبانهای ایرانی میانه دارد. در این مقوله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- ریشه ایرانی باستان: واژههای مربوط به تراشیدن، بریدن یا دندانه داشتن در زبانهای ایرانی میانه (مانند پهلوی ساسانی و پارتی) اغلب از ریشههای باستانی مرتبط با ساییدن یا کندهکاری مشتق شدهاند.
- واژگان انیرانی (غیرایرانی): در این متن خاص، واژه «تژ/تز» ریشهای اصیلاً ایرانی میانه دارد و وامواژه انیرانی (مانند سامی یا یونانی) به شمار نمیرود، هرچند در فرهنگنویسی دوره اسلامی، ضبط دقیق گویشهای محلی ایران باستان با دقت بررسی شده است.
نگارش به خط پهلوی (خطوط پیشا اسلامی)
اگر این واژه یا ارکان آن توسط دبیران دوره ساسانی (در عصر نوشیروان و بزرگمهر) یا موبدان نامداری چون کرتیر به خط پهلوی کتیبهای یا پهلوی کتابی (سرباز/پارسیک) نگاشته میشد، سبک نگارش آن به صورت زیر بود:
- خط پهلوی کتابی (دین دبیره): واژه «تژ» یا «تز» با حروف منفصل یا متصل پهلوی که برای ثبت واژگان ایرانی (پارسیک) به کار میرفت، نوشته میشد. در این خط، حروف ت، ژ/ز به گونهای ترسیم میشدند که خواننده بتواند تلفظ دقیق آن را از روی املای تاریخی تشخیص دهد.
- سبک نگارش بزرگان (بزرگمهر و کرتیر):
- کرتیر (قرن سوم میلادی): در کتیبههای سنگنوشته پهلوی کتیبهای (کعبه زرتشت، سر مشهد)، واژگان با خطی مستحکم و باستانیتر ثبت میشدند که فاقد پیوستگیهای زیاد خط کتابی دورههای بعد بود.
- بزرگمهر حکیم (عصر خسرو انوشیروان - قرن شهم میلادی): در آن دوران، خط پهلوی کتابی به پختگی کامل رسیده بود و متون حکمت و ادب و واژهنامههای تخصصی (مانند اصطلاحات پیشه و فنون، چون دندانه کلید) با دقت فراوان در دبیرخانهها ثبت و ضبط میشدند.
یادداشت تخصصی: در خط پهلوی، واژگانی که ریشه ایرانی خالص داشتند (مانند همین واژه در معنای ابزار یا افزار) مستقیماً به سبک «پارسیک» نوشته میشدند و نیازی به استفاده از هژمونی «هوزوارش» (نوشتن به آرامی و خواندن به پارسی) نداشتند؛ چرا که واژگان ابزار و اشیای ملموس معمولاً به صورت phonetic (آوایی) نگاشته میشدند.
آیا مایل هستید نمونهای از خط پهلوی یا نحوه معادلیابی سایر ابزارهای فلزی در دوره ساسانی را بیشتر بررسی کنیم؟
