نوزهنوز باشد، مصنف گوید: بدو گفت کای پشت بحث تو گوز کسی از شما زنده مانده است نوز.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
۱. شرح و معنی قطعه
- مصراع اول: «بدو گفت کای پشت بحث تو گوز»
- معنی: خطاب به طرف مقابل میگوید: «ای کسی که پشتوانه و مایهٔ استدلال و بحث تو، پوچ، بیارزش و مضحک است.» کلمهٔ «گوز» در اینجا کنایه از سخن سست، بیهوده و مایهٔ خجالت یا استهزا است.
- مصراع دوم: «کسی از شما زنده مانده است نوز»
- معنی: «آیا اصلاً کسی از شما (طایفه، گروه یا همفکرانتان) هنوز (نوز) زنده مانده است؟»
- مفهوم کلی: گوینده با لحنی تحقیرآمیز، بساط استدلال حریف را به سخره گرفته و با کلمهٔ «نوز» (هنوز) با کنایه میپرسد که آیا اصلا نسل آنها منقرض نشده است؟
۲. بررسی واژگان کهن و پیشا اسلامی
- نوز (Noz): واژهای کهن به معنای هنوز، تاکنون، و هنوز هم. این واژه در فارسی باستان و میانه ریشه دارد و در شعر شاعران دورهٔ انتقال (مانند رودکی و دقیقی) نیز برای حفظ وزن یا به دلیل کهنگرایی بهکار رفته است.
- پشت (Pusht): در اینجا به معنی پناه، پشتوانه، یا مایه و پایه است که ریشه در پهلوی ($\text{pušt}$) و اوستایی ($\text{pṛšta-}$ به معنی پشت بدن و کنایه از تکیهگاه) دارد.
- بحث (Baḥṯ): واژهای عربی است که نشان میدهد این قطعه در دورهٔ اسلامی سروده شده است؛ زیرا در زبانهای پیشا اسلامی ایران، واژگان مربوط به منطق و گفتگو ساختار دیگری داشتند.
۳. نگارش واژگان منتخب با خط پهلوی (کتیبهای و کتابی)
- واژهٔ «پشت» ($\text{Pusht}$):
- در خط پهلوی ساسانی به صورت $\text{pwšt}$ نگاشته میشد. (حروف: $\text{P} - \text{W} - \text{Š} - \text{T}$). در این خط، حروف به هم چسبیده و واژهها معمولاً با املای تاریخی (هزوارهها) نوشته میشدند.
- واژهٔ «کس» ($\text{Kas}$):
- در خط پهلوی به صورت $\text{kly' (klyd / k-s)}$ یا با املای رایج پهلوی کتابی $\text{ks}$ نگاشته میشد.
- واژهٔ «نوز» ($\text{Noz}$):
- در پهلوی به صورت $\text{nwz}$ ($\text{N} - \text{W} - \text{Z}$) نوشته میشد.
۴. سبک نگارش شخصیتهای تاریخی و دورهٔ سرایش
- نوشیروان، بزرگمهر، موبد موبدان و کرتیر:این بزرگان و دبیران عصر ساسانی (و پیشتر از آن در دوران کرتیر در عصر ساسانی نخستین)، اگر با این ابیات روبهرو میشدند، هرگز از واژگان عربی مانند «بحث» استفاده نمیکردند. خط رسمی آنها پهلوی ساسانی (کتیبهای یا کتابی) بر روی سنگنگارهها یا پوستهای چرمی بود و سبک نگارش آنان مبتنی بر زبانهای پارسی میانه (پهلوی ساسانی) و پارتی (پهلوی اشکانی) با خطی رازآلود و پر از حروف پیچیده و هزوارههای آرامی (عصر دبیرخانهای) بود.
- شخص سراینده (پسا اسلامی):با وجود استفاده از واژهٔ کهن «نوز»، ساختار بیت، حضور واژهٔ عربی «بحث»، و سبک طنز و هجوی که در شعر دورهٔ اسلامی (سبک خراسانی یا اواخر قرن چهارم به بعد) رایج شد، نشان میدهد که این قطعه قطعا سرودهای پسا اسلامی است. شاعر این بیت از عمد یا برای ایجاد طنز و باستانگرایی لفظی، از واژهٔ قدیمی «نوز» بهره برده است تا رنگ و بوی کهن به هجویات خود ببخشد، اما قالب و واژگان دیگر آن متعلق به ادبیات دوران اسلامی است.
نوز. [ نَ ] (ق ) مخفف هنوز. (جهانگیری ) (انجمن آرا) (غیاث اللغات ) (برهان قاطع). نس. نز. (یادداشت مؤلف ). هنوز. تاکنون. تا حال. تا به اکنون. تا به حال:
نوز نامردهای شگفتی کار
راست با مردگان یگونه شدیم.
کسائی (از یادداشت مؤلف).
مر آن هر سه را نوز ناکرده نام
چو بشنیدم این، شد دلم شادکام.
فردوسی.
بدو گفت منذر که ای سرفراز
به فرهنگ نوزت نیامد نیاز.
فردوسی.
مکن در خورش خویشتن چارسو
چنان خور که نوزت بود آرزو.
فردوسی.
ای دریغا که من از دست شدم
نوز ناخورده تمام از دل بر.
فرخی.
نوز جوان است و کار فردا دارد
فردا دارد دگر نهاد و دگرگون.
فرخی.
نوزتان مادر شش روز نباشد که بزاد
نوزتان ناف نبرید و ز زه درنگشاد
نوزتان سینه و پستان به دهان در ننهاد
نوزتان روی نشست و نوزتان شیر نداد.
منوچهری.
نوز گل اندر گلابدان نرسیده
قطره بر آن چیست چون گلاب مصعد؟
منوچهری.
بدو گفت کای پشت بخت تو کوز
کسی از شما زنده مانده است نوز.
اسدی (از یادداشت مؤلف).
چندین غم تو خوردم و ناز تو کشیدم
از عشق من و ناز خود آگاه نه ای نوز.
سوزنی.
|| (اِ) درخت صنوبر. (رشیدی) (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج). درخت کاج. (جهانگیری) (برهان قاطع). نشک. نازو. (فرهنگ اسدی نخجوانی). نوژ. (رشیدی) (جهانگیری) (انجمن آرا). ناژ. (انجمن آرا) (آنندراج). و نیز رجوع به ناژ و ناز و نازو شود:
جامهٔ باغ سوخت بی آتش
جامهٔ گرم خواه و آتشسوز
زال شد باغ تا نه دیر از برف
چون سر زال زر شود سر نوز.
ازرقی.
مهمترین اصلاحات انجامشده:
اصلاح فاصلهٔ پیش و پس از علامتهای نگارشی (ویرگول، نقطه، دونقطه و پرانتزها).
تبدیل همزهٔ عربی (ء) در کلماتی مثل «مؤلف» و «جامهٔ» به شکل صحیح و استاندارد فارسی.
رعایت یکدستی نیمفاصلهها (مانند آتشسوز).
تنظیم چیدمان بیتها برای خوانایی بهتر.
