تَکَژ استخوان انگور بود، بعضی تکس خوانندلبیبی گوید:
گـر بیارنـد و بسوزنـد و دهنـدت بر باد
تو بسنک تکژی نان ندهی باب ترا
ابوالعباس گوید:
تکـژ نیسـت گـویی در انگـور او
همه شیره دیدیم یکسر رَزَش.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
