کُرُوز طرب و شادی بود. خسروی گوید:
چون دل بادهخوار گشت جهان
بانشاط و کروز و خوشمنشی
منجیک گفت:
مهمان کرد شادی چندان بنعمتش
کز بهر کیر خواجه کنی تو همی کروز
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
۱. شرح و معنی قطعات و واژهشناسی
- بيت خسروی:چون دل بادهخوار گشت جهان / بانشاط و کروز و خوشمنشیمعنی: هنگامی که دلِ انسانِ بادهنوش مست و آماده سرور شد، گیتی نیز به تبعِ آن سراسر نشاط، شادیِ مستانه (کروز) و خوشرفتاری گردید.
- بيت منجیک ترمذی:مهمان کرد شادی چندان بنعمتش / کز بهر کیر خواجه کنی تو همی کروزمعنی: شادی آنقدر با نعمتهایش از مهمان پذیرایی کرد و نعمت بخشید که تو در ازای آن (و از فرط سرمستی و فراوانی نعمت)، برای بزرگداشت مقام «خواجه» به پایکوبی, نشاط و طرب (کروز) میپردازی. (این بیت دارای لحنی طنزآلود و هزلآموز است که در شعر قرن چهارم سابقه داشته است).
۲. ریشه و تبار واژگان پیشااسلامی بیت
- کروز (Krož / Kruz): از واژگان اصیل ایرانی میانه (پهلوی ساسانی یا اشکانی) در حوزه معنایی شادی و طرب.
- دل (Dil): از پارسی میانه دل (dil)، پارسی باستان دْرَد (drad) یا ریشههای هندواروپایی.
- جهان (Jahān):
از پارسی میانه جهان (jahān)، اوستایی جئان (jaϑāna به معنای آفریده و دنیا). - نشاط:
(عربی است و ریشه پیشااسلامی ایرانی ندارد). - خوشمنشی:
ترکیبی از واژه اوستایی/پهلوی خوش (هوش/هوب) و منش (از پهلوی منشْن manišn به معنای اندیشه و خویشو). - خواجه:
(معرب یا واژهای دخیل در دوره اسلامی است، اما ریشههای پهلوی نظیر هواتای hwāday به معنای خاوند و سرور نیز در پشتوانههای معنایی آن قرار دارد).
۳. نگارش واژگان پارسی باستان با خط پهلوی یا پیشااسلامی
- دل (Dil): به پهلوی کتابی به صورت $d-l$ نگاشته میشد.
- جهان (Jahān): به پهلوی به صورت $gḥ-n$ یا $yḥ-n$ (یا با هزوارشِ مرتبط).
- منش (Manish): به صورت $mnšn$ (منشن).
۴. سبک و سیاق نگارش واژگان بیت توسط شخصیتهای تاریخی
- نوشیروان (خسرو انوشیروان ساسانی) و بزرگمهر حکیم:آنها متن را به خط پهلوی ساسانی (کتابی یا تحریری متداول در قرن ششم میلادی) روی پوست آهو یا پاپیروس، با آمیزهای از واژههای خالص دریِ میانه و خط پهلویِ کتابیِ متصل مینگاشتند. در شیوه آنها، املای واژهها بسیار تاریخی بود (مثلاً «دل» و «جهان» با خط پهلویِ باستانیتر و کلمات با رسمالخط صامتمحورِ پهلوی ثبت میشدند).
- کُرتیر (موبد نامدار عصر ساسانی):اگر کرتیر (که تعصب شدیدی بر دین مانی و آیین زرتشت و خط رسمی سنگنبشتهها داشت) میخواست این مضمون را بنویسد، آن را به خط پهلوی کتیبهای (مؤقر، زاویهدار و منقوش روی سنگ)، مشابه کتیبههای کعبه زرتشت یا نقش رجب، با خطی سترگ و رسمی حک میکرد که کاملاً از صامتهای منفصل پهلوی کتیبهای بهره میبرید.
- سراینده پسااسلامی (منجیک ترمذی یا خسروی در قرن چهارم هجری):آنان این ابیات را به خط فارسی-عربی (نسخ یا تعلیق اولیه دوره اسلامی) با الفبای عربی نگاشتند، کما اینکه دیوانهایشان به همین شکل به دست ما رسیده است؛ با این تفاوت که در قرن چهارم هنوز بسیاری از واژگان اصیل ایرانیِ زنده (مانند همین کلمه «کروز») در زبان گفتار و نوشتار شاعران خراسان جریان داشت که به تدریج در سدههای بعد به فراموشی سپرده شد.
در ادامه، نسخه ویرایششده و پاکسازیشدهٔ متن واژهٔ «کروز» با رعایت کامل اصول نگارشی، نیمفاصلهها، ساختار ابیات و تنظیم درست یادداشتهای علامه دهخدا تقدیم شما میشود:
متن ویرایششده
کروز. [ کُ ] (اسم) کروژ (ناظمالاطبا) (برهان). نشاط و شادمانی باشد (جهانگیری). عیش و نشاط و شادمانی و طرب (برهان) (ناظمالاطبا). شادی؛ و با «کرازان» و «کرازیدن» قریباللفظ و المعنی است (آنندراج). طرب و شادی (صحاح الفرس). فرح، نشاط (یادداشت مؤلف):
وردنه جست و کروش اندر زمی بانگ بربرد از کروز و خرمی. رودکی (از حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی)
مرحوم دهخدا پس از نقل این بیت مینویسند: «گمان میکنم این بیت از کلیله و دمنهٔ رودکی باشد در باب قرد و سلحفاة؛ آنجا که بوزینه از پشت سنگپشت از آب به خشکی جستن میکند. عبارت ابن مقفع این است: فلما قارب الساحل وثب عن ظهره فارتقی الشجر. و ترجمهٔ نصرالله منشی بدین صورت است: "بوزینه را به کنار آب رسانید، بوزینه به تک بر درخت رفت." اگر حدس من درست باشد شعر رودکی تقریباً باید اینطور باشد:
بوزنه جست و گریز اندر زمی بانگ بربرد از کروز و خرمی. ممکن است "کروش" هم کلمهای بوده که امروز مفقود است.» (یادداشت مؤلف)
باکروز و خرمی آهو به دشت میخرامد چون کسی کو مست گشت. رودکی
چون دل بادهخوار گشت جهان با نشاط و کروز و خوشمنشی. خسروی
رجوع به «کروژ» شود.
|| اندوه و ملامت را نیز گفتهاند (برهان) (ناظمالاطبا).
مهمترین اصلاحات انجامشده:
نیمفاصلهها و اصلاح نویسهها: کلماتی مانند «ناظمالاطبا»، «قریباللفظ»، «سنگپشت»، «مینویسند»، «نصرالله»، «بادهخوار»، «خوشمنشی» و اضافههای مضافالیه (مانند «حاشیهٔ»، «کلیله و دمنهٔ»، «ترجمهٔ») با نیمفاصلهٔ استاندارد ویرایش شدند.
علائم نگارشی: فاصلههای اضافی پیش از علائم سجاوندی (نقطه، ویرگول، نقطهٔ ویرگول، علامت نقلقول) حذف و پس از آنها فاصلهٔ درست رعایت شد.
ساختار ابیات و نقلقولها: اشعار رودکی و خسروی و همچنین متن توضیحی مرحوم دهخدا با تورفتگی و قالببندی مناسب مرتب شدند تا خوانش متنهای لغتنامهای روانتر و دقیقتر شود.
