باز دیگر. گشاده بود و فراز بسته. ابوشکور گوید:
آن کس که بر امیر درِ مرگ باز کرد
بر خویشتن نگر نتواند فراز کرد.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح و معنی بیت ابوشکور بلخی
این بیت از شاعر شهیر قرن چهارم، ابوشکور بلخی، در حکمت و پند درباره ناپایداری دنیا، حتمیت مرگ و بازگشت ناپذیر بودن روح از جهان باقی به جهان فانی سخن میگوید.
- معنی بیت: آن کسی که درِ مرگ را بر روی امیر و فرمانروا گشود (یعنی باعث مرگ او شد یا مرگ را به سراغ او آورد)، خودش دیگر هرگز توانایی آن را ندارد که این در را به روی خویش ببندد یا از مرگ بگریزد.
- پیام اصلی: مرگ برای همه (امیر و گدا) یکسان است و حتی عاملان مرگ یا قدرتمندان جهان نیز یارای گریز از پنجه مرگ را ندارند.
واژهشناسی و ریشهیابی لغات
این بیت با وجود اینکه در دوره اسلامی (قرن چهارم هجری) سروده شده، از نظر واژگانی ریشه در زبان و فرهنگ کهن ایرانی دارد. در ادامه بررسی لغات کلیدی آمده است:
- آن (an): ضمیر اشاره؛ ریشه در پارسی باستان و اوستایی ($hva-$ / $ana$).
- کس (kas): به معنای شخص و آدمی؛ ریشه در پارسی میانه ($kas$) و پهلوی.
- بر (bar): حرف اضافه یا به معنای سوی و روی؛ ریشه در ایرانی باستان ($pati$).
- امیر (amīr): واژهای با ریشه عربی (دخیل در دوره اسلامی).
- در (dar): به معنای درگاه و دروازه؛ ریشه در پارسی میانه ($dar$) و اوستایی ($dāra-$).
- مرگ (marg): ریشه در پهلوی ($marg$) و اوستایی ($marəθa-$ به معنی مردن).
- باز کردن / فراز کردن: فعلهای پیشوندی که بخش مهمی از ساختار دستوری زبانهای ایرانی باستان و میانه هستند. فراز در پهلوی به معنای «افراشته، بالا یا بسته/پیش» به کار رفته است.
- نگر (nigar / nنگریستن): ریشه در ایرانی باستان ($ni-kan$) و پهلوی.
- توانستن (tawānistan): فعل توانایی؛ ریشه در پارسی میانه ($tawānist$ / پهلوی $twʾn$).
- خویشتن (خویش + تن): ضمیر بازگشتی؛ ریشه در پارسی باستان ($ḫvȐ-$) و پهلوی ($xwēšn$).
بازنگارش واژگان با خط پهلوی (کتابی / ساسانی)
اگر شخصیتی از دوران باستان (مانند مؤبدان، کرتیر یا بزرگمهر) یا نویسندگان دوره ساسانی میخواستند این واژگان کلیدی را به خط پهلوی کتابی (دین دبیره یا پازند) بنویسند، سبک نگارش آنها بر پایه خط پهلوی ساسانی به صورت زیر میبود (آوانویسی و رسمالخط پهلوی):
- کس (Kas): $\text{𐭪𐭮}$ ($k-s$)
- در (Dar): $\text{𐭃𐭫}$ ($d-l$)
- مرگ (Marg): $\text{𐭬𐭫𐭪}$ ($m-l-k$)
- توانستن (Tawān): $\text{𐭲𐭅𐭠𐭭}$ ($t-w-ʾ-n$)
- خویش (Xwēšn): $\text{𐭧𐭥𐭩𐭱𐭭}$ ($ḥ-w-y-š-n$)
سبک نگارش (پهلوی کتیبهای در برابر پهلوی کتابی):
- کرتیر (مؤبد نامدار ساسانی در قرن سوم میلادی): اگر کتیبهنویسان دوره ساسانی مانند کرتیر این مفاهیم را مینوشتند، از خط پهلوی کتیبهای (کتیبههای سنگنوشتهای) استفاده میکردند که حروف در آن منفصل و جدا از هم بود و ساختار آرایشی خشکتر و رسمیتری داشت.
- بزرگمهر حکیم یا نویسندگان دوره پایانی ساسانی: از خط پهلوی کتابی (متون دینی و ادبی زرتشتی) بهره میبردند که در آن بسیاری از حروف به هم میچسبیدند و خط دچار شکستگیها و پیچیدگیهای نگارشی خاص خود (مانند هزوارشنویسیها) میشد. برای مثال، به جای نوشتن واژه آرامی با تلفظ پارسی، گاه واژه آرامی نگاشته میشد اما پارسی خوانده میشد.
- شاعر پسااسلامی (ابوشکور): با خط فارسی-عربی مینگاشت، اما ساختار واژگانی و وزن شعر او ریشه در حافظه زبانی کهن ایرانزمین داشت.
آیا مایلید درباره ریشه اوستایی یا پارسی باستانِ یکی از این واژگان بررسی بیشتری انجام دهیم؟
