کاناز بن خوشه رطب باشد رودکی گوید:
من بدان آمدم بخدمت تو که بر آید رطب ز کانازم
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
- من: ضمیر شخصی منفصل اول شخص مفرد؛ ریشه در هندواروپایی باستان (*me-)، در اوستایی و پارسی باستان man / mām.
- بدان (به + آن): حرف اضافه و ضمیر اشاره؛ «آن» از ریشه ایرانی باستان ሃan- (اشاره به دور).
- آمدن: فعل؛ ریشه ایرانی باستان ā-gam- (آمدن)، در پهلوی آمدن (āmatan)، در اوستایی ā-gam.
- خدمت: وامواژه معرب از عربی (خدمة)؛ در این بیتِ پساسلامی به کار رفته است، اما مفهوم بندگی و پرستش در ایران باستان با واژگانی چون bandagī یا pasāg ادا میشد.
- تو: ضمیر شخصی؛ ریشه هندواروپایی (*tu-)، در اوستایی و پارسی باستان tuva.
- که: حرف ربط؛ در پهلوی و پارسی میانه کو (kō).
- برآید: فعل پیشوندی (بر + آید)؛ «بر» پیشوند فعلی در ایرانی باستان pati- یا fra-، و «آید» از ریشه i- (شدن، آمدن).
- رطب: وامواژه معرب از آرامی/عربی؛ معادل ایرانی باستان آن برای رطب و خرما واژه χurmā (خرمای باستانی) یا اصطلاحات نخلداری بوده است.
- از: حرف اضافه؛ در پهلوی از (az)، در پارسی باستان hača (از، از جانب).
- کاناز: واژه کهن ایرانی (احتمالاً سغدی یا فارسی میانه غربی/خراسانی) به معنای خوشه نخل و غلاف رطب؛ این واژه ریشه در زبانهای ایرانی میانه دارد و در متون سغدی و پارسی باستان مستقیم گواهی نشده، اما ساختار آن کاملاً ایرانی است.
- من: 𐭬𐭭 (MN - هزوژشن آرامی برای من) یا نویسهگردانی آوایی m-n.
- آمدن: 𐭠𐭩𐭌𐭭𐭩𐭭 (ʾymnyn / āmatan).
- تو: 𐭲𐭅 (TW / تو).
- از: 𐭠𐭆 (ʾZ / از).
- رطب/خرمای نارس: در غیاب واژه مستقیم عربی، کاتبان پهلوی از واژه ایرانی میانه χurmā (𐭧𐭥𐭫𐭬𐭠) یا اصطلاح ویژه غلاف نخل یعنی kānāz (𐭪𐭠𐭭𐭠𐭆) استفاده میکردند.
- کرتیر (موبد بزرگ عصر ساسانی): کتیبههای او به خط پهلوی کتیبهای (مذکور در کعبه زرتشت یا نقش رجب) نگاشطه شده است که خطی منفصل، بسیار رسمی، بدون شکستگیهای خط کتابی، و با واژگان خالصتر دینی و اداری است. او به جای واژگان عامیانه، از اصطلاحات کهنتر و خط سنگنوشتهای استفاده میکرد.
- بزرگمهر حکیم و نوشیروان: در دربار انوشیروان، سبک نگارش به سمت پهلوی کتابی پیشرفته و استفاده گسترده از هزوارشهای آرامی میل داشت تا متن از دید افراد عادی پنهان بماند و تنها دبیران دربار (دبیران خسرو انوشیروان) قادر به خواندن آن باشند.
- سراینده پساسلامی (رودکی): رودکی خود شعر را به خط فارسی-عربی (الفبای دری) نگاشته است، چرا که با ظهور اسلام، خط پهلوی بهتدریج جای خود را به خط عربی-فارسی داد و شاعران سامانی زبان پارسی دری را با این خط مدون کردند.
/////////////
کاناز. (اِ) چوب بن خوشه ٔ خرما را گویند یعنی جایی که به نخل چسبیده باشد. (برهان ) (اوبهی) (آنندراج) (فرهنگ اسدی) (صحاح الفرس) (ناظم الاطباء) (شعوری ج 2 ص 340). گمان می کنم مراد غلافی است که شکوفه ٔ خرما از آن بیرون آید. چوب بیخ خوشه ٔخرما چسبیده بدرخت. (یادداشت مؤلف). کناز. کنز. تنلاب. طلع. طلعه:
من بدان آمدم بخدمت تو
تا برآید رطب ز کانازم.
عجب نباشد اگر از نحوست طالع
مخالفان ورا زهر روید از کاناز.
|| خوشه ٔ خرما. (ناظم الاطباء).
