شیار زمین گاو آهن زده باشد، معروفست فرالاوی گوید:
صحرای سنگ روی و کُه سنگلاخ را
از ستم آهوان و گَوَزنان شیار کرد.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
معنی و شرح قطعه
بیت مورد نظر توصیفی است تمثیلی و غنایی از تاثیر ظلم و بیعدالتی بر عمران و آبادی سرزمین. شاعر میگوید: صحراهای هموار و کوههای سنگلاخ از شدت ستم آهوان و گوزنان (که نماد نیروهای ویرانگر یا ستمکارند) شیار شده و به زمین شخمزده (فَراَلاوی) تشبیه گشتهاند. مقصود این است که ظلم حاکمان یا عوامل تباہی، آبادانی را از بین برده و زمینهای سخت و هموار را زیر و رو کرده است.
واژهشناسی و ریشهیابی (واژگان پیشااسلامی و ایرانی)
- صحرای: معرب واژه پهلوی sahrak یا فارسی باستان همسنگ آن، به معنی دشت و بیابان.
- سنگ: واژه اصیل ایرانی، در پهلوی sang.
- روی: به معنی چهره، طرف یا زمین مسطح، از پهلوی rōy.
- کُه: شکل کهنتر و پهلوی واژه کوه (در پهلوی kōf یا kōh).
- سنگلاخ: مرکب از سنگ + پسوند مکانساز یا کثرت -لاخ (پسوند ترکیبی رایج در فارسی).
- ستم: واژه ایرانی، در پهلوی sitam یا stahm (ستم و زور).
- آهو: واژه ایرانی، در پهلوی āhūk (هم به معنی آهو حیوان و هم عیب و نقص).
- گَوَزن: واژه اصیل ایرانی، در پهلوی gōzan (گوزن).
- شیار: از ریشه ایرانی باستان، در پهلوی šīyār یا مشتقات مرتبط با شکافتن زمین.
- کرد: بن گذشته فعل کردن، در پهلوی kard.
سبک نگارش واژگان با خط پهلوی (کتیبهای یا کتابی)
اگر این واژگان قرار بود توسط دبیران دوره ساسانی (مانند دوران نوشیروان، بزرگمهر یا کرتیر) به خط پهلوی کتابی (کتابی هزوارشپذیر) یا پهلوی کتیبهای نگاشته شوند، به دلیل ماهیت خط پهلوی که خطی ناپیسته، دارای حروف چندآوایی و همراه با هزوارش (نوشتن واژه آرامی و خواندن واژه پارسی میانه) است، ویژگیهای زیر را داشتند:
- خط پهلوی کتابی (دوران ساسانی متأخر / عصر خسرو انوشیروان):واژهها با حروف پیوسته و ناپیوسته تحریری نوشته میشدند. برای نمونه، واژه «گوزن» به صورت gwzn، «سنگ» به صورت snk و «کرد» به صورت klt (با هزوارش یا املای تاریخی) تحریر میگردید. حروف «الف»، «دال»، «ر» و «و» در این خط تشابهات زیادی داشتند و خوانش آنها وابسته به سیاق متن بود.
- خط پهلوی کتیبهای (عصر کرتیر و سنگنبشتههای ساسانی):حروف منفصلتر و به خط سنگنگارهای نزدیکتر بودند. واژهها فاقد نقاط و نشانههای حرکتی امروزی بودند و حروف همصدا مانند w (و، او، ب) یا h و x با یک شکل گرافیایی نوشته میشدند.
- خط پارسی باستان (خط میخی هخامنشی):اگر فرضاً متن به پارسی باستان برگردانده میشد، واژگانی چون «کوه» (kaufa) و «سنگ» و «کرد» (akunaush / karta) با خط میخی کتیبههای بیستون نگاشته میشدند که نظامی هجایی و مستقل از خط پهلوی داشت.
آیا مایل هستید تحلیل دقیقتری پیرامون ریشه اوستایی یا پهلوی میانه یکی از این واژگان خاص ارائه شود؟
