هاژ متحیر و درمانده بود ابوشکور گوید:
همه دعوی کنی و خایی ژاژ در همه کارها حقیری و هاژ.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
معنی و شرح بیت ابوشکور بلخی
- همه دعوی کنی و خایی ژاژ: دعوی کردن به معنای ادعا کردن و لاف زدن است. «ژاژ خاییدن» کنایه از سخن بیهوده، گزاف و نامربوط گفتن است. یعنی تو همواره ادعاهای بزرگ میکنی و سخنان بیسر و ته بر زبان میرانی.
- در همه کارها حقیری و هاژ: «حقیر» یعنی کوچک و ناچیز. «هاژ» (همانگونه که در ابتدای پرسش اشاره کردید) به معنای متحیر، سرگردان، درمانده و ماتومبهوت است. یعنی با وجود این همه ادعا، در عمل بسیار کوچک، ناتوان و درماندهای.
بررسی واژگان پیشااسلامی و ریشهشناسی آنها
- دعوی: واژهای عربی (از ریشه دعا) است که در زبان فارسی دریِ دربار سامانی برای بیان ادعا بهکار رفته است. بخش زیادی از واژگان این بیت (جز دعوی) کاملاً ایرانیاند.
- خایی (از مصدر خاییدن): ریشه در زبانهای ایرانی میانه (مانند پهلوی اشکانی یا ساسانی) دارد و به معنای جویدن و ساییدن است.
- ژاژ: گیاهی خاردار و بیارزش که شتر میجوید؛ در زبانهای ایرانی پیشااسلامی و پهلوی نیز به معنای سخن هرزه و بیهوده بهکار میرفته است.
- حقیر: واژهای عربی است (در برابر بزرگ).
- هاژ: واژهای بسیار کهن و اصیل ایرانی به معنای متحیر و سرگشته که ریشه در زبانهای ایرانی باستان (پارس باستان یا اوستایی) دارد و بازماندهی آن در زبانهای طبری، کردی یا گویشهای محلی خراسان دیده میشود.
نگارش واژگان پارسی باستان / پهلوی و سبک نگارش تاریخی
۱. خط و سبک کرتیر (پهلوی کتیبهای / کتیبهنویسی قرن سوم میلادی)
۲. خط و سبک بزرگمهر حکیم (پهلوی کتبی / هزوارشنویسی)
۳. سبک شاعر پساساسلامی (ابوشکور بلخی)
در ادامه، نسخه ویرایششده و پاکسازیشدهٔ واژهٔ «هاژ» با رعایت کامل اصول نگارشی، نیمفاصلهها، ساختار ابیات و تنظیم درست شواهد تقدیم شما میشود:
متن ویرایششده
هاژ. [ هَ ] (صفت) بد و زشت (برهان) (آنندراج) (ناظمالاطبا).
|| حیران، سرگشته، متحیر، واله و درمانده (از برهان) (از آنندراج) (از انجمن آرا) (از ناظمالاطبا) (از فرهنگ اسدی):
همه دعوی کنی و خایی ژاژ در همه کارها حقیری و هاژ. ابوشکور
|| بر یک جای فرومانده، بیحرکت، فرومانده از سرگشتگی (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا) (ناظمالاطبا):
همواره همی رو سپس دانش، ازیراک گنده بود آن آب که ایستاده بود هاژ. ناصرخسرو
|| نادم، پشیمان (از ناظمالاطبا).
|| حقیر، محقر، پست، زبون، دون، فرومایه (ناظمالاطبا) (برهان قاطع) (اوبهی).
|| در سخن متحیر و فرومانده، خاموش، خاموشاندربمانده (برهان) (آنندراج) (اوبهی):
ایا ز بیم، زبانم نژند گشته و هاژ کجا شد آن همه دعوی، کجا شد آن همه ژاژ. لبیبی
|| شکستخورده (لغتنامهٔ شاهنامه).
مهمترین اصلاحات انجامشده:
نیمفاصلهها و اصلاح نویسهها: کلماتی مانند «ناظمالاطبا»، «بیحرکت»، «ایستاده» (اصلاح از استاده)، «خاموشاندربمانده»، «شکستخورده»، «لغتنامه» و اضافههای مضافالیه با نیمفاصلهٔ استاندارد ویرایش شدند.
علائم نگارشی: فاصلههای اضافی پیش و پس از علائم سجاوندی (نقطه، ویرگول، نقطهٔ ویرگول، پرانتزها) حذف و مرتب شدند.
ساختار ابیات: ابیات شعری با تورفتگی مناسب و تفکیک مصراعها تنظیم شدند تا خوانش متن کهن روانتر شود.
