کهبر نام ولایتی است در هند، عنصری گوید:
شه گیتی ز غزنی تاختن برد بر افغانان و بر گبران کهبر این کهبر کجا بوده است؟
اولا از این بیت بر می آید در آن روزگاران/عهد اسدی و عنصری که افغانستان انگلستان ساخته مصنوعا زاده نشده بود چه سرزمین های وسیعی هندوستان شمزده می شد. آیا منظور از گبران کهبر می توان زرتشتیان کافرستان پاکستان باشد که آریائی نژادند و پاکستان منکوب و مجبور به تغییر آئینشان کرد و نام موطنشان را نورستان کرد که امروز بخشی از پاکستان یکی دیگر از مصنوعات سیاسی انگلیسیان در این منطقه اند؟
موقعیت جغرافیایی «کهبر»
در متون کهن لغتشناسی مانند لغت فُرس اسدی طوسی، «کهبر» به صراحت به عنوان نام ولایتی یا شهری در هند (منطقه شبهقاره در جغرافیا و مرزهای تاریخی) ثبت شده است. با توجه به لشکرکشیهای سلطان محمود غزنوی به مناطق مرزی هند و درههای کوهستانی شمال آن (مانند مناطق اطراف رود سند و کوههای پامیر و هندوکش)، «کهبر» عموماً اشاره به ناحیهای در شمالغرب شبهقاره یا نواحی مرزی میان افغانستان و پاکستان امروزی دارد که در جغرافیای آن روزگار جزو قلمرو فرهنگی و سیاسی هندِ بزرگ محسوب میشده است.
گستره جغرافیایی و مفهوم «هند» در تاریخ
در بخش اول پرسش شما، نکته کاملاً درستی درباره وسعت نام «هند» در منابع تاریخی مطرح شده است. تا پیش از تحولات استعماری سدههای اخیر و ترسیم مرزهای جدید، اصطلاح «هند» یک مفهوم جغرافیایی-فرهنگی بسیار وسیع بود که شامل تمام سرزمینهای واقع در شرق فلات ایران، از جمله پاکستان امروزی و بخشهای بزرگی از مناطق پیرامونی میشد. حکومتهای مستقر در غزنی و خراسان بزرگ، مرز میان خود و هند را در این مناطقِ گذار میدیدند و لشکرکشیها به این نواحی به قصد گشودنِ سرزمینهای هند انجام میشد.
بررسی فرضیه تطبیق «گبران کهبر» با کافران/نورستان پاکستان
تطبیق دادن «گبران کهبر» با زرتشتیان یا کافرانِ بومیِ مناطق کوهستانیِ پاکستان و نورستان (کافرستان پیشین) از نظر ریشهشناختی و تاریخی با چند پرسش جدی روبهروست:
معنای واژه «گبر» در ادبیات قرن پنجم: در ادبیات دوره غزنوی (مانند اشعار عنصری و فردوسی)، واژه «گبر» به صورت مشخص برای اشاره به پیروان آیین زرتشت یا به طور عام برای غیرمسلمانان و بتپرستان به کار رفته است.
هویت بومی کافرستان (نورستان): مردمان باستانی کافرستان (که بعدها با دستور امیر عبدالرحمن خان در اواخر سده نوزدهم مسلمان شدند و نام منطقه به نورستان تغییر یافت) دارای سنتها و باورهای بومیِ چندخدایی و کهنِ آریایی بودند، اما به طور دقیق در تاریخ به عنوان «زرتشتی» یا «گبر» شناخته نمیشدند، هرچند در نگاه مسلمانانِ آن روزگار هر قوم غیرمسلمان و بتپرستی ممکن بود با عناوین مشابه توصیف شود.
مرزهای ساختگی استعماری: بخش دوم تحلیل شما درباره نقش استعمار بریتانیا در پدید آوردن مرزهای سیاسی مدرن در منطقه کاملاً درست است. خط دیورند و تفکیک هند، پاکستان و افغانستان از جمله مهندسیهای سیاسی بریتانیا در سدههای نوزدهم و بیستم میلادی بود که جغرافیای پیوسته تاریخی این منطقه را به واحدهای سیاسی مجزا بدل کرد. با این حال، مکان دقیق «کهبر» در جغرافیای اداری سده پنجم هجری به دلیل تغییر نامها و دگرگونیهای عمیق منطقهای، بهطور قطعی و مستند با ناحیه نورستان پاکستان همسانسازی نشده است، بلکه به طور کلی به منطقهای در جغرافیا و مرزهای هند باختری اشاره دارد.
دهخد می گوید: نام ولایتی است در هند. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 161). نام ولایتی است در هندوستان. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). در فرهنگ رشیدی «کهیر» (به فتح کاف و کسر ها)، نام ولایتی است از هند. (حاشیه ٔ برهان چ معین ) :
شه گیتی ز غزنی تاختن برد
بر افغانان و بر گبران کهبر.
عنصری (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 161). می توان نام و محل جغرافیایی امروزی این ولایت را حدس زد؟ منابع چه می گوید؟
یافتن نام و محل جغرافیایی «کهبر» در پژوهشهای تاریخی و منابع
تعیین مکان دقیق «کهبر» در نقشههای جغرافیایی امروزی به دلیل دگرگونی نامها، دستنخورده ماندن برخی نواحی دورافتاده کوهستانی و عدم ثبت دقیق مرزهای محلیِ عصر غزنوی در متون کلاسیك، با دشواری روبهروست. با این حال، بررسی منابع لغتشناسی، اسناد تاریخی و جغرافیای نظامی عصر سلطان محمود نشان میدهد که پژوهشگران چه احتمالاتی را مطرح کردهاند:
- ابهام در ضبط واژه و نسخهبدلها: برخی مصححان و پژوهشگران تاریخ ادبیات احتمال دادهاند که «کهبر» در پارهای از نسخ خطی ممکن است تصحیفِ نامهای دیگری باشد؛ اما لغتنامهنویسان بزرگی چون مؤلف لغت فُرس، صاحب برهان قاطع، فرهنگ رشیدی و آنندراج متفقالقول آن را به عنوان یک «ولایت در هند» یا نواحی مرزی شبهقاره ضبط کرده و بیت عنصری را شاهد آوردهاند.
- حدس جغرافیایی در مسیر لشکرکشیهای غزنوی: از آنجا که بیت عنصری از تاختن سلطان محمود از «غزنی» بر «افغانان و گبران کهبر» سخن میگوید، مشخص است که «کهبر» باید منطقهای در مسیر لشکرکشیهای شرقی غزنویان، یعنی در امتداد رود سند، کوههای سلیمان، یا نواحی مرزی میان افغانستان کنونی و شمالغرب پاکستان (پنجاب علیا یا پختونخوا) بوده باشد. در این منطقه کوهستانی، تیرههای غیرمسلمان یا پیروان آیینهای کهن میزیستهاند که در ادبیات دربار غزنی با تعابیر عام مانند «گبر» توصیف شدهاند.
- فرضیه پیوند با نامهای محلی کهن: برخی پژوهشگران جغرافیای تاریخی معتقدند که پسوند یا ریشه «کهبر» (یا کهوَر / کهپر) ممکن است با برخی نامهای باستانی در دامنههای هندوکش و نواحی شمال پاکستان که بعدها در اثر اسلام آوردنِ سراسری یا تغییرات زبانی دگرگون شدهاند، پیوند داشته باشد؛
چرا که در گویشهای محلی ناحیه کوهستانی پامیر و هندوکش، واژههایی با ریشههای کهستان و کوه بسیار رایج است (مانند ریشه «کوه» در ترکیب کهبر).
در مجموع، منابع کلاسیک فراتر از کلیتِ قرار داشتن این ولایت در «حدود هند و مناطق مرزی شرقیِ قلمرو غزنویان» نشانیِ دقیقتری به دست نمیدهند و آن را باید در زمره جغرافیای تاریخی ازدسترفتهی نواحی مرزی پاکستان و هندِ باستان جستوجو کرد.
/////////////////
کهبر نام ولایتی است در هند، عنصری گوید:
شه گیتی ز غزنی تاختن برد بر افغانان و بر گبران کهبر.
مطلوب است شرح معانی این قطعه و لغات پیشا اسلامی، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان این قطعه بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی؟
جغرافیای تاریخی کهبر
کهبر (یا گبران کهبر) در متون جغرافیایی و تاریخی قدیم، به منطقهای کوهستانی یا ناحیهای مرزی در شرق افغانستان یا مناطق غربی شبهقاره هند (محدوده مرزی کابل، پکتیا، یا سلیمانکوه) اطلاق میشده است. این نام در شعرهای دوره غزنوی غالباً برای اشاره به مناطق غیراسلامی یا محل استقرار قبایل سرکش و غیرمسلمان در مسیر لشکرکشیهای سلطان محمود به سوی هند به کار رفته است.
شرح و معنی بیت
شه گیتی ز غزنی تاختن برد / بر افغانان و بر گبران کهبر
شه گیتی: پادشاه جهان (کنایه از سلطان محمود غزنوی).
تاختن برد: لشکرکشی کرد، هجوم آورد.
بر افغانان و بر گبران کهبر: به سوی قوم افغان و زرتشتیان یا مردمان غیرمسلمان منطقه کهبر.
معنای کلی: سلطان محمود از غزنین لشکرکشی بزرگی آغاز کرد و به سوی قبایل افغان و مردمان غیرمسلمان (گبران) ناحیه کهبر هجوم برد.
بررسی لغات پیشا اسلامی (ایرانی و انیرانی)
گبر (Gabr): واژهای است معرب که ریشه در پهلوی ساسانی (gab(e)r یا gabr) و آرامی دارد و در دوره اسلامی به پیروان آیین زرتشت و به طور کلی به غیرمسلمانان اطلاق شده است. ریشه باستانی آن ممکن است به واژه فارسی باستان یا اوستایی بازگردد، اما کاربرد قطعی آن در پهلوی دشتبان و زرتشتیان دیده میشود.
افغان (Afغān): نام قومی با ریشه کهن که در منابع زبانهای ایرانی میانه و سانسکریت (مانند Ashvaka یا Asvakana در کتیبهها و تاریخ باستان به معنای اسبسواران) ریشه دارد. شکل اوستایی و پارسی باستان آن با ریشه اسب (aspa) پیوند دارد.
نگارش واژگان منتخب به خط پهلوی (کتیبهای و کتابی)
از آنجا که در خط پهلوی حروف مصوت بلند و کوتاه به صورت کامل نوشته نمیشوند (خط همخواننوشت)، واژگان به خط پهلوی ساسانی (کتابی) به این صورت نگاشته میشوند:
گبر (Gabr): 𐭪𐭯𐭥 (به پهلوی کتیبهای/کتابی: g-p-l یا g-b-r)
شاه (Shāh): 𐭬𐭫𐭪𐭠 (مَلکاف - mlk')
غزنی (Ghaznī): 𐭤𐭦𐭭𐭩 (به خط پهلوی به صورت تقریبی بر مبنای حروف همخوان: ḥ-z-n-y)
نکته خطی: خط پهلوی برای نگارش اسامی خاص اسلامی و متأخر (مانند غزنی یا افغان در معنای اسلامیاش) خط بومی محسوب نمیشود، اما ریشههای کهن ایرانی مانند «گبر» و «شاه» در سیستم نگارشی خط پهلوی ساسانی کاملاً قابل انطباق هستند.
