مازَندَر ولایت مازندران است، عنصری گوید:
بِشاهنامه چنین خوانده ام که رستم زال
گهی بشد از ره هفتخوان بمازندر
مطلوب است شرح معانی این قطعه و لغات پیشا اسلامی، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان این قطعه بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی؟
شرح معنی قطعه
این قطعهی کوتاه به ابیاتی از منوچهری دامغانی یا شاعری همروزگار او نسبت داده میشود و به یکی از نامدارترین رخدادهای شاهنامه، یعنی گذر رستم از هفتخوانِ مازندران اشاره دارد. مفهوم بیت چنین است: در شاهنامه چنین خواندهام که رستمِ زال (پسر زال) روزی از راهِ هفتخوان به سوی مازندران روانه شد و رفت.
بررسی لغات با ریشهی پیشااسلامی (ایرانی باستان و میانه)
- شاهنامه: ترکیبی از «شاه» (در پارسی باستان: $xšāyaθiya-$؛ پهلوی: $šāh$) و «نامه» (در پهلوی: $nāmag$). واژهای اصیل ایرانی است.
- خوان: در اصطلاح هفتخوان، به معنی مرحله، منزل و خوانِ مهمانی است. ریشهی آن در پهلوی $xwān$ (به معنی سفره و خوان) و در اوستایی $hāna-$ است. مفهوم «مرحله» از سفرههایی که در هر منزل برای رستم گسترده میشد گرفته شده است.
- رستم: از نامهای باستانی اسطورهای ایرانی. در پهلوی به صورت $urt-sthm$ یا $rostam$ آمده که از اوستایی $raoxšta-taxma-$ (دارای تنِ تنومند و درخشان) یا ترکیبی از پهلوی اشکانی گرفته شده است.
- زال: به معنی پیر و سفیدمو. در پهلوی $zāl$ و مرتبط با ریشهی اوستایی $zara-t-$ (پیر شدن) است.
- مازندران: نام منطقهای باستانی. هرچند شکل امتحانی آن در متون اسلامی تثبیت شده، اما ریشهی آن به دورههای پیشااسلامی و پهلوی (به صورت $māzandarān$) بازمیگردد که به سرزمین مازها یا دیوانِ مازندران در اساطیر اشاره دارد.
نگارش واژههای پارسی باستان به خط پهلوی (کتابی)
از آنجا که خط پهلوی کتابی (ساسانی) برای نگارش زبان فارسی میانه (پهلوی ساسانی) استفاده میشده است، شکل نگارش واژههای کلیدی این قطعه در خط پهلوی (از راست به چپ) به شرح زیر است:
- شاه (šāh): $\text{𐭔𐭠𐭧}$ (به خط کتیبهای) یا معادل پهلوی کتابی آن $\text{šʾhy}$
- نامه (nāmag): $\text{nʾmg}$
- رستم (Rostam): $\text{lwstm}$ (در پهلوی با حرف لام نوشته و رستم خوانده میشد)
- مازندران (Māzandarān): $\text{mʾzndlʾn}$
