چرگر سرود گوی بود، شاعر گوید:
همیشه دشمن تو سوخته تو ساخته برم
ببزم ساخته رود آخته دوصد چرگر.
مطلوب است شرح معانی این قطعه و لغات پیشا اسلامی، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان این قطعه بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی؟
شرح و معنی ابیات
«چرگر» در این بیت به معنای کمانساز، تیرساز یا کسی است که افزارهای جنگی مانند تیر و کمان میسازد (از ریشه پهلوی چَرق یا چَرغ به معنی ابزار، تیر و کمان). «سرود گوی» اشاره به نغمه یا چامهای دارد که در مدح ممدوح یا رزمنامه سروده شده است. شاعر در این بیت آرزو یا دعای خیر دارد که دشمنِ شاه یا ممدوح همواره در سوختن و پریشانی باشد و در مقابل، خودِ ممدوح در رفاه و ساختن («سوخته تو ساخته برم») به سر برد. در بزمِ ممدوح که همهچیز آماده و ساخته است، دوصد تیرساز و کمانساز (چرگر) با ساز و برگ و جنگافزار آماده و آخته («رود آخته دوصد چرگر») حضور دارند تا اقتدار او را به نمایش بگذارند.
لغات و ریشههای پیشااسلامی (ایرانی و انیرانی)
- چرگر (Čargar): واژهای اصیل ایرانی و پهلوی. این واژه در پهلوی ساسانی از ریشه باستانی مربوط به ابزار و تجهیزات جنگی یا سازندگان ادوات رزم گرفته شده است. در فرهنگهای لغت کهن به معنی کمانگر و تیرساز ثبت شده است.
- ساخته (Sāxtah): از پهلوی ساسانی sāxtak (آماده، فراهمشده، سامانیافته)، برگرفته از ماده فعل پهلوی sāxtan (ساختن، آراستن) و در نهایت از ایرانی باستان $\text{*sāh-}$.
- سوخته (Sōxtah): از پهلوی sōxtak (سوخته، داغدیده)، از مصدر پهلوی sōxtan (سوختن) و ریشه ایرانی باستان $\text{*sraox- / sauš-}$.
- رود (Rōd): واژهای با پیشینه کهن ایرانی برای سازهای زهی (مانند چنگ و بربط) یا خودِ تار و سیم ساز. در پهلوی به صورت rōd به کار رفته است.
- آخته (Āxtah): از پهلوی āxtak (کشیده، بیرونکشیده شده از نیام یا غلاف)، صفت مفعولی از مصدر پهلوی āxtan (کشیدن شمشیر یا تیر، راست کردن کمان)، ریشه باستانی آن $\text{ā-aj-}.
نگارش واژههای پارسی باستان به خط پهلوی (کتیبهای / ساسانی)
از آنجا که خط «پارسی باستان» خطی میخی بود و در دوره هخامنشی کاربرد داشت و خط «پهلوی» خطی کتیبهای و کتابی است که در دوران اشکانی و ساسانی استفاده میشده است، واژههای کلیدی این قطعه به خط پهلوی ساسانی (کتابی) که برای متون میانه ایرانی رایج بوده، به شکل زیر نگاشته میشوند:
- چرگر: $\text{č l k ' l}$ (čargar)
- ساخته: $\text{s ' xt k '}$ (sāxtag)
- سوخته: $\text{s w xt k '}$ (sōxtag)
- رود: $\text{rw d'}$ (rōd)
- آخته: $\text{' ' xt k '}$ (āxtag)
چرگر. [ چ َ گ َ] (ص مرکب ، اِ مرکب) سرودگوی بود. (فرهنگ اسدی ). مغنی و خنیاگر باشد. (برهان) . مغنی و خنیاگر را نامند. (جهانگیری). مؤلف انجمن آرا نویسد: «سروری کاشانی بمعنی مغنی ، یعنی مطرب نوشته است ... و در باب مفتی و مغنی تصحیف خوانی شده است و معنی درستی بدست نیامده است ». (از انجمن آرا). مغنی و خنیاگر و آوازه خوان . (ناظم الاطباء):
همیشه دشمن تو سوخته تو ساخته بزم
ببزم ساخته رود آخته دوصد چرگر.
ببزم ساخته رود آخته دوصد چرگر.
ز آوای مطرب ز دستان چرگر
دل من تپان همچو ماهی است در بر.
