کَتَر ولایتی است در هندوستان، عنصری گوید:
نه یك سوار است او بلکه صد هزار سوار
بر این گواه من است آنکه دید فتح كثر مطلوب است شرح معانی این قطعه و لغات پیشا اسلامی، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان این قطعه بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی؟
بر اساس اسناد تاریخی و جغرافیای تاریخی، دشت کتر در نزدیکی شهر بلخ (در شمال افغانستان امروزی و در حوضه رود جیحون) واقع بوده است.
در این نبرد معروف (جنگ کتر)، سلطان محمود موفق شد سپاه ایلک خان را که از آن سوی جیحون (ماوراءالنهر) آمده بودند، به سختی شکست دهد؛ به طوری که شعرایی چون عنصری و فرخی در قصاید خود به یادبود این پیروزی و توصیف «جنگ کتر» یا «فتح کتر» ابیاتی را سرودهاند.
شرح و معنی قطعه
این قطعهی منسوب به عنصری بلخی، دو دیدگاه جغرافیایی و تاریخی دربارهی واژهی «کَتَر» را به تصویر میکشد. شاعر در بیت نخست میگوید کتر صرفاً یک لشکر یا سوارکار معمولی نیست، بلکه به تنهایی انبوهی از لشکران (صد هزار سوار) را تداعی میکند و پیروزیهای بهدستآمده در آنجا گواه این قدرت و عظمت است. در مصراع پایانی، استناد به دیدگاه علامه دهخدا شده است که کتر را نه یک ولایت در هند، بلکه دشتی نزدیک به شهر باستانی بلخ میداند؛ در حالی که خود متن و سنّت ادبی، آن را به شعرهای عنصری منسوب کرده و فضایی حماسی به آن بخشیده است.
بررسی لغات پیشا اسلامی (ایرانی و انیرانی)
کَتَر (Katar / Kator): واژهای با ریشههای کهن ایرانی یا آریایی شرقی. در جغرافیای تاریخی، نام ناحیه یا قلعهای در مرزهای هند و افغانستان (پنجکنت یا مناطق هندوکش) بوده است. در زبانهای باستانی آریایی، ریشههای مرتبط با پناهگاه، حصار یا قلعه دارد.
سوار (Savār): برگرفته از پارسی میانه سبار (sabār) و پارسی باستان اسبابار (asabāra- به معنای اسبسوار).
فتح (Fath): واژهای عربی که پس از اسلام وارد حوزهی واژگان زبانهای ایرانی شد، اما در ساختار شعر فارسی جایگاه تثبیتشدهای دارد.
دشت (Dasht): واژهای اصیل ایرانی از پارسی میانه دشت (dašt) و اوستایی دائتا، به معنای زمین هموار و وسیع.
نگارش واژههای منتخب به خط پهلوی (کتابی / پارسی میانه)
سوار: $\text{spʾl}$ یا $\text{swʾl}$ (ثبت به صورت sabār / suvār)
دشت: $\text{dšt'}$ (dašt)
بلخ: $\text{blḥ}$ یا $\text{brx}$ (Balkh)
///////////
کتر. [ ک َ ت َ] (اِخ ) ولایتی است در هندوستان. (فرهنگ اسدی اقبال ص 161). این گفته ٔ اسدی ظاهراً براساسی نباشد چه کتر دشتی بوده است نزدیک بلخ بچهار فرسخ بر کران رود جیحون و سلطان محمود با ایلک خان در آنجا حرب کرده است و ایلک خان را بشکست. صاحب تاریخ گردیزی آرد: ایلک خان با آن لشکر از رود بگذشت و به بلخ آمد و امیرمحمود رحمةاﷲ آنجا رفت و به دشت کتر حرب کردند. (تاریخ گردیزی ص 54). صاحب تاریخ یمینی جای این دشت را بدون ذکر نام کتر بر چهارفرسنگی بلخ کنار پل چرخیان می نویسد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 298) :
ز بت پرستان چندان بکشت و چندان بست
که کشته بود و گرفته ز خانیان به کتر.
فرخی .
و گر بیاید زانگونه باز باید گشت
که خان ز دشت کتر پشت گوژ و روی آژنگ.
فرخی .
آنچه او کرد به ترکستان با لشکر خان
شاه کرده ست بدان لشکر در دشت کتر.
فرخی .
نه یک سواراست او بلکه صد هزار سوار
بر این گواه منست آنکه دید فتح کتر.
عنصری .
رجوع به تاریخ گردیزی ص 54 و تاریخ یمینی ص 298 شود.
