ناهار ناشتا باشد که هنوز چیزی نخورده باشد فردوسی گوید:
نهادند خوان و بخندید شاه که ناهار بودی همانا براه
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
معنی و شرح بیت فردوسی
در این بیت، «ناهار» به معنای اصیل و کهن خود یعنی «ناشتا»، گرسنه و کسی است که از صبح تا آن لحظه چیزی نخورده است. واژه «براه بودن» یا «در راه بودن» در این سیاق کنایه از این است که مهمان یا طعام در راه رسیدن است و شاه با دیدن این وضعیت خندیده و فرمان گستردن سفره (خوان) را داده است.
بررسی لغات باستانی و پیشا اسلامی
- خوان: پهلوی
xwān(سفره، مائده)، برگرفته از ایرانی باستان*hwāna-یا هندواروپایی. - شاه: پهلوی
šāh، پارسی باستانxšāyaθiya(پادشاه). - نهادند (نهادن): پهلوی
nihādan(گذاشتن، پهن کردن)، پارسی باستانni-had-. - بخندید (خندیدن): پهلوی
xandīdanاوستاییxand-. - ناهار: در اینجا به معنای ناشتا؛ پهلوی
nāhār/nāhāk(گشنه، ناشتا، طعام روزانه)، ریشه در ایرانی باستانna- *hāra-(بیخوراک). - براه: حرف اضافه
be+ اسمrāh(پهلوانی:rāδ/rāhبه معنای راه، روش).
نگارش پهلوی واژگان بیت
اگر نویسندگانی چون کرتیر (در کتیبهها به خط پهلوی کتیبهای یا کتیبههای ساسانی)، بزرگمهر یا دبیران دربار انوشیروان (به خط پهلوی کتابی یا شکسته ساسانی) و یا حتی یک سراینده مطلع پسا اسلامی این بیت یا واژگان آن را به خط پهلوی مینگاشتند، سبک نگارش به صورت زیر میبود (به شیوه خط پهلوی کتابی/پارسیک ساسانی که شامل هزوارشها و حروف پیوسته است):
- شاه (šāh): $\text{šʾhy}$ (با خط پهلوی: 𐭱𐭠𐭧𐭩)
- خوان (xwān): $\text{xwʾn}$ (با خط پهلوی: 𐭤𐭥𐭠𐭭)
- نهادند (nihādand): $\text{nyhʾtnḭd}$ (با خط پهلوی: 𐭭𐭩𐭧𐭠𐭲𐭭𐭣)
- خندید (xandīd): $\text{xndyt}$ (با خط پهلوی: 𐭧𐭭𐭣𐭩𐭲)
- راه (rāh): $\text{lʾḥ}$ یا $\text{rʾh}$ (به صورت هزوارش آرامی یا کاتبانه)
سبک نگارش دوره ساسانی (کرتیر و انوشیروان):
در کتیبههای کرتیر (قرن سوم میلادی) از خط «پهلوی کتیبهای» (مبتنی بر خط آرامی امپراتوری) استفاده شده که حروف از راست به چپ و غالباً منفصل هستند. اما در دوران خسرو انوشیروان و بزرگمهر (قرن ششم میلادی)، «پهلوی کتابی» یا «دبیری» رایج شد که در آن بسیاری از حروف به هم میچسبیدند، واژهها به دلیل استفاده فراوان از هزوارشهای آرامی (نوشتن واژه آرامی و خواندن واژه پارسی) ساختاری رمزگونه داشتند؛ مثلاً فعل «نهادند» ممکن بود با ساختار ارگاتیو یا به صورت جمع پیوسته با خط شکسته دبیری نگاشته شود که خواندن آن مستوجب دانش تخصصی خط پهلوی بود. فردوسی خود با خط پهلوی آشنایی نداشت، اما این واژگان کهن را از منابع پهلوی منظوم یا منثور (مانند خداینامه) به پارسی دری برگردان کرده است.
