کُنْدِزْ . یعنی کهن دز و این دژ شهری باشد [کذا]، رودکی گفت:
که بر آن کندز بلند نشین گَه در این بوستان و چشم گشای
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
۱. شرح و معنی بیت و ریشهٔ واژهٔ «کُنْدِزْ»
بیت مذکور از آثار ارجمند رودکی سمرقندی (پدر شعر پارسی) است و در آن واژهٔ کهن کندز (یا کهندژ) به کار رفته است.
- معنی واژه: «کندز» در اصل مرکب از دو بخش کهن (باستان، قدیمی) + دژ (قلعه، حصار) است که به مرور زمان و بر اثر تخفیف صوتی و کثرت استعمال به صورت «کندز» درآمده است. این واژه به معنای «دژ کهن»، «ارگ باستانی» یا «قلعهٔ قدیمی شهر» است و در متون کهن جغرافیایی و تاریخی اغلب به ارگِ درونِ شهرها اطلاق میشده است.
- معنی بیت:«که بر آن کندز بلند نشین / گه در این بوستان و چشم گشای»
- ترجمه: بر آن دژ و ارگ بلند بنشین، و گاه (گاهی نیز) در این بوستان (باغ) قرار بگیر و چشم بگشا (و به تماشای مناظر زیبا بنشین). شاعر مخاطب خود را بین تماشای مناظر از فراز دژ بلند و حضور در باغ سرسبز مخیر میسازد.
۲. بررسی لغات پیشا اسلامی این بیت و ریشهشناسی آنها
در این بیت، واژگان اصیل ایرانی و کهنی به کار رفته که ریشه در دورههای پیشا اسلامی (پارسی میانه و باستان) دارند:
- کهن (کندز): از زبانهای ایرانی باستان؛ ریشه در پارسی باستان kauda- یا ریشههای مرتبط با کهنگی و دیرینگی دارد (در پهلوی: kōhn / kuhan).
- دژ: ریشه در پارسی باستان daža- یا اوستایی daz- (به معنای ساختن، پناهگاه و دژ؛ در پهلوی: diz).
- بلند: از پارسی باستان bara-int- یا اوستایی bərəzant- (در پهلوی: buland).
- نشین (نشستن): از ریشهٔ ایرانی باستان ni-sad- (در پهلوی: nišastan).
- بوستان: از پارسی میانه bōstān (مرکب از bōd به معنای بو و رایحه + پسوند مکان -stān).
- چشم: از پارسی میانه čašm (در اوستایی čašman-).
- گشای (گشودن): از پارسی میانه gōšādan / wišādan.
۳. نگارش واژگان به خطوط پیشا اسلامی (پهلوی کتابی / ساسانی)
خط پهلوی (کتابی یا ساسانی) خطی است مشتق از آرامی که برای نگارش زبان پارسی میانه استفاده میشد. در این خط، واژهها به دو صورتِ هزوارش (نوشتن واژه به زبان آرامی و خواندن آن به پارسی) یا پازند/ثبت آوایی نوشته میشدند.
برای نگارش واژگان این بیت به سبک پهلوی ساسانی (کتابی)، شکل تقریبی حروف (از راست به چپ) به شرح زیر است:
- کندز (kōhn-diz):
- به پهلوی:
𐭪𐭥𐭧𐭭 𐭣𐭩𐭆(k-w-ḥ-n d-y-z)
- بلند (buland):
- به پهلوی:
𐭡𐭥𐭫𐭭𐭩(b-w-l-n-y)
- نشین (nišīn):
- به پهلوی:
𐭭𐭩𐭱𐭩𐭭(n-y-š-y-n)
- بوستان (bōstān):
- به پهلوی:
𐭡𐭥𐭮𐭲𐭠𐭭(b-w-s-t-ꜣ-n)
- چشم (čašm):
- به پهلوی:
𐭥𐭱𐭬(w-š-m - هزوارش یا ثبت آوایی)
۴. سبک و سیاق نگارش در اعصار مختلف (نوشیروان، بزرگمهر، کرتیر و شعرای پسا اسلامی)
اگر شخصیتهای مذکور میخواستند این مفاهیم یا واژگان را بنگارند، سبک و سیاق آنان به دلیل تحولات خط و زبان متفاوت بود:
- کرتیر (موبد بزرگ عصر ساسانی - قرن سوم میلادی):
- خط و زبان: پارسی میانه کتیبهای (یا پهلوی کتیبهای).
- سبک: بسیار خشک، رسمی، مذهبی و نزدیک به زبان اوستایی و پارسی باستان. کتیبههای کرتیر (مانند کعبه زرتشت) پر از اصطلاحات دینی و با خطی منحصربهفرد و مستحکم سنگی نگاشته شده است. او واژههایی چون «دژ» یا «شهر» را با رسمالخط کتیبهایِ دورهی اولیه ساسانی مینگاشت.
- انوشیروان دادگر و بزرگمهر حکیم (قرن ششم میلادی):
- خط و زبان: پارسی میانه میانه/کتابی (پهلوی ساسانی).
- سبک: دربار ساسانی در این دوره مهد تدوین متون بزرگ (مانند کلیلک و دمنه یا آییننامهها) بود. سبک نگارش آنها مبتنی بر خط پهلوی کتابی، استفاده فراوان از «هزوارشهای آرامی» و ادبیات پندآموز و اندرزنامهای بود. بزرگمهر این بیت یا مفهوم را با رسمالخط تحریری پهلویِ کتابی و با ضمائم کاتبان دربار مینگاشت.
- شاعر پسا اسلامی (مانند رودکی - قرن چهارم هجری):
- خط و زبان: زبان فارسی دری با خط عربی-فارسی.
- سبک: رودکی به عنوان سرآمد شعرای دوره سامانی، از خط عربی استفاده میکرد؛ اما از نظر واژگانی به شدت به گنجینهٔ واژگان اصیل ایرانی و پهلوی وفادار بود. او «کندز» را که بازماندهی اصطلاحات شهریِ دوره ساسانی بود، با الفبای عربی و با همان روحیەت تغزلی و لحن خراسانی به کار برد که پلی میان واژگان کهن پیشا اسلامی و شعر نوین دری است.
چنانچه نیاز به بررسی دقیقترِ ساختار دستوری یا واژهشناسیِ ریشهایِ واژهٔ خاص دیگری از این بیت هستید، بفرمایید تا بیشتر توضیح دهم.
