۱۴۰۵ شهریور ۲۹, یکشنبه

کُنْدِزْ. یعنی کهن دز و این دژ شهری باشد، رودکی گفت: که بر آن کندز بلند نشین گَه در این بوستان و چشم گشای.

 کُنْدِزْ .  یعنی کهن دز و این دژ شهری باشد [کذا]، رودکی گفت:

  که بر آن کندز بلند نشین    گَه در این بوستان و  چشم گشای

مطلوب است  شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج  بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی.  نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان  این بیت را با  حروف پهلوی  به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟ 

۱. شرح و معنی بیت و ریشهٔ واژهٔ «کُنْدِزْ»

بیت مذکور از آثار ارجمند رودکی سمرقندی (پدر شعر پارسی) است و در آن واژهٔ کهن کندز (یا کهندژ) به کار رفته است.

  • معنی واژه: «کندز» در اصل مرکب از دو بخش کهن (باستان، قدیمی) + دژ (قلعه، حصار) است که به مرور زمان و بر اثر تخفیف صوتی و کثرت استعمال به صورت «کندز» درآمده است. این واژه به معنای «دژ کهن»، «ارگ باستانی» یا «قلعهٔ قدیمی شهر» است و در متون کهن جغرافیایی و تاریخی اغلب به ارگِ درونِ شهرها اطلاق می‌شده است.

  • معنی بیت:

    «که بر آن کندز بلند نشین / گه در این بوستان و چشم گشای»

    • ترجمه: بر آن دژ و ارگ بلند بنشین، و گاه (گاهی نیز) در این بوستان (باغ) قرار بگیر و چشم بگشا (و به تماشای مناظر زیبا بنشین). شاعر مخاطب خود را بین تماشای مناظر از فراز دژ بلند و حضور در باغ سرسبز مخیر می‌سازد.

۲. بررسی لغات پیشا اسلامی این بیت و ریشه‌شناسی آن‌ها

در این بیت، واژگان اصیل ایرانی و کهنی به کار رفته که ریشه در دوره‌های پیشا اسلامی (پارسی میانه و باستان) دارند:

  • کهن (کندز): از زبان‌های ایرانی باستان؛ ریشه در پارسی باستان kauda- یا ریشه‌های مرتبط با کهنگی و دیرینگی دارد (در پهلوی: kōhn / kuhan).

  • دژ: ریشه در پارسی باستان daža- یا اوستایی daz- (به معنای ساختن، پناهگاه و دژ؛ در پهلوی: diz).

  • بلند: از پارسی باستان bara-int- یا اوستایی bərəzant- (در پهلوی: buland).

  • نشین (نشستن): از ریشهٔ ایرانی باستان ni-sad- (در پهلوی: nišastan).

  • بوستان: از پارسی میانه bōstān (مرکب از bōd به معنای بو و رایحه + پسوند مکان -stān).

  • چشم: از پارسی میانه čašm (در اوستایی čašman-).

  • گشای (گشودن): از پارسی میانه gōšādan / wišādan.

۳. نگارش واژگان به خطوط پیشا اسلامی (پهلوی کتابی / ساسانی)

خط پهلوی (کتابی یا ساسانی) خطی است مشتق از آرامی که برای نگارش زبان پارسی میانه استفاده می‌شد. در این خط، واژه‌ها به دو صورتِ هزوارش (نوشتن واژه به زبان آرامی و خواندن آن به پارسی) یا پازند/ثبت آوایی نوشته می‌شدند.

برای نگارش واژگان این بیت به سبک پهلوی ساسانی (کتابی)، شکل تقریبی حروف (از راست به چپ) به شرح زیر است:

  • کندز (kōhn-diz):

    • به پهلوی: 𐭪𐭥𐭧𐭭 𐭣𐭩𐭆 (k-w-ḥ-n d-y-z)

  • بلند (buland):

    • به پهلوی: 𐭡𐭥𐭫𐭭𐭩 (b-w-l-n-y)

  • نشین (nišīn):

    • به پهلوی: 𐭭𐭩𐭱𐭩𐭭 (n-y-š-y-n)

  • بوستان (bōstān):

    • به پهلوی: 𐭡𐭥𐭮𐭲𐭠𐭭 (b-w-s-t-ꜣ-n)

  • چشم (čašm):

    • به پهلوی: 𐭥𐭱𐭬 (w-š-m - هزوارش یا ثبت آوایی)

۴. سبک و سیاق نگارش در اعصار مختلف (نوشیروان، بزرگمهر، کرتیر و شعرای پسا اسلامی)

اگر شخصیت‌های مذکور می‌خواستند این مفاهیم یا واژگان را بنگارند، سبک و سیاق آنان به دلیل تحولات خط و زبان متفاوت بود:

  1. کرتیر (موبد بزرگ عصر ساسانی - قرن سوم میلادی):

    • خط و زبان: پارسی میانه کتیبه‌ای (یا پهلوی کتیبه‌ای).

    • سبک: بسیار خشک، رسمی، مذهبی و نزدیک به زبان اوستایی و پارسی باستان. کتیبه‌های کرتیر (مانند کعبه زرتشت) پر از اصطلاحات دینی و با خطی منحصربه‌فرد و مستحکم سنگی نگاشته شده است. او واژه‌هایی چون «دژ» یا «شهر» را با رسم‌الخط کتیبه‌ایِ دوره‌ی اولیه ساسانی می‌نگاشت.

  2. انوشیروان دادگر و بزرگمهر حکیم (قرن ششم میلادی):

    • خط و زبان: پارسی میانه میانه/کتابی (پهلوی ساسانی).

    • سبک: دربار ساسانی در این دوره مهد تدوین متون بزرگ (مانند کلیلک و دمنه یا آیین‌نامه‌ها) بود. سبک نگارش آن‌ها مبتنی بر خط پهلوی کتابی، استفاده فراوان از «هزوارش‌های آرامی» و ادبیات پندآموز و اندرزنامه‌ای بود. بزرگمهر این بیت یا مفهوم را با رسم‌الخط تحریری پهلویِ کتابی و با ضمائم کاتبان دربار می‌نگاشت.

  3. شاعر پسا اسلامی (مانند رودکی - قرن چهارم هجری):

    • خط و زبان: زبان فارسی دری با خط عربی-فارسی.

    • سبک: رودکی به عنوان سرآمد شعرای دوره سامانی، از خط عربی استفاده می‌کرد؛ اما از نظر واژگانی به شدت به گنجینهٔ واژگان اصیل ایرانی و پهلوی وفادار بود. او «کندز» را که بازمانده‌ی اصطلاحات شهریِ دوره ساسانی بود، با الفبای عربی و با همان روحیەت تغزلی و لحن خراسانی به کار برد که پلی میان واژگان کهن پیشا اسلامی و شعر نوین دری است.

چنانچه نیاز به بررسی دقیق‌ترِ ساختار دستوری یا واژه‌شناسیِ ریشه‌ایِ واژهٔ خاص دیگری از این بیت هستید، بفرمایید تا بیشتر توضیح دهم.