۱۳۹۵ خرداد ۱۲, چهارشنبه

کنگرزد/ژد (صمغ کنگر/حرشف)

[1] - کنگرزد. [ ک َ گ َ زِ / زَ ] (اِ مرکب )صمغ کنگر است و آن را کنگری هم می گویند خوردن آن به آسانی قی و استفراغ آورد به عربی صمغالحرشف و تراب القی خوانند. (برهان ) (آنندراج ). اسم فارسی صمغالحرشف است که به فارسی کنگرزد نامند. (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ). کنگر + زد = ژد (صمغ). صمغ مترشح از کنگر که اثر قی آور شدید دارد. تراب القی . تریاک برگردان . صمغکنگر. کنگری . (فرهنگ فارسی معین ). صمغ کنگر که کنگری نیز گویند. (ناظم الاطباء). آن را کنگری و تراب القی نیز گویند و آن صمغ کنگر است .(الفاظ الادویه ). یا صمغ کنگرزد، صمغ عکوب است . تراب القی . صمغالحرشف . لکلرک این کلمه را در شرح کلمه جوزالقی معادل گوم دارتیشو آورده است . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). او را به تازی حرشف گویند. صمغ کنگر است . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
//////////////
حرشف . [ ح َ ش َ ] (ع اِ) کنگر. (مفاتیح العلوم خوارزمی ) (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ) (ابن البیطار). خاری است که بخورند. ج ، حَراشِف . (مهذب الاسماء). نوعی رستنی باشد که با ماست خورند. جناح البیش . و در بعض لغت نامه ها، قسمی از کنگر. عکرش . تاقا. و ابن البیطار گوید: حرشف بر دو گونه است : نوعی از آن کنگر است و آن را قناریة نیز نامند و آن اهلی و بستانی است و نوع دیگر وحشی و بَرّی است و آنرا خزان خوانند و از این نوع وحشی قسمی است که به یونانی آنرا سقلومس گویند و غرب اسپانیا تصیف نامند. اسم نبطی و به عربی میثر نامند و به فارسی کنگر است . بستانی او را برگی است بزرگتر از برگ کاهو، و با رطوبت چسبنده و املس و مایل به سیاهی ، و ساقش بقدر انگشتی و طول او تا دو ذرع ، و در سر او چیزی شبیه به سپسی مجتمع از اجزاءزردرنگ ، و بیخش مایل به سرخی و بالزوجت ، و تخمش طولانی و از جو بزرگتر. در دوم گرم و در اول خشک ، و گویند در اول تر است و با رطوبت فضلیه ، و مبهی و مُدِرّ بول و حابس طبع و مسخن گرده و مثانه و محرک جماع و محلل ریاح و هاضم غذا و جهت قرحه ٔ شش و انقباض اطراف عضل و جراحت امعا و ضماد او جهت داءالثعلب و خوشبو کردن عرق ، و موم روغنی را که با سه مثل او آب کنگر ممزوج کرده باشند جهت تحلیل اورام صلبه سریعالاثر و جهت برش نافع. و نطول او جهت خارش بدن و ضماد بیخ او جهت سوختگی آتش و التواء عصب مفید، و مضر دماغ و مولد سودا و نفاخ ، و مصلحش ادویه ٔ حاره و روغن و سرکه است . و قسم بری را که مراد از مطلق حرشف او است ، برگی سیاه تر و کوچکتر میباشد، و ساقش پربرگ و خارش تند و در سرش چیزی بقدر انار و خاردار و بیخش سیاه و غلیظ است . در آخر دوم گرم و در اول آن خشک ، و در جمیع خواص قوی تر از بستانی است ، و مصلح مواد متعفنه و مُخرِج مواد غلیظه ٔ سینه است و مضر محرورین و مصلحش سرکه و ترشیها است . و طلاء اجزاء لطیفه ٔ گل او با سرکه جهت جرب و نطول طبیخ جمیع اجزاء آن جهت خزاز و رفع قمل نافع است . و قسمی از بری که بی ساق و کوچک و پرخار است «خوبع» نامند، محلل و مقیی ٔ است . و صمغ حرشف را به فارسی کنگر زرد نامند. رجوع به تحفه ٔ حکیم و اختیارات بدیعی و تذکره ٔ ضریر انطاکی شود. || پشیزه ٔ ماهی . (منتهی الارب ). فلس . || ریزه و خرد از مرغان و از شترمرغان و از هر چیزی . (منتهی الارب ). || شکن زره . نورد زره . (منتهی الارب ). || ضعفا و پیران و پیادگان و ناتوانان . || پشیزه ٔ کارد و شمشیر. (منتهی الارب ). || میخها و جز آن که سلاح را بدان آرایش دهند.
/////////////


کنگر،حرشف    
حرشف بریCynara cardunculus
حرشف بستانی نام دیگر آن کنگر فرنگیCynara scolymus

به عربی عکوب و سلبین و خربع و به فارسی کنگر نامند؛ اصناف می‌باشد بری و بستانی و بری دو صنف کبیر و صغیر می‌باشد و صمغ حرشف را به فارسی کنگرزد نامند و در جای خود خواهد آمد.
بستانی آن در دوم گرم و در اول خشک و گویند در اول تر است و با رطوبت فضلیه و تخم آن حب‌الزلم در دوم گرم و تر است
خواص :مبهی و مدر بول و گرم کننده کلیه و مثانه و حل کننده نفخ و هاضم غذا می باشد.زخم های شش و انقباض عضلات و جراحت امعاء را معالجه می نماید. مصرف آن با داروهای مناسب داءالثعلب و اورام سخت را حل نموده و برص و خارش بدن و سوختگی با آتش و التهاب عصبی را فرو می نشاند.برای دماغ مضر و تولید کننده سوداست و مصلح آن داروهای گرم و روغن و سرکه می باشد
نوع بیابانی کبیر آن گرم در آخر دوم و خشک در اول و از لحاظ فعل و انفعالات از نوع بوستانی قوی تراست.اخلاط متغض را اصلاح و مواد غلیظ را خارج ساخته و سینه را صاف می نماید.برای گرم مزاجان مضر و مصلح آن سرکه و ترشی است.نوع بیابانی صغیر آن حل کننده و برای بیماران مبتلا به مرض قند مفید و رماتیسم و نقرص و یرقان و سنگ شانه و کلیه را دفع نموده و چربی و اوره خون را از بین میبرد

افعال و خواص دیگر آن:مبهی[1] و مدر بول و حابس[2] طبع و مسخن گرده[3] و مثانه و محرک جماع و محلل ریاح[4] و هاضم غذا و جهت قرحه [5]شش و انقباض اطراف عضل و جراحت امعا و ضماد آن جهت داء الثعلب[6] و خوشبو کردن عرق و موم و روغن آن را که با سه مثل آن آب کنگر ممزوج نموده باشند جهت تحلیل اورام و صلبه سریع الاثر  و جهت برش نافع و نطول آن جهت خارش بدن و ضماد بیخ آن جهت سوختگی آتش و التوای عصب مفید است.



[1] هر دارویی که بر قوت باه بیفزاید
[2] بازدارنده
[3] گرم کننده کلیه
[4] بادها
[5] تفرق اتصالی که ریم کند
[6] نوعی بیماری که موی بریزد و در عرف به آن خوره گویند

منبع
مخزن الادویه، تألیف مرحوم سید محمد حسین عقیلی علوی خراسانی شیرازی
///////////
حرشف‌.  عکوب خوانند و بپارسی کنگر گویند و آن انواع است و طبیعت وی معتدل بود در حرارت و تر بود در دویم و گویند سرد است و شیخ الرئیس گوید گرم و تر بود در اول و گویند گرم و خشک است در دوم چون بر داء الثعلب طلا کنند موی برویاند و اگر موم روغنی سازند و آب کنگر بخورد آن دهند و بر برص که بر روی پیدا شود بمالند زایل کند و هم دملهای صلب چون بدان طلا کنند زود تحلیل دهد و بول براند و ریش روده را سود دهد و بلغم بیرون آورد و اگر سر به آب کنگر بشویند شپش را بکشد و خارش سر ببرد و چون بخورند ورمها تحلیل دهد و چون بر سوختگی آتش ضماد کنند نیکو بود و طبیعت نرم دارد و چون با شراب بیاشامند شکم ببندد و رازی گوید باه را زیادت کند و گرده و مثانه را تسخین کند و گند بغل زایل کند و باد را بقوت بیرون آورد بخاصیتی که در وی است و مصلح وی آنست که در پخت مهرا کنند و توابل و ابازیر لطیف بر وی ریزند و صاحب منهاج گوید مغثی بود خاصه کوهی آن و گویند مولد سودا بود و مضر بود بدماغ و مصلح وی روغن بود و صاحب تقویم گوید مغثی بود و مصدع و مصلح وی مصطکی بود یا سلیخه
صاحب مخزن الادویه می‌نویسد: حرشف به فتح حا و شین لغت قبطی است و بعربی عکوب و سلبین و خربع و بفارسی کنگر نامند
لاتین‌GUNDELIA TOURNE FORTI فرانسه‌CARDONNETTE انگلیسی‌PRICKLY یاARTICHOKE
////////////
کنگر
اشاره
به فارسی «کنگر» و در کتب طب سنتی با نامهای «حرشف برّی» نامبرده شده آن هم دو نوع است، نوعی از آن بزرگ و یا به اصطلاح طب سنتی صنف کبیر است.
گیاهی است از خانواده‌Compositae نام آن به فرانسوی‌Cardon و به انگلیسی‌Cardoon و نام علمی آن‌Cynara cardunculus L . می‌باشد.
گیاهی است یکساله که به‌طور پرورشی کاشته می‌شود و در اروپا و امریکا معمول است که آن را می‌کارند. برگهای آن دارای نوعی دمبرگ درازگوشتی متورم که تا یک متر هم می‌رسد و در انتهای آنها قسمت سبزبرگ که شدیدا منشعب است قرار دارد و ساقه‌های گل‌دهنده منتهی به کاپی‌تول با گلهای آبی است. در این نوع کنگر به جای کاپی‌تول سبز که در کنگرفرنگی مصرف غذایی داشت این دمبرگهای ضخیم گوشتی است که به مصرف می‌رسد. به عقیده عده‌ای از گیاه‌شناسان این نوع، منشأ نژادی کنگر فرنگی می‌باشد.
نوع دوم که آن را «حرشف بری صغیر» می‌گویند یا کنگر وحشی همان نوع «کنگر صحرایی» است که در ایران به نام «کنگر» نامیده می‌شود و از آن به عنوان سبزی استفاده می‌شود. گیاهی است پایا از تیره‌Compositae به فرانسوی‌Chardonnette گفته می‌شود، نام علمی آن‌Gundelia tournefortii L . است.
از نظر ارتفاع کوچک، دارای برگهای خیلی کوچکتر از نوع قبلی با دمبرگهای
معارف گیاهی، ج‌1، ص: 241
گوشتی خوراکی با رنگ روشن منتهی به قسمت سبزبرگ که آن هم به خارهایی منتهی می‌باشد. کنگر در ایران در کوههای جنوب و کرمان و نزدیک اصفهان، خرم‌آباد غرب، آبادان، کازرون، اراک، بیشه، رزوند، کوههای منطقه مرکزی به‌طور وحشی می‌روید.
خواص- کاربرد
کنگر وحشی یا به عبارت دیگر کنگر صحرایی از نظر طبیعت گرم و خشک و به همین علت است که اغلب آن را با ماست می‌خورند که برای گرم‌مزاجان نیز مناسب شود. خواص آن شبیه کنگرفرنگی و در تمام موارد از آن قویتر. خوردن آن موجب خارج شدن اخلاط سینه است اگر گرم‌مزاجان به تنهایی آن را بخورند عوارضی دارد که برای رفع آن باید از سرکه استفاده کنند یا با ماست بخورند. مالیدن ضماد یا عصاره آن برای دفع جرب مفید است.
کنگر زد
صمغی رزینی است که از ساقه کنگر صحرایی به صورت شیره گیاه خارج می‌شود.
در کتب طب سنتی فارسی با نامهای «کنگر زد»، «تراب القی» (خاک قی‌آور)، «تریاک برگردان» آورده شده است. نام آن:Gundeliae tournefortii resina می‌باشد.
از این صمغ رزینی به مقدار 6- 3 گرم در آب نیم‌گرم یا سکنجبین ریخته و برای تحریک تهوع و قی می‌خورند.
از نظر طبیعت طبق نظر حکمای طب سنتی ایران کمی گرم و خشک است و با خوردن آن قی حاصل شده و بلغم و صفرا برگردانده می‌شود. ضماد آن نیز ورمها را تحلیل می‌برد. جانشین آن از نظر خاصیت قی‌آوری جوز القی است.
معارف گیاهی، ج‌1، ص: 242
////////////////
کنگر اولین بار در اتیوپی کشت شد و بعد در نقاط مختلف دنیا گسترش پیدا کرده است. محل اصلی رویش این سبزی مدیترانه، جزایر قناری و آمریکای جنوبی است.
کنگر اغلب در ایران در مناطق مرطوب گرمایی رشد می کند
کنگر معمولی گیاهی است خودرو با برگ‌های خاردار و ساقه‌های ضخیم شبیه به کرفس که از آن در پخت سوپ، خورش و حتی به‌صورت خام در سالاد استفاده میکنند. در یونان و مصر باستان، این گیاه به دلیل نقش کمکی در هضم مواد غذایی مورد توجه قرار گرفت و در قرن ۱۶ میلادی در اروپا یکی از سبزیجات معروفی بود که توسط اشراف مصرف می شد. در طب سنتی اروپا، برگ های کنگر به عنوان ماده افزایش دهنده ادرار ( دیورتیک ) و محرک کلیه ها ، محرک ترشح صفرا از کبد و انقباض کیسه صفرا مورد استفاده قرار می گرفت. این گیاه غنی از پتاسیم بوده، ولی از لحاظ انرژی محدود است.[۱] کنگر طبیعتی گرم و خشک دارد و به همین علت آن را با ماست نیز می‌خورند و در ضمن برای آن دسته از افرادی که گرم‌مزاج هستند، خوردن آن توصیه می‌شود. علاوه بر این، کنگر منبع غنی پتاسیم است.
خواص درمانی[ویرایش]
  • کنگر ضدعفونی کننده، اشتهاآور، تب‌بر و هضم کننده غذاست و درضمن، مصرف آن باعث تقویت دستگاه گوارش می‌شود[نیازمند منبع].
  • این گیاه و به‌خصوص برگ آن ادرارآور و نیروبخش است و در ضمن قلب را نیز تقویت میکند[نیازمند منبع].
  • کنگر در درمان یرقان، نارسایی کبد و کم‌خونی مؤثر بوده و از کبد در برابر سموم شیمیایی محافظت میکند[نیازمند منبع].
  • محققان معتقدند وجود ماده‌ای به نام سینارین در عصاره برگ کنگر، باعث کاهش کلسترول و تری‌گلیسیرید خون می‌شود. در ضمن همین ماده به همراه ماده دیگری به نام اسید کافئیک موجود در کنگر، کبد را در برابر عفونت حفظ میکنند[نیازمند منبع].
توجه: چه کسانی بهتر است کنگر نخورند؟ افرادی که ناراحتی‌های کلیوی و کبدی شدید دارند از مصرف برگ کنگر پرهیز کنند[نیازمند منبع]. زنان باردار و کودکان باتوجه به اینکه کنگر باعث انقباض کیسه صفرا می‌شود، افرادی که سنگ کیسه صفرا دارند، از خوردن آن صرف‌نظر کنند[نیازمند منبع].
جستارهای وابسته[ویرایش]
منابع[ویرایش]
  1. پرش به بالا خواص غذایی کنگر تبیان
به عربی:
قصوان شائع (الاسم العلمي:Cirsium vulgare) هو نوع من النباتات يتبع جنس القصوان من الفصيلة النجمية.
//////////////
به زازاکی کِنگِر هران:
Kengerê heran (Cirsium vulgare) yew vaşê gemo. Serey u bedenê cı telıyıno. Her bergir camus nê vaşira zaf hes keno. Floray cı Ewropa Amerika Asya ya.
////////////
Cirsium vulgare
From Wikipedia, the free encyclopedia
Cirsium vulgare
Plant in flower, Fossoy, Aisne, France
Kingdom:
(unranked):
(unranked):
(unranked):
Order:
Family:
Subfamily:
Tribe:
Genus:
Species:
C. vulgare
Cirsium vulgare
(SaviTen.
Synonymy[show]
Cirsium vulgare (spear thistle) is a species of the genus Cirsium, native throughout most ofEurope (north to 66°N, locally 68°N), Western Asia (east to the Yenisei Valley), and northwesternAfrica (Atlas Mountains).[2][3][4][5][6] It is also naturalised in North AmericaAfrica, and Australia and is as an invasive weed in some areas.[7][8][9] It is the national flower of Scotland.
Contents
  [hide
·         1Description
·         2Ecology
·         3Other names
·         4Uses
·         5References
Description[edit]
Seeds
It is a tall biennial or short-lived monocarpic thistle, forming arosette of leaves and a taproot up to 70 cm long in the first year, and a flowering stem 1–1.5 m tall in the second (rarely third or fourth) year. The stem is winged, with numerous longitudinal spine-tipped wings along its full length. The leaves are stoutly spined, grey-green, deeply lobed; the basal leaves up to 15–25 cm long, with smaller leaves on the upper part of the flower stem; the leaf lobes are spear-shaped (from which the English name derives). Theinflorescence is 2.5–5 cm diameter, pink-purple, with all theflorets of similar form (no division into disc and ray florets). The seeds are 5 mm long, with a downypappus, which assists in wind dispersal. As in other species of Cirsium (but unlike species in the related genus Carduus), the pappus hairs are feathery with fine side hairs.[2][10][11]
Ecology[edit]
C. vulgare being pollinated by acarpenter bee in Pennsylvania, where it is naturalised and considered a noxious weed
Spear thistle is often a ruderal species, colonising bare disturbed ground, but also persists well on heavily grazedland as it is unpalatable to most grazing animals.[11]Nitrogen-rich soils help increase its proliferation.[12] The flowers are a rich nectar source used by numerous pollinating insects, including honey beeswool-carder bees, and many butterflies.[13] The seeds are eaten bygoldfincheslinnets and greenfinches.[14] The seeds are dispersed by wind, mud, water, and possibly also by ants; they do not show significant long-term dormancy, most germinating soon after dispersal and only a few lasting up to four years in the soil seed bank.[15] Seed is also often spread by human activity such as hay bales.[11]
Cirsium vulgare as a weed[edit]
C. vulgare, growing on the bankof the Murrumbidgee River in Wagga Wagga, Australia
Spear thistle is designated an "injurious weed" under the UK Weeds Act 1959,[16] and a noxious weed in Australia[15][17][18] and in nine US states.[19] Spread is only by seed, not by root fragments as in the related creeping thistle C. arvense. It is best cleared from land by hoeing and deep cutting of the taproot before seeds mature; regular cultivation also prevents its establishment.[11]
Other names[edit]
Other English names include bull thistle,[11][20] ScotsScottish, or Scotch thistle, and common thistle.[20]
Uses[edit]
The stems can be peeled and then steamed or boiled. The tap roots can be eaten raw or cooked, but are only palatable on young thistles that have not flowered yet.[21]
References[edit]
2.     Jump up to:a b Interactive Flora of NW Europe: Cirsium vulgare
3.     Jump up^ Flora EuropaeaCirsium vulgare
4.     Jump up^ Den Virtuella Floran: Cirsium vulgare (in Swedish, with maps)
10.  Jump up^ Blamey, M. & Grey-Wilson, C. (1989). Flora of Britain and Northern EuropeISBN 0-340-40170-2
11.  Jump up to:a b c d e Bond, W., Davies, G., & Turner, R. J. (2007). The biology and non-chemical control Spear Thistle (Cirsium vulgare). 6pp. HDRA the organic organisation. Fulltext
12.  Jump up^ "Bull thistle". Colorado Weed Management Association. Retrieved 27 September 2015.
13.  Jump up^ "Cirsium vulgare (Savi) Ten.". Department of Environment and Conservation. Government of Western Australia. Retrieved 7 July 2011.
14.  Jump up^ "Spear thistle - Cirsium vulgare". Natural England. The Plant Press. Retrieved 7 July 2011.
15.  Jump up to:a b "Spear thistle". Weed Australia. Australian Weeds Committee National Initiative. Retrieved 7 July 2011.
16.  Jump up^ Defra, UK - Farming - Wildlife and plants Ragwort and injurious weeds
17.  Jump up^ "Spear Thistle". Department of Primary Industries. Victorian Government. Retrieved 7 July 2011.
18.  Jump up^ "Declared Plant Policy" (PDF). Primary Industries and Resources SA. Government of South Australia. Retrieved 7 July 2011.
19.  Jump up^ "USDA PLANTS Profile for Cirsium vulgare". USDA Plant Database. USDA. Retrieved 2008-07-15.
20.  Jump up to:a b United States Department of Agriculture: Taxonomy for Plants
21.  Jump up^ "Cirsium". Survival and Self Sufficiency. Retrieved 9 September 2011.
Wikimedia Commons has media related to Cirsium vulgare.

Wikiversity has bloom time data for Cirsium vulgareon the Bloom Clock
·         Cirsium
·         Flora of Europe
·         Flora of North Africa
·         Flora of Asia
·         Invasive plant species
Plants described in 1798

کُندُس، کندش، رقیقه، ریشه گازران، وراترین، چوبک اشنان، خربق سفید (شلیمر)، دیوریطاس، اصطروثیون،ایلیبوروس

[1] - کندس . [ ک ُ دُ ] (اِ) بیخ گیاهی است . (آنندراج ). بیخ گیاهی که درون آن زرد و برونش سیاه و مقیی ٔ و مسهل و سفوف آن را چو به بینی کشند عطسه آورد. (ناظم الاطباء). رجوع به کندش شود.
*
کندش . [ ک ُ دُ ] (ع اِ) عکه که مرغی است مانند زاغ . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). عکه و زاغچه . (ناظم الاطباء). عکه . (دهار). عقعق . (اقرب الموارد). || مؤلف منتهی الارب نویسد: داروی معطر کندش است به (شین ) و کندس بدین معنی لغتی پست است . - انتهی . نوعی از داروها. (دهار). || نام گیاهی است . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). بیخ گیاهی است که کندس نیز گویند. (ناظم الاطباء). گیاهی است از تیره ٔ سوسنیها و از دسته ٔ سورنجانها که آن را خربق سفید نیز گویند. برگهایش متناوب و بیضوی و بسیار بزرگ با رگبرگهای متعدد است . گلهایش سفید مایل به زردی و گل آذینش خوشه ای است که در انتهای میوه اش مرکب از سه کپسول پیوسته به هم از قاعده است و در بالا از یکدیگر مجزا می شوند. خربق سفید. خربق ابیض . پلخم . کندس . (فرهنگ فارسی معین ).
- جوهر کندش ؛ در پزشکی آلکالوئیدی است به نام وراترین که در کندش موجود است . توضیح اینکه در برخی مآخذ کندش را مرادف با چوبک اشنان نیز ذکر کرده اند . (فرهنگ فارسی معین ).
/////////
کندس ،کندش یا ریشه کارزان و کندشه، رقیقه
 Gypsophila struthium

به فارسی بیخ کارزان و کندش نیز نامند؛ بیخ نباتی است شبیه به کنگر برگ آن مایل به سبزی و سفیدی و در شام لباس پشمی را با آن می‌شویند و ظاهر بیخ آن مایل به سیاهی و باطن آن مایل به زردی و تندبوی در سرطان می‌رسد و قوت آن تا بیست سال باقی می‌ماند.
طبیعت آن در آخر سوم گرم و خشک و با قوت سمیت

خواص آن:عطسه آور قوی و سوزاننده خون و بلغم و خارج کننده سوداست. انفیه آن به اندازه یک عدس در ترکیب با روغن بنفشه بازکننده گرفتگیهای بینی و حل کننده بادها آن و اخلاط غلیظ  و خارج کننده آن ها به صورت عطسه و تحریک است در رفع بی حسی و فلج و لقوه مؤثر است. بیهوشی های ناشی از صرع و خشم را نیز بر طرف می سازد.برای بدبوئی بینی و صافی آواز و تقویت بینایی و رفع شبکوری به صورت انفیه و قطره بکار برده می شود .در ترکیب با روغن بنفشه و جوشانده قطره آن با سایر روغن ها مناسب دردهای گوش و کثافات آن و باد گرفتگی و طنین آن را برطرف می سازد مواقع استعمال آن در فصل سرما یا هوای خنک می باشد و در حین  امتلاء نیز از استعمال آن خود داری شود باید استعمال یا استنشاق آن با روغن بنفشه و تر نمودن با آب سرکه و گلاب یا یخ و یا برف سرد باشد.از موارد دیگر استفاده آن در ترکیب با سایر داروها برای تنگی نفس و آسم و اسهال و مدر بول و حیض و خارج کننده جنین و خورد کننده سنگهای رسوبی کلیه و مثانه بوده و استسقاء و یرقان و طحال را مفید است.هم چنین در رویانیدن موی و رفع خارش و دردهای مفاصل و سیاتیک مجرب است
برای ریه مضر است و نیز ایجاد غشی می نماید مصلح آن کتیرا و شیر تازه است که مقدار خوراک داروئی آن یک دانگ (0/77 گرم )تا دو دانگ (1/54 گرم)با شیر تازه جوشیده است مصرف آن برای گرم  مزاجان در فصل گرما بمیزان دو درم کشنده است که همراه با صدمات خناق و تشنگی مفرط و اختلال  حواس و درد شکم و پاره شدن امعاء می باشد.
مداوای فوری آن استفراغ با شیر و روغن و تنقیه قوی که در آن حنظل باشد و روغن گاو زیادی را باید به مریض بدهند و اگر تشنج پیدا نمود معالجه را از طریق تشنج خشک ادامه بدهند بعضی از اطبائ نیز نظر داده اند که اصلاًمعالجه شدنی نیست.از ترکیبات عطسه آور و مفید آن که پاک کننده مخاط بینی و سینوسهای پیشانی و سردرد مزمن است به عنوان نمونه به شرح زیر ذکر می گردد
خربق سفید و گل بنفشه و کندش هر کدام یک مثقال - کندش و خربق را کوفته و کاملاً نرم کنند و با گل بنفشه مخلوط نموده و انفیه محکم کنند،ایجاد عطسه های فراوان می کند و برای ختم آن با آب سرد در بینی بکشند

افعال و خواص دیگر آن: عطسه آور قوی و سوزاننده خون و بلغم و بر کننده آن و مخرج مره سودا، سعوط[1] آن به قدر یک عدس با روغن بنفشه مفتح سده مصفات و محلل ریاح بینی و اخلاط غلیظه و مخرج آنها به عطسه و تحریک آنها و رافع بیحسی و خدر[2] و فالج و لقوه[3] و امثال اینها مصروع[4] و مسکوت[5] و نیز رافع خشم و بدبویی بینی و صاف کننده آواز و باعث قوت بینایی و رفع شبکوری سعوطاً و قطوراً با روغن بنفشه و داخل شیاف علل عین می‌نمایند. و قطور جوشانیده آن با روغن بنفشه و یا ادهان مناسبه دیگر در گوش جلادهنده اوساخ[6] و پاک کننده آنها و رافع امراض بارده و دودی و طنین و گرمی و بادهای حادث از برودت و رطوبت و کشتن کرم آن و بالجمله سعوط[7] و عطوس و قطور آن جهت اکثر امراض بارده رطبه دماغیه نافع اما باید که بعد از پاک کردن بدن و در فصل سرما و یا قریب بدان استعمال نمایند و اجتناب نمایند از استعمال آن در حین امتلای تام و فصول حاره و بلدان حاره و گرم مزاجان و اطفال و پیران بسیار ضعیف و بسا است که عطسه بسیار آورد و خود به خود تسکین نمی یابد.



[1] دارو به بینی ریختن
[2] سست گردیدن عضو و بخواب رفتن آن
[3] بیماری کجی دهان و روی که علت آن این است که عضله ها روی افتد و چشم و ابرو و پوست و پیشانی و لبها کوژ گردد.
[4] کسی که گرفتار بیماری صرع باشد
[5] کسی که دچار بیماری سکته شده باشد.
[6] چرکها و ریم ها
[7] داروی به بینی ریختنی
منبع
مخزن الادویه، تألیف مرحوم سید محمد حسین عقیلی علوی خراسانی شیرازی
/////////////////

کندش:

معدن کندش، ثغور بلاد روم است و او بیخی است که ظاهر او به لون سیاه است و میانه جرم او سپید است و بر جرم او پیوندها و گرهها باشد و در زمین فرغانه نوعی است از او نیک نبود در منفعت و خاصیت. و آنچه از او در ادویه استعمال کنند بیخ اوست و
یادگار، در دانش پزشکی و داروسازی، متن، ص: 360
طعم او تیز است و برگ او به برگ درخت «سادج» ماند و بیخ او چوبی سخت است و ظاهر او به لون سیاه باشد و میانه جرم او به لون زرد است و درخت او را به لغت رومی «دیوریطاس» گویند و گفته‌اند «کندش» را به زبان رومی «اصطروثیون» گویند و به سریانی کندش گویند و به یونانی «ایلیبوروس» گویند و «استیرووس» و به لغت لاتینی «ببلاطن» گویند. (صیدنه ص 673). بیخ نباتی است شبیه به کنگر و برگش ما بین سرخی و سفیدی و در شام لباس پشمینه را به آن می‌شویند و ظاهر بیخ او مایل به سیاهی و درونش مایل به زردی. (تحفه ص 225).
یادگار
//////////////
کندش ( کندس =ریشه ی کازران)
نام علمی : Gypsophila struthium
طبیعت گیاه : گرم و خشک
از نظر فقهی :
-عن ابراهیم بن ابی یحیی، عن ابی عبد الله علیه السلام قال: شکوت الیه الزکام ، فقال : صنع من صنع الله و جند من جند الله، بعثه الله الی عله فی بدنک لیقلعها، فاذا قلعها فعلیک بوزن دانق شونیز و نصف دانق کندس یدق و ینفخ الا نف، فانه یذهب الزکام و ان امکنک ان لا تعالجه بشیء فافعل، فان فیه منافع کثیره.
بحار الانوار-ج62-باب 65-ص183
ترجمه : از ابراهیم بن ابی یحیی از امام صادق علیه السّلام گفت: برای امام از زکام شکایت کردم، پس امام فرمودند: ساخته ای از ساختگان خداوند و لشگری از لشگریان خداوند است. او را خداوند به خاطرعلّتی (بیماری) که در بدن تو می باشد و برای از بین بردن آن برانگیخته است. بعد هنگامی که علّت را قطع کرد، پس یک دانق شونیز (یک گرم) نصف دانق کندس (نیم گرم) کوبیده و در بینی آن را می کشی (مثل انفیه) همانا آن زکام را از بین می برد و اگر برای تو امکان داشت، یعنی می توانستی آنرا معالجه نکنی، بگذار باقی باشد و در نتیجه او منافع بسیار می باشد. (جلوگیری از جذام می کند.)
خواص گیاه :
کندش ریشه گیاهی است، شبیه به کنگربرگ آن سبز مایل به سفید، سطح ریشه سیاه رنگ و داخل آن زرد است و دارای بوی تند می باشد. مواد دارویی آن تا بیست سال، خواص خود را حفظ می کنند. گیاهی است تقریباً سمّی. این دارو به شدت عطسه آور است و چنانچه به مقدار یک عدس از پودر آن را در بینی بکشند، عطسه می آورد و اگر آن را در روغن بنفشه یا روغن بادام شیرین مخلوط کرده و در بینی بچکانند، عطسه شدید عارض می شود و بسیاری از ناراحتی هایی که با عطسه مداوا می شود، برطرف می کند. مانند بیشتر سکسکه ها و لقوه برای افراد مبتلا به صرع که بیهوش شده اند، با چکاندن مختصر در این دارو در بینی به هوش می آید.
ضمناً بوی بد بینی را مرتفع می کند، امّا این دارو را باید به صورت کشیدن در بینی یا به صورت ضماد مصرف کنند و خوردن آن سمّی و خطرناک است. در فصل گرمای شدید و همچنین برای بچّه ها و افراد مسن، استعمال آن ممنوع است. برای افراد رطوبی مزاج مناسب ولی برای افراد گرم مزاج و خشک چندان مناسب نیست. گاهی در اثر کشیدن این دارو در بینی آنقدر عطسه می آورد که به آسانی ساکت نمی شود، درچنین حالتی باید جلوی بینی بیمار، روغن بنفشه بگیرند تا ببوید و یا سرکه و گلاب که مخلوط کرده اند، بینی را تر کنند و با برف و یخ بینی را خنک تا عطسه ساکت شود، لازم به ذکر است که افرادی که دارای فشارخون بالایی هستند، حقّ کشیدن کندس را در بینی ندارند چون احتمال پاره شدن مویرگ های آنان می رود.
////////////////

کُنْدُسْ
  
o        نام فارسی:
o        نام عربی:
o        نام انگلیسی: Sabadilla
o        نام محلی:
o        نام فرانسوی: Cevadille و Sebadille و Sabadille
o        نام علمی: Schoenocaulon
o        نام در کتب طب سنّتی:
o        مترادف: Sabadilla officinarum Br. Ratzeb.
o        خانواده: Liliaceae
o        جنس:
مشخصات و ویژگی ها
در فرهنگ شلیمر برای گیاه خربق سفید (V.album) به‌جای خربق سفید نام «کُنْدُسْ» یا «کُنْدش» را آورده است و مادۀ وراترین را نیز «جوهر کندس» می‌نامد و فرانسوی آن را همچنان Hellebore blanc می‌نویسد. در سند دیگری از اسناد و کتب طب سنتی معتبر نام «کندس» یا «کندش» را برای گیاه دیگری آورده‌اند. این گیاه را به فرانسوی Cevadille و Sebadille و Sabadille و به انگلیسی Sabadilla می‌نامند. گیاهی است از خانوادۀ Liliaceae، نام علمی آن Schoenocaulon و مترادف آن Sabadilla officinarum Br. Ratzeb. می‌باشد. گیاهی است چندساله دارای پیاز و برگ‌های آن دراز و نواری گسترده روی خاک و از وسط برگ‌ها هر سال ساقه‌ای به بلندی تا 2 متر بیرون می‌آید. گل‌های آن زردرنگ و در طول محور ساقه ظاهر می‌شود.
////////////
Gypsophila struthium

Gypsophila struthium
United :
class :
order :
family :
subfamily:
tribe :
genre :
G. struthium
Loefl.
Gypsophila struthium is one of nearly 100 species belonging to the genus Gypsophila , familyCaryophyllaceae . It is known as a soap dish and albalda. It is a plant gypsophila perennial part of underbrush cleared and vacant land, hillside chalky arid.
Index 
 [ocultar
·         1Taxonomy
·         2Common Name
·         3See also
·         4References
·         5Bibliography
Taxonomy [ edit ]
Struthium gypsophila was described by Pehr Löfling and published in Iter Hispanicum 303. 1758.
·         Gypsophila iberica Barkoudah
·         Saponaria struthium Loefl.
·         Castilian: albada, herbada, soap dish, white soap dish, soap dish La Mancha, soap dish la Mancha, jabuna, xabonera, soap dish yerba, yerba xabonera.
See also [ edit ]
·         Annex: Chronology of botany
·         History of Botany
References [ edit ]
1.     Volver arriba "Gypsophila struthium" . Tropicos.org. Missouri Botanical Garden . Retrieved on October 27, 2013.
References [ edit ]
·         Department of Environment of Villena (2001). "Plant Micro - reserves of Villena» Publications Department of Environment. 6.
Category : 
·         Gypsophila
 ///////////
http://onlinelibrary.wiley.com/doi/10.1111/boj.12105/abstract