۱۳۸۹ فروردین ۳۱, سه‌شنبه

گر صبر خوری

آلوئه ورا یا «صبرزرد» ، ” Aloe Vera ” ، گیاه درمانگر ، و یا ” یک داروخانه در یک گیاه ” ( مرجع کامل اطلاعات )
مهر ۲۹, ۱۳۸۶ توسط : admin موضوع : اخبار داروسازی, اخبار گیاهان دارویی, بهداشت عمومي
۶ نظر
آلوئه ورا یا «صبرزرد» Aloe Vera ، گیاه درمانگر و یا ” یک داروخانه در یک گیاه “


اسامی دیگر گیاه صبرزرد (آلوئه ورا)، “صبر تلخ” یا “شاخ بزی” است که در استان بوشهر با نام‌های محلی گل سگله، گل قبر یا چادروا شناخته می‌شود.نام های دیگر این گیاه “لاله بیابان” و «گیاه جاودانگى»، «گیاه دارویى»، «گیاه ملکه» است.گیاه صبر زرد دارویی با نام علمی ‪ Aloe Vera‬از جمله گیاهان دارویی با ارزش دنیا است که در فضای باز و در برخی مناطق دیگر کشور در گلخانه کاشت می‌شود.صبر زرد گیاهی است با ظاهر بوته‌ای انبوه، پایا، همیشه سبز، شاداب و پر طراوت و ارتفاع حدود ‪ ۶۰‬سانتی متراست که دارای ساقه چوبی کوتاه به ضخامت ‪ ۵‬الی ‪ ۱۰‬سانتی متر و برگ‌های نیزه‌ای شکل که مستقیما به محور ساقه متصل هستند می‌باشد.

گیاه دارویی صبر زرد با اقلیم جنوبی کشور ایران سازگار است و به خوبی در استان‌های جنوبی که دارای منابع آبی کمی هستند قابل پرورش است.

این گیاه بومی مناطق گرم و خشک است که در استان‌های جنوبی کشور ایران به خصوص استان بوشهر و استان هرمزگان رشد می‌کند.


Aloe Vera چیست؟

این گیاه، خاص مناطق آفریقایى است که به آن زنبق بیابانى یا صحرایى هم مى گویند. در برخى کشورها با نام هایى چون «گیاه جاودانگى»، «گیاه دارویى»، «گیاه ملکه» و… نیز نامیده مى شود.
وقتى برگ آن بریده شود، ژلى از داخل گیاه خارج مى شود که اثر دارویى خارق العاده اى دارد. نام این گیاه از زبان عربى به سایر زبان ها آمده است. در زبان عربى Aloe به معناى «تند و تیز و تلخ» است. علت این نامگذارى به طعم و مزه مایع داخل برگ گیاه مربوط مى شود. نخستین بار مصرى ها این گیاه را براى درمان زخم ها، سوختگى ها و عفونت ها به کار مى گرفتند. پس از آنها یونانى ها، اسپانیایى ها و آفریقایى به شیوه ها و منظورهاى مختلف از این گیاه استفاده مى کردند. براى مثال شکارچیان آفریقایى از ژل آن بر بدن خود مى مالیدند تا عرق نکنند و بدنشان بوى بد نگیرد!

از دهه ۱۹۳۰ به بعد تحقیقات علمى و وسیعى بر روى ترکیبات و خواص دارویى این گیاه انجام شد و دریافتند ژل صاف شده این گیاه قدرت عجیبى در درمان زخم ها و سوختگى ها دارد.



معرفی گیاه:

Aloe vera یک گیاه بادوام با گلهای زرد است. برگهای سخت آبدار و نیزه ای این گیاه به طول ۲۰ اینچ رشد می کند و طول کل گیاه تا ۴ پا می رسد. تنها برگهای این گیاه ارزش دارویی دارند، اما بخشهای مختلف برگها نیز برای اهداف گوناگونی مورد استفاده قرار می گیرند. ژله شفاف و سفتی از قسمتهای داخلی برگ ترشح می شود. بین این ژله و پوست بیرونی برگ سلولهای خاصی حاوی مایع زردرنگ تلخ قرار دارد. وقتی که این مایع خشک می شود، سبب تولید شیره Aloe می شود. آلوئه از خانواده سوسن است این گیاه با ظاهرى شبیه به کاکتوس، گیاهى دائمى، گوشتى و آبدار است .گیاه آلوئه Aloe که به نام شاخ بزی معروف است، در منزل و آپارتمان قابل نگهداری است. آلوئه­ورا Aloe vera گونه­ وحشی این خانواده است که گرچه زینتی نیست اما معروف و پر بهاء است و یکی از منابع بسیار خوب مواد دارویی و بهداشتی است.

آلوئه ساپوناریا گونه دیگری از گیاه آلوئه است که برگ­های گوشتی، مثلثی شکل با نقش و نگارهای سبز رنگ پریده دارد. این گیاه بسیار زیبا بوسیله قلمه­های ساقه تکثیر می­شود و آن را در یک محیط پر نور پرورش می­دهند.آلوئه فِرَگرَنس یا آلوئه برگ درشت، و آلوئه درختی از دیگر انواع گیاه آلوئه بشمار می­روند.در میان آلوئه‌ها سایوناریا و آلوئه آربورسنس Aloe arboresence در منزل کشت و کار مناسب­تر و سریعتری دارند.

تکثیر گیاهان آلوئه بوسیله قلمه، ساقه و بذر امکان­پذیر است. گیاه آلوئه شاخه گل ­دهنده زیبا با گل­های نارنجی دارد وقتی گل­های نارنجی به بذر تبدیل می­شوند، قابل رویش و جوانه زدن هستند. آلوئه ­ورا Aloe vera بوسیله تقسیم بوته و بذر تکثیر می‌شود. در آلوئه‌های دیگر امکان بوجود آمدن پا جوش در روی ریشه­های اصلی­ کمتر از گیاه آلوئه­ ورا است.

تاریخچه :

آلوئه ورا سابقه ای بسیار طولانی و درخشان دارد. اولین گزارش مکتوب که در آن به آلوئه ورا شده است متعلق به چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح است و در غارنوشته ها و کنده کاری های روی ظروف در معابد باستانی مصر کشف شده است. در افسانه های به جای مانده از مصر باستان آمده است که آلوئه گیاهی چنان گرامی بوده که افراد برای حضور در مراسم پس از مرگ یک فرعون باید تحفه ای از برگ های آلوئه ورا تقدیم می کردند. داستان هایی نیز درباره استفاده کلئوپاترا و نفرتی تی از آلوئه ورا، عسل و شیر برای حفظ زیبایی افسانه ای شان گفته می شود.کلئوپاترا ملکه مصر پوست خود را هر روزه با آن ماساژ می داد که از شر آفتاب مصر در امان باشد وحتی مصریان آنرا برای مومیائی مردگان خود بکار می بردند . در کتاب مقدس نام این گیاه به کرات آمده است . اولین گزارش مکتوب که در آن به آلوئه ورا شده است متعلق به چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح است و در غارنوشته ها و کنده کارى هاى روى ظروف در معابد باستانى مصر کشف شده است. در افسانه هاى به جاى مانده از مصر باستان آمده است که آلوئه گیاهى چنان گرامى بوده که افراد براى حضور در مراسم پس از مرگ یک فرعون باید تحفه اى از برگ هاى آلوئه ورا تقدیم مى کردند.اما مصریان باستان تنها ملتى نبودند که آلوئه ورا را مى شناختند براساس منابع قدیمى ارسطو یکى از طرفداران بسیار معتقد خواص آلوئه ورا بوده است.


اما مصریان باستان تنها ملتی نبودند که آلوئه ورا را می شناختند براساس منابع قدیمی ارسطو یکی از طرفداران بسیار معتقد خواص آلوئه ورا بوده است. او رایزن الکساندر کبیر نیز بوده است. قدر و ارزشی که او برای آلوئه ورا قائل بود چنان بوده است که در سال ۳۳۳ قبل از میلاد الکساندر را متقاعد کرد جزیره سوکوترا در اقیانوس هند را تصرف کند. این جزیره به دلیل رویش آلوئه در آن شهرت داشت و در آن زمان برای درمان زخم های سربازان در سپاه الکساندر از آلوئه ورا استفاده می شد.


گونه شناسی:

اکسید معجزه آسای آلوئه ورا گیاه «آلوئه ورا» گیاهی است که به طور عمده در مناطق خشک رشد می کند. آلوئه ورا با اینکه به خانواده زنبق تعلق دارد اما در ظاهر شباهت بسیار زیادی به کاکتوس دارد. در بین بیش از ۲۴۰ گونه آلوئه ورا چهار نمونه آلوئه ورا تشخیص داده شده که دارای ارزش غذایی هستند.

نام آلوئه ورا در لغت به معنای «ماده تلخ درخشان» که از کلمه عربی «آلوئه» گرفته شده است. آلوئه از خانواده سوسن است این گیاه با ظاهری شبیه به کاکتوس، گیاهی دائمی، گوشتی و آبدار است که حداکثر حدود دو متر ارتفاع دارد با برگ های پهن تیغ دار. اگر تیغ هایی را که در لبه برگ ها قرار دارند جدا کنیم از جای خالی آنها ژلی ترشح می شود که تمام خواص گیاه در آن نهفته است. از آلوئه که امروز در تمام دنیا کاشته می شود برای درمان گستره وسیعی از بیماری ها از انواع میگرن گرفته تا سوءهاضمه، درمان جوش و سوختگی استفاده می شود.
ژل آلوئه برای درمان بسیاری از بیماری ها مفید است، از آن جمله می توان به درمان اگزما و سایر مشکلات و حتی عفونت های پوستی، سرمازدگی، سوختگی، ترمیم جای عمل سزارین، هموروئید و انواع دیابت اشاره کرد.
آلوئه ورا در طب سنتی ۵ هزار ساله هندی، آیورودا نیز به همین ترتیب ارزشمند شمرده می شود. تمدن های یونانی، رومی، آفریقایی، مایایی، سرخپوستان آمریکایی و چینی نیز آلوئه ورا را گرامی می داشتند و مسلمانان هنوز هم در بسیاری از نقاط جهان در بازگشت در سفر حج برگ های آلوئه ورا را بالای در خانه هایشان آویزان می کنند.

اگرچه آلوئه ورا هزاران سال است که نقش مهمی را در پزشکی سنتی ایفا می کند اما از کشف خواص بی بدیل آن توسط طب مدرن امروزی زمان زیادی نمی گذرد. اغلب مردم به عنوان یکی از مواد سازنده محصولات آرایشی مثل ضدآفتاب ها، مرطوب کننده ها و کرم های سوختگی با آلوئه ورا آشنا هستند. اما امروزه حضور رو به فزونی آلوئه در محصولات متعدد و متنوعی را شاهد هستیم. تولیدکنندگان شامپو مدعی هستند که اسیدیته معادل ۵/۴ این گیاه آن را برای ساخت انواع شامپو و نرم کننده ایده آل کرده است. در حالی که متخصصین تغذیه نیز مصارف خوراکی آلوئه ورا را به اندازه مصارف خارجی آن مفید و متعدد می دانند و آن را به اشکال مختلف از جمله عصاره، ژل، کپسول و پودر عرضه می کنند.


ترکیب شگفت آور این گیاه چیست؟

باید گفت در کمال شگفتی ۹۶ درصد ساختمان ژل آلوئه ورا از آب تشکیل شده است. ۴ درصد باقی مانده اما حاوی مواد فراوانی است که ۷۵ نوع آن شناخته شده اند. ترکیباتی که در ژل آلوئه یافت شده اند از پلی ساکاریدها هستند که قادر به کاهش و ترمیم التهاب هستند. این ترکیب همچنین دارای ویژگی آنتی باکتریال و ضدمیکروب است. آنتی اکسیدان هایی در قالب ویتامین های آ، ب، ث، ای، آمینواسیدها، روی و اسیدهای چرب ضروری نیز در این ترکیب یافت می شوند. کلسیم و آلوئین نیز در آلوئه ورا موجود هستند، آلوئین ملینی بسیار قوی است.

حدود ۹۶ درصد از وزن آن را آب تشکیل داده است و مابقى شامل چربى هاى ضرورى آمینواسیدها، ویتامین ها، املاح، آنزیم وگلیکوپروتئین است!

این گیاه حداقل داراى ۳ اسید چرب با خاصیت ضدالتهابى است که براى معده ، روده کوچک و روده بزرگ مفید است.

ویتامین هاى تشکیل دهنده آن عبارتند از ویتامین C ، B12 ، B6 ، B2 ، B1 ، A و E. «آلوئه ورا» با خاصیت اعجاب انگیز خود مى تواند تمام اسید آمینه هاى ضرورى بدن را در اختیار شخص مصرف کننده قرار دهد.

هیچ چیز این گیاه به تنهایى شگفت انگیز و خارق العاده نیست. بلکه همراهى و یک جا جمع شدن تمام مواد مورد نیاز بدن از گروههاى مختلف غذایى است که آن را منحصر به فرد کرده است. تجمع این مواد در درون یک گیاه واحد را مى توان به جمع شدن تعدادى نوازنده در یک گروه بزرگ موسیقى تشبیه کرد. (همان طور که هر کدام آنها، هرگز و به تنهایى اثر و جاذبه اجراى گروهى و دسته جمعى را ندارند.)

ژل Aloe حاوی گلیکوپروتئین است که از تورم و درد جلوگیری و روند بهبود را تسریع می کند و همچنین حاوی پلی ساکارید است که رشد و ترمیم پوست را تحریک می کند. “آنتراکوئین” موجود در شیرة Aloe به عنوان مسهل مؤثر عمل می کند. این مواد شیمیایی در مقادیر کم، می توانند از تشکیل سنگ کلیه جلوگیری کنند.از ژل Aloe برای درمان زخمهای درونی و بیرونی نیز می تواند استفاده کرد. این ماده روند درمان بسیاری از جراحات پوستی از جمله زخمها، سوختگیها و یخ زدگی را تسریع می کند.

شیرة ‌این گیاه مسهل مفیدی است، اما چون می تواند سبب گرفتگی دردناک عضلات شود، غالباً استفاده نمیشود. با میزان مصرف کمتر، شیرة Aloe می تواند از سنگ کلیه پیشگیری یا اندازة سنگ را کوچکتر کند. این ماده به عنوان تسهیل کننده دفع مدفوع به ویژه در افرادی که مبتلا به وبواسیر هستند ماده مفیدی است.

عصارة Aloe شکل ژل این گیاه است که مصارف داخلی دارد و چون دارای خواص ضد میکروبی است، از آن برای درمان عفونتهای میکروبی مجاری معده ای-روده ای نیز می توان استفاه کرد. چون این ماده اسیدهای معده را که سبب تشدید زخمها میشود کاهش می دهد برای درمان زخمهای معده نیز مؤثر است.تحقیقات اخیر نشان داده که “مانوز استیله” به عنوان یک ترکیب ضد ویروسی، دارای خواص درمانی ضد ویروس ایدز است. مانور استیله خود ویروس را مورد حمله قرار می دهد اما مهمتر اینکه، میزان تأثیر AZT را (یک داروی مؤثر در درمان عفونت ویروس HIV) تا حد زیادی بالا میربرد. اگر این ترکیب دارویی با Aloe مصرف شود، میزان AZT مورد استفاده برای HIV را می توان تا ۹۰% تقلیل داد که این امر از هزینه ها و عوارض جانبی AZT تا حد زیادی خواهد کاست.

ژل خوراکی آلوئه ورا شامل بیش از ۷۵ مواد مغذی از لحاظ غذایی و ۲۰۰ ترکیب فعال، ۲۰ نوع ماده معدنی، ۱۸ آمینو اسید و ۱۲ نوع ویتامین است. این ژل بی نهایت مطبوع است.

در منابع دارویی فهرست مصارف آلوئه ورا تقریباً به اندازه فهرست مواد تشکیل دهنده آن طویل است. از بارزترین خواص آلوئه ورا جلوگیری از ضایعات پوستی و ترمیم آنها است. مصرف خوراکی آلوئه ورا نیز به گوارش غذا کمک می کند، سلامتی قلب و عملکرد کبد را بهبود می بخشد، قند و کلسترول خون را کنترل می کند، تولید انرژی را افزایش داده، درد مفاصل را تسکین می دهد، شش ها را پاک می سازد، سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند و زخم ها و جراحات را ترمیم می نماید. اما با وجود خواص بسیار آلوئه ورا و با آنکه تاکنون هیچ عوارضی از مصرف آن گزارش نشده است پزشکان مصرف خوراکی آن در طول دوران بارداری و شیردهی را برای خانم ها منع می کنند. آلوئه ورا چنان خواص چشمگیر و متعددی دارد که نام ها و القاب زیادی برای خود کسب کرده است از جمله: گیاه درمانگر، گیاه سوختگی، دکتر گلدانی و گرز بهشتی.

در حال حاضر محصولات مختلفی از این گیاه در صنایع مختلف غذایی، آرایشی و بهداشتی دارویی در دنیا تولید و عرضه می‌شود.

در حال حاضر این گیاه دارویی در صنایع مختلف غذایی شامل انواع نوشابه‌ها، کمپوت، دوغ و غیره و همچنین در صنایع آرایشی و بهداشتی شامل انواع کرم‌ها، لوسیون‌ها، شامپوها، صابون‌ها، شوینده‌ها و در صنایع دارویی در کپسول ها، قرص‌های جوشان و غیره مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اندام مورد استفاده این گیاه دارویی برگهای آن است.


مرور کلی خواص داروئی :



صبر زرد از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک است شیرابه آن به مصرف طبی می رسد .

۱)تقویت کننده بدن است

۲)یبوست را برطرف می کند و روده ها را تمیز می کند

۳)برای معالجه آسم مفید است

۴)سوء هاضمه را برطرف می کند

۵)در معالجه صرع مفید است

۶)اثر ضد کرم درد

۷)خون را تصفیه می کند

۸)برای برطرف کردن خارش ناشی از گزیدگی حشرات شیرابه آنرا روی پوست بمالید

۹)اگزما را درمان می کند

۱۰)برای معالجه اسهال خونی مفید است

۱۱)برای رفع ریزش مو ، شیرابه آنرا به سر مالیده و موها را با آن ماساژ دهید

۱۲)گرفتگی کبدی را برطرف می کند

۱۳)برای التیام زخم ها شیرابه آنرا روی زخم بمالید

۱۴)صبر زرد بهترین کرم مرطوب کننده است برگها را بشکنید و ژله آنرا به پوست بمالید

۱۵)مبتلایان به بیماری قند می توانند با مصرف این گیاه قند خون خود را کنترل کنند

۱۶)برای شستن چشم و زخم ها شیرابه صبر زرد را با آب مخلوط کرده و استفاده کنید




خواص درمانی گیاه صبر زرد :


قرنهاست که برگ‌های گیاه صبر زرد به طور گسترده‌ای در کشورهای مختلف به عنوان دارو مصرف می‌شود اثرات درمانی مختلفی که برای این گیاه عنوان شده غالبا بر اساس سابقه طب سنتی است اما مطالعات بالینی نیز در سالهای اخیر روی آن صورت گرفته است.

در یک مطالعه گسترده استفاده موضعی از ژل این گیاه موجب التیام زخم‌های به جا مانده از آکنه روی صورت شد.

این گیاه دارویی در درمان آرتریت، آسم، سندرم خستگی مزمن، سوء هاضمه و اختلالات روده‌ای، اختلالات پوستی، آسیب‌های ورزشی و زخم‌های داخلی و خارجی اثر بخش است.

ژل گیاه صبر زرد بصورت موضعی برای درمان سوختگی‌های خفیف، آفتاب سوختگی، بریدگی ها، آکنه و التهاب مخاط دهان کاربرد دارد.

کاربرد موضعی الوئه ورا بر روی زخم‌های جراحی مجاز نیست زیرا بهبود زخم‌ها را به تاخیر می‌اندازد.

برگ بوته‌های گیاه دارویی صبر زرد یا آلوئه ورا معمولا بعد از گذشت دو سال از زمان کاشت و هنگامی که بوته‌ها به اندازه کافی رشد کردند برداشت می‌شود.

جزیره قشم به دلیل قرار گرفتن در منطقه گرمسیری یکی از مکانهای مناسب و دارای پتانسیل بالا برای تولید گیاه معجزه‌آسای “آلوئه‌ورا” است.

آلوئه ورا از جمله گیاهانی است که در صفر درجه می‌میرد و محیط رشد آن معمولا باید بالاتر از دو درجه باشد و به‌همین دلیل‌مناطق جنوبی کشور که درجه حرارت دراین مناطق به صفر درجه‌نمی‌رسد از مناطق مستعد برای تولید این گیاه محسوب می‌شوند.

این گیاه از جمله گیاهانی است که یک سال کاشته می‌شود و تا شش سال مورد استفاده قرار می‌گیرد، بیماری این گیاه نسبت به دیگر گیاهان بسیار کم است و آب بسیار ناچیزی مصرف می‌کند.

براساس مطالبی که توسط دانشگاه فلوریدا منتشر شده ، منشاء این گیاه که به علت رویش آن در مناطق بیابانی به ” لاله بیابان ” مشهور است آفریقا بوده و در ایران باستان از آن استفاده می‌شد.

در کشورهای کارائیب آلوئه‌ورا فقط به‌صورت برگ فروخته می‌شود و در خانه‌ها مردم به عنوان کمکهای اولیه از آن نگهداری می‌کنند.

یکی از دلایلی که این گیاه از آفریقا به مناطق دیگر جهان منتقل شده است موثر بودن آن در درمان برخی بیماریها بود و مسافرانی که با لنجها به سفر دریایی می‌پرداختند این گیاه را به‌ عنوان کمکهای ‌اولیه به‌همراه خود می‌بردند.

آلوئه ورا دارای هورمونها و ترکیباتی است که بلافاصله زخم را ترمیم می کند و برای بیماریهای گوارشی از جمله زخم معده موثر است.

هم اینک ‪ ۲۰۰ماده دارویی از گیاه آلوئه‌ورا تولید شده است و از پوست آن نیز مواد آنتی کانسر جدا شده است.

به‌گفته برخی اساتید و متخصصان از این گیاه به عنوان یک داروخانه در یک گیاه نام برده می‌شود و به همین دلیل است که این گیاه تا این اندازه اهمیت پیدا کرده است.

هم‌اینک کمپانیهای بسیاری در جهان از آلوئه‌ورا در تولید صنایع غذایی،مربا، نوشابه‌ها، کنسرو، ماست و دوغ، ژله، مارمالاد، سوپهای آلوئه‌ورا، مربا، چای، بستنی، عسل، ترشی، تافی، نان، ماکارونی، برنج و چای استفاده می‌کنند.

از محصولات آلوئه‌ورا در صنایع بهداشتی از جمله تولید دستمال کاغذی و پوشک بچه به علت حساس بودن پوست بچه‌ها و ترمیم سریع پوست آنها ، استفاده می‌شود.

برای استفاده تجاری‌از این گیاه باید مسیر درست کار کردن آن را بدانیم یعنی به عنوان یک سرمایه‌گذار باید ببینیم که‌در چه مناطقی چه محصولاتی و چگونه باید تولید کنیم و برای کشت تجاری نیز باید کشاورزانی که خواستار فعالیت در این زمینه هستند، آموزشهای لازم را طی کنند.


مرکز پژوهشهای بیوتکنولوژی خلیج فارس در جزیره قشم ایران ، تنها عضو منطقه خاورمیانه این انجمن است که مقر آن در تکزاس آمریکا می‌باشد.

دانشمندان اسپانیایی از گیاه آلوئه ورا ژلی ساخته‌اند که می‌تواند عمر نگهداری میوه‌ها را طولانی‌تر کند.

‪ ، medlineplus.comبا استفاده از این ژل می‌توان میوه‌ها را پوشاند و زمان نگهداری آنها را با حفظ تازگی و بدون تغییرات شیمیایی طولانی‌تر کرد.

از ژل آلوئه ورا برای درمان سوختگی و التهابات و حساسیت‌های پوستی استفاده می‌شود.

محققان اسپانیایی می‌گویند با استفاده از این ژل خوردنی می‌توان میوه‌ها را تازه نگه داشت.

این ژل که طعم و ظاهر غذاها را تغییر نمی‌دهد می‌تواند به صورت یک پوشش کاملا طبیعی و بی‌ضرر جایگزین مواد نگهدارنده مصنوعی شود که بعد از برداشت میوه‌ها به آنها اضافه می‌شود.



۵ دلیل عمده برای مصرف ژل آلوئه ورا:



۱) قالب های ساختاری بدن: آمینواسیدها، اجزا و قالب های ساختار بدن ما هستند. هشت آمینو اسید ضروری وجود دارد که در بدن ما ساخته نمی شود. نوشیدن مداوم و منظم آلوئه ورا به شما اجازه می دهد به واسطه تأمین طبیعی آمینو اسید های ضروری بدن، سلامتی خود را حفظ کنید. آلوئه ورا تنها گیاهی است که آمینو اسید های مشابه و ضروری بدن را می سازد.

۲) ضدالتهاب و عصبانیت: ژل آلوئه ورا دارای ۱۲ ماده اصلی است و بررسی ها نشان داده که بدون هیچ عارضه ای از عصبانیت و التهاب جلوگیری می کند و همچنین آلوئه ورا سبب تحرک ماهیچه ها و صحت کارکرد مفاصل می شود.

۳) ویتامین های موجود در آلوئه ورا: ژل آلوئه ورا شامل ویتامین های A، B1، B2، B6، B12، C، E اسید فولیک و نیاسین است. بدن انسان به سادگی نمی تواند بعضی از این ویتامین ها را ذخیره کند، بنابراین نیاز داریم که در رژیم غذایی خود همواره این ویتامین ها را به طور مکمل بگنجانیم.

۴) میزان مواد معدنی: بعضی از مواد معدنی در آلوئه ورا یافت شده است که شامل کلسیم، سدیم، آهن، پتاسیم، کلر، منگنز، مس و روی است. نوشیدن ژل آلوئه ورا یک راه طبیعی و سالم برای تأمین نیازمندی های بدن است.

۵) بهداشت و سلامت دندان : آلوئه ورا با وجود موادی که در خود دارد بی نهایت برای سلامت دهان و لثه مفید است. دندانپزشکان بر اثرات آلوئه ورا بر دهان و لثه و استفاده از آن بسیار توصیه می کنند




«صبرزرد» در جزیره قشم :

تاریخچه گیاه «آلوئه ورا» یا «صبرزرد» و اثرات دارویی آن به ۶ هزار سال قبل باز می گردد. از گذشته های دور، ژل این گیاه برای درمان زخم های عفونی و ترمیم سوختگی و بریدگی مورد استفاده بوده است.
با پیشرفت علم دارو سازی و شناخت خواص دارویی گیاهان در نیمه قرن بیستم، ماده مسهل حاصل از عصاره برگ آلوئه شناخت شد و سالیان طولانی این گیاه برای استخراج مسهل قوی آن در جزایر کارائیب بطور مصنوعی کاشته می شد. براساس اظهار نظر سالخوردگان قشمی، گیاه آلوئه ورا یا «صبر زرد» از سالیان طولانی در جزیره قشم وجود داشته است و خاستگاه آن آفریقا است. به نظر می رسد، در طی قرون گذشته این گیاه توسط بازرگانان یا جهانگشایان به جزیره قشم حمل شده و با سازگاری با شرایط آب و هوای قشم و به علت اثرات شفابخش آن به گیاه معجزه گر مشهور شده است.

«صبر» نام فارسی آن است و صرفنظر از مصارف درمانی آن توسط افراد بومی، آن را روی قبرها می کارند و نشانه ای از محل خاکسپاری کسی است که فوت شده است . برگزیدن نام صبر برای این گیاه نیز احتمالاً ایجاد آرامش و صبر برای بازماندگان است. در جزیره قشم تراکم بسیار زیاد گیاه را در قبرستان قدیم شهر «سوزا» به صورت چند هکتار فشرده که عملاً قبرها را کاملاً در بر گرفته است، می توان مشاهده کرد.

آلوئه ورا نخستین بار با ارزش دارویی «ترمیم کننده زخم سوختگی و نیش حشرات» معرفی شده و اکنون صرفنظر از مصرف گسترده در تمامی مواد آرایشی، بهداشتی و داروهای ترمیمی، جایگاه مصرفی و سیعی را در نوشابه ها و مواد غذایی به دست آورده است. آلوئه و را گیاهی است که برای ماندن و رشد به حداقل آب نیاز دارد و در خاک های شور و ساحلی به آسانی رشد و پرورش می یابد و نسبت به آفات و بیماری ها مقاوم است. بر اساس تجارب پژوهشی، مرکز پژوهشی های بیوتکنولوژی خلیج فارس منطقه آزاد قشم، کارخانه تولید صنعتی آن را با ظرفیت سالانه ۲۰۰ تن ژل و پودر آلوئه طراحی و تدوین و دانش فنی آن را به یک شرکت خصوصی واگذار کرده است.

پشتوانه این واحد صنعتی ، کشت و پرورش آلوئه به مساحت ۵۰ هکتار است که ۵ هکتارتوسط «منطقه آزاد قشم کاشته شده و ۱۵ هکتار آن توسط شرکت خریدار دانش فنی در دست آماده سازی برای کاشت است و لازم است ، ۳۰ هکتار دیگر نیز توسط مردم جزیره کاشته می شود. تکثیر آلوئه ورا به صورت تولید پاجوش و کاشت بذر است. در بسیاری از موارد هر بوته تا ده پاجوش تولید می کند.

این گیاه پایدار و چند ساله است و هر سه ماه یک بار می توان از هر بوته ۳ تا ۴ برگ کناری برداشت و برای استخراج محصول در کارخانه مورد استفاده قرار دارد. توسعه کاشت «آلوئه ورا» توسط مردم جزیره قشم صرفنظر از تأمین ماده اولیه کارخانه در دست احداث، زمینه ای مناسب برای ایجاد اشتغال بومی، ایجاد فضا سبز (در زمین های ساحلی و غیر قابل استفاده کشاورزی و بی نیازی آن به آب شیرین و آبیاری دایم) است. خواص متعدد دارویی شناخته شده در «آلوئه ورا» باعث شده است که آن را گیاه قرن بیستم بنامند.

بسیاری از محققان بر این اعتقاد هستند که خواص آلوئه و نقش دارویی آن در تحولات صنایع دارویی مشابه با شناخت آسپرین در قرن نوزدهم و مصرف آن توسط میلیون ها انسان برای کاهش تب، درد و تورم در سراسر جهان است. هزاران بیمار قلبی از آسپرین به عنوان ماده ممانعت کننده از بروز لخته خون استفاده می کنند.

مطالعات نشان داده است، آلوئه دارای حدود ۲۰۰ ماده مؤثر است. مواد آرایشی، بهداشتی، غذایی و نوشابه ها بزرگترین بازار بین المللی مصرف آلوئه به شمار می روند. کشورهای کره و ژاپن قدیمی ترین مصرف کننده گان آلوئه در طب سنتی خود هستند. در کره، ژل آلوئه در نوشابه ها با غلظت ۹۹ درصد مصرف می شود. این وضعیت در سنگاپور و مالزی نیز گسترش یافته است. استرالیا بالاترین مصرف آلوئه را دارد و با حضور ژاپنی ها در استرالیا بازار مصرف نوشابه های آلوئه نیز توسعه یافته است. مواد آرایشی طبیعی ۴درصد از ۱۶ میلیارد دلار بازار مواد آرایشی، بهداشتی را در اختیار دارد. تولید آنها سالانه ۱۲ تا ۱۵ درصد افزایش می یابد که سه برابر رشد توسعه سایر صنایع است.

نوشابه های حاوی ژل آلوئه در فروشگاههای عرصه کننده Helth food ارائه می شود که با طعم و رنگ های متفاوت وجود دارد.




مصرف آلوئه ورا و تغییرات تاریخى:

همان طور که ذکر شد نخستین بار این گیاه در کشور مصر مورد استفاده قرار گرفت. حدود سال ۱۵۵۲ پیش از میلاد بود که ملکه زیباى مصرى «کلئوپاترا» اعلام کرد زیبایى خود را مدیون استفاده از این گیاه معجزه گر است!!
شهرت این گیاه به همین جا ختم نشد! بلکه این گیاه باعث ایجاد جنگ و خونریزى هم شد!!
مى گویند وقتى اسکندر در سال ۳۳۳ پیش از میلاد مصر را فتح کرد، چیزهاى زیادى از قدرت شگفت انگیز درمانى آلوئه ورا شنید. به همین خاطر در جست وجوى آن به جزیره Socotra رسید و بدون کوچکترین معطلى ارتش را روانه آنجا کرد تا براى درمان زخم افراد سپاه خود از این گیاه استفاده کند.

موارد مصرف رایج این گیاه:

بسیارى از مردم با اثر دارویى این گیاه بر روى پوست بریده یا سوخته آشنایى دارند. گرچه مکانیسم دقیق آن مشخص نیست. اما تحقیقات نشان مى دهد که ۵ فاکتور طبیعى ضدالتهابى در آن موجود است که باعث رفع درد و بهبود زخم مى شود.

در مورد کسانى که از نظر هضم غذاى مصرفى با مشکل روبرو هستند نیز مصرف و نوشیدن آن پیش از هر وعده غذایى باعث تحریک شیره گوارشى و ایجاد جریان طبیعى آن و در نتیجه کمک به شکسته شدن موادغذایى جهت جذب توسط سلولها مى شود. از طرف دیگر از آن در درمان «آکنه» یا جوش هاى صورت هم استفاده مى شود. نوشیدن مایع «آلوئه ورا» قبل از غذا و یا مصرف ژل درمانى آن بعد از شست وشوى صورت و بدن براى سلامت پوست مفید است.

همچنین اشخاص مبتلا به سرطان که مشغول شیمى درمانى هستند، ادعا مى کنند مصرف این گیاه تهوع و سایر مشکلات مربوط به این درمان را مى کاهد.

نحوه مصرف:

بهترین نوع ژل Aloe شکلی است که تازه از گیاه گرفته شده باشد. بسیاری از افراد این گیاه را برای درمان سوختگیها و بریدگیهای جزئی در آشپزخانه خود نگه می دارند. این گیاه برای درمان کهیر و پیچک سمی نیز می تواند مؤثر واقع شود.به منظور استفاده از ژل Aloe، برگ آنرا به صورت طولی برش دهید و ژل داخل آنرا خارج سازید. سپس آنرا به صورت آزاد روی قسمت آسیب دیده بمالید.شیره Aloe از قدیم به عنوان مسهل مورد استفاده بوده است، اما در ایالات متحده مصرف چندانی ندارد. چون این ماده سبب بروز گرفتگیهای دردناک عضلات می گردد، لذا ابتدا مصرف سایر مسهل های گیاهی نظیر “کاسکارا و فلوس” توصیه میشود.

برای درمان سنگهای کلیه و به عنوان مسهل شیرة Aloe خشک را که در اندازه های ۰/۰۵ تا ۰/۲ گرم قابل دسترسی است، مصرف کنید.

برای درمان HIV، روزانه به میزان ۸۰۰ الی ۱۶۰۰ میلی گرم مانوز استیله مصرف کنید. این میزان از مادة مزبور، برابر با نیم تا یک لیتر آب Aloe است، هر چند میزان مانوز استیله می تواند در فرآورده های مختلف متفاوت باشد.




نکات احتیاطی:



- ژل Aloe برای استعمال خارجی ماده بی خطری است، اما در موارد نادری سبب واکنش آلرژیک می شود. اگر پوست شما تحریک می شود مصرف آنرا ادامه ندهید.ژل Aloe برای درمان زخمهای عمیق مؤثر نیست.

- شیره آن می تواند سبب گرفتگی یا اسهال روده ای شدید گردد،

- زنان باردار یا شیرده نباید این ماده را مصرف کنند زیرا ممکن است سبب انقباضهای رحمی گردیده و سقط جنین را تحریک کند. مصرف مسهل Aloe برای درمان بیماریهای معده ای- روده ای، انسداد روده ای، آپاندیسیت یا درد معده مبهم تجویز می شود.

- این ماده ممکن است سبب تشدید اولسرها، بواسیر، دیورتیکولوز، التهاب دیورتیکول، کولیت یا سندرم روده تحریک پذیر (IBS) گردد.

- مصرف طولانی مدت این ماده سبب وابستگی به آن می شود یا تعادل الکترولیتی را مختل می سازد. این ماده ممکن است سبب تغییر رنگ ادرار به رنگ قرمز بی ضرر گردد. کودکان زیر ۱۲ سال نباید گیاه Aloe مصرف کنند.

ترکیبات شیمیایی:

صبر زرد موادی نظیر آلوئین ‌فامودین ، آنترا کیون ،‌ایزوباربالوئین و مقداری در حدود ۱۲ درصد صمغ می باشد .

تداخل های احتمالی:

مصرف طولانی و مزمن شیره Aloe می تواند سبب کمبود پتاسیم گردد که می تواند با پاره ای معالجات قلبی تداخل کند. احتمال کمبود پتاسیم در بدن در صورتی که شیره Aloe را با ادرار آورهای (مدرهای) تیازید، شیرین بیان یا کورتیکو استروئید مصرف کنید، بیشتر است.

مضرات :

صبر زرد اگر باندازه مصرف شود خطری ندارد ولی مقدر زیاد آن باعث اسهال خونی می شود ضمناً زنان شیرده نباید از آن استفاده کنند زیرا صبر زرد از طریق شیر و در بدن طفل می شود و ایجاد اسهال می کند . این گیاه نیز برای زنان حامله خوب نیست زیرا ممکن است باعث سقط جنین شود.

تاریخچه مصرف آن در قرن بیستم :

در سال ۱۹۳۵، استفاده بالینى از این گیاه براى درمان التهاب هاى پوستى (درماتیت) ناشى از اشعه x ثابت شد. در آن سال «نشریه رونتولوژى [رادیولوژى] آمریکا»، استفاده از این گیاه را براى این منظور توصیه کرد.به صورت سنتى، از پماد و شیره این گیاه براى درمان زخم ها، اگزما، بواسیر و حتى نابینایى استفاده مى کردند. اما امروزه در تحقیقات بالینى مستمرى که بر روى این گیاه انجام شده است، تنها بعضى از اثرات آن ثابت شده است. در کاهش درد سوختگى و ترمیم ناحیه سوختگى (البته سوختگى هاى درجه دو و سه مانند آفتاب زدگى و یا ناشى از اشعه) موثر است. مصرف خوراکى آن به عنوان مسهل کاربرد دارد. ژل این گیاه به دلیل داشتن آب فراوان و روغن موجود در خود، از خشک شدن پوست پیشگیرى مى کند، در نتیجه در ترمیم ناحیه سوختگى موثر است. همچنین به علت وجود درصد بالاى قند در ژل آن، چون باعث بالا رفتن خاصیت اسمزى مى شود از رشد باکترى ها جلوگیرى مى کند.برخى از تحقیقات حاکى از آن است که ماده «آنتروکینون» موجود در شیره گیاه، خواص ضدویروس، ضدباکترى و فعالیت ضدسرطانى دارد. ژل آن به صورت کرم ضدآفتاب، لوسیون و کرم آرایشى در آمریکا موجود است. اما برخى تحقیقات، از غیرموثر بودن آن در درمان حساسیت هاى پوستى و درمان سوختگى خبر مى دهند.ژل گیاه صبر زرد طبى، به صورت موضعى براى درمان سوختگى هاى خفیف، آفتاب سوختگى ها، بریدگى ها، آکنه، التهاب مخاط دهان و از بین رفتن پوست کاربرد دارد. در خصوص مصرف ژل این گیاه توصیه شده که کاربرد موضعى آن بر روى زخم هاى جراحى مجاز نیست چرا که بهبود زخم ها را به تأخیر مى اندازد. در خصوص تداخلات دارویى هنگام استفاده از این ژل، عنوان شده، اثرات پایین آورندگى قند خون گلى بن گلامید را به خاطر داشتن اثر ضدخون افزایش مى دهد و اثر ضدالتهابى هیدروکورتیزون استات را هنگامى که به عنوان یک حامل استفاده شود، افزایش مى دهد. در استفاده موضعى در آفتاب زدگى هاى سطحى و سوختگى هاى خفیف منعى وجود ندارد اما اکثر محققان پیشنهاد مى کنند، قبل از مصرف، مقدارى از کرم گیاه در جاى دیگرى از بدن مثلاً بر روى بازو استفاده شود تا در صورت عدم پاسخ حساسیتى، مورد مصرف قرار گیرد. چند مورد حساسیت پوستى به دنبال مصرف این گیاه، گزارش شده است. در کل چنین نتیجه گیری می شود که،ژل گیاه الوئه ورا ، در کیفیت وسرعت بهبودزخم،نسبت به درمان رایج بسیار موثر تر و کم هزینه تر است. این گیاه در درمان بیمارى پسوریازیس (داءالصدف) به صورت عصاره در کرم در طى تحقیقات بسیارى، ثابت شده است. مصرف این گیاه به عنوان مسهل در بیمارانى که تحت درمان با داروهاى قلبى و کورتن هستند باید با احتیاط بسیار صورت گیرد.این گیاه در کودکان، زنان شیرده باردار و افراد مبتلا به بواسیر، نباید به صورت خوراکى مصرف شود. استفاده از این گیاه در انسداد روده، بیمارى هاى التهابى روده و بیمارى هاى کبد و کلیه، ممنوع است. از شیره برگ گیاه نیز براى بهبود زخم هاى سطحى و اگزما استفاده مى شود. در مصرف گیاهان دارویى، حتماً با پزشک خود مشورت کنید.

خواندن این مطالب را نیز توصیه میکنیم :
Avian Influenza InformationUpdate(H5N1 continues its geographic spread)

BBC : Zanzibar's battle with malaria

India 'cuts HIV infection rate'

Girl bullies 'often bad mothers'

Cancer agent mysteries revealed

Global access to HIV therapy tripled in past two years, but significant challenges remain

One Soft Drink a Day Raises Risk for Metabolic Syndrome

Doctors issue plea over MMR jab

WHO :Avian influenza – situation in China

Hope for tropical disease vaccine

Drug trial rules 'should change'

US Congress on UK stem cell visit

New way to treat obesity heralded

Overview of Influenza Surveillance in the United States

Africa must fight bird flu itself

Popularity: 16% [?]

انجیر بغدادی، چدروا، ثباده، آزوا، الوئس، صباده آلوئه ورا معرفی گیاه Aloe

Aloe vera یک گیاه بادوام با گلهای زرد است. برگهای سخت آبدار و نیزه ای این گیاه به طول 20 اینچ رشد می کند و طول کل گیاه تا 4 پا می رسد. تنها برگهای این گیاه ارزش دارویی دارند، اما بخشهای مختلف برگها نیز برای اهداف گوناگونی مورد استفاده قرار می گیرند. ژله شفاف و سفتی از قسمتهای داخلی برگ تشرح میشود. بین این ژله و پوست بیرونی برگ سلولهای خاصی حاوی مایع زردرنگ تلخ قرار دارد. وقتی که این مایع خشک میشود، سبب تولید شیره Aloe میشود.

گونه هاى مختلف گیاه صبر زرد
گیاه صبر زرد 5 گونه اصلى دارد که عبارتند از:
1 - صبر زرد، صبر، صبرهندى ، داربو - عود Aloe vera
2 - شاخ بزى Aloe verrucosa
3 - خرخ Aloe vaccillans
4 - صبر فارسى ، صبر سیاه Aloe caballin
5 - صبر سقوطرى Aloe socotrin

اسامى گوناگون صبر زرد
در مـازنـدران بـه گـیـاه صـبـر انجیر بغدادى مى گویند .در گویش اصفهانى به صبر، چدروا مى گویند .صباده ، صبره ، آلوئه ، آلوئس و ازوا از اسامى دیگر صبر زرد است .
صـبـر زرد در زبان عربى : الوه ، الصبر و صباره

در زبان لاتین : Aloe vera

در زبـان انـگـلیـسـى بـه aloe

در زبـان آلمـانـى بـه aloe

در زبـان فرانسه به officinale aloes شهرت دارد .

تاریخچه :

آلوئه ورا سابقه ای بسیار طولانی و درخشان دارد. اولین گزارش مکتوب که در آن به آلوئه ورا اشاره شده است متعلق به چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح است و در غارنوشته ها و کنده کاری های روی ظروف در معابد باستانی مصر کشف شده است. در افسانه های به جای مانده از مصر باستان آمده است که آلوئه گیاهی چنان گرامی بوده که افراد برای حضور در مراسم پس از مرگ یک فرعون باید تحفه ای از برگ های آلوئه ورا تقدیم می کردند.داستان هایی نیز درباره استفاده کلئوپاترا از آلوئه ورا، عسل و شیر برای حفظ زیبایی افسانه ای شان گفته می شود.کلئوپاترا ملکه مصر پوست خود را هر روزه با آن ماساژ می داد که از شر آفتاب مصر در امان باشد وحتی مصریان آنرا برای مومیائی مردگان خود بکار می بردند .در کتاب مقدس نام این گیاه به کرات آمده است . اما مصریان باستان تنها ملتى نبودند که آلوئه ورا را مى شناختند براساس منابع قدیمى ارسطو یکى از طرفداران بسیار معتقد خواص آلوئه ورا بوده است.او رایزن الکساندر کبیر نیز بوده است.قدر و ارزشی که او برای آلوئه ورا قائل بود چنان بوده است که در سال ۳۳۳ قبل از میلاد الکساندر را متقاعد کرد جزیره سوکوترا در اقیانوس هند را تصرف کند. این جزیره به دلیل رویش آلوئه در آن شهرت داشت و در آن زمان برای درمان زخم های سربازان در سپاه الکساندر از آلوئه ورا استفاده می شد.

گونه شناسی:

گیاه «آلوئه ورا»گیاهی است که به طور عمده در مناطق خشک رشد می کند. آلوئه ورا با اینکه به خانواده زنبق تعلق دارد اما در ظاهر شباهت بسیار زیادی به کاکتوس دارد.در بین بیش از ۲۴۰ گونه آلوئه ورا چهار نمونه آلوئه ورا تشخیص داده شده که دارای ارزش غذایی هستند.

نام آلوئه ورا در لغت به معنای «ماده تلخ درخشان» که از کلمه عربی «آلوئه» گرفته شده است. آلوئه از خانواده سوسن است این گیاه با ظاهری شبیه به کاکتوس، گیاهی دائمی، گوشتی و آبدار است که حداکثر حدود دو متر ارتفاع دارد با برگ های پهن تیغ دار. اگر تیغ هایی را که در لبه برگ ها قرار دارند جدا کنیم از جای خالی آنها ژلی ترشح می شود که تمام خواص گیاه در آن نهفته است.از آلوئه که امروز در تمام دنیا کاشته می شود برای درمان گستره وسیعی از بیماری ها از انواع میگرن گرفته تا سوءهاضمه، درمان جوش و سوختگی استفاده می شود.
آلوئه ورا در طب سنتی ۵ هزار ساله هندی، آیورودا نیز به همین ترتیب ارزشمند شمرده می شود. تمدن های یونانی، رومی، آفریقایی، مایایی، سرخپوستان آمریکایی و چینی نیز آلوئه ورا را گرامی می داشتند و مسلمانان هنوز هم در بسیاری از نقاط جهان در بازگشت در سفر حج برگ های آلوئه ورا را بالای در خانه هایشان آویزان می کنند.

ترکیب شگفت آور این گیاه چیست؟

باید گفت در کمال شگفتی ۹۶ درصد ساختمان ژل آلوئه ورا از آب تشکیل شده است. ۴ درصد باقی مانده اما حاوی مواد فراوانی است که ۷۵ نوع آن شناخته شده اند.ترکیباتی که در ژل آلوئه یافت شده اند از پلی ساکاریدها هستند که قادر به کاهش و ترمیم التهاب هستند.این ترکیب همچنین دارای ویژگی آنتی باکتریال و ضدمیکروب است.آنتی اکسیدان هایی در قالب ویتامین های آ، ب، ث، ای، آمینواسیدهای روی و اسیدهای چرب ضروری نیز در این ترکیب یافت می شوند.کلسیم و آلوئین نیز در آلوئه ورا موجود هستند، آلوئین ملینی بسیار قوی است.

حدود ۹۶ درصد از وزن آن را آب تشکیل داده است و مابقى شامل چربى هاى ضرورى آمینواسیدها، ویتامین ها، املاح، آنزیم وگلیکوپروتئین است!

این گیاه حداقل داراى ۳ اسید چرب با خاصیت ضدالتهابى است که براى معده ، روده کوچک و روده بزرگ مفید است.

ویتامین هاى تشکیل دهنده آن عبارتند از ویتامین C ، B۱۲ ، B۶ ،B۲ ، B۱ ، A و E. «آلوئه ورا» با خاصیت اعجاب انگیز خود مى تواند تمام اسید آمینه هاى ضرورى بدن را در اختیار شخص مصرف کننده قرار دهد.

هیچ چیز این گیاه به تنهایى شگفت انگیز و خارق العاده نیست.بلکه همراهى و یک جا جمع شدن تمام مواد مورد نیاز بدن از گروههاى مختلف غذایى است که آن را منحصر به فرد کرده است.

ژل Aloeحاوی گلیکوپروتئین است که از تورم و درد جلوگیری و روند بهبود را تسریع می کند و همچنین حاوی پلی ساکارید است که رشد و ترمیم پوست را تحریک می کند. “آنتراکوئین” موجود در شیرة Aloe به عنوان مسهل مؤثر عمل می کند.این مواد شیمیایی در مقادیر کم، می توانند از تشکیل سنگ کلیه جلوگیری کنند.از ژل Aloeبرای درمان زخمهای درونی و بیرونی نیز می تواند استفاده کرد.این ماده روند درمان بسیاری از جراحات پوستی از جمله زخمها، سوختگیها و یخ زدگی را تسریع می کند.

شیره ‌این گیاه مسهل مفیدی است، اما چون می تواند سبب گرفتگی دردناک عضلات شود، غالباً استفاده نمیشود. با میزان مصرف کمتر، شیره Aloe می تواند از سنگ کلیه پیشگیری یا اندازه سنگ را کوچکتر کند. این ماده به عنوان تسهیل کننده دفع مدفوع به ویژه در افرادی که مبتلا به وبواسیر هستند ماده مفیدی است.

عصاره Aloeشکل ژل این گیاه است که مصارف داخلی دارد و چون دارای خواص ضد میکروبی است، از آن برای درمان عفونتهای میکروبی مجاری معده ای-روده ای نیز می توان استفاه کرد.چون این ماده اسیدهای معده را که سبب تشدید زخمها میشود کاهش می دهد برای درمان زخمهای معده نیز مؤثر است.تحقیقات اخیر نشان داده که “مانوز استیله” به عنوان یک ترکیب ضد ویروسی، دارای خواص درمانی ضد ویروس ایدز است.مانور استیله خود ویروس را مورد حمله قرار می دهد اما مهمتر اینکه، میزان تأثیر AZTرا (یک داروی مؤثر در درمان عفونت ویروس HIV)تا حد زیادی بالا میربرد.اگر این ترکیب دارویی با Aloe مصرف شود، میزان AZT مورد استفاده برای HIV را می توان تا ۹۰% تقلیل داد که این امر از هزینه ها و عوارض جانبی AZT تا حد زیادی خواهد کاست.

ژل خوراکی آلوئه ورا شامل بیش از ۷۵ مواد مغذی از لحاظ غذایی و ۲۰۰ ترکیب فعال، ۲۰ نوع ماده معدنی، ۱۸ آمینو اسید و ۱۲ نوع ویتامین است. این ژل بی نهایت مطبوع است.

در منابع دارویی فهرست مصارف آلوئه ورا تقریباً به اندازه فهرست مواد تشکیل دهنده آن طویل است.از بارزترین خواص آلوئه ورا جلوگیری از ضایعات پوستی و ترمیم آنها است.مصرف خوراکی آلوئه ورا نیز به گوارش غذا کمک می کند، سلامتی قلب و عملکرد کبد را بهبود می بخشد، قند و کلسترول خون را کنترل می کند، تولید انرژی را افزایش داده، درد مفاصل را تسکین می دهد، شش ها را پاک می سازد، سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند و زخم ها و جراحات را ترمیم می نماید.

خواص درمانی گیاه صبر زرد :
قرنهاست که برگ‌های گیاه صبر زرد به طور گسترده‌ای در کشورهای مختلف به عنوان دارو مصرف می‌شود اثرات درمانی مختلفی که برای این گیاه عنوان شده غالبا بر اساس سابقه طب سنتی است اما مطالعات بالینی نیز در سالهای اخیر روی آن صورت گرفته است.

در یک مطالعه گسترده استفاده موضعی از ژل این گیاه موجب التیام زخم‌های به جا مانده از آکنه روی صورت شد.

این گیاه دارویی در درمان آرتریت، آسم، سندرم خستگی مزمن، سوء هاضمه و اختلالات روده‌ای، اختلالات پوستی، آسیب‌های ورزشی و زخم‌های داخلی و خارجی اثر بخش است.

ژل گیاه صبر زرد بصورت موضعی برای درمان سوختگی‌های خفیف، آفتاب سوختگی، بریدگی ها، آکنه و التهاب مخاط دهان کاربرد دارد.

کاربرد موضعی الوئه ورا بر روی زخم‌های جراحی مجاز نیست زیرا بهبود زخم‌ها را به تاخیر می‌اندازد.

برگ بوته‌های گیاه دارویی صبر زرد یا آلوئه ورا معمولا بعد از گذشت دو سال از زمان کاشت و هنگامی که بوته‌ها به اندازه کافی رشد کردند برداشت می‌شود.

جزیره قشم به دلیل قرار گرفتن در منطقه گرمسیری یکی از مکانهای مناسب و دارای پتانسیل بالا برای تولید گیاه معجزه‌آسای “آلوئه‌ورا” است.

آلوئه ورا از جمله گیاهانی است که در صفر درجه می‌میرد و محیط رشد آن معمولا باید بالاتر از دو درجه باشد و به‌همین دلیل‌مناطق جنوبی کشور که درجه حرارت دراین مناطق به صفر درجه‌نمی‌رسد از مناطق مستعد برای تولید این گیاه محسوب می‌شوند.

این گیاه از جمله گیاهانی است که یک سال کاشته می‌شود و تا شش سال مورد استفاده قرار می‌گیرد، بیماری این گیاه نسبت به دیگر گیاهان بسیار کم است و آب بسیار ناچیزی مصرف می‌کند.

براساس مطالبی که توسط دانشگاه فلوریدا منتشر شده ، منشاء این گیاه که به علت رویش آن در مناطق بیابانی به ” لاله بیابان ” مشهور است آفریقا بوده و در ایران باستان از آن استفاده می‌شد.

در کشورهای کارائیب آلوئه‌ورا فقط به‌صورت برگ فروخته می‌شود و در خانه‌ها مردم به عنوان کمکهای اولیه از آن نگهداری می‌کنند.

یکی از دلایلی که این گیاه از آفریقا به مناطق دیگر جهان منتقل شده است موثر بودن آن در درمان برخی بیماریها بود و مسافرانی که با لنجها به سفر دریایی می‌پرداختند این گیاه را به‌ عنوان کمکهای ‌اولیه به‌همراه خود می‌بردند.

آلوئه ورا دارای هورمونها و ترکیباتی است که بلافاصله زخم را ترمیم می کند و برای بیماریهای گوارشی از جمله زخم معده موثر است.

همچنین اشخاص مبتلا به سرطان که مشغول شیمى درمانى هستند، ادعا مى کنند مصرف این گیاه تهوع و سایر مشکلات مربوط به این درمان را مى کاهد.

هم اینک ‪ ۲۰۰ماده دارویی از گیاه آلوئه‌ورا تولید شده است و از پوست آن نیز مواد آنتی کانسر جدا شده است.

به‌گفته برخی اساتید و متخصصان از این گیاه به عنوان یک داروخانه در یک گیاه نام برده می‌شود و به همین دلیل است که این گیاه تا این اندازه اهمیت پیدا کرده است.

هم‌اینک کمپانیهای بسیاری در جهان از آلوئه‌ورا در تولید صنایع غذایی،مربا، نوشابه‌ها، کنسرو، ماست و دوغ، ژله، مارمالاد، سوپهای آلوئه‌ورا، بستنی، عسل، ترشی، تافی، نان، ماکارونی، برنج و چای استفاده می‌کنند.

از محصولات آلوئه‌ورا در صنایع بهداشتی از جمله تولید دستمال کاغذی و پوشک بچه به علت حساس بودن پوست بچه‌ها و ترمیم سریع پوست آنها ، استفاده می‌شود.

برای استفاده تجاری‌از این گیاه باید مسیر درست کار کردن آن را بدانیم یعنی به عنوان یک سرمایه‌گذار باید ببینیم که‌در چه مناطقی چه محصولاتی و چگونه باید تولید کنیم و برای کشت تجاری نیز باید کشاورزانی که خواستار فعالیت در این زمینه هستند، آموزشهای لازم را طی کنند.

مرکز پژوهشهای بیوتکنولوژی خلیج فارس در جزیره قشم ایران ، تنها عضو منطقه خاورمیانه این انجمن است که مقر آن در تکزاس آمریکا می‌باشد.

دانشمندان اسپانیایی از گیاه آلوئه ورا ژلی ساخته‌اند که می‌تواند عمر نگهداری میوه‌ها را طولانی‌تر کند.

محققان اسپانیایی می‌گویند با استفاده از این ژل خوردنی می‌توان میوه‌ها را تازه نگه داشت.

این ژل که طعم و ظاهر غذاها را تغییر نمی‌دهد می‌تواند به صورت یک پوشش کاملا طبیعی و بی‌ضرر جایگزین مواد نگهدارنده مصنوعی شود که بعد از برداشت میوه‌ها به آنها اضافه می‌شود.

۵ دلیل عمده برای مصرف ژل آلوئه ورا:

۱) قالب های ساختاری بدن: آمینواسیدها، اجزا و قالب های ساختار بدن ما هستند. هشت آمینو اسید ضروری وجود دارد که در بدن ما ساخته نمی شود. نوشیدن مداوم و منظم آلوئه ورا به شما اجازه می دهد به واسطه تأمین طبیعی آمینو اسید های ضروری بدن، سلامتی خود را حفظ کنید. آلوئه ورا تنها گیاهی است که آمینو اسید های مشابه و ضروری بدن را می سازد.

۲) ضدالتهاب و عصبانیت: ژل آلوئه ورا دارای ۱۲ ماده اصلی است و بررسی ها نشان داده که بدون هیچ عارضه ای از عصبانیت و التهاب جلوگیری می کند و همچنین آلوئه ورا سبب تحرک ماهیچه ها و صحت کارکرد مفاصل می شود.

۳) ویتامین هاى تشکیل دهنده آن عبارتند از ویتامین C ، B۱۲ ، B۶ ،B۲ ، B۱ ، A و E. «آلوئه ورا» با خاصیت اعجاب انگیز خود مى تواند تمام اسید آمینه هاى ضرورى بدن را در اختیار شخص مصرف کننده قرار دهد، بنابراین نیاز داریم که در رژیم غذایی خود همواره این ویتامین ها را به طور مکمل بگنجانیم.

۴) میزان مواد معدنی: بعضی از مواد معدنی در آلوئه ورا یافت شده است که شامل کلسیم، سدیم، آهن، پتاسیم، کلر، منگنز، مس و روی است.نوشیدن ژل آلوئه ورا یک راه طبیعی و سالم برای تأمین نیازمندی های بدن است.

۵) بهداشت و سلامت دندان : آلوئه ورا با وجود موادی که در خود دارد بی نهایت برای سلامت دهان و لثه مفید است. دندانپزشکان بر اثرات آلوئه ورا بر دهان و لثه و استفاده از آن بسیار توصیه می کنند

در حال حاضر محصولات مختلفی از این گیاه در صنایع مختلف غذایی، آرایشی و بهداشتی دارویی در دنیا تولید و عرضه می‌شود.

در حال حاضر این گیاه دارویی در صنایع مختلف غذایی شامل انواع نوشابه‌ها، کمپوت، دوغ و غیره و همچنین در صنایع آرایشی و بهداشتی شامل انواع کرم‌ها، لوسیون‌ها، شامپوها، صابون‌ها، شوینده‌ها و در صنایع دارویی در کپسول ها، قرص‌های جوشان و غیره مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اندام مورد استفاده این گیاه دارویی برگهای آن است.

ژل آلوئه برای درمان اگزما و ترمیم جای عمل سزارین، هموروئید و انواع دیابت کاربرد دارد.

ژل Aloeبه شکل تازه که از گیاه Aloeگرفته شده باشد بهترین ماده است، اما این ماده به صورت تجاری در شکل ژله ثابت شده نیز موجود است. پودر شیرة Aloe نیز به شکل کپسولهای 500 میلی گرمی به عنوان داروی مسهل موجود است. عصاره Aloe در واقع شکل مایع ژل است.

اگرچه آلوئه ورا هزاران سال است که نقش مهمی را در پزشکی سنتی ایفا می کند اما از کشف خواص بی بدیل آن توسط طب مدرن امروزی زمان زیادی نمی گذرد.اغلب مردم به عنوان یکی از مواد سازنده محصولات آرایشی مثل ضدآفتاب ها، مرطوب کننده ها و کرم های سوختگی با آلوئه ورا آشنا هستند.اما امروزه حضور رو به فزونی آلوئه در محصولات متعدد و متنوعی را شاهد هستیم.تولیدکنندگان شامپو مدعی هستند که اسیدیته گیاه آن را برای ساخت انواع شامپو و نرم کننده ایده آل کرده است. در حالی که متخصصین تغذیه نیز مصارف خوراکی آلوئه ورا را به اندازه مصارف خارجی آن مفید و متعدد می دانند و آن را به اشکال مختلف از جمله عصاره، ژل، کپسول و پودر عرضه می کنند.

نحوه مصرف

بسیاری از افراد این گیاه را برای درمان سوختگیها و بریدگیهای جزئی در آشپزخانه خود نگه می دارند. این گیاه برای درمان کهیر و پیچک سمی نیز می تواند مؤثر واقع شود.

به منظور استفاده از ژل Aloe، برگ آنرا به صورت طولی برش دهید و ژل داخل آنرا خارج سازید. سپس آنرا به صورت آزاد روی قسمت آسیب دیده بمالید.

شیره Aloe از قدیم به عنوان مسهل مورد استفاده بوده است، اما در ایالات متحده مصرف چندانی ندارد. چون این ماده سبب بروز گرفتگیهای دردناک عضلات می گردد، لذا ابتدا مصرف سایر مسهل های گیاهی نظیر "کاسکارا و فلوس" توصیه میشود.

برای درمان سنگهای کلیه و به عنوان مسهل شیرة Aloe خشک را مصرف کنید. برای درمان HIV، روزانه به میزان 800 الی 1600 میلی گرم مانوز استیله مصرف کنید. این میزان از مادة مزبور، برابر با نیم تا یک لیتر آب Aloe است، هر چند میزان مانوز استیله می تواند در فرآورده های مختلف متفاوت باشد.



از آلوئه ورا در کرمهای مرطوب کنننده پوست و کرمهای التیام دهنده پوستی و بسیاری از کرمهای موضعی استفاده می‌شود.

آلوئه ورا بعلت داشتن خواص ضد میکروبی در درمان بسیاری از زخمها و جراحتها و سوختگیها- اگزما – تاول– گزیدگی زنبور و نیش حشرات- بریدگی – کوفتگی – آفتاب سوختگی و آکنه موثر است. بنابراین استفاده از این گیاه نه تنها در کرمهای موضعی بلکه در کنترل بسیاری از بیماریها و اختلالات پوستی سودمند می‌باشد.

مزایایی که سبب می‌شود آلوئه ورا برای مصارف پوستی استفاده گردد عبارتند از:

1- در درمان ترکهای پوستی و خشکی پوست موثر می‌باشد ، بخصوص اگزمای دور چشم یا پوستهای بسیار حساس.

2- روغن یا کرم آلوئه ورا برای پوستهای خشک مناسب بوده و سبب نرم شدن و براق شدن پوست می‌گردد.

3- با رساندن اکسیژن بیشتر به سلولهای پوست، سبب ترمیم بافت پوست می‌گردد.

4- پوستهایی که در اثر آفتاب ، سوختگی پیدا کردند را نرم می‌کند.

5- سلولهای پوستی مرده را از بین می‌برد و سلولهای جوان جایگزین شده بنابراین پوست را تازه و درخشان می‌سازد.

6- مانع از پیری پوست و چروک آن می‌گردد.

7- شدت رنگدانه های پوستی راکاهش داده بنابراین سبب کم رنگ شدن لکه های پوستی می‌شود و می‌تواند لکه‌های سر سیاه را نیز از بین ببرد.

8- آلوئه ورا سبب افزایش قدرت جذب رطوبت پوست گردیده و پوست را انعطاف پذیر ساخته بنابراین بهترین مرطوب کننده برای پوست می‌باشد.

9- در پیشگیری از بیماریهای پوستی موثر می‌باشد.

10- بعلت داشتن کلاژن و ویتامین E الاستیسیته و نرمی‌پوست را افزایش داده و سبب باقی ماندن رطوبت در پوست می‌گردد.

11- pH آن نزدیک به pHپوست است.

12- از آلوئه ورا بعلت داشتن خواص ضد سو ختگی می‌توان در کرمهای ضد آفتاب استفاده کرد.

13- در درمان ترک بین انگشتان پا که یک بیماری قارچی است موثر است (بر گرفته از یک مقاله در مجله انگلیسیBritish Journal of General Practice ).

14- لوسیون آلوئه ورا بعنوان پاک کننده برای پوست کاربرد دارد.

15- تاثیر خنک کنندگی بر روی پوست دارد بنابراین در کلد کرمها ( cold cream )کاربرد دارد.

در واقع استفاده از آلو ئه ورا در محصولات آرایشی – بهداشتی بخصوص کرمهای ضد چروک – مرطوب کننده های پوستی- رژ لب ها- ماسکها ی صورت و کرمهای پاک کننده و کلد کرمها (cold cream) بسیار مناسب و مفید می‌باشد.



فواید آلوئه ورا برای مو

یکی از راههای کنترل و درمان کم پشتی موی سر استفاده از آلوئه ورا است. بسیاری از مردم از محصوالات گوناگونی که حاوی آلوئه ورا می‌باشد برای ضخیم شدن مو و سلامت آن استفاده می‌کنند که یکی از روشها استفاده از ژل آلوئه ورا می‌باشد.

آلوئه ورا حاوی آنزیمهایی است که عامل محرکی برای تولید و رشد موهای جدید هستند، مکانیسم عملکرد آن بگونه ای است که سرعت جریان گردش خون را افزایش داده بنابراین پاپیلای پوستی (زائده بافتی ریشه موی سر) را فعال نموده و سبب افزایش تغذیه فولیکولهای مو می‌گردد. در واقع آلوئه ورا بعنوان یک ماده جادویی در جهت افزایش و رشد موها شناخته شده است. همچنین بعلت خواص ضد باکتری و قارچی که دارد مانع از ایجاد شوره سر می‌گردد. این گیاه برای کنترل عفونتهای قارچی مثل بیماری کچلی (کرم حقله دار) نیز مفید است. مستندات و مدارکی از کشورهای هند و امریکا پیدا شده است که در آنجا از این گیاه برای تقویت موی سر استفاده می‌شده است. بنابراین آلوئه ورا برای رشد و تقویت مو – ایجاد نرمی‌– براقیت و کنترل ریزش مو و کنترل خشکی مو بسیار مناسب است. از آلوئه ورا می‌توان در شامپو ها و نرم کننده های موی سر استفاده کرد و تجربه نشان داده که استفاده از اینگونه محصولات سبب تسریع جریان خون و در نتیجه کاهش استرس و هیجانات روحی می‌گردد. آلو ئه ورا دارای بویی مطبوع و آرامش بخش است و ژل این گیاه در بسیاری از صابونها، شامپو ها، نرم کننده های مو و انواع محصولات آرایشی - بهداشتی کاربرد دارد.

معمولا شامپو ها و نرم کننده های حاوی آلوئه ورا شامل مخلوطی از ویتامینهای مناسب مو، عصاره های گیاهی و روغنهای طبیعی می‌باشند و محصولات حاوی آلوئه ورا برای انواع مختلف موها نظیر خشک ،نازک ، چرب و معمولی مناسب است.



مضرات احتمالی آلوئه ورا
1- ژل آلوئه ورا برای استعمال خارجی، ماده بی خطری است اما در موارد نادری ممکن است سبب واکنشهای آلرژیک گردد.

2- ژل آلوئه ورا در درمان زخمهای عمیق موثر نیست و شیره آن می‌تواند سبب گرفتگی یا اسهال روده ای شدید گردد.

3- زنان شیرده یا باردار نباید از این ماده استفاده کنند زیرا ممکن است سبب انقباضهای رحمی‌گردیده و سقط جنین را تحریک کند .

4-این ماده ممکن است سبب تشدید اولسرها، بواسیر، التهاب دیورتیکول، کولیت یا سندرم روده تحریک پذیر (IBS) گردد.

5-مصرف طولانی مدت این ماده سبب وابستگی به آن می‌شود یا تعادل الکترولیتی را مختل می‌سازد . کودکان زیر 12 سال نبایستی از این گیاه مصرف کنند.

6-تداخلهای احتمالی: مصرف طولانی و مزمن شیره آلوئه می‌تواند سبب کمبود پتاسیم گردد.

پرورش آلوئه ورا در منزل

برای مصارف عمومی‌می‌توان گیاه آلوئه ورا را در منزل پرورش داد. کشت آن بسیار راحت است و فقط نیاز به زهکشی خوب، دمای معتدل و آب مناسب دارد. انواع آن در خاک شنی، که آب را خوب جذب می‌کند و در نور کم کشت می‌شود.

البته اگر که دمای محیط بیرون حدود Cº 4/ 4 یا Fº 40 باشد می‌توان آنرا به داخل منزل منتقل کرد. این گیاه می‌تواند در تمام مدت در مقابل نورخورشید هم قرار گیرد ولیکن بایستی تعداد دفات آبیاری آن را افزایش داد، البته زمانی می‌بایست به آن آب داد که خاک آن رو به خشک شدن رود. در واقع این گیاه نیاز به آب کمی‌دارد به همین دلیل در مناطق گرمسیر نظیر مناطق جنوبی ایران به وفور یافت می‌شود.


منابع : شبکه تحقیقات گیاهان دارویی-سایت سیمرغ-وبلاگ تاپ فور یو

Brave New World

The tooth fairy teaches children that they can sell body parts for money.
- David Richerby

۱۳۸۹ فروردین ۲۴, سه‌شنبه

آرزو

نمی شه غصه ما رو یک لحظه تنها بذاره
نمی شه این قافله ما رو تو خواب جا بذاره
دلم از اون دلای قدیمی یه از اون دلاست
که میخواد عاشق که شد پا روی دنیا بذازه

دوست دارم یه دست از آسمون بیاد
ما دو تا رو...
ببره از اینجا و اونورِ ابرا بذاره
تو دلت بوسه میخواد من میدونم
امّا لبت...سرِهر جمله عشق
می خواد یه امّا بذاره
من میخوام تا آخرِ دنیا تماشات بکنم
اگه زندگی برام چشمِ تماشا بذاره
بی تو دنیا نمی ارزه تو با من باش و بذار
همه دنیا ما رو همیشه تنها بذاره

نمی شه غصه ما رو یک لحظه تنها بذاره
نمی شه این قافله ما رو تو خواب جا بذاره
دلم از اون دلای قدیمی یه از اون دلاست
که می خواد عاشق که شد پا رویِ دنیا بذاره

۱۳۸۹ فروردین ۲۲, یکشنبه

تو دوری از برم



تصنیف مخالف سه‌گاه
شعر: علی‌اکبر شیدا (تلفیقی از اشعار بابا طاهر و نورالدین عبدالرحمان جامی)
آهنگ: علی‌اکبر شیدا
آلبوم: رسوای دل
تو دوری از برم تو دوری از برم
دل در برم نیست خدا خدا
هوای دیگری هوای دیگری
هم در سرم نیست هم در سرم نیست
به جان دلبرم به جان دلبرم
کز هر دو عالم خدا دلم
تمنای دگر تمنای دگر
جز دلبرم نیست جز دلبرم نیست
آرام جانم سرو روانم
من بی تو نمانم خدا خدا
بیا ای نازنین بیا ای مه‌جبین
دردت به جانم دردت به جانم
از غم عشقت از غم عشقت
دل شیدا شکست دل شیدا شکست
شیشه می در شیشه می در
شب یلدا شکست شب یلدا شکست
از بس که زدم از بس که زدم
ریگ بیابان به کف ریگ بیابان به کف
خار مغیلان خار مغیلان
همه در پا شکست همه در پا شکست
از غم عشقت از غم عشقت
دل شیدا شکست دل شیدا شکست
شیشه می در شیشه می در
شب یلدا شکست شب یلدا شکست
از بس که زدم از بس که زدم
ریگ بیابان به کف ریگ بیابان به کف
خار مغیلان خار مغیلان
همه در پا شکست همه در پا شکست

کیستی

"مفرح است چی چی میرزا!" از کلمات مبارک سلطان صاحبقران، شاه شهید، در ناصرالدین شاه آکتور سینما
در حاشیه‌ی مقاله‌ی اشپیگل
پنج‌شنبه ۱۰/امرداد/۱۳۸۷ - ۳۱/جولای/۲۰۰۸
از سایت شهر براز

نخست بگویم که من به آزادی بیان باور دارم و معتقدم که دیگران باید آزادانه درباره‌ی ما مطلب بنویسند و حق دارند نظر متفاوتی داشته باشند. ما نیز نباید در هر موردی حساسیت بی‌جا از خود نشان دهیم به ویژه در زمینه‌هایی که آگاهی و تخصص نداریم و آموزش ندیده‌ایم. اصولا اختلاف نظر در علم و دانش ضروری است و باعث پدید آمدن بحث و گفتگو و گاهی یافتن نتیجه‌ها و اطلاعات تازه می‌شود. اما اگر اختلاف نظر بخواهد باعث بحث علمی سودمند شود باید مستند و معقول باشد.

واکنش من به مقاله‌ی اشپیگل برخاسته از «غرور ملی» نبود. زیرا دانش ما درباره‌ی تاریخ به ویژه درباره‌ی زمان‌های دور ۱۰۰٪ نیست و هر آن ممکن است منبعی قدیمی پیدا شود که نور تازه‌ای به تاریکی‌ها بتاباند. باید پذیرش نظرهای متفاوت و مخالف را داشته باشیم. نباید بخواهیم همه مانند ما فکر کنند و به هر چه ما احترام می‌گذاریم احترام بگذارند. باید صدای مخالف را تحمل کنیم. و بپذیریم که شخصیت‌های تاریخی دیروز مطابق میل امروزی ما رفتار نکرده‌اند. قبول دارم که کوروش نیز بشری بوده است مانند همه، و حتما مانند هر انسانی در عمر و کارهای خود اشتباه‌هایی کرده است. نباید از او بتی بسازیم که هیچ کس جرات نزدیک شدن به او را نداشته باشد. نمی‌گویم هر چه ما می‌گوییم و می‌دانیم تنها حقیقت مسلم است و دیگران باید در برابر ما ساکت باشند.

علت واکنش من آن بود که نویسنده‌ی اشپیگل بیشتر با لحن تمسخرآمیز و هوچی‌گرانه به موضوع نزدیک شده بود و برای ادعاهای مطرح شده‌اش سند معتبر و کافی نداشت. تنها با استناد به گفته‌ی چند تاریخ‌دان امروزی مانند «یوزف وایسهوفر» و «شودیگ» و برخلاف هماهنگی نزدیک به تمام منبع‌های دست اول باستانی به این نتیجه رسیده بود که کوروش خودکامه بوده است. بعد بر اساس این برداشت، تمام نوشته‌های یونانی باستان و کتاب مقدس و ... را «تبلیغات» خوانده بود. مهم‌تر آن که رفتار رژیم کنونی و پیشین ایران را پایه‌ای دانسته بود برای داوری درباره‌ی رفتار کوروش در ۲۵۰۰ سال پیش و این که همه را دروغ و تبلیغات بداند. اما شاید بی‌طرفانه و علمی نبودن این مقاله با گفته‌ی دیگری از وایسهوفر نشان داده شود. هم زمان با نشریه‌ی اشپیگل، در نشریه‌ی «دیلی تلگراف» لندن گفته‌ی «نژادپرستانه‌»ی زیر از آقای وایسهوفر آمده است:
کوروش واقعی، کم و بیش به همان بیرحمی شاهان باستانی خاورزمین بوده است، مانند خشیارشا، اما از وی باهوشتر بوده است.

به نظر من این نشان دهنده‌ی نگاه قالبی (کلیشه‌ای) این تاریخ‌دان آلمانی نسبت به تمام تاریخ خاورزمین است. اینجا دیگر فقط کوروش و ایران مطرح نیست. بلکه آقای وایسهوفر تمام شاهان خاورزمین را پیشاپیش خودکامه و بی‌رحم دانسته و شاید بر اساس همین طرز فکر، رفتار انسانی و دادگری را منحصر به اروپاییان می‌داند. البته این جمله تصویر قالبی دیگری نیز از خشیارشا به عنوان شاهی بی‌رحم و دیوانه در خود دارد. تصویری که در غرب به خاطر داستان جنگ ترموپیلی رایج است و یکی از همکاران من یک بار بدان اشاره کرد و گفت: «شما یک شاه دیوانه داشتید که به یونان حمله کرد! نامش چه بود؟»

جالب آن که هم زمان با به پرسش کشیدن رفتار کوروش، تلاشی در جریان است که تموچین به عنوان فرمانروایی قانون‌مدار و روادار (tolerant) معرفی شود. به نظر من این بیشتر به بازنویسی و وارونه‌سازی تاریخ شبیه است.

شاید بگوییم «جواب ابلهان و مغرضان خاموشی است» اما به نظر من مشکل اینجاست که اعتبار نشریه‌ی اشپیگل بهانه‌ای به دست گروهی مانند همه‌ترک‌انگاران می‌دهد که یاوه‌های خود را ترویج کنند و به فرهنگ و تاریخ ایران حمله کنند. بنابراین اگر ما پاسخی مستند (و نه احساسی) به مقاله‌ی اشپیگل بدهیم وظیفه‌ی خود را انجام داده‌ایم. منظورم هم از «ما» این نیست که هر کسی از خودش نظر بدهد. باید یاد بگیریم که هر کسی در زمینه‌ی تخصص و کارشناسی خودش اظهار نظر کند. متاسفانه بیشتر ما ایرانیان، بدون آموزش و مطالعه و خواندن کتاب‌های معتبر تاریخ، همگی کارشناس تاریخ (به ویژه تاریخ ۲۵۰۰ ساله‌!) هستیم.

هم چنین نگاه کنید به نوشته‌ی استاد دکتر پرویز رجبی در همین باره.
نوشته‏ی شهربراز | ساعت: 12:30 AM | پيوند دایمی
1 نظر داده شده | نظردهی
دسته‌بندی تاريخ باستان , روزانه
Wednesday, July 30, 2008
دنباله‌ی پاسخ به اشپیگل
چهارشنبه ۱۰/امرداد/۱۳۸۷ - ۳۰/جولای/۲۰۰۸

دکتر کاوه فرخ پی‌نوشت و دنباله‌ای بر پاسخ خود به اشپیگل نوشته است که حاوی نکته‌ی مهمی است. اینک خلاصه‌ای از آن را در اینجا ترجمه می‌کنم.

نکته‌ی اصلی این است که دو «تاریخ‌دانی» که آقای ماتیاس شولتز به عنوان منبع خود معرفی کرده و تمام مقاله و استدلال خود درباره‌ی خودکامه و بی‌رحم بودن کوروش را بر پایه‌ی نظرهای آنان گذاشته است (یعنی یوزف وایسهوفر و شودیگ) به ترجمه‌ی اشتباهی از یک سنگ‌نبشته‌ی باستانی استناد می‌کنند.

«رویدادنامه‌ی نبونید» (Nabonidus Chronicle) داستان پیروزی کوروش بزرگ در شهر اوپیس (Opis) را روایت می‌کند. در سال ۱۹۶۶ م/۱۳۴۵ خ «ای.کی. گریسون» (A. K. Grayson) ترجمه‌ای از این سند تاریخی را منتشر کرد که در آن چنین آمده است:

در ماه تیشری، وقتی کوروش در شهر اوپیس بر کرانه‌ی دجله با ارتش اکد جنگید مردم اکد عقب نشستند. او (کوروش) غنیمت گرفت و مردم را کشتار کرد.

دانشوران می‌دانستند که این ترجمه مشکل دارد اما کسی به طور دانشگاهی و علمی بدان نپرداخته بود تا این که در سال ۲۰۰۷ م/۱۳۸۶ خ «شاهرخ رزمجو» از پروفسور «ویلفرد لامبرت»، استاد دانشگاه بیرمنگهام انگلستان، خواست که این متن را به درستی ترجمه کند. پروفسور لامبرت خبره‌ترین کس در این زمینه است و گریسون پیشتر شاگرد او بوده است.

ترجمه‌ی درست پروفسور لامبرت چنین است:

در ماه تیشری، وقتی کوروش در شهر اوپیس بر کرانه‌ی دجله با ارتش اکد جنگید، سربازان اکد عقب نشستند. او (کوروش) غنیمت گرفت و سربازان اکد را شکست داد.

می‌بینید که ترجمه‌ی گریسون دو اشتباه بزرگ دارد:
- به جای «سربازان اکد» نوشته شده «مردم اکد»
- به جای «شکست داد» نوشته شده «کشتار کرد» یا «قتل عام کرد».

شهر اوپیس و ساکنان بابلی آن تا زمان سلوکیان یعنی نزدیک ۳۰۰ سال پس از کوروش برجا ماندند و زمانی که پارتیان (اشکانیان) نیروهای سلوکیان را از ایران و میان‌رودان بیرون کردند شهر اوپیس و سلوکیه بر کرانه‌ی دجله به رونق خود برقرار بماند و بعدها با ساخت تیسپون - که پایتخت اشکانیان و ساسانیان بود - این دو شهر در تیسپون ادغام شدند.

پی‌نوشت
دکتر رضا مرادی غیاث‌آبادی یادآوری کردند که وی متن کامل «رویدادنامه‌ی نبونید» را پیشتر از روی ترجمه‌های اروپایی با توضیح‌هایی به پارسی ترجمه کرده است. می‌توانید آن را در این نشانی بیابید.

بند بالا در ترجمه‌ی دکتر مرادی:
در ماه تَـشـریـتـو [= آرامی: تـیـشـری/ فارسی باستان: بـاگَـیـادَئـیـش/ مهر]، هنگامی که کوروش به سپاه اکَـد در شهر اُپـیـس [شاید در جای بغداد امروزی] بر کرانهء رود دجـلـه حمله کرد؛ مردمان اَکَـد بشوریدند [بر علیه چه کسی؟]. اما او [کوروش یا نبونید؟] همه مردمان شهر را از دم بکشت.

هم چنین
ترجمه‌ی پارسی استوانه‌ی کوروش از متن‌های اروپایی به دست دکتر رضا مرادی غیاث‌آبادی.
نوشته‏ی شهربراز | ساعت: 4:32 PM | پيوند دایمی
0 نظر داده شده | نظردهی
دسته‌بندی تاريخ باستان , روزانه , فرهنگ
Monday, July 28, 2008
کالباس
دوشنبه ۷/امرداد/۱۳۸۷ - ۲۸/جولای/۲۰۰۸

برای من سوال بود که در زبان پارسی واژه‌ی «کالباس» از کجا آمده است. زیرا در زبان‌های انگلیسی و فرانسه به این غذا «سالامی» (salami) گفته می‌شود.

تا این که فهمیدم اصل این واژه لهستانی است و در انگلیسی Kielbasa نوشته می‌شود و شکل اصلی لهستانی آن kiełbasa است که کیـِو‌باسا خوانده می‌شود (ł مانند w در انگلیسی تلفظ می‌شود یعنی «و» با لب‌های گرد). کیلباسا در واقع نوع لهستانی سوسیس است (saucisse در فرانسه و sausage در انگلیسی).

جستجو در فرهنگ دهخدا واژه‌های جالبی در همین زمینه به دست می‌دهد که نشانی از خوراک‌های قدیمی ایرانی مشابه سوسیس فرنگی دارد. یعنی ما نیز در گذشته غذاهایی داشته‌ایم با نام‌های زیر:
- جگرآکند (جرغند، چرغند) آن است که روده‌ی گوسپند را با جگر یا دل بیاکنند.
- نکانه: (لکانه، لکامه، نقانق، لقانق): آن است که روده را با گوشت پر کنند.
- مُبار یا مَبار: آن است که روده را با برنج و قیمه پر کنند.

جالب آن که زنده‌یاد سعید نفیسی در فرهنگ دوجلدی فرانسه به پارسی خود در برابر saucisse برخی از این نام‌ها را آورده است. این هم چند درآیه از فرهنگ دهخدا:
کالباس: (روسی) گوشت گاو و چربی خوک و گاهی پره‌های سیر که پزند و درون روده کنند. جهودانه. عصیب. نقانق. جگرآکنده. سوسیس معادل فرانسهء آن است .

عَصیب: ریه و جگر سفید که با روده پیچیده شود و بریان کنند. یک نوع طعام که از رودهء آکنده از شش و دل ترتیب دهند. جگرآکند. زویج. زونج.

نَقانَق: جمع نَقنَق. جهودانه طعامی است. معرب نکانک و نکانه. مبار.

نکانه: معرب آن نقانق است. لکانه که لقانق معرب آن است. لکامه. رودهء گوسفند به گوشت آگنده و پخته شود.

زَویج: روده‌های پر از گوشت و پیه آگنده باشد. روده‌هایی که با هم نوردند با پیه. رودهء گوسپند آگنده از گوشت و پیه. زَوَنج. زَویش. زیچَک. نوعی از خوراک که از قطعات رودهء گاو یا گوسپند آکنده از پیه و گوشت تهیه کنند.

زیچَک: زیجَک. همان زَوَنج، یعنی رودهء گوسفند که خشک کنند و بریان سازند. رودهء گوسفند باشد که با برنج و گوشت و دیگر مصالح پر کرده خشک سازند و در زمستان به وقت حاجت می‌پزند و بخورند.

کیپا و شیردان شده در خوان فراخ و تنگ ------ سختو و زیچک آمده بریان فراخ و تنگ
بُسحاق اطعمه

کَیپا: کوتاه‌شده‌ی «کله پاچه». کله پاچهء پخته. کله پاچه و شکنبهء پخته. شکنبهء گوسفند که در آن گوشت قیمه و برنج و لپه و جز آن آکنده، پزند و خورند.

سُختو: سُغدو. روده‌ای را گویند که آن را با گوشت و برنج و مصالح پر کرده بر روغن بریان کرده باشند.

مَبار: رودهء گوسپند یا بز باشد که با برنج و قیمه آغنده بپزند و آن را به تازی عصیب خوانند. مومبار. حسیبک. چرب روده. چرغند

چَرغَند: جَرغند، کوتاه شده‌ی جگرآغند، جگرآگند.

حَسیبَک: رودهء برهء شیرخواره که درپیچند به مقدار نارنجی و چند عدد از آن را بر سیخی بریان کنند.
نوشته‏ی شهربراز | ساعت: 8:41 PM | پيوند دایمی
0 نظر داده شده | نظردهی
دسته‌بندی زبان , فرهنگ
Friday, July 25, 2008
کوروش و چنگیز
آدینه ۴/امرداد/۱۳۸۷ - ۲۵/جولای/۲۰۰۸

دشمنان ایران امروزه از هر فرصتی برای ضربه زدن به تاریخ و فرهنگ ایران بهره می‌گیرند. انگار تمام تاریخ ایران به دست رهبران و حکومت امروزی ایران ساخته شده است. به راستی که دنیای عجیب و مسخره‌ای شده است.

با وجود منبع‌ها و نوشته‌های فراوان دست اول تاریخی - که نویسندگان آن بابلیان، یونانیان و دیگر ملت‌های مغلوب یا مخالف ایرانیان هخامنشی بوده‌اند - و نیز نوشته‌های دوهزاروپانسد سال گذشته (مانند نوشته‌های منتسکیو و دیگران) و هماهنگی و همنوایی آنان درباره‌ی رفتار بزرگ‌منشانه، مداراگر و روادارانه‌ی کوروش بزرگ به ویژه پس از گشودن سرزمین بابل، ناگهان مجله‌ی اشپیگل مقاله‌ای منتشر می‌کند که کوروش را ستمگر و خودکامه‌ای می‌نامد که به مکان‌های مذهبی حمله می‌کرده و گوش و بینی مخالفانش را می‌بریده. کسی که بنیانگذار شاهنشاهی بزرگ و تمدن‌سازی چون شاهنشاهی هخامنشی می‌شود و بر گستره‌ی پهناوری از جهان متمدن فرمان می‌راند و در آبادی و آبادانی می‌کوشد.

تموچین در تمام منبع‌ها و نوشته‌های تاریخی دست اول - حتا کتاب‌هایی که ایرانیان شاغل در دربار مغولان و نوه‌های چنگیز نوشته‌اند - و تمام نوشته‌های هفت سد سال گذشته فرد خونخوار و ویرانگر و ددمنشی بوده است و باعث کشتار و ویرانی فراوان در تمام سرزمین‌هایی شد که آنها را گشود و حتا به سگ و گربه‌های شهرها نیز رحم می‌کرد اما در همین روزگار، ناگهان گروهی بر اساس یک کتاب شعر مغولی که در سده‌ی نوزدهم میلادی کشف شده او را به عنوان مرد روادار و آینده‌بین و سازنده معرفی می‌کنند. قومی که همواره نامشان برای کشورهای فراوانی در طول تاریخ مترادف وحشی‌گری و ویرانی و تجاوز بوده است و در طول تاریخ خود چیزی نساخته‌اند. بعد فیلمی درباره‌ی او می‌سازند تا او را از کارهایش پاک کنند و تاریخ را بازنویسی کنند. متاسفانه برخی ایرانیان نیز به تعریف از این فیلم می‌پردازند. به نظر من این فیلم بیشتر جنبه‌ی تبلیغاتی دارد و ارزش نقد سینمایی ندارد دست کم برای ما ایرانیان که تموچین یا چنگیزخان مغول را به خوبی می‌شناسیم.

نقد سینمایی پرویز جاهد درباره‌ی فیلم «مغول» چنین می‌نویسد:
بر این اساس از پیش می‌پذیریم که فیلم «مغول» ساخته‌ی سرگئی بودور نمی‌تواند سند تاریخی قطعی و بی‌چون و چرایی درباره‌ی این شخصیت بزرگ و مقتدر تاریخی باشد و بسیاری از مورخان و پژوهشگران، احتمالاً اعتبار تاریخی آن را زیر سؤال خواهند برد.

با این استدلال که «من به جنبه‌های سینمایی فیلم کار دارم نه محتوای تاریخی». غافل از این که امروزه روز رسانه‌ها - به ویژه رسانه‌های تصویری مانند سینما - در شکل‌دهی نظر و نگاه مردم بسیار تاثیرگذارند. به خاطر شلوغی و درگیری‌های زندگی امروزی، دیگر کمتر کسی از مردم عادی به سراغ مطالعه‌ی تاریخ و منبع‌های پژوهیده می‌رود. بسیاری از مردم بر این باورند که لابد نویسنده و کارگردان فیلم در این باره تحقیق و جستجو کرده‌اند و اگر چیزی می‌گویند حساب شده است. بسیاری از مردم آگاهی‌های خود را از فیلم‌ها و سریال‌ها می‌گیرند. بنابراین وقتی می‌بینند که در فیلمی «تاریخی» می‌گوید که ۳۰۰ نفر اسپارتی جلوی یک میلیون ایرانی ایستاد باورشان می‌شود. یا اگر فیلمی گفت که تموچین آدم مهربانی بود باورشان می‌شود.
مطالعات اخیر درباره‌ی چنگیز، خصوصاً دستاوردهای نمایشگاه چنگیزخان و میراث او در موزه‌ی استانبول به مناسبت هشتصدمین سالگرد تأسیس امپراتوری مغول، نشان می‌دهد که چنگیزخان، بر خلاف تصاویری که از او در ذهن‌ها وجود دارد، مردی خون‌آشام و دیوسیرت نبود؛ بلکه رهبری نرم‌خو و اهل مدارا و پای‌بند قانون بود که به زنان احترام می‌گذاشت و ارزش‌های اخلاقی و خانوادگی را ارج می‌نهاده است.

چنان از پایبندی تموچین به قانون صحبت می‌شود که انگار پایه‌گذار حقوق بین‌الملل بوده است. حال آن که پایین‌تر به این «قانون» اشاره می‌شود:
بعد از رسیدن به قدرت، قانونی را تصویب می‌کند که در آن کشتن زنان و کودکان در جنگ، خیانت به خان قبیله و تسلیم شدن در برابر دشمن، منع شده است.

این که خیانت به خان قبیله منع شود چه قدر پیشرفت بوده است؟ در بیشتر قبیله‌ها نیز این «قانون» وجود دارد. حتا در میان درندگان نیز این «قانون» وجود دارد. اینها پیش‌پاافتاده‌ترین قراردادهای قبیله‌ای است. حال ما چه کنیم اگر مغولان پیش از تموچین از این سطح «قانون» هم برخوردار نبودند.
در زمان مائو و انقلاب فرهنگی چین، نام چنگیز به عنوان بنیان‌گذار کشور متحد چین از کتاب‌های درسی و تاریخی حذف شده بود.

من نمی‌دانم تموچین مغول از کجا متحدکننده‌ی چین بوده است. اگر وی متحدکننده بود چرا چینیان دیوار بزرگ چین را برای جلوگیری از حمله‌های بیابانگردانی چون او ساختند؟ چینیان هزار سال پیش از تموچین کشور متحدی داشتند.
جان مان، مورخ بریتانیایی کسی که کتاب «زندگی، مرگ و رستاخیز چنگیزخان» او از منابع مورد استفاده بودورف در ساختن این فیلم بوده، معتقد است که بیشتر منابع تاریخی موجود درباره‌ی چنگیزخان، منابع کشورهای مغلوب مثل ایران و روسیه بوده که قربانی هجوم مغول‌ها بوده‌‌اند.

به اعتقاد جان مان، مغول‌ها از نظر تاریخ‌نگاری بسیار ضعیف بوده و تنها کتابی که درباره‌ی چنگیز در این سرزمین وجود دارد، کتاب شعری است به نام «تاریخ پنهان مغول» که در قرن نوزدهم در چین کشف شده است.

مغولان اصلا فرهنگ به ویژه سواد خواندن نوشتن نداشتند چه رسد به این که در تاریخ‌نگاری ضعیف باشند. این که تاریخ مغولان به دست کشورهای مغلوب نوشته شده دلیل کافی برای نادرست بودن آن نیست. بابلیان و دیگر ملت‌ها نیز مغلوب کوروش شدند اما همه از آبادگری و مهربانی و گذشت او نوشته‌اند. از یک سو می‌گویند تاریخ به دست برنده نوشته می‌شود از سوی دیگر می‌گویند چون این تاریخ را مردمی نوشته‌اند که مغولان به آنها هجوم آورده‌اند بنابراین درست نیست. لابد باید انگلیسی‌ها تاریخ مغولان را می‌نوشتند؟

این هم از سطح فرهنگ مغولان در سده‌های سیزده و چهارده میلادی/هفتم و هشتم خورشیدی:
فيلم‌ساز نشان می‌دهد اين ترس مغول‌ها از رعد و برق بوده که آن‌ها را زمين‌گير کرده و عامل شکست‌شان در برابر چنگيز شده است.

جالب آن که آقای پرویز جاهد چنان از این فیلم سخن گفته که مجبور شده در بخش نظرها پیوندی به نوشته‌ی پیشین خود با عنوان «اعاده‌ی حیثیت چنگیزخان» را اضافه کند درباره‌ی نمایشگاهی که دو سال پیش در ترکیه درباره‌ی چنگیزخان برپا شده بود.

مرتبط:
نوشته‌ی پیشین درباره‌ی فیلم «مغول»
نوشته‏ی شهربراز | ساعت: 12:42 PM | پيوند دایمی
1 نظر داده شده | نظردهی
دسته‌بندی فرهنگ , فيلم , پانترکان
Wednesday, July 23, 2008
پاسخ به مقاله‌ی اشپیگل درباره‌ی کوروش
چهارشنبه ۲/امرداد/۱۳۸۷ - ۲۳/جولای/۲۰۰۸

در نوشته‌ی پیشین با نام حمله‌ی اشپیگل به کوروش بزرگ گفتم که قرار است پاسخی آماده شود. اینکه این هم پاسخ.

دکتر کاوه فرخ، کارشناس تاریخ و ایران‌شناس، در پاسخ ادعاهای بی‌پایه‌ی «ماتیاس شولتز» (Matthias Schulz) در مجله‌ی اشپیگل، مقاله‌ای به زبان انگلیسی برای سردبیر اشپیگل نوشته است که با اجازه‌ی ایشان چکیده‌ی پارسی آن را به ترجمه‌ی آزاد در اینجا منتشر می‌کنم. البته بهتر است که به متن اصلی پاسخ دکتر فرخ به زبان انگلیسی نگاه کنید که کامل‌تر است.

این پاسخ به ۷ ادعای مقاله‌ی اشپیگل می‌پردازد که عبارتند از:

۱) ادعا: «برخی منبع‌های یونانی» کوروش را ستوده‌اند.
پاسخ: با این که یونانیان با ایرانیان می‌جنگیدند اما آن قدر واقع‌بین و منصف بودند که راستی را در دشمن خود نیز می‌ستودند و دشمنی خود را به تمام مردم و شاهان ایران گسترش نمی‌دادند. یونانیان دلیلی برای «تملق»گویی از کوروش نداشتند. تنها هرودوت و اسخیلوس نبودند که او را ستوده‌اند بلکه زنفون و اسکندر مقدونی نیز او را ستوده‌اند. همین طور آریان (Arrian). این گونه دست‌چین کردن از منبع‌های تاریخی و خود را به فراموشی زدن شیوه‌ی کسانی است که می‌خواهند نظر شخصی خود را معتبر جلوه دهند.

۲) ادعا: در کتاب مقدس، کوروش «شاه برگزیده» خوانده شده زیرا فرض بر آن است که اجازه داد یهودیان به سرزمین خود بازگردند.
پاسخ: یعنی چه که «فرض بر آن است»؟ آیا آقای شولتز منبعی در اختیار دارد که یهودیان اجازه‌ی بازگشت نداشتند؟ آیا این را نیز «تبلیغات» می‌دانید؟ اگر این حرف دروغ بوده یهودیان پس از برافتادن هخامنشیان چه انگیزه‌ای داشتند که این گفته را هم چنان نگه دارند؟ در چند جای کتاب مقدس کوروش ستوده شده است. داریوش بزرگ نیز روش کوروش را در پیش گرفت به ویژه در برخورد با یهودیان.

۳) ادعا: تاریخ‌دانان معاصر مدت‌هاست که مشت این گونه گزارش‌های تملق‌آمیز را باز کرده‌اند.
پاسخ: برای باز کردن مشت هر واقعیت تاریخی باید چندین منبع دست اول و مستقل و مطمئن هم‌روزگار یا نزدیک به روزگار آن واقعیت ارائه داد. البته به پرسش کشیدن نکته‌های تاریخی کار تاریخ‌دان است اما منبع‌های دست دوم که تاریخ‌دانان معاصر ما نوشته‌اند بدون ریشه داشتن در منبع دست اول ارزشی ندارد.

۴) ادعا: یوزف وایسهوفر می‌گوید که کوروش فرمانروای خشن و بی‌رحمی بود مانند دیگران و در حمله‌هایش منطقه‌های مسکونی و مکان‌های مقدس را غارت می‌کرد و بزرگان را تبعید می‌کرد.
پاسخ: درست است که پروفسور وایسهوفر پژوهش‌های ارزشمندی کرده است اما در این زمینه نظرش برای خودش محترم است. نظر او درباره‌ی کوروش پذیرش جهانی ندارد و برای گفته‌های خود منبع دست اولی نیز ندارد. آری، کوروش بزرگ نیز مانند تمام شاهان و رهبران جنگید و فتح کرد و شاهی کرد. اما دلیلی ندارد که او را «خودکامه و مستبد» بدانیم. با این منطق هر کس که جنگیده باشد خودکامه است. پس ابراهام لینکلن نیز خودکامه بود. و این دقیقا صفتی است که دشمنان او برایش به کار می‌بردند! جنگ‌های لینکلن باعث آزادی بردگان شد و جنگ‌های کوروش نیز آزادی یهودیان را در پی داشت. باز آقای شولتز به تفسیر و گزینش دلخواه از منبع‌ها پرداخته است.

۵) ادعا: تنها کسی مانند شاه ایران که در دهه‌ی ۱۹۶۰ م/۱۳۴۰ خ دچار مشکل بود می‌توانست مطرح کند که کوروش پدیدآورنده‌ی نخستین منشور حقوق بشر است.
پاسخ: تاریخ را نمی‌توان به میل شاه یا ملایان یا آقای شولتز تفسیر کرد. مهربانی و گذشت کوروش در بسیاری از منبع‌های دست اول آمده است. تکذیب کردن این ادعاها به معنای دروغ بودن آنها و درستی ادعای شما نیست. هم چنین داستان کوروش تنها از زمان شاه شروع نمی‌شود. بلکه سال‌ها پیش از بنیانگزاری سازمان ملل، حتا در منبع‌های اسکاندیناوی و ایسلندی کوروش به بزرگواری شناخته شده است.

۶) ادعا: هیچ سندی از رفتار انسانی کوروش در استوانه‌اش نیست. شودیگ (Schaudig) آشورشناس معروف اینها را «تبلیغات» می‌داند.
پاسخ: شگفت‌انگیز است که آقای شولتز بدون نگاه به متن استوانه به خط میخی، چنین ادعایی می‌کند. بخشی از استوانه چنین می‌گوید:
مردوک خدای بزرگ است ... من روزانه به پرستش او می‌روم. ارتش انبوه من با صلح و آرامش وارد بابل شد و نگذاشتم که مردم را بترسانند... آنان را از بردگی نجات دادم ... مردوک خدای بزرگ از کارهای نیک من خوشنود شد.
می‌بینید که کوروش از مردوک نام می‌برد در حالی که خدای ایرانیان اهورا مزدا بوده است. پس آقای شولتز چه گونه ادعا می‌کند که «هیچ سندی» برای رفتار کوروش نیست؟ آیا ایشان متن دیگری در اختیار دارند؟ این ادعا مانند ادعاهای گروهی به نام «انجمن زمین پخ» (Flat Earth Society) است که می‌گویند گرد بودن زمین دروغ و حاصل تبلیغات است.

۷) ادعا: ملایان ایران نیز از «کیش کوروش» گریزی ندارند و قرار است به زودی استوانه‌ی او را در تهران به نمایش بگذارند. این استوانه نماد افتخار ملی ایرانیان شده است.
پاسخ: این نگاه بسیار ساده‌انگارانه است. آقای شولتز نمی‌داند که «ملایان» از مخالفان مرده‌ریگ کوروش بزرگ هستند و از سال ۱۹۷۹ م/۱۳۵۸ خ آموزش تاریخ پیشااسلامی ایران را از مواد درسی مدرسه‌ها حذف کرده‌اند. توجه اصلی ملایان بر گفتمان همه‌اسلام‌گرایی (pan-Islamic discourse) است. اشتباه آقای شولتز در یکی دانستن ملایان و ایران باستان اشتباه رایج در غرب است. هواداران همه‌اسلام‌گرایی نظر خوشی نسبت به ایران باستان ندارند و کسانی مانند ناصر پورپیرار تمام تاریخ ایران باستان را ساخته و پرداخته‌ی صهیونیست‌ها و امریکاییان می‌داند. پورپیرار یهودستیز افراطی است و برای مجله‌ی معتبری چون اشپیگل باعث شرمندگی و بی‌اعتباری است که نظر یکی از نویسندگانش با نظر یهودستیز ضدایرانی چون پورپیرار این قدر شبیه باشد که هر دو تاریخ ایران را شایعه و گول بدانند. به گفته‌ی یکی از دوستان کانادایی من رفتار امروزی حکومت ایران هیچ ربطی به تاریخ ۱۴۰۰ سال پیش آن ندارد.

مرتبط:
اصل مقاله‌ی اشپیگل به زبان انگلیسی
و
پاسخ دکتر کاوه فرخ به مقاله‌ی اشپیگل

پی‌نوشت ۱:
پایگاه «کمیته‌ی نجات دشت پاسارگاد» نیز ترجمه‌ی کامل پاسخ دکتر کاوه فرخ به پارسی را منتشر کرده است.

دکتر شاهین سپنتا نیز در وبلاگ «ایران‌نامه» همین ترجمه‌ی کامل را منتشر کرده است.

پی‌نوشت ۲:
ترجمه‌ی پارسی مقاله‌ی اشپیگل: در وبلاگ «آقا اجازه؟»

پی‌نوشت ۳:
متن انگلیسی پاسخ دکتر کاوه فرخ در پایگاه نجات پاسارگاد
نوشته‏ی شهربراز | ساعت: 10:07 PM | پيوند دایمی
0 نظر داده شده | نظردهی
دسته‌بندی تاريخ باستان , روزانه , فرهنگ
Tuesday, July 22, 2008
حکایت ققنس
سه‌شنبه ۱/امرداد/۱۳۸۷ - ۲۲/جولای/۲۰۰۸

منطق الطیر یا گفتگوی مرغان یکی از اثرهای مهم و نامدار شیخ فریدالدین عطار نیشابوری است که در سده‌ی هفتم خ/چهاردهم م سروده شده است. یکی از حکایت‌های جالب کتاب «منطق الطیر» داستان مرگ ققنس است
حکایت مرگ ققنس

هست ققنس طُرفه مرغی دلستان --------------- موضع این مرغ در هندوستان
سخت منقاری عجب دارد دراز --------------- همچو نی در وی بسی سوراخ باز
قرب صد سوراخ در منقار اوست -------------- نیست جفتش، طاق بودن کار اوست
هست در هر ثُقبه آوازی دگر --------------- زیر هر آواز او رازی دگر
فیلسوفی بود دمسازش گرفت -------------------- علم موسیقی ز آوازش گرفت
چون بهر ثقبه بنالد زار زار -------------- مرغ و ماهی گردد از وی بی‌قرار
جمله‌ی پرّندگان خامُش شوند ------------------ در خوشی بانگ او بیهُش شوند
سال عمر او بود قرب هزار ------------------ وقت مرگ خود بداند آشکار
چون ببُرد وقت مردن دل ز خویش -------------- هیزم آرد گرد خود دَه خر، مَه بیش
در میان هیزم آید بی‌قرار ------------------ در دهد صد نوحه خود را زار زار
پس بدان هر ثقبه‌ای از جان پاک ----------------- نوحه‌ای دیگر برآرد دردناک
چون که از هر ثقبه هم چون نوحه‌گر -------------- نوحه‌ی دیگر کند نوعی دگر
در میان نوحه از اندوه مرگ --------------- هر زمان برخود بلرزد هم چو برگ
از نفیر او همه پرّندگان ------------------ وز خروش او همه درّندگان
سوی او آیند چون نظارگی ----------------- دل ببرند از جهان یکبارگی
از غمش آن روز در خون جگر ------------------ پیش او بسیار میرد جانور
جمله از زاری او حیران شوند ------------- بعضی از بی قوتی بی‌جان شوند
بس عجب روزی بود آن روز او -------------- خون چکد از ناله‌ی جان سوز او
باز چون عمرش رسد با یک نفس --------------- بال و پر برهم زند از پیش و پس
آتشی بیرون جهد از بال او ------------------- بعد آن آتش بگردد حال او
زود در هیزم فتد آتش همی ------------------- پس بسوزد هیزمش خوش خوش همی
مرغ و هیزم هر دو چون اخگر شوند --------------- بعد از اخگر نیز خاکستر شوند
چون نماند ذره‌ای اخگر پدید -------------------- ققنسی آید ز خاکستر پدید
آتش آن هیزم چو خاکستر کند ----------------- از میان ققنس بچه سر برکند

چند توضیح:

درباره‌ی ریشه‌ی نام ققنس شرحی در دهخدا به نقل از حاشیه‌ی «برهان قاطع» چاپ زنده‌یاد دکتر محمد معین آمده است به این شکل:
لاتینی: Cycnus، یونانی: Kūknos قو، که در اساطیر یونانی به سبب سرود مرگی که برای «اپولو» می‌خواند، شهرت یافته. بعضی این کلمه را مصحف «فقنس» معرب Phoīniks یونانی (مرغی افسانه‌ای) دانسته‌اند، نخستین صحیح است.
صورت فلکی قو نیز Cygnus نامیده می‌شود.

طُرفه: زیبا، خوش

ثُقبه: سوراخ ریز

مرغ و ماهی: همه‌ی جانداران، چه در آب چه در هوا. منظور از مرغ، پرنده است به طور کلی. مرغ خانگی در اصل «ماکیان» گفته می‌شود که در لغت به همان معنای «مادیان» یا «ماده» (مخالف نر) است. «ماچه» نیز شکل دیگری از «ماده» است که برای جانوران به کار می‌رود مانند ماچه خر، ماچه سگ. «ماده» پارسی است و باید آن را بر وزن «ساده» و بدون تشدید خواند نه مانند «مادّه» در عربی.

دَه خر، مَه بیش: ده خروار [=خربار، بار خر] نه بیشتر. مَه (مانند و هم معنای نَه) از حرف‌های ربط پارسی است که دیگر به کار نمی‌رود. (شبیه neither/nor در زبان انگلیسی) نمونه به نقل از فرهنگ دهخدا:
شاه گفت: مَه تو رستی و مَه پدر. و بفرمود تا او را گردن زدند. (اسکندرنامه، نسخهء سعید نفیسی).
در نفرین و دعا هر دو استعمال شود
که با اهرمن جفت گردد پری --------- که مَه تاج بادت مَه انگشتری! (فردوسی)

نظّارگی: تماشاگر
مجلس یاران بی نالهء سعدی خوش نیست --------- شمع می گرید و نظارگیان می‌خندند
نوشته‏ی شهربراز | ساعت: 10:32 AM | پيوند دایمی
0 نظر داده شده | نظردهی
دسته‌بندی ادبيات
Sunday, July 20, 2008
خیز عربستان به سوی تاجیکستان
یک‌شنبه ۳۰/تیر/۱۳۸۷ - ۲۰/جولای/۲۰۰۸

دولت وهابی و ضدایرانی عربستان اینک به سوی تاجیکستان خیز برداشته است. اینان با ویران کردن فرهنگ ایرانی در پاکستان و ترویج بنیادگرایی و دشمنی با ایران، و سپس فرستادن طالبان به افغانستان و تبدیل آنجا به پایگاه القاعده و بنیادگرایی وهابی، اینک تاجیکستان را نشانه گرفته‌اند تا بنیادگرایی خود را در آنجا نیز رواج دهند. تاجیکستان یکی از سرزمین‌های قدیمی فرهنگ و زبان ایرانی است و تاجیکان به ایرانی بودن خود افتخار می‌کنند. عربستان می‌خواهد با آموزش عربی در تاجیکستان زبان پارسی آنجا را ضعیف کند.

به این خبر در بخش تاجیکستان بی.بی.سی پارسی نگاه کنید.
عربستان مسیری جدید برای مهاجران کاری تاجیک

دولت عربستان سعودی به انواع مختلف متخصصین و کارمندان نیاز دارد و آمادگی خود را برای پذیرفتن مهاجران کاری تاجیک اعلام کرده است.

دولت عربستان سعودی آمادگی خود را برای پذیرفتن مهاجران کاری تاجیک اعلام کرده است.
تاکید شده است که این کشور به انواع مختلف متخصصین و کارمندان نیاز دارد. همچنین این کشور آموزش زبان عربی برای اتباع تاجیک را بر عهده خود گرفته است. این مطلب اخیرا در ملاقات مسئولین نهادهای مهاجرت کاری هر دو کشور در شهر دوشنبه اعلام شده است.

سعد نهار البدح، رئیس این کمیسیون اظهار داشته است که حالا در عربستان سعودی بیش از 7 میلیون نفر مهاجر کاری به سر می برند و دولت کشورش به جلب نیروی کار از تاجیکستان علاقمند است.

زیرا به گفته این مقام عربی، تاجیکستان و عربستان سعودی از فرهنگ به هم نزدیک برخوردارند و ساکنان این دو کشور پیرو یک مذهب می باشند. به این دلیل، دولت عربستان سعودی در صدد است برای جلب مهاجران کاری از تاجیکستان برای این افراد کلیه شرایط کار و زندگی را فراهم کند.

از جمله، دولت عربستان سعودی تصمیم گرفته است، آموزش زبان عربی برای مهاجران تاجیک را راه اندازی کند. دولت تاجیکستان موظف شده است که بازآموزی تخصص مهاجران را تامین کند.

سعد نهار البدح همچنین گفته است که طبق قوانین عربستان سعودی مهاجر کاری در این کشور حقوق برابر با عضو خاندان کارفرما را خواهد داشت، از جمله با منزل و خدمات پزشکی تامین خواهد بود.

برای راه اندازی مهاجرت کاری از تاجیکستان به عربستان سعودی، دولت این کشور تصمیم گرفته است، در زودترین فرصت در شهر دوشنبه سفارتخانه خود و پرواز هواپیما میان دو پایتخت را راه اندازی کند.

زیرا تا حال، بیش از 90 درصد مهاجران تاجیک برای دریافت جای کار به روسیه سفر می کنند. ضمنا، نهادهای مختلف تعداد مهاجران کار تاجیک را از 700 هزار به یک و نیم میلیون نفر عنوان می کنند.

گذشته از این، در چند سال اخیر در پی بالاروی فعالیتهای گروههای ملی گرا [=نژادپرست] در روسیه میزان امنیت مهاجران تاجیک در این کشور پایین رفته است که انتقال صدها اتباع تاجیک از روسیه به تاجیکستان دلیل این نظر ارزیابی می شود.

از سوی دیگر، برخی از صاحبنظران از آن اظهار نگرانی می کنند که راه اندازی سفر مهاجران تاجیک برای کار به عربستان سعودی ممکن است به گسترش رویه‌های ممنوع مذهبی مانند «حزب التحریر» و «سلفیه» در تاجیکستان منجر شود. این دو جنبش در تاجیکستان حق فعالیت ندارند.


به نظر من نیز صاحب نظران کاملا حق دارند اظهار نگرانی کنند. چرا عربستان این همه کشور عرب زبان را رها کرده و برای تامین نیروهای خود به سراغ کشور پارسی زبان تاجیکستان رفته که مجبور است به آنان زبان عربی نیز آموزش بدهد؟ باید از این مقام عربستانی پرسید از کی تا حالا فرهنگ عربستان و تاجیکستان به هم نزدیک شده؟ از کی تا حالا وهابیان با سُنیان حنفی و شیعیان اسماعیلی هم مذهب شده‌اند؟ اگر منظور مسلمان بودن است که این همه کشور مسلمان وجود دارد. چرا عربستان به سراغ آنان نمی‌رود؟

وهابیان و عربستان یکی از عامل‌های اصلی گسترش بنیادگرایی اسلامی در جهان و به ویژه اروپا هستند. اینان با ساخت مسجدهای بزرگ در اروپا مسلمانان (عمدتا فقیر و در حاشیه) را گرد هم می‌آورند و به آنان آموزش می‌دهند که باید این کافران را کشت و جهاد کرد و علت تمام بدبختی‌های مسلمانان همین کافران اروپایی هستند و ... تاکنون چندین امام جماعت عربستانی به خاطر نفرت‌پراکنی از اروپا اخراج شده‌اند. هم چنین بیشتر دست اندرکاران ۱۱/سپتامبر شهروندان عربستان بودند. اما مسخره آن که دولت‌های غربی به ویژه امریکا هیچ مشکلی با دولت عربستان و وهابیان ندارند و تنها به ایرانیان فشار می‌آورند و ایرانیان برای دریافت روادید و ورود به کشورهای غربی مشکل دارند. اما وهابیان در کمال آزادی به رفت و آمد می‌پردازند.

در ماه اپریل ۲۰۰۸/اردیبهشت ۱۳۸۷ نیز در بخش تاجیکستان بی.بی.سی پارسی خبری خواندم که ایران تازه قرار است از سپتامبر ۲۰۰۸/شهریور ۱۳۸۷ نخستین مدرسه‌اش را در تاجیکستان به پا کند. این در حالی است که دولت ترک‌زبان ترکیه تاکنون در تاجیکستان ۷ مدرسه برپا کرده است (که در آنها به زبان ترکی آموزش داده می‌شود).

اگر دولت ایران عُرضه و توانایی تامین کار برای ایرانیان را می‌داشت بهترین جا برای تاجیکان کشور ما ایران می‌بود که با تاجیکان همزبان و هم‌فرهنگ ایم و در واقع آنان عموزادگان ما هستند که در سد سال پیش روس‌ها آنان را از ما جدا کردند (مانند مردم اران و شیروان و قفقاز). چرا تاجیکان باید در کشورهای روسیه و عربستان و جاهای دیگر آواره باشند؟

برای چند سدهزارُمین بار باید گفت: کاش در ایران دولت باکفایت و باهوش و درایت و ایران‌دوستی حاکم بود!

پی‌نوشت:
البته شنیده‌ام که مسئولان جمهوری اسلامی، که همواره نشان داده‌اند بیشتر به فکر دنیای خود و آخرت دیگران هستند، پس از استقلال و رهایی تاجیکان از دست شوروی، برای برگرداندن تاجیکان به «آغوش اسلام» و زدودن خاطره‌ی «کافران کمونیست»، چندین کامیون قرآن (و شاید کتاب‌های دعا و حدیث) برای تاجیکان فرستادند. شاید با این استدلال که قرآن تنها کتابی است که هر مسلمان بدان احتیاج دارد. (شبیه استدلالی که به برخی فاتحان صدر اسلام برای کتاب‌سوزی نسبت داده شده است.) هم چنین یادمان هست که در سال‌های پیش و پس از انقلاب می‌گفتند: کمو به روسی یعنی خدا، پس «کمونیست» یعنی «خدا نیست»!


پی‌نوشت ۲:
یکی از دوستان تاجیک افزود که وهابیان در تاجیکستان سخت مشغول فعالیت و تبلیغ بوده و کتاب‌ها و نوشته‌های ارتجاعی خود را آزادانه پخش می‌کنند. تاجیکان هیچ شناختی از این فرقه‌ی افراطی و خشن و ضدایرانی نداشتند. وهابیان مشغول مغزشویی تاجیکان هستند. آنان به تاجیکان می‌گویند که ایرانیان بی‌ایمان و کافر هستند و شما نیز نباید نوروز و دیگر جشن‌های ایرانی را جشن بگیرد و بزرگ بدارید. نباید بر فرزندانتان نام‌های ایرانی بگذارید بلکه تنها باید نام‌های عربی بگذارید. سنیان حنفی با وهابیان/سلفیه مخالف اند و تلاش می‌کنند از حضور آنان در مسجدها و مراسم دینی جلوگیری کنند اما وهابیان به پشتوانه‌ی عربستان سعودی به شدت به تبلیغ خود در آسیای میانه ادامه می‌دهند.
نوشته‏ی شهربراز | ساعت: 2:10 AM | پيوند دایمی
1 نظر داده شده | نظردهی
دسته‌بندی تاجیکستان , روزانه
Saturday, July 19, 2008
حمله‌ی اشپیگل به کوروش
شنبه ۲۹/تیر/۱۳۸۷ - ۱۹/جولای/۲۰۰۸

به نظر می‌رسد که سیل حمله به میراث و تاریخ و فرهنگ ایران از همه سو سرازیر شده است. پس از فیلم بی‌پایه‌ی «۳۰۰» که در سال گذشته به سینماها آمد و ایرانیان را به شکل جانوران و موجودهای وحشی نشان داد، این بار نوبت مجله‌ی آلمانی اشپیگل است که در مقاله‌ای تهمت‌هایی به کوروش بزرگ زده است و استوانه‌ی خشتی وی را دروغی دانسته است.


استوانه‌ی کوروش بزرگ

درستی و راستینی این استوانه و رفتار و منش بزرگوارانه‌ی کوروش بزرگ - به ویژه در گشودن بابل که این استوانه پس از آن نوشته شده است - یکی از پذیرفته‌شده‌ترین و مستندترین نکته‌های تاریخ باستان است. و تمام منبع‌ها و نوشته‌های دست اول تاریخی بر آن گواهی می‌دهند.

در مقاله‌ی اشپیگل (به زبان آلمانی) که به تاریخ ۷/جولای/۲۰۰۸ برابر ۱۷/تیر/۱۳۸۷ منتشر شده ادعا شده است که این استوانه نیز مانند «انقلاب سپید» و دیگر کارهای محمدرضا شاه پهلوی تبلیغات است و کوروش نه تنها شاه رواداری (tolerant) نبوده بلکه مانند دیگر شاهان خودکامه‌ی شرقی کشتار می‌کرده و دستور بریدن گوش و بینی می‌داده و می‌خواسته که همه پای او را ببوسند. هم چنین این افسانه‌ی مسخره و بی‌پایه را بیان کرده که کوروش را سگی شیر داده است. جالب این که می‌گوید: هرودوت و اسکیلوس (Aeschylus) و کتاب مقدس، کوروش را به عنوان پادشاه مهربان می‌ستایند اما تاریخ‌دانان امروزی اینها را بی‌پایه می‌دانند. معلوم نیست این تاریخ‌دانان که مقاله بدانان استناد می‌کند چه کسانی هستند و بر اساس چه منبع دست اولی این ادعا را می‌کنند.

این طرز تفکر همان شیوه‌ی قالبی و کلیشه‌ای است که استبداد و خودکامگی شیوه‌ای شرقی و خاورزمینی است و همه‌ی شرقیان خودکامه‌اند اما آزاداندیشی و مردم‌سالاری و دیگر اندیشه‌های خوب و مثبت فقط در باختر و اروپا پیدا می‌شود و همه‌ی غربیان مردم‌سالار و ...

همان طور که پیشتر نیز گفته‌ام برخی افراد به خاطر دشمنی و مخالفت با رژیم پهلوی یا جمهوری اسلامی، تمام ایرانیان و تاریخ و فرهنگ ایران را هدف قرار می‌دهند و آن را به پرسش می‌کشند. در این باره بیشتر خواهم نوشت. قرار است پاسخی به سردبیر اشپیگل نوشته شود که آن را نیز منتشر خواهم کرد.

مجله‌ی ایرانی «پیوند» نیز مطلبی در همین باره منتشر کرده است.

بخشی از فیلم «در جستجوی کوروش بزرگ» ساخته‌ی سیروس کار.

پی‌نوشت:
نوشته‌ی تازه درباره‌ی پاسخ «دکتر کاوه فرخ» به اشپیگل
نوشته‏ی شهربراز | ساعت: 11:22 PM | پيوند دایمی
1 نظر داده شده | نظردهی
دسته‌بندی تاريخ باستان , روزانه , فرهنگ
Thursday, July 17, 2008
نوواژترسی
پنج‌شنبه ۲۷/تیر/۱۳۸۷ - ۱۷/جولای/۲۰۰۸

دکتر محمد حیدری ملایری در پیشگفتار «فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک» می‌نویسد:
می‌توان گفت که حتا گونه‌ای گرایش به «نو واژ ترسی» (neologophobia) در میان ایرانیان وجود دارد، از جمله در میان کسانی که با زبانی خارجی نیز آشنا هستند. به نظر می‌رسد اینان از کاربردن اصطلاح‌های جدید پارسی رویگردان هستند حال آن که به راحتی وام‌واژه‌های ناآشنا را - که عمدتا از انگلیسی می‌آیند - می‌پذیرند. البته باید از ساختن اصطلاح‌های نابهنجار تا سرحد امکان خودداری کرد. اما از سوی دیگر، جنبه‌ی آشنا بودن اصطلاح نباید شرط اصلی گزینش برابر پارسی باشد. اگر به معیارهای دقت و روشنی - که در اصطلاح‌شناسی علمی ضروری هستند - پای‌بند باشیم ساختن اصطلاح‌های آشنا برای مفهوم‌هایی که معادل پارسی ندارند ناممکن خواهد بود.

من تقریبا هر روز با چنین واکنش‌های ایرانیان روبرو می‌شوم. برای نمونه امروز در جمعی صحبت از فلسفه‌ی مارتین هایدگر بود و سخنران اصطلاح «هستومند» و «زیرایستار» را به کار برد. یکی از این دست ایرانیان - که سعی می‌کنند واژه‌های پارسی جدید یاد نگیرند اما می‌میرند برای پراندن واژه‌های غیرپارسی - گفت: من احساس می‌کنم شما چینی صحبت می‌کنید! بعد خودش در بخش پرسش شروع کرد به پرتاب واژه‌های فرانسه و عربی! گویا این شخص نمی‌داند که برای بیان مفهوم‌های تازه، مانند مفهوم‌هایی که هایدگر مطرح کرده، باید واژه‌های تازه به کار برد و نمی‌توان با اصطلاح‌های فلسفه‌ی ملاصدرا یا اصطلاح‌های افلاتون، هایدگر را توضیح داد. در زبان انگلیسی نیز برای اصطلاح‌های هایدگر واژه‌های تازه ساخته شده که برای انگلیسی زبانان ناآشنا و تازه است مانند هستومند برای پارسی زبانان. جالب آن که این شخص اصرار داشت معادل فرانسه‌ی یکی از اصطلاح‌ها را به کار ببرد با این که به سختی می‌توانست آن را تلفظ کند!

این هم یکی دیگر از عادت‌های زشت ما ایرانیان است که پارسی گفتن برایمان اُفت و پراندن اصطلاح‌ها و واژه‌های انگلیسی/فنارسه/عربی نشانه‌ی فضل و دانش و مطالعه است.
نوشته‏ی شهربراز | ساعت: 11:05 AM | پيوند دایمی
0 نظر داده شده | نظردهی
دسته‌بندی زبان , فرهنگ , واژه‌سازی
Friday, July 11, 2008
ایران و ترکان در روزگار ساسانیان
آدینه ۲۱/تیر/۱۳۸۷ - ۱۱/جولای/۲۰۰۸

این هفته کتابی خواندم به نام «ایران و ترکان در روزگار ساسانیان»:


نام کتاب: ایران و ترکان در روزگار ساسانیان
نویسنده: عنایت الله رضا
ناشر: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی
سال: ۱۳۶۵ خ/۱۹۸۶ م
صفحه: ۲۳۱ (با نمایه)

بنا بر پشت جلد، این نخستین کتاب به زبان پارسی که به تمامی به ارتباط بین ایرانیان و ترکان آسیای میانه در روزگار ساسانیان می‌پردازد.

استاد رضا این کتاب را در سال ۱۳۵۸ آماده کرده بود اما چاپ آن در سال ۱۳۶۵ خ صورت گرفت. این کتاب در سال ۱۳۷۴ نیز بازچاپ شده است


فهرست کتاب چنین است:
پیشگفتار
بخش نخست: اشاره‌ای کوتاه به نظام دولتی و نظامی ایران در سده‌های ششم و هفتم میلادی
بخش دوم: شرحی کوتاه پیرامون پژوهش تاریخ ترکان
بخش سوم: نام و منشاء و مذهب ترکان
بخش چهارم: مبداء تاریخ ترکان
بخش پنجم: گوشه‌ای تاریک از تاریخ
بخش ششم: ترکان و ایران در روزگار خسرو انوشیروان
بخش هفتم: ترکان و ایران در روزگار شاهنشاهی هرمزد چهارم و اوایل پادشاهی خسرو دوم
بخش هشتم: خاقانات غربی
بخش نهم: خاقانات شرقی و دو اتحاد بزرگ جهانی
بخش دهم: هجوم مشترک ترکان، خزران، و رومیان به ایران در روزگار خسرو دوم (پرویز)
بخش یازدهم: پایان کار ساسانیان و انهدام ترکان
فهرست نامها و نمایه

تمام کتاب پر است از نکته‌های مهم و خواندنی و نمی‌دانم کدام بخش آن را اینجا بیاورم. یکی از نکته‌های مهم، بررسی نقش اقتصاد و بازرگانی (به ویژه تجارت ابریشم) در ارتباط بین سه امپراتوری چین (تولیدکننده)، ایران (بازرگان و واسطه) و روم (مصرف‌کننده) است که در این میان هر یک از این سه امپراتوری، گروهی از ترکان را به سود خود به کار می‌گرفتند. ایران به خاطر قدرت بزرگ خود و کنترل راه‌های ارتباطی و نیز واسطگی فروش، ابریشم را از چینیان ارزان می‌خرید و به رومیان گران می‌فروخت و بدین ترتیب توان اقتصادی و سرمایه‌ی آنان برای جنگ با ایران کاهش می‌یافت.

در این کتاب تاکید شده که ترکان از سده‌های پنجم و ششم میلادی در تاریخ مطرح می‌شوند. می‌دانیم که تورانیان مردمی ایرانی‌نژاد بودند که از سده‌های پیش از میلاد در آسیای میانه زندگی می‌کردند. اما بعدها (از سده‌های پنجم میلادی به بعد) سرزمین تورانیان به دست ترکان افتاد و به تدریج (به ویژه در زمان فردوسی) ترک و تورانی یکسان پنداشته شدند. با نگاه به نام‌های تورانیان در شاهنامه (مانند افراسیاب، اغریرث، ارجاسپ، و ...) به راحتی می‌توان به این موضوع پی برد. بخش پنجم بحث مفصلی در این باره دارد. این بند را به خاطر بحث زبانی می‌آورم:
اما در پیرامون نام «تور»، استاد پورداود واژهء تور را مطابق واژهء سانسکریت «دلیر و پهلوان» دانسته که در فرهنگهای فارسی نیز به همین معنی آمده است. ولی در لهجه‌های گیلگی و کردی واژهء «تور» مرادف دیوانه، وحشی و سرکش بکار می‌رود. استاد پورداود بر این عقیده است که «چون تورانیان دشمن ایرانیان بوده‌اند، بعدها از این کلمه دیوانه و وحشی اراده کرده‌اند.»

دانشمند آلمانی «مارکوارت» (Josef Marquart) تورانیان را مردمی ایرانی‌نژاد دانسته که چادرنشین و بیابان‌گرد و از حیث تمدن از ایرانیان شهرنشین و کشاورز پست‌تر بودند و همواره به ایرانیان دستبرد [می]زدند و به غارت و یغما می‌پرداختند. از این رو ایرانیان اقوام چادرنشین وحشی را تور نامیدند.

(تا آنجا که من می‌دانم در زبان تاتی - که در تاکستان قزوین صحبت می‌شود - نیز تور یا توره به معنای دیوانه است).

برای خرید کتاب «ایران و ترکان» در خارج از ایران می‌توانید به این نشانی بروید.

جالب آن که ازبک همه‌ترک‌انگاری (pan-Turkist) به نام «شمس‌الدین کمال‌الدین» در مقاله‌ای درباره‌ی ریشه‌ی «سامانیان» در سال ۲۰۰۵ م/ ۱۳۸۴ خ - پس از ۱۱۰۰ سال که همه به ایرانی بودن آنان باور دارند - ادعا کرده که بهرام چوبین، اسپهبد بزرگ ایرانی و شاه ساسانی که از خاندان اشکانی مهران بود، ترک غُز (آسیای میانه) بوده است! در نتیجه خاندان ایرانی سامانیان - که خود را از بازماندگان بهرام چوبینه می‌دانستند و باعث نوزایی فرهنگ ایرانی پس از اسلام شدند - ترک بوده‌اند! ادعای ترک بودن بهرام چوبینه بیشتر به جوک شبیه است و آن قدر بی‌پایه است که نیازی به پاسخ نیست اما جالب اینجاست که وی برای ادعای خود صفحه‌ی ۱۵۲ همین کتاب را نشانی داده است. حال آن که در صفحه‌ی ۱۵۲ این کتاب استاد رضا چنین نوشته است:
بعضی از مورخان کوشیده‌اند وجود بازماندگان بهرام چوبینه را در آسیای میانه چون بازماندگان قبیله‌های مشابه، قبایل ترک وانمود کنند و آنان را بخشی از «ایل» ترکان بدانند. این اندیشه سراپا خطا و از ریشه نادرست است.

می‌بینید که استاد رضا نه تنها حرفی درباره‌ی ترک غز بودن بهرام چوبینه نزده بلکه حتا این ادعا را که بازماندگان بهرام نیز ترک باشند به شدت رد کرده است. این هم نمونه‌ی دیگری از دغل‌کاری و دروغ‌گویی «همه‌ترک‌انگاران» که برای جبران کمبود و خودکم‌بینی تاریخی و فرهنگی‌شان، همچون نیاکان بیابانگرد و غارتگر خود که سرزمین ایرانیان را غارت می‌کردند دست به غارت فرهنگ ایرانی می‌زنند.

استاد عنایت الله رضا اثر گران‌سنگ دیگری نیز دارد به نام «آذربایجان و اران: چگونه شد که نام آذربایجان بر آران قفقاز گذاشته شد». که آن نیز در سال ۱۳۶۱ خ/۱۹۸۳ م چاپ شده و چندین بار دیگر نیز بازچاپ شده است. ایشان در این کتاب به این بحث مهم می‌پردازد که چگونه نام آذربایجان ایران (آذربایجان واقعی) بر اران در قفقاز گذاشته شد و این ناحیه امروز به نام جمهوری آذربایجان خوانده می‌شود. بعد درباره‌ی این کتاب نیز خواهم نوشت.
نوشته‏ی شهربراز | ساعت: 2:22 PM | پيوند دایمی
0 نظر داده شده | نظردهی
دسته‌بندی تاريخ باستان , تاريخ معاصر , كتاب , پانترکان
Thursday, July 10, 2008
Persian یا Farsi؟ پرسش این است
پنج‌شنبه ۲۰/تیر/۱۳۸۷ - ۱۰/جولای/۲۰۰۸

به نظر من جای تاسف و شرمساری است که ملتی در روبرو شدن با دیگران نام درست زبان خود را نداند. نام درست زبان ما در زبان انگلیسی Persian است نه Farsi و در این باره تا پایان دهه‌ی ۱۳۵۰ خ/۱۹۷۰ م هیچ شکی نبود.

در این باره بحث و گفتگو فراوان شده است و نشانی دو نوشته که به نظر من کافی هستند در کنار این وبلاگ آمده است به ویژه مقاله‌ی دکتر کامران تلطف، استاد دانشگاه آریزونا، با عنوان
«نام زبان ما در انگلیسی چیست؟»

اما این هفته در دو مورد پشت سر هم با دو نفر این گفتگو را کردم و بد ندیدم که در وبلاگم نیز دوباره یادآوری کنم.

همان طور که وقتی ما به زبان انگلیسی صحبت می‌کنیم نمی‌گوییم I'm going to khaneh بلکه می‌گوییم I'm going home باید بگوییم I speak Persian نه این که I speak Farsi. نام زبان، نام خاص نیست که بگوییم نباید آن را ترجمه کرد. در هر زبان نام زبان‌های دیگر پیرو شیوه و سنت همان زبان است. مثلا ما می‌گوییم زبان «انگلیسی»، فرانسویان می‌گویند anglais اما خودشان می‌گویند English. یا ما می‌گوییم لهستانی اما خودشان می‌گویند polski و در زبان انگلیسی می‌گویند Polish و در زبان فرانسه polonais. بنابراین همان طور که هر لهستانی نباید در زبان انگلیسی بگوید I speak polski ما هم نباید بگوییم I speak Farsi. به همین سادگی. (نمونه‌های دیگر این تفاوت نام زبان‌های یونانی و آلمانی هستند).

با نگاه به هر فرهنگ انگلیسی این مشکل حل می‌شود. اما برخی ساده‌ترین راه را کنار گذاشته و به بحث‌های فلسفی می‌پردازند که Farsi درست است! اگر به فرهنگ‌های دوزبانه‌ی زنده‌یاد سلیمان حییم یا فرهنگ آریان‌پور نگاه کنید برابر زبان فارسی نوشته شده: Persian نه Farsi. اگر به فرهنگ‌های معتبر انگلیسی نیز نگاه کنید همه نام زبان ما را Persian نوشته‌اند.

Oxford:
-------
Persian:
1. a person from ancient Persia, or modern Persia, now called Iran.
2. the official language of Iran

Webster:
----------
Persian:
1: one of the people of Persia:
a member of modern Iranian nationality
2
a: any of several Iranian languages dominant in Persia at different periods
b: the modern language of Iran and western Afghanistan

American Heritage:
-----------------
adjective:
Of or relating to Persia or Iran, or to their peoples, languages, or cultures.
noun:
1. A native or inhabitant of Persia or Iran.
2. Any of the western Iranian dialects or languages of ancient or medieval Persia
and modern Iran.

Dictionary.com
--------------
Persian:
- of or pertaining to ancient and recent Persia (now Iran),
its people, or their language.
- an Iranian language, the principal language of Iran and western Afghanistan,
in its historical and modern forms.


اما پس از انقلاب و خروج ایرانیان فراوان از ایران، به تدریج Farsi در زبان انگلیسی راه یافت. گروهی به خاطر کمی‌ی سواد زبان انگلیسی، این واژه را به کار بردند که به اصطلاح بر آنان حَرَجی نیست. (گروهی از اینان حتا پس از بیست و چند سال زندگی در امریکا هنوز انگلیسی را درست صحبت نمی‌کنند. بگذریم.)

اما گروهی - به ویژه چپ‌ها و کمونیست‌ها و کسانی که با هویت ایرانی خود مشکل داشتند - به دلیل ایدئولوژیک این واژه را به کار بردند. استدلال گروه دوم این است که: چرا باید اجازه بدهیم دیگران [=اروپاییان] هویت ما را تعریف کنند؟ آیا چون خاورشناسان به زبان ما می‌گویند Persian ما هم باید همان نام را به کار ببریم؟ من هویتم را خودم تعریف می‌کنم. بنابراین I speak Farsi. مانند این مقاله در پایگاه ایرانیان. مانند آن است که وقتی انگلیسی زبانی به فرانسه صحبت کند بگوید je parle English چون نام زبان من English است. اگر بگویم je parle anglais اجازه داده‌ام که فرانسویان هویت مرا تعریف کنند!

در واقع به گمان اینان چون رژیم پهلوی خود را به ایران باستان پیوند می‌زد و از پژوهش‌های خاورشناسان سوءاستفاده می‌کرد اگر ما هم بگوییم Persian داریم مانند پهلوی عمل می‌کنیم و انگیزه‌ی سیاسی داریم و چون ما از رژیم پهلوی متنفریم بنابراین از واژه‌ی Persian استفاده نمی‌کنیم. و چون لابد خاورشناسان دشمن ما [چه کسی؟] هستند بنابراین ما نباید اجازه بدهیم هویت ما را تعریف کنند. این گروه با این کار در واقع برای خود هویت جدیدی تعریف می‌کنند و خود را در ردیف بورکینافاسو و کویت و دیگر کشورهای نوبنیاد می‌گذارند. اما مشکل اینجاست که از راه به تمام ملت و هویت ایرانی ضربه می‌زنند. مانند کسی که در کشتی نشسته باشد و بگوید من قسمتی که خودم نشسته‌ام را سوراخ می‌کنم به شما کاری ندارم. جالب آن که کشورهای نوبنیادی مانند امارات متحد عربی که هنوز ۸۰ ساله هم نیست یا جمهوری آران (آذربایجان) سعی می‌کنند با بازنویسی تاریخ و جعل و دستکاری و خرج کردن میلیون‌ها دلار برای خود هویت بتراشند آنگاه برخی از ایرانیان (بدون دریافت هیچ پولی) این گونه سعی در نابودی تاریخ و هویت خود و دیگر ایرانیان می‌کنند. با کسی برخورد کردم که گفت اهل ترکیه هستم. پرسیدم کجای ترکیه؟ گفت راستش من اهل جمهوری آذربایجان [=اران] هستم. اما چون کسی آنجا را نمی‌شناسد می‌گویم اهل ترکیه‌ام. حال با این که همه می‌دانند Persian چه زبانی است گروهی Farsi را به کار می‌برند که کسان کمتری می‌دانند چه زبانی است.

گروهی نیز به رواج اصطلاح Farsi در رسانه‌های غربی و پایگاه‌های اینترنتی تکیه می‌کنند. اما دلیلی ندارد که رسانه‌ها درست بگویند. باید دید سطح علمی و آگاهی رسانه در چه حدی است و تا چه حد معتبر است. و گاه، باید دید چه کسانی پشت آن هستند. وقتی گروهی از ایرانیان اصرار به کاربرد Farsi دارند و دلشان برای زبان خودشان نمی‌سوزد چرا دیگران چنین کنند؟ یا این که می‌گویند زبان پویا است و تغییر می‌کند. به قول دبیر زبان ما، شاید شما بشنوید کسی می‌گوید: سرم خورد تو دیفال [=دیوار]. آیا او را معیار زبان پارسی می‌گیرد و از این به بعد به جای دیوار می‌گویید دیفال؟ یا برخی از امریکاییان افریقایی تبار به جای you were می‌گویند you was یا به جای ask (پرسیدن) می‌گویند aks و در کتاب‌ها و فیلم‌ها و پایگاه‌های اینترنتی هم به همین شکل نوشته شده است. آیا پس از این باید در زبان انگلیسی بگوییم you was و aks؟ روشن است که نه.

برخی نیز استدلال به ظاهر زبان‌شناختی می‌کنند که زبان امروز ما با زبان پارسیان (هخامنشیان) و ساسانیان فرق دارد. بنابراین نباید به آن Persian گفت بلکه Farsi مناسب است. درست است که ما به زبان هخامنشیان صحبت نمی‌کنیم اما در اصطلاح زبان‌شناسی آن شکل‌های باستانی به ترتیب Old Persian (پارسی کهن) و Middle Persian (پارسی میانه) و زبان امروزی ما New Persian (پارسی نو) گفته می‌شود. همان طور که شکل‌های قدیمی زبان انگلیسی Old English و Middle English گفته می‌شود. اگر معیار درک زبان باشد که نوشته‌های سده‌ی چهاردهم میلادی انگلیسی برای بیشتر مردم انگلیسی زبان امروز قابل درک نیست. اما ما می‌توانیم نوشته‌های سعدی و فردوسی و نظامی را بخوانیم و تا میزان بسیار زیادی آن را درک کنیم. با این استدلال هر ۱۰۰ سال باید یک نام تازه به هر زبان داد. همان طور که کاربرد Old English نشانه‌ی پیوستگی فرهنگی و زبانی است کاربرد Old Persian و Persian نیز نشانه‌ی پیوستگی است.

و یا برخی دیگر می‌گویند برای تمایز و جداسازی زبانی که در ایران و افغانستان و تاجیکستان صحبت می‌شود باید گفت Farsi (و Dari و Tajiki). این استدلال نیز نابجاست. زبان انگلیسی نیز در کشورهای گوناگون مانند بریتانیا و امریکا و کانادا و استرالیا صحبت می‌شود اما در همه جا یک نام دارد. تنها برای جداسازی و تاکید بر گویش خاص، نام کشور پیش از آن می‌آید و کسی نمی‌گوید I speak Australian بلکه I speak English. بعد برای تاکید بر لهجه‌ی کشورش می‌گوید Australian English. همین طور زبان فرانسه که در فرانسه و کانادا صحبت می‌شود و به شکل دوم Canadian French می‌گویند. در باره‌ی این بحث آخر هم چنین نگاه کنید به مقاله‌ی «کیستی تبرخورده‌ی زبان پارسی»
نوشته‏ی شهربراز | ساعت: 1:55 AM | پيوند دایمی
0 نظر داده شده | نظردهی
دسته‌بندی روزانه , زبان
Sunday, July 06, 2008
گذرنامه‌ی سال ۱۳۱۱
یک‌شنبه ۱۶/تیر/۱۳۸۷ - ۶/جولای/۲۰۰۸

نمونه‌ای از گذرنامه‌های دوران رضا شاه (پهلوی اول). در قدیم به گذرنامه «تذکَرهء مرور» یا «تذکره» گفته می‌شد. برای دیدن تصویرها در اندازه‌ی اصلی روی آنها کلیک کنید.


صفحه‌ی ۱: بعضی از مواد قانون‌نامهء تذکره:
مادهء نوزدهم: هرگاه یکی از رعایای ایران بخواهد در ممالک خارجه اقامت اختیار نماید باید تذکرهء خود را بقونسولگری دولت علیّهء ایران که آن شخص در قلمرو ماموریت اوست برده سه قران داده در دفتر قونسولگری بامضا برساند تا انقضاء مدت آن تذکرهء مرور را در دست داشته باشد. بعد از انقضاء مدت آن از قونسولگری تذکرهء اقامت تحصیل کرده تذکرهء مرور خویش را بقونسولگری رد کند و هرگاه تذکرهء سابق خود را مفقود کرده باشد باید تبعهء ایران بودن خود را ثابت و پس از آن تحصیل تذکره نماید.


صفحه‌ی ۲-۳


صفحه‌ی ۴-۵

جالب آن که تراشیده بودن ریش و داشتن نشانی ویژه روی صورت در صفحه‌ی مشخصات نوشته می‌شده. روی مذهب خط کشیده شده و به جای آن نوشته: «ملیّت: ایرانی». دیگر مشخصات: سن یا تاریخ تولد، محل تولد، قد، مو، چشم، ریش، چهره و رنگ، علایم مخصوص، حرفه، عیال و اطفال، معرّف، محل اقامت و ملیت.

در گذرنامه‌های جمهوری اسلامی ایران تا همین چند سال پیش «شهروندی» (تابعیّت یا همان ملیّت) را نمی‌نوشتند. و هر یک از اطلاعات لازم در صفحه‌ی دیگری بود. و اگر با آنها به سفری خارجی می‌رفتید ماموران اداره‌ی مهاجرت کشور مقصد دچار سرگیجه می‌شدند زیرا

۱- گذرنامه از طرف راست باز می‌شد. گویا تنها مامور ایرانی را در نظر داشتند که در هنگام خروج از ایران قرار است گذرنامه را واررسی کند. حال آن که تمام گذرنامه‌های دنیا از سمت چپ باز می‌شود حتا کشورهایی مانند مصر و دیگر کشورهای عرب زبان.

۲- نام پدرتان هم در گذرنامه‌ی شما بود. ماموری از من پرسید این شخص کیست. گفتم این نام پدرم است. گفت نام پدرت در گذرنامه‌ی تو چه می‌کند؟

۳- تاریخ پایان اعتبار گذرنامه در چند صفحه بعد بود. مامور خارجی باید چند صفحه ورق می‌زد تا ببیند گذرنامه هنوز اعتبار دارد یا نه.

۴- هیچ نامی از شهروندی در صفحه‌ی مشخصات نبود. بنابراین باید جلد گذرنامه را هم نگاه می‌کردند تا بدانند شما کجایی هستید.

۵- در صفحه‌ی مشخصات همراهان ترجمه‌ی «نام همسر» را نوشته بودند «Wife's name» انگار گذرنامه تنها برای مردان است. (البته در این گذرنامه‌ی بالا هم «ریش» نشان می‌دهد که دارنده‌ی اصلی مردان بوده‌اند نه زنان!)
نوشته‏ی شهربراز | ساعت: 11:07 PM | پيوند دایمی
0 نظر داده شده | نظردهی
دسته‌بندی تاريخ معاصر , روزانه
Tuesday, July 01, 2008
شاهنامه‌ی کُردی
سه‌شنبه ۱۱/تیر/۱۳۸۷ - ۱/جولای/۲۰۰۸

بعد از دیدن نماهنگی در پایگاه «یوتوب» به زبان کردی کرمانشاهی که با کوه بیستون گفتگو و درد دل می‌کرد و فرستادن پیوند آن به دوستان و آشنایان، «ندای» گرامی گفت که این ترانه از آلبوم «آواز اساطیر» شهرام ناظری است و شعرهایش هم از کتابی است به نام «شاهنامه‌ی کُردی». من از وجود چنین کتابی خبر نداشتم. برای همین کمی در اینترنت جستجو کردم و این اطلاعات را به دست آوردم:

مشخصات آلبوم «آواز اساطیر» شهرام ناظری:
- سال انتشار: ۱۳۸۲ خ/۲۰۰۳ م.
- شامل هفت ترانه به نام‌های:
یک) خورآوا (غروب): آوای رفتن خورشید
دو) مقام مجنونی: مویه بر مرگ لیلی
سه) چای بیژن (چاه بیژن): تمثیلی بر خودبینی بیژن در چاه ارژنگ و رهایی بیژن در سحرگاه به دست رستم
چهار) روسم (رستم): بیان نیاز به رستم و طلب یاری
پنج) مقام جلوشاهی
شش) مقام مجنونی لنگ، فغان مجنون پژار(غمبار) در هجران یار
هفت) شور درد
متن ترانه‌های این آلبوم هم در این نشانی یافت می‌شود.

و این هم درباره‌ی شاهنامه‌ی کردی:

- نام کتاب: شاهنامه کردی، جواهرپوش - بیژن و منیجه، شرح جنگ‌های ایران و توران و قصهء دلباختگی بیژن و منیجه در دوران شهریاری کیخسرو کیانی
- گردآوری: مصطفی بن محمود گورانی، ایرج بهرامی (مترجم)
- ناشر: هیرمند
- سال نشر: ۱۳۸۳ خ/۲۰۰۴ م.
- تعداد صفحه: ۴۱۴

جالب این که در نشریه‌ی اینترنتی «بلوط» در سال ۱۳۸۵ خ/۲۰۰۶ م چنین آمده است:
مشخص نیست که حکیم فردوسی شاعر ارجمند و ملی ایران، داستان‌های شاهنامه را که احتمالاً در مناطق کُردنشین کشور «ماد» بر زبان مردم کُرد جاری بوده گردآوری و با نبوغ شاعرانه‌ی خود ثبت و تنظیم نموده یا این كه برعکس، شاهنامه کُردی با الهام از شاهنامهء فردوسی توسی بازآفرینی شده است؟ آبشخور و سرچشمهء داستان‌های شاهنامه كدام منطقهء جغرافیایی کشور پهناور ایران زمین در روزگار باستان بوده؟ مشخص نيست! ...

این که فردوسی فرموده: «که رستم یلی بود در سیستان» نمی‌تواند دلیل قانع‌کننده‌ای برای اهل پژوهش باشد.

انگار نویسنده همین دیروز با شاهنامه‌ی فردوسی آشنا شده است که می‌گوید: مشخص نیست فردوسی داستان‌های شاهنامه را از کردستان گردآوری کرده یا شاهنامه‌ی کردی با الهام از شاهنامه‌ی فردوسی بازآفرینی شده است! اشاره‌ی وی به بیت سست
تهمتن یلی بود در سیستان - که من کردمش رستم داستان
که به این شکل آمده: «که رستم یلی بود در سیستان» نشان می‌دهد نویسنده‌ی مطلب چه قدر «اهل پژوهش» است و با شاهنامه‌پژوهی آشنا. این بیت از کتاب «یوسف و زلیخا»ی جعلی است که اصلا به فردوسی تعلق ندارد و بستن آن به فردوسی توسی سال‌هاست که رد شده است.

همین گونه سخن‌ها در نوشته‌ی دیگری در پایگاه «بروسکه» در آبان ۱۳۸۶ /اکتبر ۲۰۰۷ م تکرار شده است:
فریدون سه پسر داشت: سلم، تور، و ایرج. دیار غرب (کردستانات) را به سلم می‌دهد، ترکستان را به تور و بقیه نقاط را به ایرج.

سمنگان: در شاهنامه آنرا سمنگان بلخ و بخارا می‌داند، در حالیکه در نزدیکی کوه بیستون کرمانشاه، سمنگان موجود است. داستانها و سرگذشتهای فلکلوریک منطقه در باره‌ی سهراب و شاه سمنگان به تمامی حکایت از سمنگان واقعی شاهنامه در غرب ایران دارد نه در بلخ و بخارا.

سهراب: بنا [بر] روایت شاهنامهء فردسی، رستم راهش به سمنگان می‌خورد که در آنجا با تهمینه دختر والی سمنگان (شاه سمنگان) ازدواج می‌کند، و حاصل آن سهراب می‌شود. حال با این فرض که سمنگان همین سمنگان کرمانشاه باشد، با توجه امکانات آن زمان چطوری ممکن بوده است که رستم از زابل شرق ایران به غرب ایران بیاید، جز اینکه رستم در همان منطقه یعنی غرب می زیسته. (سقز)

ملاحظه می‌شود آثار فراوانی از شاهنامهء فردوسی در کردستان موجود است، که هیچکدام از موارد آن در مشرق ایران دیده نمی‌شوند.

روشن نیست ایشان از کجا می‌گوید که فریدون کردستانات (؟!) را به سلم بخشید. دیگر این که ایشان ابتدا این فرض غلط را می‌کند که سمنگان شاهنامه همان است که امروز در کرمانشاه در غرب ایران است. بعد می‌گوید چه طور رستم از شرق به غرب آمده است؟ بنابراین رستم هم اهل غرب ایران بوده است!

همین طور که می‌بینید برخی گمان می‌کنند چون این افسانه‌ها و استوره‌ها در میان آنها هم رایج
است پس در اصل از آن آنها بوده. اما اینها حماسه‌ها و افسانه‌های ایرانی است و در میان تمام ایرانیان رواج داشته است نه تنها در میان کردان و کشور ماد. حتا برخی از این شخصیت‌ها مانند جم یا جمشید از استوره‌های هندوایرانی است. البته در هندی «جم» به شکل «یمه» (Yima) است و خدای مردگان و دنیای زیرزمینی است. پس هندیان هم باید ادعا کنند که اصل شاهنامه‌ی فردوسی از آنان است نه از ایران!

سکاها از گروه‌های ایرانی بودند که هم در خاور و هم در باختر ایران زندگی می‌کردند. بنابراین اگر نام‌ها و نشان‌هایی از سکاها در غرب ایران نیز هست به همین خاطر است. برای نمونه سقز در باختر ایران از سَکه یا سکا آمده همان طور که سگستان یا سیستان در خاور از نام همین قوم است. سکاها هم در سیستان زندگی می کردند هم در لرستان و هم در کردستان و هم در جاهای دیگر ایران.

چند روز پیش هم از یکی از دوستان کرمانشاهی خود شنیدم که می‌گفت کُردها می‌گویند زرتشت کُرد بوده و اوستا به زبان کُردی است!!! می‌بینید چه هرج و مرجی است. وقتی ناآگاهی بیداد می‌کند. وقتی مردم نمی‌دانند که زبان اوستایی با زبان کردی فرق دارد و همه‌ی این زبان‌ها جزو خانواده‌ی زبان‌های ایرانی هستند. به خاطر ناآگاهی همگانی، هر کسی در پی ساختن کیستی (هویت) دروغین و ساختگی برای خود است. در صورتی که کیستی ریشه‌دار و تنومند ایرانی برای همه‌ی ما بسنده است و باید به فکر ایران و کیستی ایرانی خود باشیم نه تکه پاره کردن میراث کهن و شاخه شاخه شدن.