۱۴۰۵ شهریور ۱۹, پنجشنبه

فرخار بُت خانه بود، بوالمثل گفت: بُتِ من جانور آمد شَمَنَش بی دل و جان منم او را شَمَن و خانه من فرخار است.

 فرخار  بُت خانه بود، بوالمثل گفت:

 بُتِ من جانور آمد شَمَنَش بی دل و جان

 منم او را شَمَن و خانه من فرخار است ]

مطلوب است  شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج  بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی.  نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان  این بیت را با  حروف پهلوی  به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟  

شرح و معنی قطعه
در این بیت، ابوالعالم (یا ابوالعَطَب/بوالمثل) با استفاده از اصطلاحات آیین مانوی یا مهری و فضای دیرینِ بت‌خانه‌های شرق ایران، از عشق زمینی یا عرفانی خود سخن می‌گوید. شاعر معشوق خود را «بتِ جاندار» می‌نامد که برخلاف بت‌های بی‌روح سنگ و چوب، زنده و متحرک است، اما در عوض «شمن» (عابد یا راهب بت‌پرست) یعنی خودِ عاشق را بی‌دل و بی‌جان کرده است. شاعر خود را راهب این بتخانه و دلِ خویش را «فرخار» (معبد چین و ماچین، معبد زیبای مشهور در ادبیات کلاسیک فارسی) می‌داند که پرستشگاه آن معشوق جاندار است.

واژه‌های پیشااسلامی (ایرانی و انیرانی) در شعر

  • بت (Bot): واژه‌ای با ریشه پهلوی (بُت but) و سغدی، مشتق از نام بودا (Buddha) که از طریق زبان‌های آسیای میانه وارد فارسی شده است.

  • شمن (Šaman): واژه‌ای انیرانی (با ریشه سنسکریت Śramaṇa از طریق سغدی و چینی)، به معنای راهب، زاهد یا عابد آیین بودایی یا مانوی.

  • جانور (Jānvar): مرکب از واژه ایرانی «جان» (اوستایی yāna / پهلوی ǧān) و پسوند نسبت و وصفی «ور» (اوستایی -varǝ).

  • دل (Dil): واژه اصیل ایرانی، پهلوی dil، اوستایی zərǝd-.

  • خانه (Xāna): واژه اصیل ایرانی، پهلوی xānak، اوستایی xāna-.

  • فرخار (Farxār): واژه‌ای با ریشه سغدی-هندی (Poxār / Vihāra به معنای صومعه و معبد بودایی)، مأخوذ از زبان‌های انیرانی شرقی.

نگارش واژه‌های کلیدی با خط پهلوی (کتیبه‌ای یا کتابی ساسانی)
اگر شخصیتی مانند نوشیروان، بزرگمهر، موبد کرتیر یا سرایندگان پسااسلامی آشنا با خط پهلوی می‌خواستند این واژگان کلیدی را به خط پهلوی ساسانی (کتابی) بنگارند، حروف به شکل زیر نوشته می‌شدند (توجه: خط پهلوی الفبایی ناپیوسته یا نیمه‌پیوسته دارد و بسیاری از حروف مشترک‌اند):

  • بُت (byt / bwt): با حروف پهلوی به صورت 𐭡𐭥𐭲 (و یا با املای تاریخی آرامی‌وار ثبت می‌شد).

  • شَمَن (šmn): با حروف پهلوی به صورت 𐭱𐭬𐭭.

  • جان (ǧān): با حروف پهلوی به صورت 𐭩𐭠𐭭 یا 𐭪𐭠𐭭 (در پهلوی حرف جیم معمولاً با چ یا y نشان داده می‌شد).

  • دل (dil): با حروف پهلوی به صورت 𐭣𐭩𐭫.

  • خانه (xānak): با حروف پهلوی به صورت 𐭧𐭠𐭭𐭪.

سبک و سیاق نگارش واژگان به خط پهلوی

  • سبک کرتیر و روزگار ساسانی (کتیبه‌ای): کتیبه‌نویسان و موبدان عصر ساسانی (مانند کرتیر در کعبه زرتشت) اگر می‌خواستند چنین مفهومی را ثبت کنند، به جای واژگان عربی یا متأخر، از زبان پارسی میانه خالص (پهلوی کتیبه‌ای) با خطی متمایز، پهن و زاویه‌دار استفاده می‌کردند که فاقد نقطه‌گذاری بود و ابهامات خوانشی فراوانی داشت.

  • سبک بزرگمهر و دربار خسرو انوشیروان (پهلوی کتابی): دبیران دربار خسرو انوشیروان (که بزرگمهر حکیم ریاست آنان را بر عهده داشت) برای متون ادبی و حکمت‌آمیز از خط پهلوی شکسته یا کتابی (دین‌پهلوی) استفاده می‌کردند. در این سبک، بسیاری از واژگان به صورت «هُزوارش» (یعنی نگارش واژه آرامی و خواندن آن به پارسی میانه) نوشته می‌شدند؛ مثلاً به جای «خانه»، واژه آرامی BYT' (بیت) را می‌نوشتند اما «خانیگ» می‌خواندند.

  • سبک پسااسلامی: کاتبان و شاعران دوره‌های اسلامی (مانند سده‌های چهارم و پنجم هجری) که هنوز خط پهلوی را به عنوان خطی سرّی، جادویی یا علمی می‌شناختند (مشابه استفاده از خط اوستایی یا پهلوی در بعضی حواشی نسخه‌های کهن زرتشتی)، این واژگان را با آمیزه‌ای از املاهای سنتی پهلوی کتابی و با احتیاط نسبت به تلفظ زبان دری می‌نگاشتند، چرا که خط پهلوی توانایی ثبت دقیق مصوت‌های کوتاه زبان فارسی دری را نداشت.