شاکار بیگار باشد که مجرگ خوانند، کسائی گفت:
نکنی طاعت و آنگه که کنی سست و ضعیف
راست گویی که همه سخره و شاکار کنی
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
معنی و شرح قطعه
بیت مندرج متعلق به ابوالحسن کسائی مروزی (شاعر قرن چهارم هجری) است و مفهومی اندرزی و دینی دارد.
- شرح معنا: شاعر خطاب به انسانِ کاهل در عبادت میگوید: عبادتی که با سستی و بیحالی انجام شود، شاکارِ بیگار (کارِ اجباری و بیرغبت) است. تو چنان هستی که گویی هنگام طاعتکردن، آن را از سرِ تمسخر، استهزا و کارِ فرمایشی به جا میآوری. واژه «سخره» به معنای استهزا، مسخره کردن و کارِ بیگاریِ اجباری است.
واژگان پیشااسلامی (ایرانی و انیرانی)
- شاکار (یا کارِ شاهی / کارِ بزرگ): ریشه در ایرانی میانه (پهلوی ساسانی و اشکانی) دارد. ترکیب کار به همراه پسوند یا پیشوندِ باستانیِ مرتبط با بزرگی یا کارِ ویژه. در فرهنگها به معنای کار بزرگ یا کار اجباری آمده است.
- بیگار: واژهای اصیل ایرانی (در پهلوی: ویجار یا در پیوند با کارِ بیمزد و اجباری). ریشه در پهلوی دارد و به کارِ اجباریِ بیمزد اطلاق میشود.
- طاعت: واژهای عربی (انیرانی در حوزه زبانهای باستانی ایرانی) که پس از اسلام وارد زبان پارسی شده است.
- سخره: واژهای عربی (انیرانی) که آن هم از زبانهای سامی وارد ادب پارسی شده است.
خط و سبک نگارش واژگان کلیدی در روزگار باستان
اگر نویسندگانی چون نوشیروان، بزرگمهر، کرتیر یا شاعران پهلویگو میخواستند واژگان کلیدی این بیت (کار، بیگار، سست) را به خط پهلوی (کتیبهای یا کتابی) بنگارند، شیوههای زیر به کار میرفت:
- واژه «کار» (kār):
- خط پهلوی کتابی (پازند/دین دبیره): به صورت منفصل یا متصل با حروف ک - ا - ر نگاشته میشد. در خط پهلوی کتابی به شکل حرفنویسی $k-l$ نوشته شده و خوانده میشود $kār$.
- خط پهلوی کتیبهای (کتیبههای ساسانی مانند کرتیر): با حروف منفصل سنگنبشتهای به شکل 𐭪𐭫 (K-R) ثبت میگردد.
- واژه «بیگار / ویگار» (bīgār):
- در پهلوی ساسانی به صورت هجایی با حروف و - ی - گ - ا - ر یا ب - ی - گ - ا - ر نوشته میشد. در خط پهلوی کتابی صورت نگارشی آن برای واژههای با پیشوند وی/بی به صورت حروف متصل $b-y-g-a-r$ است.
- واژه «سست» (sust):
- در پهلوی به صورت $s-w-s-t$ نگاشته میشود که واو در اینجا علامت مصوت کوتاه یا بلند (u) است.
شیوه نگارش شخصیتهای تاریخی
- کرتیر موبد (قرن سوم میلادی - دوره ساسانی): اگر میخواست این مفاهیم را در کتیبههای کعبه زرتشت یا نقش رجب بنگارد، از خط پهلوی کتیبهای (سنگنبشتهای) با حروف منفصل و زاویهدار استفاده میکرد و برای واژگان ایرانی مانند «کار» شکل آرکائیک و کهنترِ کتیبههای دوره شاپور اول را به کار میبرد.
- بزرگمهر حکیم و انوشیروان (قرن ششم میلادی): در دوران طلایی ساسانیان، متون اندرزی و پندنامه ها به خط پهلوی کتابی (پازند/سدههای متأخر ساسانی) نوشته میشد که در آن حروف به هم پیوسته بودند و خط دچار کژتابیهای املایی (هزوارشنویسی) بود؛ به طوری که گاه واژگان آرامی به جای پارسی نوشته میشد اما پارسی خوانده میشد (مثلاً به جای کار ممکن بود امله آرامی آن نوشته شود اما تلفظ پهلوی مد نظر باشد).
کدام بخش از واژهشناسی پهلوی این اشعار یا ریشهشناسی واژه «شاکار» نیاز به تحلیل دقیقتری دارد؟
