۱۴۰۵ شهریور ۱۹, پنجشنبه

یار چون دو برادر بود و هر دو را زن بود آن زنان یکدیگر را یار خوانند،شاعر گوید: چه نیکو سخن گفت یاری بیاری که تاکی کشیم از خُسُر ذِلّ و خواری.

 یار چون دو برادر بود و هر دو را زن بود آن زنان یکدیگر را یار خوانند،شاعر گوید:

چه نیکو سخن گفت یاری بیاری

که تاکی کشیم از خُسُر ذِلّ و خواری 

مطلوب است  شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج  بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی.  نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان  این بیت را با  حروف پهلوی  به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟  

شرح و معنی قطعه

«یار» در اصطلاح کهن به همسرانِ برادران (زن‌برادری یا هم‌ترازو) اطلاق می‌شده است؛ زیرا دو زن که همسر دو برادر بودند، یکدیگر را «یار» می‌خواندند. بیت مورد نظر گویای این معناست که یکی از این دو زن خطاب به دیگری سخنی بسیار درست و به‌جا گفته است با این مضمون که: «تا کی باید از دست پدرشوهر (یا خویشاوندان همسر) خواری و ذلت بکشیم؟» واژه «خُسُر» بر اساس فرهنگ لغت دهخدا هم به معنای پدر زن و هم پدر شوهر آمده است، و در اینجا با توجه به سیاق بیت، به معنای پدرشوهر یا بزرگِ خانواده شوهر است که عروسان از سلطه یا سخت‌گیری او به ستوه آمده‌اند.

بررسی واژگان پیشااسلامی (ایرانی و انیرانی)

  • یار: ریشه در ایرانی میانه (yār) و پارسی باستان (yāri- به معنای مدد و یاری) دارد که در اینجا دلالت بر هم‌مسلک و شریک زندگی خانوادگی دارد.

  • سخن: از زبان‌های ایرانی میانه (پهلوی: su-xwan / پارتی: suxawn) مشتق شده است.

  • کشیم: از فعل کشیدن (پهلوی: kēšītan یا kaš-) که ریشه هندواروپایی دارد.

  • خُسُر: ریشه در زبان‌های ایرانی باستان دارد (اوستایی: xvasura- / سانسک릿: śvaśura- / پهلوی: xswsr یا xusur) که به معنای پدرزن یا پدرشوهر است و سابقه بسیار کهنی در خانواده‌های پدرسالار هندواروپایی دارد.

  • ذِلّ: واژه‌ای عربی و انیرانی است که پس از ورود اسلام وارد بافت واژگانی زبان فارسی شده و در متون تلفیقی دوره اسلامی رواج یافته است.

  • خواری: از ریشه ایرانی میانه (xwār) به معنای پستی و ناخوشی، که بخش اول آن با واژه «خوار» (سبک و بی‌مقدار) پیوند دارد.

نگارش واژگان منتخب با خط پهلوی (کتیبه‌ای و کتابی)

خط پهلوی (چه کتیبه‌ای و چه کتابیِ تحریری) خطی است برگرفته از آرامی که در آن بسیاری از واژگان به صورت «هزوارش» (یعنی نوشتن به خط آرامی و خواندن به زبان پهلوی) یا به صورت کاتبانه نوشته می‌شدند. سبک نگارش واژگان کلیدی این بیت در پهلوی ساسانی به شرح زیر است:

  • خسر ($xwsl$ یا $xwsrw$): در خط پهلوی کتابی به صورت حروف منفصل یا پیوسته به شکل همزه/خ-س-ر نگاشته می‌شد (پهلوی ساسانی: $𐭠𐭥𐭮𐭥$ یا مشابه آن با حروف نگارش پهلوی کتابی: $xwsl$).

  • یار ($y-ā-r$): در پهلوی کتابی به صورت $yʾl$ یا $y-l$ نوشته می‌شد.

  • کشیم ($k-š-ī-m$): فعل متکلم مع‌الغیر از مصدر کشیدن، در پهلوی به شکل بن مضارع کش- ($kš-$) به همراه شناسه‌های شخصی نگاشته می‌شد.

سبک نگارش و رویکرد چهره‌های تاریخی به این واژگان

شیوه نگارش و برخورد با این بیت بسته به اینکه کدام‌یک از چهره‌های نامبرده آن را به تحریر درمی‌آوردند، تفاوت چشمگیری داشت:

  • کِرتیر (موبد نامدار ساسانی): اگر کرتیر (در قرن سوم میلادی) با چنین عباراتی مواجه می‌شد، مطلقاً از واژگان عربیِ دخیل مانند «ذل» پرهیز می‌کرد و متن را به زبان «پارسی میانه کتیبه‌ای» (سنگ‌نوشته‌ای) با خط پهلوی کتیبه‌ایِ مأخوذ از عصر ساسانی، با واژگان خالص دینی و ساختار کهن اوستایی-پهلوی می‌نگاشت و احتمالاً بار اخلاقی و نهاد خانواده را بر اساس شریعت مزدیسنا تنظیم می‌کرد.

  • نوشیروان دادگر و بزرگمهر حکیم: در عصر خسرو انوشیروان (قرن ششم میلادی)، زبان پهلویِ درباری (پهلوی ساسانیِ مکتوب) به اوج شکوفایی خود رسیده بود. بزرگمهر این بیت را احتمالاً در قالب اندرزنامه یا ترانه‌های عامیانه پهلوی ساسانی (پهلوی اشکانی‌گونه یا ساسانیِ خالص) با خط «پهلوی کتابی (پازند/دیوه‌ای)» می‌نوشت. در آن دوره واژه «خسر» کاملاً اصیل و رایج بود، اما اثری از واژگان عربی مانند «ذل» دیده نمی‌شد و به‌جای آن از واژگان اصیل پهلوی نظیر dus-xوار یا apȳr استفاده می‌کردند.

  • سراینده پسااسلامی: شاعر این قطعه در دوران اسلامی زیسته است؛ زیرا وجود واژه عربیِ «ذل» در کنار واژه کهن ایرانی «خسر» گواه بارز شعر دوزبانه یا آمیخته‌ی دوران انتقال فرهنگی (قرون اولیه اسلامی) است. سراینده پسااسلامی این بیت را با الفبای فارسی-عربی نگاشته است، اما خاطره‌ی معناییِ اصطلاحات کهن گاه‌شماری و خویشاوندی مانند «یار» برای هم‌ترازوهای زنِ برادر و «خسر» برای پدرشوهر را از متون یا فرهنگ عامه پیش از اسلام به ارث برده و در قالب شعر فارسی دری ریخته است.

از میان نام‌های خویشاوندی کهن، کدام‌یک از واژگان دیگر در ذهن شما هست که بخواهیم ریشه‌شناسی و بررسی خطی آن را در دوره‌های باستانی پی بگیریم؟