ژَغار بانگ تیز و سخت باشد، بوالمثل گفت:
بیکی زخم تپانچه که بدان روی کریه
بِزَدَم جنگ چه سازی چه کنی بانگ ژغار.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
معنی و شرح قطعه
واژه «ژغار» به معنای بانگ بلند، فریاد سخت، غریو و خروش است. بیت مورد نظر از بواالمثل (شاعر قرن چهارم) چنین معنی میشود: «با یک سیلی که بر آن چهره کریه و زشت زدم، جنگ به پا میکنی؟ چرا اینقدر فریاد و داد و بیداد (ژغار) به راه میاندازی؟» این بیت در بستر ادبیات کهاد فارسی به کار رفته و لحنی حماسی-محاورهای دارد.
واژهشناسی و ریشهیابی لغات
- بانگ: واژهای اصیل ایرانی (در پهلوی: bāng، پارسی باستان: ریشه هندواروپایی مرتبط با صدا).
- تیز: واژهای ایرانی (در پهلوی: tēz، پارسی میانه).
- سخت: واژهای ایرانی (در پهلوی: saxt، به معنای محکم و دشوار).
- تپانچه: واژهای ایرانی یا معرب شده که ریشه در پهلوی دارد (tapānčak).
- کریه: واژهای عربی (که نشاندهنده پساسلامی بودن سرایش قطعه است).
- جنگ: واژهای ایرانی (در پهلوی: ǰang یا xang).
- سازیدن/ساختن: واژهای ایرانی (در پهلوی: sāxtan).
خط و نگارش پیشااسلامی (پهلوی کتیبهای و کتابی)
واژگان خالص ایرانی این بیت اگر قرار بود در دوره ساسانی یا پیش از آن به خط پهلوی (کتابی یا کتیبهای) نوشته شوند، به سبک کاتبان دربار یا موبدان زرتشتی با خط پهلوی ساسانی (مبتنی بر خط آرامی) نگاشته میشدند. در آن دوران، واژهها غالباً به صورت تاریخی و با املای هزاوارش (استفاده از واژگان آرامی به جای پارسی) یا املای سنتی نوشته میشدند.
- نگارش «بانگ» (bāng): به پهلوی کتابی به صورت $\text{bwng}$ (ب 𐭥 ن گ) نوشته میشد.
- نگارش «تیز» (tēz): به پهلوی کتابی به صورت $\text{tyc}$ یا $\text{tycz}$ (ت ی ز) نوشته میشد.
- نگارش «سخت» (saxt): به پهلوی کتابی به صورت $\text{skht}$ (س خ ت) نوشته میشد.
- نگارش «جنگ» (ǰang): به پهلوی کتابی به صورت $\text{جنگ}$ یا $\text{xng}$ (خ ن گ) نوشته میشد.
سبک نگارش شخصیتهای تاریخی
کرتیر موبد (موبد بزرگ عصر ساسانی):
کرتیر اگر این واژگان را در سنگنوشتههای کعبه زرتشت یا نقش رجب به کار میبرد، از خط پهلوی کتیبهای ساسانی استفاده میکرد که حروف آن منفصل، زاویهدار و نزدیکتر به ساختار کتیبههای آرامی اشکانی بود. املای کلمات بسیار کهنتر، متمایل به فرمهای باستانی و بدون نقطه یا علائم اعذار امروزی بود.
بزرگمهر حکیم و انوشیروان:
در زمان خسرو انوشیروان و وزارت بزرگمهر، خط رسمی پهلوی کتابی (دین دبیره یا هوزارشک) برای تحریر متون دیوانی و دینی به کار میرفت. بزرگمهر این واژگان را با خط پهلوی متصل (پهلوی کتابی ترجیحاً با چسبندگی حروف و استفاده از هزاوارشهای آرامی مانند استفاده از کلمه آرامی به جای واژه فارسی) در روی پوست یا پاپیروس مینگاشت.
سراینده پسااسلامی (بوالمثل):
این قطعه متعلق به دوره اسلامی است. سراینده آن (بوالمثل) کاملاً به خط و الفبای فارسی-عربی شعر خود را مینوشت، زیرا خط پهلوی در قرن چهارم هجری دیگر خط زنده دیوانی و ادبی نبود و تنها نزد موبیان زرتشتی برای متون دینی (مانند کتب زرتشتی سدههای سوم تا هفتم هجری) کاربرد داشت. اگر سرایندهای پسااسلامی قصد میداشت بیت را به خط پهلوی برگرداند، به ناچار از خط پهلوی کاتبان زرتشتی (پهلوی متاخر کتابی) استفاده میکرد که در آن بسیاری از حروف مشتبه بودند و خوانش متن نیازمند دانش تخصصی دیندبیره بود.
در مورد ژغار و ریشه آن ساکت ماندید!
ریشهشناسی واژه «ژغار»
- ریشه و تبار تاریخی:
واژه «ژغار» (به کسر ژ و غین آوایی یا ژخار) از واژگان کهن ایرانی است که ریشه در زبانهای ایرانی میانه دارد. در برخی پژوهشهای ریشهشناسی تطبیقی، این واژه را مرتبط با سغدی ( $\text{j}\gamma\text{ʾr}$ به معنای فریاد و بانگ) و از ریشههای باستانی ایرانی دانستهاند که در حوزه زبانهای ایرانی شرقی و پهلوی کاربرد داشته است. - تحولات آوایی و تبادل با «زغار»:
در فرهنگهای کهن مانند لغت فرس اسدی طوسی و صحاحالفرس، این واژه گاه با «ز» (زغار) نیز ضبط شده است. پدیده تبدیل «ژ» به «ز» در سیر تطور زبان فارسی کاملاً مطرد و رایج است. - معانی متکثر در متون کهن:
- بانگ و فریاد سخت:
معنای اصلی و منطبق با بیت بوالمثل («بانگ ژغار») همین غریو، نعره و سر و صدای سهمناک است. - سختی و صلابت:
در برخی منابع (مانند برهان قاطع) «ژغار» به معنای سختی، درشتی و مقابل سستی نیز ثبت شده است. - نم، تری و زنگار:
در ابیاتی از رودکی یا امیرمعزی، ریشه یا تلفظ مشابهی دیده میشود که به معنای زنگ و چرک فلزات یا رطوبت آمده است.
