شیپور نای رویین بود، اسدی گوید:
ز کوس و ز زند و درای خروش (؟)
ز شیپور و ز ناله های جوش
مطلوب است شرح ومعنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح و معنی بیت
این بیت حماسی از اشعار کهن فارسی (احتمالاً منتسب به اسدی طوسی در لغتنامه یا متون قدیم) توصیفی از غریو جنگ، غرش شیپورها و همهمه میدان نبرد است. در این بیت، سراینده از برخورد سپاهیان و به صدا درآمدن ادوات جنگی سخن میگوید.
- ز کوس و ز زندو درای خروش: از صدای طبل بزرگ (کوس)، جرس و درای (زنگهای کاروان یا سپاه) غریو و هیاهویی به پا خاسته است. (واژه «زندو» در اینجا احتمالاً ریختی از زنگ، درای یا ابزاری صوتی در جنگ است).
- ز شیپور وز ناله های جوش: و از صدای شیپورهای جنگی همراه با نالههای برخاسته از دل جوشوخروش میدان کارزار، هوا پر شده است.
واژگان پیشااسلامی و ریشهشناسی آنها
این بیت حاوی واژگانی با ریشههای کهن ایرانی و باستانی است:
- کوس: واژهای کهن در زبانهای ایرانی (پهلوی: kōs) که به طبل بزرگ جنگی اطلاق میشود.
- درای: از ریشه اوستایی و پهلوی مرتبط با صدا و زنگ (drāy به معنای صدا کردن و آواز دادن).
- خروش: از ریشه اوستایی xraos- (فریاد و غریو).
- شیپور: واژهای که ریشه در سازهای کهن بادی دارد.
کتابت واژگان با خط پهلوی (خط رایج دوره ساسانی)
اگر شخصیتی مانند انوشیروان، بزرگمهر یا موبدان بزرگ ساسانی (مانند کرتیر) میخواستند این واژگان را با خط پهلوی کتیبهای (مزه ییس) یا پهلوی کتابی (کتابچهای) نگارند، سبک نگارش به صورت زیر میبود (به دلیل ساختار هزوارشنویسی و خط منفصل یا متصل پهلوی):
- کوس (Kōs): به صورت
𐭪𐭅𐭎(کوْس) یا با رسمالخط پهلوی کتابی نوشته میشد. - درای (Drāy): به صورت
𐭃𐭫𐭠𐭩(دراي) ثبت میگردید. - خروش (Xrōš): به صورت
𐭇𐭫𐭥𐭱(خرٛوش) نگاشته میشد.
سبک و سیاق نگارش در دوره ساسانی
دبیران دربار ساسانی (مانند بزرگمهر حکیم) و موبدان زرتشتی (مانند کرتیر در کتیبههای سنگنوشتهاش مانند کعبه زرتشت) برای ثبت واژگان از دو شیوه استفاده میکردند:
- خط پهلوی کتیبهای (مشی سنگنوشته): حروف به صورت منفصل، زاویهدار و با دقت بالا روی سنگ حک میشدند تا ماندگار باشند. کتیبهنویسان دوره ساسانی واژگان حماسی و نظامی را با خطی بسیار رسمی و با الهام از خط آرامی باستان ولی با واژگان خالصتر پهلوی زبانی ثبت میکردند.
- خط پهلوی کتابی (دبیری): در این سبک که بر روی پوست و کاغذ نوشته میشد، بسیاری از واژگان به صورت شکسته و متصل نوشته شده و خط پیوند حروف بسیار پیچیده بود. همچنین به جای واژگان فارسی، گاه از هزوارشهای آرامی (نوشتن واژه آرامی و خواندن آن به پهلوی) استفاده میشد؛ هرچند واژگان خاص نظامی مانند «کوس» مستقیماً با حروف پهلوی آوایی نگاشته میشدند.
سراینده پسااسلامی (مانند اسدی طوسی) این واژگان کهن را از زبان پهلوی یا متون باستانی به شعر پارسی دری منتقل کرده است، در حالی که دبیر ساسانی همان مفاهیم را با خط و سیستم نگارشی پیچیده پهلوی ساسانی ثبت میکرد.
همان نگارش چگونه است؟
واژهنامه و نگارش پهلوی دقیق واژگان بیت
اگر بخواهیم دقیقاً واژگان اصلی این بیت (کوس، درای، خروش، شیپور) را به سبک دبیران و موبدان عصر ساسانی (خط پهلوی کتابی متداول در کتب و رسائل پهلوی مانند مادیان هزار دادستان یا متنهای دینی، و خط کتیبهای کتیبههای کرتیر) بازآفرینی کنیم، نگارش آنها به صورت زیر خواهد بود:
- کوس (Kōs):
- خط پهلوی کتابی:
𐭪𐭅𐭎(یا با حروف پیوسته پدیده آمده در خط تحریری: k-w-s) - ریشه و معادل پهلوی: این واژه در پهلوی به همین صورت kōs (کوس) برای طبل بزرگ جنگی به کار میرفته است.
- درای (Drāy):
- خط پهلوی کتابی:
𐭃𐭫𐭠𐭩(d-l-ā-y) - ریشه و معادل پهلوی: از ریشه اوستایی drā- (صدا کردن) و در پهلوی به صورت drāy (بانگ، صدا، زنگ).
- خروش (Xrōš):
- خط پهلوی کتابی:
𐭇𐭫𐭥𐭱(ḥ-l-w-š یا x-l-w-š) - ریشه و معادل پهلوی: در پارسی میانه به صورت xrōš (خروش، فریاد) از ریشه باستانی xraos- ثبت شده است.
- شیپور (Šēpūr / Šābūr):
- خط پهلوی کتابی:
𐭱𐭩𐭯𐭥𐭫(š-y-p-w-l) - ریشه و معادل پهلوی: این ساز در متون پهلوی و سغدی با فرمهایی نزدیک به šēpūr یا šābūr شناخته میشد که ریشه در سازهای بادی کهن ایرانی و میاندوره دارد.
سبک نگارش و سیاق خطی در روزگار خسرو انوشیروان و کرتیر
- سیاق کتیبهای (عصر کرتیر - سده سوم میلادی): در کتیبههای سنگنوشته پهلوی اشکانی و ساسانی (مانند سنگنوشتههای کعبه زرتشت یا نقش رجب)، حروف کاملاً منفصل (جدا از هم)، با لبههای تیز و زاویهدار و به منظور ماندگاری بر روی صخرهها کندهکاری میشدند. خط کتیبهای فاقد ابهام خط کتابی متأخر است و هر حرف هویت مستقل خود را حفظ میکند.
- سیاق تحریری و کتابی (عصر خسرو انوشیروان و بزرگمهر - سده ششم میلادی): در دوره ساسانی متأخر که نهضت ترجمه و تدوین متون (مانند پهلویگردانی کلیلک و دمنه یا اوستا) به اوج رسید، دبیران دربار خسرو انوشیروان از خط پهلوی کتابی (پارسیک) استفاده میکردند. در این سبک، بسیاری از حروف (مانند الف، ل, و, ی) به دلیل سرعت نگارش با قلم و دوات بر روی پوست آهو یا کاغذ، به هم میچسبیدند و خواندن متن مستلزم تسلط کامل بر «هزوارشها» و سیاق اتصال حروف بود.
اگر بزرگمهر حکیم میخواست این بیت را به عنوان دستور یا یادداشت دیوانی روی پوست ثبت کند، با همین خط پیوسته و با ترکیب حروف پهلوی پارسیک آن را مینگاشت.
که می شد؟
برای اینکه ملموستر باشد که این بیت یا عبارت اگر در روزگار ساسانی به خط پهلوی کتابی (تحریریِ متداول در عصر انوشیروان و بزرگمهر) نوشته میشد چه شمایلی به خود میگرفت، کل عبارت یا سطر به همان شیوه پیوسته و با حروف پهلوی پارسیک بدینگونه ترسیم یا بازسازی میشد:
نمونه کتابت سطری (پهلوی کتابی متأخر):
در این سبک، واژگان از راست به چپ و با اتصالات خاص خط پهلوی (که در آن حروف الف، و، ی، ل به حروف بعد میچسبند یا شکلهای مشترک دارند) تحریر میشدند. نگارش واژگان کلیدی این بیت در کنار یکدیگر به شکل یک سطر دیوانی یا دبیرستانی چنین میگردید:
𐭪𐭅𐭎 𐭅 𐭃𐭫𐭠𐭩 𐭅 𐭇𐭫𐭥𐭱 (کوس و درای و خروش)
توضیح پیرامون سبک نگارش:
- حرف ربط «و»: در خط پهلوی با حرف Waw (
𐭅) نوشته میشد که هم صدای واو عطف و هم صداهای o, u, w را بازتاب میداد. - جداسازی یا اتصال: در خط تحریریِ پوستنوشتهها، دبیران دربار ساسانی کلمات را به صورت زنجیرههای پیوسته (مانند خط نسخ یا نستعلیق شکستهی اولیه) مینوشتند و خواننده باید با شناخت ساختار واژه (مانند kws برای کوس یا drāy برای درای) آن را بازخوانی میکرد.
زند. [زَ] (ص) بزرگ. عظیم. (از برهان) (غیاث). بزرگ مرادف زنده. (از فرهنگ رشیدی). عظیم. بزرگ. (ناظم الاطباء). بزرگ مانند زنده پیل ... (از انجمن آرا) (از آنندراج). زنده. ژنده. بزرگ. عظیم. کلان. قوی. نیرومند. (فرهنگ فارسی معین). بزرگ. (از فهرست ولف):
نهادم ترا نام دستان زند
که با تو بدر کرد دستان و بند.
دو بازو به زنجیرها کرده بند
بهم بسته در پای پیلان زند.
همه یشک و خرطوم پیلان زند
چو خشت دلیران و خم کمند.
- زند پیل؛ پیل عظیم. معرب است. (منتهی الارب). مأخوذ از فارسی، فیل بزرگ و عظیم الجثه. (ناظم الاطباء). مأخوذ از فارسی ژنده پیل؛ فیل بزرگ. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به المعرب جوالیقی ص 176، نشوءاللغة ص 91 و البیان و التبیین ج 1 ص 121 شود.
- زند رزم ؛ جنگ بزرگ. (ناظم الاطباء).
- زند فیل؛ فیل بزرگ. (ناظم الاطباء).
- زنده پیل؛ پیل بزرگ. (آنندراج). ژنده پیل. فیل بزرگ که معرب آن زندبیل است. رجوع به ترکیب قبل شود.
نهادم ترا نام دستان زند
که با تو بدر کرد دستان و بند.
دو بازو به زنجیرها کرده بند
بهم بسته در پای پیلان زند.
همه یشک و خرطوم پیلان زند
چو خشت دلیران و خم کمند.
- زند پیل؛ پیل عظیم. معرب است. (منتهی الارب). مأخوذ از فارسی، فیل بزرگ و عظیم الجثه. (ناظم الاطباء). مأخوذ از فارسی ژنده پیل؛ فیل بزرگ. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به المعرب جوالیقی ص 176، نشوءاللغة ص 91 و البیان و التبیین ج 1 ص 121 شود.
- زند رزم ؛ جنگ بزرگ. (ناظم الاطباء).
- زند فیل؛ فیل بزرگ. (ناظم الاطباء).
- زنده پیل؛ پیل بزرگ. (آنندراج). ژنده پیل. فیل بزرگ که معرب آن زندبیل است. رجوع به ترکیب قبل شود.
