نُهازید . چنان باشد که گویی بترسید [از کسی] یا از چیزی [طییان گوید: لبت گویی که نیم کَفته گل است می و نوش اندرو نَهُفتَستی زلف گویی ز لب نهازیده است بگله سوی چشم رفتستی]. واژگان پهلوی؟
بله، این ابیات بسیار لطیف و پُر از ظرافتِ «طیان ژاژخواه» سرشار از واژگانِ ناب و کهنِ پارسی است که پیوندی عمیق و مستقیم با زبان پهلوی (پارسی میانه) دارند.
فرهنگنویسان کهن (مانند اسدی طوسی در لغت فُرس) این دو بیتِ نغزِ طیان را دقیقاً در مدخل واژهٔ باستانی و گمشدهٔ «نُهازیدن» (به معنای ترسیدن، رمیدن، یا فاصله گرفتن و دوری کردن) زنجیره کردهاند. طیان در این شعر با استعارهای شگفتانگیز، موهای زلف معشوق را به خاطر سیاهی و آشفتگی، به گلهای تشبیه کرده که از لبهای سرخ و روشنِ او ترسیده و رمیده (نهازیده) و به سمت چشمها فرار کرده است.
بررسی ریشهشناسی پهلوی و زبانی واژگان کلیدی این قطعه:
۱. نُهازیدن (نُهازیده)
- معنی در لغتنامههای کهن: ترسیدن، رَمیدن، وحشت کردن و گریختن از برابر کسی یا چیزی.
- ریشه پهلوی: این واژه از پیشوند پهلوی ni- / niγ- (به معنی پایین، درون، یا به سوی عقب) + ریشهٔ فعلی و کهن باستانی ساخته شده است که در پارسی میانه به معنای «عقبنشینی کردن از روی ترس، یا پرهیز و دوری کردن» روان بوده است. این فعل پس از قرن پنجم هجری کاملاً از زبان زنده خارج شد و امروز تنها در لغتنامهها یافت میشود.
۲. کَفْتِه (نیمکفته)
- معنی در شعر: شکفته، بازشده، دندانهدار و ترکخورده. (نیمکفته گل یعنی غنچهٔ گلی که تازه نیمشکفته شده است).
- ریشه پهلوی: این واژه نعت مفعولی از فعل پهلوی kaftidan یا شکافتن / ترک خوردن است که ریشهای کاملاً پارسی میانه دارد و برای غنچهای که پوستهٔ آن شکافته و در حال باز شدن است به کار میرفته است.
۳. نَهُفتَستی (نهفتهای)
- معنی: پنهان کردهای.
- ریشه پهلوی: این واژه از فعل پهلوی nihumbādan / nihuftan (به معنی پوشاندن و پنهان کردن) گرفته شده است. ساختار «نهفتستی» صورتِ کهنِ ماضی نقلی/استمراری در پارسی دریِ عهد سامانی و غزنوی است.
۴. بَگَلِه (به گله)
- معنی در شعر: به صورت گله، گروهی، و دستهجمعی.
- ریشه پهلوی: واژه «گله» (به معنی گروه چارپایان یا مَجازاً هر گروهِ انبوه) بازماندهٔ مستقیم واژهٔ پهلوی galag (گَلَگ) به همین معناست. طیان تارهای آشفته و سیاه زلف معشوق را به «یک گلهٔ رمیده» تشبیه کرده است.
۵. زُلف
- معنی: موی تابیده و طرهٔ کنار پیشانی.
- ریشه پهلوی: این واژه در زبان پهلوی به صورت zulf یا zulm به معنی موی بلند و آرایششدهٔ سر به کار میرفته است.
معنای ساده و شاعرانه ابیات طیان ژاژخواه:
«لبهای تو [از بس ظریف و سرخ است] گویی غنچهای از گل است که تازه نیمشکفته (نیمکفته) شده؛ و تو مِی و شربتِ نوشینِ گوارا را در میان آن پنهان کردهای (نهفتستی).
[سرخی و زیبایی لبهایت چنان است که] گویی موهای زلفِ تو از لبت ترسیده و رمیدهاند (نهازیده است)؛ و به نشانهٔ شکایت و گله، به صورتِ یک گلهٔ فراری (بگله) به سمتی دیگر یعنی سویِ چشمانت پناه برده و رفتهاند.»
تصویرسازی طیان با فعل «نهازیدن» یکی از زیباترین مبالغههای شعر سبک خراسانی است. آیا مایلید با واژگان پهلوی کهنِ دیگری در قلمرو اعضای چهره و استعارههای زیبایی (مانند چشمه، زنخدان یا گیس) آشنا شوید، یا واژهٔ شگفتانگیز دیگری از لغت فُرس مد نظر دارید؟
