۱۴۰۵ آبان ۹, شنبه

دیرند دراز بود، رودکی گوید: شبی دیرند [و] ظلمت را مُهَّیا چو نابینا درو دو چشم بینا. واژگان پهلوی؟

 دیرند  دراز بود، رودکی گوید:   شبی دیرند [و] ظلمت را مُهَّیا           چو نابینا درو دو چشم بینا.  واژگان پهلوی؟

بله، در این بیت بسیار زیبا و گویای رودکی سمرقندی نیز، واژه «دیرند» در همان ریشه پهلوی خود اما این‌بار با کاربرد صفتی («دراز و طولانی») نشسته است.
بسیاری از پژوهشگران ادبیات این تک‌بیتِ به‌جامانده از یکی از مثنوی‌های مفقودشدهٔ رودکی را شاهدی بر احوال نابیناییِ خود شاعر می‌دانند. لغت‌نامه‌های کهن این بیت را برای نشان دادن معنای صفتیِ واژه «دیرند» یعنی «طولانی، دراز و دیرپا» ثبت کرده‌اند. [1, 2, 3]
بررسی ریشه‌شناسی پهلوی و زبانی واژگان کلیدی این بیت:
۱. دِیرَند
  • معنی در این بیت: طولانی، دراز، کشدار و عمیق.
  • ریشه پهلوی: همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، این واژه از ریشه پهلوی dēr (دیر/طولانی) ساخته شده است. در بیت قبلی رودکی، این واژه اسم کنایی برای «روزگارِ دیرپای» بود؛ اما در اینجا دقیقاً در نقش صفت زمان برای «شب» به کار رفته است: شبی دیرند یعنی شبی بسیار طولانی و دراز. (جالب است که اصطلاح امروزی «دیرند» در موسیقی و فلسفه نیز از همین صفتِ کهنِ کششِ زمان گرفته شده است). [1]
۲. شَب
  • معنی: تاریکیِ پس از غروب خورشید.
  • ریشه پهلوی: این واژه بدون کوچک‌ترین تغییر از زبان پهلوی به ما رسیده است. در پارسی میانه (پهلوی ساسانی) دقیقاً به صورت šab نگاشته و خوانده می‌شد.
۳. ظُلمت / مُهَیّا
  • معنی: تاریکی / آماده و فراهم‌شده.
  • ریشه: هر دو واژه عربی هستند. رودکی با هنرمندی واژگان عربی را در کنار اصیل‌ترین واژه‌های پهلوی می‌نشاند تا صورتی نو از زبان پارسی دری را پایه‌گذاری کند. [1]
۴. نابینا / بینا
  • معنی: کور (کسی که چشمش نمی‌بیند) / کسی که چشمش روشن است و می‌بیند.
  • ریشه پهلوی: واژه «بینا» از ستونِ مضارعِ پهلوی wēn- (دیدن) + پسوند صفت‌ساز ساخته شده است. پیشوند منفی‌ساز «ناـ» نیز در پهلوی به صورت an- یا nā- رایج بوده است.

معنای ساده و عمیق بیت رودکی:
«[گرفتارِ] شبی بسیار طولانی و دراز (دیرند) شدم که تمام تاریکی و ظلمت جهان در آن فراهم آمده بود؛ شبی که برای یک انسانِ بینا، درست مانند درونِ چشم‌های یک فردِ نابینا کاملاً تاریک و مطلق بود.» [1, 2]
تصویرسازی رودکی از «شب تاریک» بی‌نظیر است. آیا مایلید ابیات باقیمانده از این مثنوی (مانند بیت بعدی که می‌گوید: «درنگ آر ای سپهر چرخ‌وارا...») را بررسی کنیم، یا دوست دارید واژه‌های پهلوی مربوط به «ستاره‌شناسی و آسمان» را واکاوی کنیم؟ [1]