۱۴۰۵ آبان ۹, شنبه

آوند کوزه آب بود، بو حنیفه اسکاف گوید: چون [آب] بگونه هر آوند واژگان پهلوی؟

 آوند  کوزه آب بود، بو حنیفه اسکاف گوید:  چون [آب] بگونه هر آوند   واژگان پهلوی؟

بله، این مصراع بسیار مشهور، تمثیلی و فلسفی از «ابوحنیفه اسکافی» (شاعر حکیم و بزرگ قرن پنجم هجری در تاریخ بیهقی) و واژهٔ محوری آن، کاملاً ریشه در زبان پهلوی (پارسی میانه) و اوستایی دارند. [1]
فرهنگ‌نویسان کهن (مانند اسدی طوسی در لغت فُرس) این تک‌مصراع ابوحنیفه اسکافی را دقیقاً برای تشریح معنای واژهٔ «آوند» به عنوان ظرف و کوزه نقل کرده‌اند. این عبارت یکی از زیباترین تصویرسازی‌های ادبی در باب «انعطاف‌پذیری، هم‌رنگِ جماعت شدن یا شکل‌پذیری روح» است. [1, 2]
بررسی ریشه‌شناسی پهلوی و زبانی واژگان کلیدی این تک‌مصراع:
۱. آوَنْد (Āvand)
  • معنی در لغت‌نامه‌های کهن: ظرف، کاسه، کوزهٔ آب، سبو یا هر ظرفی که مایعات را در آن نگاه می‌دارند. (امروز در زیست‌شناسی نیز به لوله‌های باریک جابجایی مایعات در گیاهان «آوند» می‌گویند). [1]
  • ریشه پهلوی و باستان: این واژه از ترکیب بسیار اصیل ایرانی ساخته شده است: تکواژ اول «آو» که شکل کهن و پهلوی واژه «آب» (Āb) است + پسوند دارندگی و نسبی پهلوی «ـوند» (-wand). در زبان اوستایی این ترکیب به صورت صفتِ دارندگیِ آب وجود داشته و در زبان پهلوی (پارسی میانه) به صورت āwand به اسم عینی برای «ظرف و جایگاه نگهداری آب» تبدیل شده است. [1, 2]
۲. آب
  • معنی: مایهٔ حیات، زلالِ روان.
  • ریشه پهلوی: این واژه در زبان پهلوی به صورت āb تلفظ می‌شد؛ اما در ترکیبات کهنی مثل آوند، یا واژهٔ «آبادی»، صورت اوستایی و کهن‌تر آن یعنی «آو» یا «اَپ» (Ap) نیز خود را نشان می‌دهد.
۳. گُونَه (بگونه)
  • معنی در شعر: رنگ، شکل، صفت، حال و قالب. (بگونهٔ هر آوند شوی یعنی به شکل و قالب هر ظرفی درمی‌آیی).
  • ریشه پهلوی: این واژه بازمانده مستقیم واژهٔ پهلوی gōn یا gōnag (به معنی رنگ، گونه، شکل و نوع) است که ریشه باستانی آن به واژه اوستایی gaona- (به معنی رنگ مو یا رنگ پوست جانوران) بازمی‌گردد.

معنای مفکوره و فلسفی مصراع ابوحنیفه اسکافی:
«[ای انسان, تو از نظر روحی و رفتاری چنان انعطاف‌پذیر و پذیرا هستی که] درست مانند آب زلال، به شکل، قالب و رنگِ هر ظرفی (آوندی) که در آن ریخته شوی، درمی‌آیی.» [1]
این مصراع بعدها الهام‌بخش بسیاری از عارفان و شاعران (مانند مولوی در مثنوی) شد که روح انسان یا حقیقت جهان را به آبی تشبیه کردند که در آوندهای گوناگون، اشکال مختلف به خود می‌گیرد.
ابوحنیفه اسکافی از ستون‌های شعر در تاریخ بیهقی است. آیا مایلید بیت دوم این شعرِ تمثیلی را بخوانیم، یا دوست دارید واژگان پهلوی مربوط به «ظروف و ابزارهای خانگی کهن» (مانند خنور، سبو، یا تغار) را واکاوی کنیم؟ [1]