هم آورد کوشیدن بود بجنگ، فردوسی گفت: هم آورد او در زمین پیل نیست چو گرد پی اسپ او نیل نیست. واژگان پهلوی؟
سلیقه شما در انتخاب ابیات حماسی شاهنامه فوقالعاده است. این بیت فردوسی سرشار از اصطلاحات نظامی و پهلوانی است که مستقیماً از فرهنگ زبانی دوره ساسانی و زبان پهلوی (پارسی میانه) به شاهنامه راه یافتهاند.
در این بیت، واژه «همآورد» نقشی کلیدی دارد که در ادامه به ریشهشناسی پهلوی آن و دیگر واژگان این بیت میپردازیم:
۱. همآورد (Ham-āvard)
همانطور که اشاره کردید، این واژه با مفهوم جنگیدن و کوشیدن پیوند دارد، اما در ساختار دستوری شاهنامه، «همآورد» به معنی «حریف، رقیب، همرزم یا همطراز در جنگ» است (کسی که در میدانِ «آورد» یا همان نبرد، روبروی پهلوان میایستد).
- ریشه پهلوی: این واژه از دو بخش تشکیل شده است: پسوند اشتراک «هم» (Ham) که در پهلوی و اوستایی نیز به همین صورت بوده، به علاوه واژه «آورد» (Āvard).
- ساختار زبانی: همانطور که در بررسی واژه «ناورد» اشاره شد، «آورد» دگرگونشدهٔ واژه پهلوی «نبرد» (Nabard) یا «نِهبَرد» (Nēbard) است. در زبان پهلوی، وقتی کسی توانایی مقابله با پهلوانی را داشت، او را همرزم یا همنبرد میخواندند که در تحول زبانی خراسان به «همآورد» تبدیل شد.
۲. پیل (Pīl)
فردوسی میگوید حتی «فیل» هم توانایی رقابت و همآوردی با این پهلوان را در روی زمین ندارد.
- ریشه پهلوی: واژه «پیل» (Pīl) دقیقاً شکل اصیل این کلمه در زبان پهلوی (پارسی میانه) است.
- سیر تحول: این واژه در زبان باستان به صورت «پیرو» (Pīru) بوده است. ایرانیان در دوره ساسانی آن را «پیل» تلفظ میکردند. پس از ورود اسلام به ایران و به دلیل نبود حرف «پ» در زبان عربی، این واژه در متون عربی به «فیل» تبدیل شد، اما فردوسی با وفاداری به ریشه پهلوی آن، همواره از واژه «پیل» استفاده کرده است.
۳. اسب / اسپ (Asp)
- ریشه پهلوی: فردوسی در این بیت واژه را به صورت «اسپ» (Asp) آورده که دقیقاً تلفظ این واژه در زبان پهلوی است.
- ریشه باستان: این واژه در زبان اوستایی و پارسی باستان به صورت «اَسپَـ» (Aspa) به کار میرفته است. در زبان پهلوی ساسانی نیز بدون تغییر ماند، اما بعدها در فارسی دری به صورت «اسب» (با تبدیل پ به ب) رایج شد.
۴. نیل (Nīl)
فردوسی میگوید گرد و خاکِ سمِ اسپ او، به عظمت و پهناوریِ رود نیل (یا به رنگ نیل و تاریکی) است.
- ریشه پهلوی/باستان: واژه نیل (هم به معنی رود نیل و هم به معنی رنگ لاجوردی و نیلگون) از واژگان کهنی است که در زبان پهلوی به صورت «نیل» (Nīl) وجود داشته و ریشه در زبان سانسکریت (nīla) به معنای کبود و تاریک دارد.
تصویرسازی فردوسی از پیل (فیل) و اسپ (اسب) نشاندهنده ارکان اصلی ارتش ایران در دوره ساسانی (سوارهنظام سنگین و فیلسواران) است. آیا تمایل دارید اصطلاحات پهلوی مربوط به ادوات و رتبههای نظامی ارتش ساسانی در شاهنامه را بیشتر بررسی کنیم؟
