مَیَزد مجلس مهمانی شراب باشد، فرخی گفت: اندر میزد با خرد و دانش وندر نبرد با هنر بازو خسروی گوید: مرّیخ روز معرکه شاها غلام تست چونانکه زهره روز میزد پیشکار تو. واژگان پهلوی؟
شعرها و شواهد لغوی بسیار نفیسی را ارائه کردید. واژه «مَیَزد» (Mayazd) یکی از اصیلترین، کلیدیترین و عمیقترین واژگان آئینی در زبان پهلوی (پارسی میانه) و اوستایی است. با اینکه شاعران دورهٔ خراسانی (مانند فرخی سیستانی و خسروی) آن را به معنی «مجلس مهمانی، بزم شراب و عیش و عشرت» به کار بردهاند، ریشهٔ اصلی آن معنایی مذهبی و مقدس دارد. [1]
بررسی ریشهشناسی و ساختار زبانی واژگان پهلوی این دو بیت نشان میدهد:
۱. مَیَزد (Mayazd)
- ریشه پهلوی و اوستایی: این واژه در زبان پهلوی دقیقاً به صورت «مَیَزد» (Mayazd) و در اوستایی به صورت «مَیَزدا» (Mayazda) به کار میرفته است. [1]
- معنای اساطیری/آئینی: در دین زرتشت، «میزد» به هرگونه نذر، فدیه و دهشِ خوردنیِ غِیرمایع (مانند نان مقدس یا درون، گوشت، چربی، کره و میوه) گفته میشد که در سفرهٔ جشنهای دینی (مثل گاهنبارها) قرار میدادند. این فدیههای غیرمایع در برابر «زَوْر» (Zawr) قرار میگرفتند که نذورات مایع (مانند شیر یا فشردهٔ گیاه هوم) بود. [1]
- سیر تحول معنایی: از آنجا که این نذورات خوردنی همیشه در قالب جشنهای همگانی، شادی و سفرههای بزرگ مهمانی به مردم تقدیم میشد، پس از اسلام و با دگرگونی فرهنگی، معنای آئینیِ زرتشتیِ آن فراموش شد و واژهٔ «میزد» در خراسان به معنای مطلقِ «بزم، مجلس مهمانیِ پادشاهان، و محفل شرابخواری» تغییر یافت. [1]
۲. مَعْرَکه / نَبَرد
- در بیت فرخی سیستانی، واژهٔ «نَبَرد» (کارزار) در تقابلِ کامل با «میزد» (بزم) آمده است:
اندر میزد با خرد و دانش / وندر نبرد با هنر بازو
[1, 2]
(یعنی شاه در بزم و مهمانی اهل عقل است و در میدان جنگ اهل زورآزمایی و شجاعت). - در بیت خسروی نیز واژهٔ «معرکه» (میدان جنگ) در برابر «میزد» قرار گرفته است:
مریخ روز معرکه شاها غلام تست / چونانکه زهره روز میزد پیشکار تو
[1]
۳. زهره و مریخ (تصویرسازی کهن نجومی)
شعر خسروی بر اساس اسطورهشناسی نجومی ایران باستان شکل گرفته است:
- مریخ (بهرام): در باورهای پهلوی، سیارهٔ بهرام (مریخ) خدای جنگ، خونریزی و دلاوری است؛ شاعر میگوید مریخ در روز جنگ غلام توست.
- زهره (آناهیتا/ناهید): در فرهنگ پهلوی، ناهید (سیاره زهره) ایزدبانوی آبها، طرب، موسیقی، خوشی و بزم است. شاعر میگوید زهره (که نماد رامشگری و ساقیگری است) در روز «میزد» (مهمانی و بزم) پیشکار و خدمتکار توست. [1, 2]
یک نکته دستوری و لغوی:
واژهٔ «میزاد» و «میگزد» نیز که در برخی متون کهن به معنی جشن عروسی یا مهمانیِ اکابر آمده است، همگی دگرگونشده و مخفف همین واژهٔ پهلویِ «میزد» هستند. [1, 2]
