بنلاد. بنیاد باشد گویند لاد بر سر بنلاد باشد یعنی بنیاد[فرالاوی گوید: لاد را بر بنای محکم نه که نگه دار لاد بُنلاد است]. واژگان پهلوی؟
این بیت اندرزگونه و گرانبها از «فرالاوی» (از شاعران طراز اول قرن چهارم هجری) بر پایهٔ دو اصطلاحِ مِعماری و مُهندسیِ بسیار کهنِ ایرانی استوار است که ریشه در پهلوی ساسانی دارند:
۱. بُنلاد (Bunlād)
- معنی در شعر: پِی، شالوده، فونداسیون، زیربنا، یا لایههای زیرینِ بنیادِ دیوار. فرالاوی میگوید آن چیزی که دیوار اصلی را سرپا نگه میدارد، پِی و زیربنایِ محکمِ آن است.
- ریشه پهلوی: این واژه یک ترکیبِ کاملاً پارسی میانه (پهلوی) است که از دو جزء تشکیل شده: واژه پهلوی bun (به معنی ریشه، بن، آغاز و پایه) + واژه پهلوی lād (به معنی ردیف، چینه یا دیوار گلی). معماران ساسانی به بخش زیرین و پنهانِ دیوار که بارِ ساختمان را تحمل میکرد، دقیقاً bun-lād میگفتند. این واژه در پارسی دریِ بعدی، جای خود را به واژگان عربی «بنیاد» و «اساس» داد.
۲. لاد (Lād)
- معنی در شعر: رَج، چینه، ردیفهای بالایی دیوار. (همانطور که در ابیات عنصری و ابوطاهر خواندیم).
- ریشه پهلوی: بازماندهٔ مستقیم واژهٔ پهلوی lād است که به لایههایی از خشت و گل اشاره دارد که معمار یکبهیک روی هم میچیند تا دیوار بالا برود.
۳. بَنا / مُحکَم
- معنی: ساختمان و عمارت / استوار و سخت.
- ریشه: هر دو واژه عربی هستند. فرالاوی با مهارتی تام، این دو کلمهٔ وامگرفته از عربی را با دو اصطلاحِ فوقالعاده اصیلِ مهندسی پهلوی (لاد و بنلاد) ترکیب کرده تا بیتی استوار بسازد.
معنای ساده بیت فرالاوی:
«همواره دیوارهای خانه و ردیفهای خشتِ آن (لاد) را بر روی یک زیربنا و ساختمانِ استوار (بنای محکم) قرار بده؛ چرا که نگهدارنده و حفظکنندهٔ لایههای بالایی دیوار، همان پِی و شالودهٔ زیرین (بُنلاد) است.»
استفاده از اصطلاحات بنایی به عنوان مَثَلهای اخلاقی در زبان پهلوی بسیار رایج بوده است. آیا مایلید با واژگان پهلوی دیگری در قلمرو ابزارها و پیشهورانِ ساختمانی (مانند مهراز، تیشه یا آژند) آشنا شوید، یا واژهٔ نادر دیگری از لغت فرس اسدی طوسی مد نظر دارید؟
