۱۳۹۹ آبان ۲۴, شنبه

مافیا مسیح مهاجری روزنامه جمهوری اسلامی نجات ایران

 

روزنامه جمهوری اسلامی می‌گوید 'حکمرانی توانمند' وجود ندارد که نظام را سر پا نگه دارد

سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی
توضیح تصویر،

سرمقاله 'جالی خالی حکمرانی توانمند' در گوشه سمت راست پایین صفحه اول

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله‌اش نوشته ایران "حکمرانی توانمندی" ندارد که بتواند با مجموعه‌ای از "مافیا" مقابله و نیازهای ضروری مردم در دوران بحران از جمله دارو و غذا را برآورده کند.

به تعبیر این روزنامه در ایران دو دولت وجود دارد و "کنسرسیوم مافیا" متشکل از مافیاهای گوناگون کشور را در کنترل دارد.

در این مطلب که با تیتر "جای خالی حکمرانی توانمند" در صفحه اول منتشر شده، آمده است: "حالا برای حفاظت از دستاوردهای انقلاب اسلامی و سرپا نگهداشتن نظام مردمی برآمده از آن، به حکمرانی توانمندی نیاز داریم که متأسفانه و شوربختانه فاقد آن هستیم."

"قانون داریم ولی به قانون عمل نمی‌شود. دولت داریم ولی نمی‌تواند به وظایف خودش عمل کند. منابع طبیعی و ثروت‌های متنوع زیرزمینی و روی زمینی داریم ولی از آنها به درستی استفاده نمی‌کنیم. مردم خوبی داریم ولی حکمرانی توانمندی که راه صلاح و سداد را پیش پای آنها هموار کند تا آن را بپیمایند و به کژراهه نروند،‌ نداریم."

در سرمقاله جمهوری اسلامی گفته شده که گران شدن محصولات ضروری داخلی از جمله گوشت و میوه به تحریم و فشارهای دولت خارجی ارتباطی ندارد و مستقیم "دستپخت همین کنسرسیوم مافیای داخلی است."

خط

درباره روزنامه جمهوری اسلامی

مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی مسیح مهاجری از روحانیون محافظه‌کار است که بارها به دلیل حمایتش از برجام و دولت حسن روحانی مورد انتقاد جریان‌های تندرو از جمله روزنامه کیهان قرار گرفته است.

روزنامه جمهوری اسلامی از ۹ خرداد ۱۳۵۸ به عنوان ارگان حزب جمهوری اسلامی منتشر شد و بعد از سال ۱۳۶۶ با عنوان روزنامه بخش خصوصی به کار خود ادامه داد. صاحب امتیاز این روزنامه از ابتدا آقای علی خامنه‌ای بوده است. بعد از رسیدن آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری، به پیشنهاد مسیح مهاجری "برای آنکه اشتباهات روزنامه به نام رهبری تمام نشود" نام آقای خامنه‌ای از شناسنامه نسخه کاغذی حذف شد. اما در اسناد وزارت ارشاد صاحب امتیاز روزنامه همچنان آقای خامنه‌ای است.

طرح لوگوی این روزنامه قطره خونی است که میرحسین موسوی در زمان حضورش در روزنامه پیشنهاد داده بود به یاد کشته شدگان حادثه هفتم تیرماه طراحی شود و همچنان این طرح در نام روزنامه باقی مانده است.

مسیح مهاجری، مدیرمسئول روزنامه همیشه به صراحت از اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور اسبق و رئیس سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام حمایت کرده است.

خط

در سرمقاله امروز ۲۴ آبان ۱۳۹۹ روزنامه جمهوری اسلامی گفته شده که "حکمرانی" وقتی توانمند خواهد که "کشور یک دولت داشته باشد نه دو دولت" و "زمینه آزادی‌های مشروع به ویژه در عرصه بیان و قلم را فراهم کند."

به ادعای نویسنده سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی این مافیاهای اقتصادی، سیاسی و تبلیغاتی هستند که نمی‌گذارند افت قیمت ارز و سکه و خودرو ادامه پیدا کند. و آنها آنقدر "بی رحم" هستند که حتی داروهای ضروری بیماران و غذا را "احتکار" می‌کنند. اما حکمرانی غیرتوانمند به تعبیر این روزنامه نمی‌تواند جلوی این جریان را بگیرد.

۱۳۹۹ آبان ۱۴, چهارشنبه

ایران مِهین

 

ملک‌الشعرای بهار
 

ای خطهٔ ایران مهین‌، ای وطن من

ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من

ای عاصمهٔ دنیی آباد که شد باز

آشفته کنارت چو دل پر حزن من

دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست

ای باغ گل و لاله و سرو و سمن من

بس خار مصیبت که خلد دل را بر پای

بی روی تو، ای تازه شکفته چمن من

ای بار خدای من گر بی‌تو زیم باز

افرشتهٔ من گردد چون اهرمن من

تا هست کنار تو پر از لشکر دشمن

هرگز نشود خالی از دل محن من

از رنج تو لاغر شده‌ام چونان کاز من

تا بر نشود ناله نبینی بدن من

دردا و دریغاکه چنان گشتی بی‌برک

کاز بافتهء خویش نداری کفن من

بسیار سخن گفتم در تعزیت تو

آوخ که نگریاند کس را سخن من

وانگاه نیوشند سخن‌های مرا خلق

کز خون من آغشته شود پیرهن من

و امروز همی‌گویم با محنت بسیار

دردا و دریغا وطن من‌، وطن من

۱۳۹۹ آبان ۵, دوشنبه

شاهکار


شاهکار. (اِمر.) کار بزرگ و نمایان، کاری که در آن هنرنمایی کرده باشند. ا. (ا.) کار بزرگ و نمایان.۲(صفت) ممتاز؛ برتر؛برجسته. 

شاهکاری هست هر صنعتگری را در جهان 

شاهکار آفرینش، خلقت زیبای تست. 

شاطر عباس صبوحی 

// 

منت خدای را که به نام تو بسته بود 

بر مدعای خویش نگشتند کامکار 

منت خدای را که به نام تو ثبت بود 

بر پیش طاق کعبه توفیق این دو کار 

بردن فرات را به زمین بوسی مرتضی 

دیگر عمارت حرم آن بزرگوار 

ز اقبال بی زوال به کمتر توجهی 

یک بنده تو کرد تمام این دو شاهکار 

صائب تبریزی در ستایش شاه صفی 

// 

برد از آغاز آن جهول ظلوم 

دست در خون عشقی مظلوم 

بعد از آن تا زند مؤسس را 

زد به تیر بلا‌ «‌مدرس‌» را 

شحنهٔ شهر چون که شد فتاک 

دگران را ز قتل و فتک چه باک 

دارم افسانه‌ای ز «‌درگاهی 

‌» شاهکاریست بشنو ار خواهی 

ملک الشعرای بهار 

فرهگ را، فرهنگ را، فرهنگ را دریابیم. امثال احمقی نژادها که، هیچ مغول و عرب و افغان و اسکندر و انگلستان و آمریک! و روسیه و چین در نهایت راهی زباله دان تاریخ بلند مردم و مدنیت ایران زمین خواهند شد و باید ایرانی ماند تا چنین شود.

#یادداشت
#گزیده_کتاب

🍥 بمباران جامعه ایران با مفاهیم منفی و سیاه رسانه‌ای و راه رهایی از چاه سیاه سقوط
✍ بابک مهرآیین
آیا متوجه شده اید چقدر جامعه ایران زیر بمباران مفاهیم منفی و سیاه قرار دارد؟
آیا دقت کرده‌اید دایم واژه های مرگ، بیماری، طلاق، سرطان، اعتیاد، خشونت، جنگ، ناامنی، آوارگی، دزدی، اختلاف، فقر، نفرت، تبعیض و کشمکش در رسانه های پارسی زبان چه در داخل و چه خارج با شدت تمام بر سر مخاطبان ایرانی می ریزد؟ و دریغ از یک موسیقی خوب، یک شعر دلنشین، یک رنگ شاد، یک رفتار محترمانه، یک گفتار فاخر...
از سوی دیگر آیا حسب اتفاق، برنامه های تلویزیونهای اروپایی و آمریکایی و حتا ترکیه ای (آنچه برای خودشان پخش می شود) را دیده اید که چگونه با شادی، طراوت، امید به آینده، مهربانی، خانواده دوستی، رنگ، خنده، وطنپرستی، عشق، موسیقی، ازدواج، استعدادیابی، رقص و .... آکنده شده است و مخاطبانشان را در بستری از اندیشه ها و رویاهای زیبا برای فردای خود و وطنشان قرار می دهند؟
هدف از این بمباران سیاه چیست؟ هدف از آوارِ اخبار ناامید کننده و فیلمها و سریالهایی که مغز مخاطب ایرانی را با بیماری و مرگ و بیهودگی و ناامیدی از آینده، هماهنگ و همنشین می کنند، چیست؟!
در پاسخ این پرسش عباراتی از کتاب شکستن طلسمِ وحشت نوشته ی آریل دورفمن را نقل می کنم. وی که از پیگیران محاکمه ی پینوشه، دیکتاتور شیلی و از روایتگران دوران حکومت سیاه او است، در کتابش می نویسد:
"خبرهای فراوان از مرگ آدمها، دست آخر برای بسیاری از ما به نمادی از ناپدید شدن خود کشور تبدیل شد، تلاش برای نابودی ابدی کشور آزادی که زمانی در آن زندگی می کردیم."
درس بزرگی که دورفمن در این کتاب ما می دهد این است که:
"ترویج مرگ، وحشت و افکار منفی یک جامعه را فلج می کند. زندگی با حسِ حضورِ بدی و شر، روح یک ملت را فاسد می کند و باعث می شود یک سرزمین انرژی حیات خود را از دست بدهد. ناپدید شدن یک کشور در ذهن مردم آن کشور به این معناست که آن مردم دیگر احساس تعلقی به آن سرزمین و مسایل آن نخواهند داشت و خود را مردمانی بی‌وطن و بی پناه احساس خواهند کرد، و در جستجوی هویتی جدید که بتوانند در پناه آن به آرامش و امنیت و شکوفایی و افتخار برسند برخواهند آمد."
و این همان چیزی است که این روزها در صحنه ی سرزمینمان شاهدش هستیم.
دشمنان این سرزمینِ کهن و مردمانش، با زمینه سازیهای روانی و فرهنگی و اقتصادی رذیلانه، گام به گام میلیونها ایرانی را به بیماریهایِ ناامیدی، بی اخلاقی، بی شهامتی، بی اعتنایی به سرنوشت وطن و هموطن، بی‌خبری از تاریخ، خودویرانگری و خودزنی دچار کرده اند.
بخش روانی این حرکت رذیلانه را رسانه هایی که همگی (با وجود تنوع ظاهری مشربها) از یک مرکز هدایت و راهبری می شوند، عهده دار هستند. اهمیت این نقش آفرینی در پروژه ی نابودی ما به اندازه ای است که مخالف خوانی‌های سیاسی و لگد‌اندازی‌های ظاهری رسانه های برونمرزی در کنار آن مجاز است.

👈 پیشنهاد: یک گام لازم برای رهایی از چاه سیاه سقوط و زنده کردن امید به رویش دوباره سلامتی و عزت و زیبایی و اتحاد و عشق به وطن، فاصله گرفتن از رسانه های دیداری و شنیداری و نوشتاری عمومی و گزیده بینی و گزیده خوانی است. خود را از شعاع مسمومِ اخبار، فیلمها و سریالهای شبکه های درونمرزی و برونمرزی خارج کرده، در آرامشی لطیف و انسانی، در همنشینی با کتاب و نویسندگان بزرگ و نیز نیوشیدن موسیقی فاخر و عمیق، خویشتنِ شایسته و مهربان و اصیل خود را به یاد آوریم.

اینگونه می توانیم گام نخست را در درمان دردهای فردی و ملی برداریم.

۱۳۹۹ مهر ۲۹, سه‌شنبه

مقایسه/مقابله

 



////////////


  بالا ترجمه مرحوم پرویز داریوش از این عبارت کتاب موبی دیک ملویل
 ‘Nantucket market! Hoot! But come closer, Starbuck; thou requirest a little lower layer. If money’s to be the measurer, man, and the accountants have computed their great counting-house the globe, by girdling it with guineas, one to every three parts of an inch; then, let me tell thee, that my vengeance will fetch a great premium HERE!’
این هم حاصل تلاش و فهم این ناتوان:

"بازار نانتوکت! دِکی!  جلوتر بیا استارباک؛ نیاز به اِفهام بیشتر داری.  بگذار حالیت کنم مرد، اگر پول ملاک باشد و محاسبان به تخمین ارزش خطیرْ خزانه خود، کره زمین، بر پایه محاسبه ارزش کمربندی زرنشان بر گِردَش، با احتساب یک گنی در هر یک سوم اینج برآیند، ارزش انتقام من بمراتب از آن کمربند والاتر است!"

/////////

"بازار نانتوکت! دِکی!  جلوتر بیا استارباک؛ نیاز به اِفهام بیشتر داری.  بگذار حالیت کنم مرد، اگر پول ملاک باشد و محاسبان به تخمین ارزش خطیرْ خزانه خود، کره زمین، بر پایه محاسبه ارزش کمربندی زرنشان بر گِردَش، با احتساب یک گنی در هر یک سوم اینج برآیند، ارزش انتقام من بمراتب از آن کمربند والاتر است!"



آفتاب یزد ـ رضا بردستانی: روزنامه کیهان به عنوان






1399/07/30







اصلی‌ترین و مستحکم‌ترین سنگر رسانه‌ای اصولگرایان، بعدِ آن که متوجه شد حملات پایداری‌چی‌های «مجلس انقلابی» با «رمز واژه» «سوال و استیضاح و در نهایت رای به عدم کفایت سیاسی حسن روحانی»؛ حتی به مذاق هم حزبی‌ها و هم پیمانان نیز خوش نیامده(!) دست به کار شد تا شاید بخشی از«آب رفته» به«جوی» بازگرداند و جا پاهای خود در هفت سال گذشته را اندکی ملایم‌تر نشان دهد که شبیه این روزگار بین سال‌های 89 تا 91 و در دوران احمدی‌نژاد رواج داشت اما کسی از استیضاح و «دولت بی‌سر» و این گونه تئوری‌ها نگفت.


حسین شریعتمداری در ستون «یادداشت روز» ـ یکی از اصلی‌ترین ستون‌های این روزنامه ـ و در مطلبی 7 بندی، با عنوان:«چرا دولت بی‌سر؟!» ضمن تلاش برای «تخفیف» لحن تند کسانی که تا «گرهِ کور» و آخرِ طناب«اعدام» روحانی پیش رفته بودند؛ پرده از توطئه‌ای عجیب بر می‌دارد، توطئه‌ای که به انحاء گوناگون و در شکل‌های مختلف، پیشتر توسط رسانه‌های راست و چپ گوشزد شده بود اما نه در این قالب و با این لحن که خاص کیهان و شریعتمداری است. به دلیل اهمیت برخی نکته‌های مندرج در این یادداشت؛ متن کامل در صفحه 11 همین روزنامه ـ آفتاب یزد ـ و در ستون«برگزین» درج شده و اما خلاصه مباحثی که قابل تامل است:


۱- دولت بی‌سر (HEADLESS GOVERMENT) نام پروژه‌ای است که آمریکا و متحدانش با هدف تنش‌آفرینی و ایجاد نا‌امنی و بی‌ثباتی برای سه کشور ایران، لبنان و عراق تهیه کرده و اجرای آن را از چند ماه قبل کلید زده‌اند. بخش اصلی این پروژه (بخوانید طرح توطئه) حذف رئیس ‌دولت در کشور هدف است...


۲- طرح آمریکایی دولت بی‌سر در لبنان به اجرا درآمد و سعد حریری نخست‌وزیر لبنان که خود از عوامل وابسته به دشمن و با تهیه‌کنندگان طرح همراه بود، در اقدامی غیر‌منتظره استعفا داد و این در حالی بود که با توطئه از قبل طراحی شده آمریکا و متحدانش، ارزش پول لبنان (لیر) به شدت کاهش یافته و معیشت مردم این کشور را با سختی فراوان رو‌به‌رو کرده بود.


۳- متاسفانه گام اول‌، طرح دولت بی‌سر به‌دنبال یک غفلت ناخواسته در کشور عراق هم به اجرا در آمد و عادل عبد‌المهدی، نخست‌وزیر مومن و متعهد دولت عراق مجبور به استعفا شد.


۴- طرح توطئه‌آمیز «دولت بی‌سر» علیه جمهوری اسلامی ایران هم کلید خورد و به صحنه آمد و به یقین می‌توان گفت که ایران اسلامی اصلی‌ترین هدف آن بوده چرا که ایران خاستگاه، اردوگاه و پشتیبان نهضت مقاومت در سراسر منطقه و جهان است.


۵- تکلیف رسانه‌های تابلو‌دار دشمن که معلوم است و کمترین تردیدی در میان نیست که اصرار آنها بر استعفای آقای ‌روحانی برای برطرف شدن مشکلات پیش‌رو نیست چرا که خود عامل بسیاری از مشکلات هستند و نه فقط رفع آن بلکه ادامه و سخت‌تر و بیشتر شدن مشکلات را دنبال می‌کنند و در سوی دیگر ماجرا، اکثریت قریب به اتفاق آن عده از مدعیان اصلاحات که در شیپور استعفای رئیس‌جمهور می‌دمند، کسانی هستند که در کارنامه سیاه خود ننگ وطن‌فروشی در فتنه آمریکایی- اسرائیلی ۸۸ را دارند.


۶- و اما، با تاکید بر اینکه دولت آقای روحانی را در بسیاری از موارد نا‌کارآمد می‌دانیم، سوال این است که چرا طیف‌های یادشده داخلی و دشمنان بیرونی در استعفای روحانی همصدا شده‌اند؟!


۷- اکنون و بالاخره سخنی برادرانه با طیف امید‌آفرین نمایندگان متعهد و انقلابی مجلس شورای اسلامی در میان است و آن اینکه آیا تصور نکرده و یا لااقل احتمال نمی‌دهید که تصمیم اخیر شما عزیزان بزرگوار برای استیضاح رئیس‌جمهور آب ریختن نا‌خواسته به آسیاب توطئه «دولت بی‌سر» دشمن باشد؟!


یک حکایت و...


>7 گفته برای 7 ناگفته حسین شریعتمداری و روزنامه کیهان


حسین شریعتمداری در همین 7 بند اگرچه 70 ناگفته برجای گذاشت و 70 مغالطه پنهان و آشکار به کار برده(!)اما همین که دوستان و همفکران خود را متوجه یک توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران کرده، دستمریزادها دارد و به قول آن واعظ خوش لهجه ی یزدی که به «جیحون یزدی» گفته بود: «این جیحونک هم بهشتی شد!»، نه تنها خود را در مسیر آمرزش قرار داد بلکه دوستانش را نیز متوجه بسیاری مسائل کرد و اما پیش از اشاره به 7 ناگفته حسین شریعتمداری،


نیم نگاهی بیندازیم به آمرزیده شدن جیحون یزدی؛


>جیحون یزدی، با این شعر بهشتی شد


میرزا محمّد جیحون، ملقّب به «تاج الشعراء»، در سال 1250هـ. ق در محله «گازرگاه» یزد تولّد یافته و در سال 1301هـ. ق در «خواجه ی خضر» کرمان سر بر خاک نهاده است. جیحون در عصر خویش، شاعری متوسط بوده، امّا بر اثر مراثی موثّری که سروده و سفرهای فراوانی که به شیراز و اصفهان و تهران و بنادر خلیج فارس و هند و عراق و استانبول نموده و در محافل بزرگان عصر راه یافته، از شهرت فراوانی برخوردار گشته است. او به زبان عربی تسلط داشته، معلومات معمول عصر را از صرف و نحو و عروض و بدیع و لغت فرا گرفته و با شعر گذشتگان آشنا بوده است. آن چنان که در تذکره‌ها نوشته اند؛ طلوع شاعری جیحون، با غروب زندگانی «قاآنی» مصادف بوده است؛ قاآنی در سال 1270هـ. ق در حالی که شاعر رسمی دربار ناصرالدین شاه بود، در تهران درگذشت. در آن هنگام، جیحون دوران جوانی را می‌گذرانده است. جیحون که سعی داشته، شاعری مانند قاآنی باشد وحتّی به تقلید از «پریشان» او - که خود تقلید ناشیانه‌ای است از گلستان سعدی - نمکدانی نوشته است.


هنر جیحون در ترجیع بند و مسمطّات موثری است که در رثای خاندان عصمت سروده و با زبان شعر، تصویری روشن و غم آفرین از وقایع عاشورا آفریده است؛ به طوری که در تاریخ سوگواری‌های ادب پارسی، کمتر شاعری را مانند او در این کار موفق می‌بینیم. مخمّس معروف او، که با مدح مولای متقیان شروع می‌شود و با تصویری روشن از شهادت طفل کوچک امام سوم خاتمه می‌پذیرد، به قدری استادانه سروده شده است که کمتر کسی است، تحت تاثیر آن قرار نگیرد:


ای که فرو رفته‌ای به بحر تمنّی/گاه به صورت چَمی و گاه به معنی


بشکن و بفکن، هر آنچه اسفل و اعلی/ خواهی اگر رستگی به نشئه ی اُخری


سرودن اشعار موثر مذهبی و شهرت فراوان شاعر در میان مردم، موجبی بود که خطاهای شاعرانه ی وی را که با جوّ مذهبی دارالعباده یزد، سازشی نداشت، مردم نادیده گیرند و عزیزش دارند؛ تا آنجا که روحانی معروف یزد در مجلس روضه‌ای پس از شنیدن مرثیه ی شهادت علی اصغر و گریستن زیاد، بی‌اختیار می‌گوید: «این جیحونک هم بهشتی شد!» و جیحون که اتفاقاً در مجلس حضور داشته با صدای بلند پاسخ می‌دهد: «و شما را هم بهشتی کرد!» (گزینشی از کتاب ده مقاله در شعر و ادب، صص: 24 – 37.)


>آقای شریعتمداری! کار ناتمام را ناتمام‌تر رها کردید


حسین شریعتمداری که بارها و بارها، هنر خویش در تصاحب و رهاسازی برندگان انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی به رخ کشیده است این بار نیز، تلاش می‌کند ضمن توطئه خواندن تلاش برای اسقاط دولت حسن روحانی که ما نیز تایید می‌کنیم و تاکید داریم که توطئه‌ای بیرونی است(!) سهم دوستان و یاران و همفکران و پیروان خود را آنقدر ناچیز نشان دهد که کم مانده طلبکار نیز شوند اما در هفت نکته‌ای که مدیرمسئول کیهان عنوان کرد، 70 ناگفته نهفته است که 7 تای آن را بر می‌شماریم:


1ـ به گواه نیم صفحه نخست روزنامه کیهان و ایضاً رسالت، جوان، وطن امروز و چند روزنامه ی دیگر، از ماه‌ها مانده به امضاء برجام تا همین لحظه، عبارت، وصف، صفت و اتهامی نبوده که روانه پاستور و ساختمان وزارت امور خارجه نشود از آن «هیچ» معروف گرفته تا «خائن» و «وطن فروش» از گاندوسازی گرفته تا تیتربازی‌هایی خطرناک و... و این یعنی پاشنه ی آشیل دولت روحانی از نظر کیهان اندیشان، برجام است و باقی قضایا، این در حالی است که وقتی به سراغ یکی از شناخته شده‌ترین مخالفان برجام و FATF یعنی «سید حسین نقوی حسینی» رفتیم به سادگی هم از مخالفت‌های خود گفت و دلایل آن هم از مزایای برجام و لزوم حفظ آن:


«همه ما امروز به شرایط کنونی کشور واقف هستیم. از سویی فشار حداکثری دشمن علیه ایران را شاهد هستیم. ما در طول تاریخ انقلاب اسلامی تصور هم نمی‌کردیم روزی رئیس بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، نزد دولت جنگ زده عراق برود و از او بخواهد مقداری از پولی که نزد عراقی‌ها مال خودمان است به ما بدهید (!). عراقی که ما تریلی ـ تریلی برایش موادغذایی و مصالح ساختمانی می‌فرستادیم تا بتوانند زندگی شان را اداره کنند حالا باید التماس بکنیم که از پول خودمان برایمان چیز دیگری بگیرد و این آثار همان فشار حداکثری است.»


نقوی حسینی آنگاه و در مقام منتقد و مخالف دیروز که این روزها در بهارستان جایی و سمتی ندارد می‌گوید: «من به عنوان کسی صحبت می‌کنم که منتقد شدید دولت آقای روحانی بودم و در بسیاری از استیضاح وزرای ایشان حاضر بودم و در حضور خود آقای روحانی در مجلس علیه وی صحبت کردم، با برجام و FTAF مخالف بودم معتقدم این روزها در داخل به تبع آن شرایط سخت بین‌المللی دچار مشکلات اقتصادی جدی هستیم. وضعیت ارز، مسکن و...هیچ کدام مساعد نیست. حالا آقای روحانی نه اگر آقای رئیسی رئیس جمهور می‌بود چه کاری باید انجام می‌داد؟ چه کاری می‌شد انجام داد که روحانی نکرده است؟ چه کاری از آقای روحانی خواستیم که انجام بدهد و او انجام نداده است؟»


قسمت اصلی گفته‌های سید حسین نقوی حسینی اینجا است که اظهار می‌دارد: «در مورد برجام، بنده مخالف آن بودم اما امروز عرض می‌کنم اگر همه کشورهای عضو برجام از برجام خارج شدند و اعلام کردند که دیگر برجام را قبول نداریم اما جمهوری اسلامی باید محکم آن را بچسبد و بگوید برجام است و ما آن را قبول داریم. چون الان شرایط بین‌المللی و شرایط داخلی متفاوت است. ما باید دولت را تشویق به کار بکنیم. هر دولتی هم بود وضع همین بود دولت در سال آخر دیگر انگیزه‌ای ندارد. مگر سال آخر دولت احمدی‌نژاد و خاتمی و هاشمی را فراموش کرده‌ایم که چه بوده است؟»


وی با تاکیدی قابل تامل می‌گوید:« بنده از منتقدین برجام بودم. اما در شرایط فعلی خیر. سیاستمدار عاقل باید تابع شرایط روز باشد. الان دیگر برجام کارایی ندارد الان از ضعف آن گفتن هنر نیست بلکه باید از ابعاد مثبت آن استفاده کرد. اکنون که آمریکا از برجام خارج شده است ما نباید در جبهه او که از مخافان برجام است قرار بگیریم. برجام و حفظ آن را اکنون منافع ملی ما ایجاب می‌کند. بنابراین باید شرایط بین‌المللی و موقعیت فعلی سخت را باید در نظر گرفت. الان برجام تنها سنگری است که جمهوری اسلامی ایران می‌تواند پشت آن بایستد.»


2 ـ حسین شریعتمداری، نامی از یک توطئه به میان می‌آورد: «دولت بی‌سر (HEADLESS GOVERMENT) نام پروژه‌ای است که آمریکا و متحدانش با هدف تنش‌آفرینی، ایجاد نا‌امنی و بی‌ثباتی برای سه کشور ایران، لبنان و عراق تهیه کرده و اجرای آن را از چند ماه قبل کلید زده‌اند.»


برخلاف نظر حسین شریعتمداری باید گفت؛«دولت بی‌سر (HEADLESS GOVERMENT)» نه پروژه‌ای تازه و


طی همین چندماه که یک استراتژی و یک دکترین کهنه و نخ نما شده است که دست بر قضا روی کشورهایی که دچار چنددستگی‌های سیاسی شده‌اند به آسانی جواب می‌دهد(!) اساساً باید گفت؛ «HEADLESS GOVERMENT» رویه دیگری از «دولت در سایه» است که این نیز دستاوردی از هزاران دستاورد کسانی است که مثل حسین شریعتمداری کیهان می‌اندیشند و کیهان حسین شریعتمداری را


چشم بسته قبول دارند!


3 ـ حسین شریعتمداری با زبردستی و تیزهوشیِ خاصی که دارد هیچ سراغی از مجلس یازدهم که خود را انقلابی‌ترین مجلس می‌داند نمی‌گیرد تا به گواه اخبار قبل از آغاز به کار و نیز 145 روزی که بهارستان نشینی این عده آغاز شده است؛ مجبور نباشد به شعارهای انتخاباتی عده‌ای از کسانی که این روزها «آب و نان» از دهان شان می‌افتد اما استیضاح حسن روحانی نمی‌افتد مراجعه کند همان‌هایی که به موکلان خود وعده دادند نرسیده به میدان بهارستان، پاستورنشینان را یک


به یک اخراج خواهند کرد خواه واعظی در مقام رئیس دفتر باشد خواه حسن روحانی در مقام عالی‌ترین شخص قوه مجریه و خواه جهانگیری باشد در جایگاه بی‌اثرترین معاون اول!


4ـ اگرچه روزنامه آفتاب یزد و بسیاری از روزنامه‌های طیف چپ ـ موسوم به اصلاح‌طلب و حامی دولت ـ از نظر کیهان و کیهانی ها، «زنجیره‌ای و اجاره ای» و غیره است اما همین روزنامه آفتاب یزد ضمن حمایت از ریاست جمهوری حسن روحانی، هرگز از نقدهایی که باید به تصمیمات و عملکرد دولت لازم بوده غفلت نورزیده و کوتاه نیامده‌ایم پس وقتی قرار است توطئه‌ای را برملا کنیم یا عده‌ای را به چوب حمایت برانیم و بنوازیم بهتر نیست نیم نگاهی نیز به درون داشته باشیم؟ این چه رسمی است که اصولگرایان و کیهانی‌ها ـ در معنای عام ـ پیشه خود ساخته‌اند؛ روزی که مجلس دهم روی کار آمد یا دولت حسن روحانی، تمام قد ایستادند که کی گفته این مجلس اصلاح‌طلب است یا اساساً اصلاح‌طلبان سبد رای شان کجا بود که رئیس جمهور تراشی کنند که اگر رای داشتند پشت یکی از این دو ـ جهانگیری یا عارف ـ می‌ایستادند اما وقتی مجلس دهم به انتها رسید و دولت به اینجای کار، «انگشت در کرده در جهان اصلاح‌طلب می‌جویند» که باز ناکامی‌های همه مجلس دهم و تمام دولت یازدهم و دوازدهم روی دوش او گذارند؟ به گواه ادعای اصلاح‌طلبان یا «هل من مبارز طلبیدن» خودشان؟!


آقای شریعتمداری فراموش کرده‌اند که حالا وقت قضاوت نیست، حالا وقت متهم کردن این و آن نیز نیست؛ گیریم یک یا دو دوره مجلس و دولت، از آنِ اصولگرایان باشد که محتمل است کسی نمی‌تواند منکر گردش نخبگانی شود و به اصطلاح بازهم نوبت به اصلاح‌طلبان خواهد رسید و «عروسی به کوچه آنان نیز رخنه خواهد کرد.» این درست نیست که در مقام تحلیل، یکجانبه گرایانه نگاه کنیم و فقط یک جناح را و یک تفکر را متهم اصلی و مسبب همه ی معضلات بدانیم و چشم بر واقعیت‌هایی دیگر بربندیم!


5 ـ «دولت بی‌سر (HEADLESS GOVERMENT)» که پروژه جدیدی نیست؛ هست؟! روزی که سعید جلیلی رسماً از «دولت در سایه» گفت، روزی که «همایش دلواپسان» برگزار شد، روزی که همین نمایندگان مجلس یازدهم در حوزه‌های انتخابیه ی خود برای جلب رای داد سخن می‌دادند، روزی که «عباس گلرو» بر سر استاندار خوزستان فریاد زد، روزی که قالیباف با آن لحن با شریعتی استاندار خوزستان پیش روی دوربین‌ها سخن گفت، روزی که مجلس هنوز غوره نشده مویز شد ـ 23 تیرماه ـ و نامه ی استضاح برای جلب امضا گرد تا گرد مجلس چرخاند، روزی که وزیر امور خارجه را دروغگو خواندند یا وزیر جوان را در خدمت شیطان! روزی که هر سفر نماینده به حوزه ی انتخابیه به میتینگی علیه دولت تبدیل شد، روزی که هر تصمیم خلاف نظر دوستان اصولگرا از همان پشت در اتاق برگزاری جلسه سران قوا وتو شد، روزی که وطن امروز توهین آمیز‌ترین تیترها علیه ظریف و دیگران زد، روزی که از دیوار سفارت عربستان بالا رفتند و... پروژه دولت بی‌سر کلید خورده بود منتها آقای شریعتمداری باور ندارد که دولت بی‌سر در آن سرزمینی می‌تواند قد بکشد و رشد کند که چند دستگی سیاسی باشد، تفکیک قوا رعایت نشود و استقلال قوا به هیچ انگاشته شود، در آن سرزمینی که «رئیس مجلس» مثل«رئیس جمهور» حرف بزند و نماینده در قامت وزیر پشت تریبون قرار گیرد. دولت بی‌سر تفکر بیرونی اما برگرفته از اقداماتی داخلی است.


6 ـ حسین شریعتمداری نیک می‌داند که در هیچ دوره و دولتی؛ چه هاشمی و سازندگی، چه خاتمی و اصلاحات، چه احمدی‌نژاد و عدالت خواهی و چه روحانی و تدبیر و امید؛ مجلس اجازه ندارد و عقلانیت جمعی نیز برنمی تابد که کمتر از یک سال مانده به پایان دولت ـ فارغ از راست و چپی بودن ـ حکم به سقوط آن داده شود که اگر قرار بود داده شود به جز مرحوم هاشمی؛ هم خاتمی، هم احمدی‌نژاد و هم روحانی درست یک سال مانده به پایان 48 ماهگی دوم سقوط کرده و راهی خانه شده بودند!


حسین شریعتمداری به خوبی می‌داند تفکر غالب در مجلس همانی است که سراغ حاشیه و چالش نمی‌رود و به خوبی می‌داند وقتی داشته یادداشت«دولت بی‌سر» را می‌نوشته و حواله به ترامپ و کاخ سفید می‌داده؛ «رسایی، حاجی‌دلیگانی، کوشکی، غضنفری، مومن‌نسب، جاویدنیا، کیارش، علوی، جلال‌زاده، آصفری و... در قم برای سخنرانی در همایش «استیضاح روحانی در قم» مهیا می‌شده اند.


حسین شریعتمداری خوب می‌داند که اندکی فشار کافی است تا دولت از درجه اعتبار ساقط شود و نیز می‌داند که اجازه ی وارد آوردن چنین فشاری به آن داده نخواهد شد اما بازهم نوک تیز قلم خود را عوض مجلس انقلابی و صندلی‌هایی که در اختیار پایداری چی‌ها است، متوجه اصلاح‌طلبان و به اصطلاح غرب زده‌هایی می‌کند که نسبت آن‌ها با قدرت، حکایت:«دست ما کوتاه و خرما بر نخیل» است که یا خارج نشین شده‌اند یا در هیچ کارگی هم هیچ کاره‌ترین هستند.


7 ـ وقت آن رسیده که نسبت خیلی‌ها با خیلی‌ها و خیلی‌ها با خودشان ـ لااقل ـ روشن شود؛ نسبت کیهان و احمدی‌نژادی ها، نسبت کیهان و جبهه پایداری، نسبت کیهان و مجلس‌های هشتم تا به الان، نسبت کیهان و ریاست جمهوری احمدی‌نژاد و روحانی، نسبت کیهان و اصولگرایان، نسبت اصولگرایان و مجلس یازدهم، نسبت مجلس یازدهم و احمدی‌نژادی ها، نسبت پایداری چی‌ها و مجلس یازدهم، نسبت مجلس و دولت و...


تا این نسبت‌ها روشن نشود به طور طبیعی بسیاری از گفتن‌ها و نوشتن ها، تیر در تاریکی انداختن است شاید به خودی هم برخورد کند اما چون خودی است شاید ترجیح دهد در سکوت جان بدهد.


ـ کیهان، حسین شریعتمداری، آفتاب یزد و بسیاری از رسانه‌ها می‌دانند: «من عصبانی ترم پس حق با من است» باب طبع جامعه نیست اصلاً آدم‌هایی نظیر کوچک زاده و رسایی و... به همین دلیل دیگر راهی مجلس نشدند.


ـ کیهان، حسین شریعتمداری، آفتاب یزد و بسیاری از رسانه‌ها می‌دانند: «در همه مسائل اصلاح‌طلبان را در صف براندازان و مخالفان و زاویه دارها نشاندن» جامعه را نیز حساس کرده است مگر در بین اصولگرایان کم بوده‌اند کسانی که سخت‌ترین ضربه‌ها را زده باشند؟!


ـ کیهان، حسین شریعتمداری، آفتاب یزد و بسیاری از رسانه‌ها می‌دانند: «قالیباف اصولگرایان را رودر روی هم قرار خواهد داد» یک تیتر نیست یک دکترین است، دکترینی که هر لحظه می‌تواند غائله‌ای دیگر به پا کند؛ می‌گویید نه! گفته‌های محمدباقر قالیباف در مقام ریاست قوه مقننه و در مواجهه با قوه مجریه را از 8 خرداد تا هم اکنون مرور کنید تا ببینید از کجا فرمان آتش صادر شده است؟


ـ کیهان، حسین شریعتمداری، آفتاب یزد و بسیاری از رسانه‌ها می‌دانند:«پاسخ‌های روحانی قانع‌کننده نباشد به استیضاح او فکر می‌کنیم»، مربوط به مجلس نهم و دهم نیست، تیرماه 99 از دهان مجلس نشینان دور یازدهم شنیده شد.


ـ کیهان، حسین شریعتمداری، آفتاب یزد و بسیاری از رسانه‌ها می‌دانند: « تکلیف شعارهای تند معلوم نشود یک ماه و در نهایت 40 روز دیگر باز عده‌ای دارند در مجلس امضا جمع می‌کنند برای استیضاح روحانی!»


ـ کیهان، حسین شریعتمداری، آفتاب یزد و بسیاری از رسانه‌ها می‌دانند:« این که برخی پا پس کشیدند، این که کیهان و حسین شریعتمداری از توطئه دولت بی‌سر رونمایی کرد همه از دو ترس نهانی و آشکار است؛ یکی این که اگر نابهنگام روحانی قلم بردارد و متن استعفا بنویسد چه باید کرد؟»


>مخلص کلام


آقای شریعتمداری! بینی و بین الله، ذوالنوری اصلاح‌طلب است که بحث استیضاح روحانی را به اصلاح‌طلبان نسبت می‌دهید؟ اصلاً حالا نظام و انقلاب و کشور مهم‌تر است یا کفه ی گناه اصلاح‌طلبان را سنگین‌تر کردن، اصولگرایان را تطهیر کردن؟! باور کنید جامعه ی رسانه‌ای و افکار عمومی جوری دیگری می‌اندیشد پس اگر می‌بینید اصلاح‌طلبان بحث استعفا را مطرح می‌کنند به سه دلیل است:


ـ اول این که؛ گر تو بهتر می‌زنی بستان بزن! چه معلوم شاید روحانی رفت اصولگرایان مورد اقبال پایداری چی‌ها آمدند و دلار شد 70 ریال!


ـ دوم این که؛ روحانی به خود‌اید که این رسم مملکت داری نیست!


ـ سوم این که؛ غائله تمام شود، تا کی مردم در هراس بودن و نبودن دولت زندگی کنند آن هم زیر سایه ی گرانی‌ها و


لجام گسیختگی‌ها و تورم ویران کننده!


وگرنه همه می‌دانند نه مجلس توان استیضاح دارد و نه حسن روحانی قصدی برای استعفا که این دوره هم مثل همه ادوار دیگر باید به اتمام برسد و می‌رسد چه خوشایند کیهان و حسین شریعتمداری باشد چه خوشایند ذوالنوری و رسایی نباشد و خلاصه‌تر این که آقای شریعتمداری! کار ناتمام اصلاح‌طلبان را ناتمام‌تر رها کردید و


این حق نبود!

۱۳۹۹ مهر ۲۸, دوشنبه

جوش!

 HEALTHY ALTERNATIVES

Sodium Bicarbonate or Baking Soda ‘s forgotten health benefits!

Sodium Bicarbonate or Baking Soda 's forgotten health benefits!
Sodium Bicarbonate (Bicarb for short) or Baking Soda are just different names for the same thing. Sodium Bicarbonate is derived from a natural occurring mineral. It’s a salt compound of sodium ions and bicarbonate ions.
Bicarbonate of Soda is extremely alkalising let alone one of the safest most versatile substances widely available. From cleaning to washing, gardening to consuming, inhaling to skin and hair care let alone the endless list for health uses. You’d be amazed to see a few mentioned here.

Baking Soda balances pH levels!

Sodium Bicarbonate is a chemical that acts like a buffer. It balances our body’s pH of blood levels from becoming to acidic or too basic. One of the most important health uses is neutralising acidity. And looking at it, in the ‘olden days’, where anyone had been alkalised with Baking Soda hardly contracted diseases,  and those who were sick and alkalised at early onset recovered.

Fight colds & flu’s with a generous extra dose!

When coughs, colds and flu’s are going round an extra generous dose of Sodium Bicarbonate is advisable. You be surprised, even at the onset of any colds, coughs and influenza the chances are that within 24-36 hours your symptoms will disappear. And given to all other family members, especially those school children, you may find that colds and flu’s won’t even affect them.

Don’t you think that this is a very cheap and healthy way to avoid coughs, colds and flu’s?

A healthy, inexpensive, easy and safe method forgotten by modern society!

  • DAY 1 & DAY 2
  • Dissolve 1/2 teaspoon of Sodium Bicarbonate in a glass of water ||  6 times || every 2 hours
  • DAY 3:
  • Dissolve 1/2 teaspoon of Sodium Bicarbonate in a glass of water || 1 x AM || 1 X PM
  • DAY 4:
  • Dissolve 1/2 teaspoon of Sodium Bicarbonate in a glass of water || MORNINGS ONLY until you feel better

 Sodium Bicarbonate healthy uses, to many to mention!

  • heartburn || indigestion || upset tummy || antacid
  • neutralise excess stomach acid
  • electrolyte replenishing
  • systemic alkalise
  • metabolic acidosis (accumulating waste products like sulphates/phosphates/uric acid cause an imbalance in the blood pH)
  • severe primary lactic acidosis
  • uncontrolled diabetes
  • circulatory insufficiency
  • extra corporeal circulation of blood
  • cardiac arrest
  • add to your bathwater to soften your skin || relieves skin irritations || acne || eczema

Weird and wonderful uses for baking soda!

  • freshen your breath || clean and whiten your teeth
  • make your own deodorant
  • an essential ingredient for those amazing chocolate chip cookies
  • exfoliate exfoliate exfoliate
  • make a past and use on insect bites
  • add Sodium Bicarbonate to your babies bathwater for nappy rash
  • soak your tired feet in Bicarb for soothing effects
  • use as a NON-toxic air-freshener — just add your favourite essential oil/s
  • polish your old knackered silver (bicarb is a super-effective but gentle abrasive)
  • great natural deodoriser (awesome in all sorts of cleaning emergencies)
  • wash your kitchen floor
  • clear your drains
  • sprinkle into the cracks on your driveway to stop weeds from growing
  • scatter on icy walk ways in the winter season

The uses for Sodium Bicarb are to many to mention. The list goes on and on. But be aware that there are some pro and cons for adding Bicarb to your shampoo. Some swear by it and other claim that it destroyed their hair. Personally I have not tried it as my hair is in awesome condition as it is. So just watch out!