۱۴۰۲ تیر ۶, سه‌شنبه

 

وضعیت فعلی مناسبات ایران و آمریکا؛ هر چیز پنهانی روزی آشکار می شود

اتفاق نادر: حضور نمایندگان ایران و آمریکا در مذاکرات چند جانبه   - اسپوتنیک ایران  , 1920, 27.06.2023
Telegram
در اواسط ماه ژوئن، رسانه های جهان مطالبی درباره مذاکرات محرمانه دیپلمات های آمریکایی و ایرانی که در ماه مه در عمان انجام شد، منتشر کردند.
به گزارش اسپوتنیک به قلم "ولادیمیرساژین"، خاورشناس مطرح روس، گفته می شود که در دسامبر 2022 در نیویورک، "راب مالی" فرستاده ویژه ریاست جمهوری آمریکا در امور ایران با "سعید ایروانی"، نماینده دائم ایران در سازمان ملل، دیدار و گفتگو کرد. سپس گفتگوهای ایران و ایالات متحده در عمان ادامه یافت. در مسقط، چند دور مذاکرات غیرمستقیم در ماه های فوریه، مارس و مه برگزار شد. گفتگو میان "برت مک گورک"، سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا، هماهنگ کننده در امور خاورمیانه و شمال آفریقا و علی باقری کنی، مذاکره کننده ارشد هسته ای و معاون وزیر امور خارجه ایران انجام شد. البته منافع طرفین تا حد زیادی متضاد است، اما باز هم این یک گفت و گو بود. و دیپلمات های ایرانی از عمان به خاطر در اختیار گذاشتن مکان مذکرات تشکر کردند.
سنگ بنای تضادهای ایران و آمریکا برنامه هسته ای ایران است. هم در نیویورک و هم در مسقط، گفت‌وگو درباره کاهش خطر ظهور تسلیحات هسته‌ای در ایران و بر همین اساس درباره لغو بخشی از تحریم‌های آمریکا بود. در اینجا بلافاصله باید توجه داشت که موضوع بازگرداندن توافق هسته ای مورد بحث قرار نگرفت. این امر حائز اهمیت است که بازگشت به توافقنامه منعقد شده در سال 2015 بدون تغییر چیزی در آن، غیر ممکن است. اولاً، برنامه 2015 تضعیف یا حذف کامل الزامات از ایران در نقاط مختلف سند را در دوره های 5 تا 25 ساله پیش بینی کرده بود. الان 8 سال گذشته. چگونه می توانیم یک چارچوب زمانی برای برجام جدید را تعیین کنیم؟ علاوه بر این، در 2-3 سال گذشته، زیرساخت های هسته ای ایران پیشرفت عظیمی داشته است. بنابراین، سوال دوم این است: چگونه آن را به وضعیت مربوط به ژوئیه 2015 برسانیم؟ بسیاری از دانشمندان علوم سیاسی می گویند که برجام به شکل سابقش احیا نمی‌شود.
در ژوئن 2023، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ثبت کرده که مطابق با الزامات برجام، ایران می‌توانست ذخایر اورانیومی را تا حداکثر 300 کیلوگرم با غلظت 3.67 درصد ذخیره کند. اکنون طبق گزارش آژانس، ایران 4384.8 کیلوگرم اورانیوم با درجه مختلف غلظت دارد که تقریباً 470.9 کیلوگرم آن 20 درصد و 114.1 کیلوگرم 60 درصد غنی شده است. در چارچوب توافق هسته ای، ایران تنها می توانست از سانتریفیوژهای نسل اول IR-1 استفاده کند، اکنون نطنز و فردو سانتریفیوژهای نسل جدید IR-2m، IR-4، IR-6 و IR-6s، IR-7،IR-8 ، IR-8B و IR-9 را به کار می گیرند که بسیار پرکاربرد تر از قدیمی ها هستند. مثلا، قدرت IR-6 ده برابر بیشتر ازIR-1 و IR-9 پنجاه برابر قدرتمندتر ازIR-1 است. برخی تحلیلگران معتقدند که تهران تا دستیابی به اورانیوم 90 درصد دو هفته و دو سال تا تبدیل این اورانیوم به سلاح هسته ای فاصله دارد.
آمریکا بیش از 20 سال است که در تلاش برای حل مشکل هسته ای ایران است. کاخ سفید نگران است؛ در حال حاضر، دو راه باقی مانده است. راه اول - به رسمیت شناختن وضعیت هسته ای ایران است، اما آمریکایی ها هرگز با این موضوع موافقت نخواهند کرد. راه دوم - استفاده از نیروی نظامی است. در سال های اخیر، نیروی هوایی ایالات متحده به طور فعال (اغلب با نیروی هوایی اسرائیل) برای حمله موشکی-هوایی به تاسیسات هسته ای ایران آماده می شدند. اما واضح است که چنین حملاتی تنها می تواند ایرانی ها را به ساخت بمب اتمی تشویق کند. و حمله گسترده نیروی زمینی با در نظر گرفتن نیروهای مسلح ایران (از 600 تا 900 هزار نفر طبق منابع مختلف) و بسیج میلیونی جمهوری اسلامی کاملا "غیر واقعی" است.
حل مشکل ایران با توسل به زور همچنین می تواند موقعیت نامطمئن آمریکا در خاورمیانه را پیچیده تر کند، زیرا تهران روابط با ریاض را احیا کرده و روابطش با مصر، بحرین و سایر کشورهای عربی بهبود یافته است. همانطور که تریتا پارسی، تحلیلگر خاورشناس آمریکایی از موسسه کوینسی می نویسد، "جو بایدن رئیس جمهور ایالات متحده سعی دارد تا از هرگونه بحرانی با ایران قبل از انتخابات ریاست جمهوری 2024 جلوگیری کند. با توجه به بحران ها و تنش ها در اوکراین و اطراف تایوان، او به سختی می تواند جنگ در خاورمیانه را تحمل کند". ایران به راه حلی برای مشکل تحریم های آمریکا نیاز دارد. هیرش سعیدیان، روزنامه‌ نگار و اقتصاددان معروف ایرانی می‌نویسد که خسارت تحریم‌ها طی 17 سال به اقتصاد ایران بالغ بر 4 تریلیون دلار بوده است. این کشور چند سال است که با تورم سالانه بالای 54.6٪ (تورم مواد غذایی - 78.5٪)، کاهش ارزش پول 200-300٪ در سال و کسری رو به رشد بودجه، زندگی می کند. پس مذاکره پشت پرده، تنها راه برون رفت است.
خلیج فارس - اسپوتنیک ایران  , 1920, 22.06.2023
گزارش و تحلیل
هدف ایران از سفرهای پی در پی به کشورهای حاشیه خلیج فارس
قبلاً اشاره کردیم که نه آمریکا و نه جمهوری اسلامی ایران برای علنی کردن مذاکرات خود عجله نداشتند. دولت دموکرات بایدن با مخالفت کنگره جمهوری خواه مواجه است. در ایران هم وضعیت تقریباً به همین منوال است. بسیاری از نیروهای سیاسی مخالف هرگونه توافق با "شیطان بزرگ" و متحدانش هستند.
اما در 11 ژوئن سال جاری، آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران گفت که توافق با کشورهای غربی بر سر برنامه هسته‌ای ایران اشکالی ندارد، اما نباید زیرساخت‌های صنعت هسته‌ای ایران را تحت تأثیر قرار دهد. می توان حدس زد که پس از این سخنرانی بود که طرفین از انکار واقعیت تماس ها دست برداشتند.
به طور فشرده، محتوای توافقات دوجانبه را می توان به شرح زیر خلاصه کرد: "ایران متعهد می شود از غنی سازی اورانیوم بالای 60 درصد خودداری کند؛ سرعت انباشت اورانیوم غنی شده در این سطح متوقف یا کاهش دهد؛ همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی را گسترش دهد؛ حملات گروه های طرفدار ایران در عراق و سوریه به نیروهای آمریکایی و غیرنظامیان آمریکایی را متوقف کند". ایالات متحده نیز به نوبه خود متعهد می شود: "بخشی از تحریم های ضد ایرانی (به ویژه تحریم های صادرات نفت ایران) را کنار بگذارد؛ از تشدید تحریم‌های ضدایرانی و اعمال فشار بر آژانس بین المللی انرژی اتمی یا شورای امنیت سازمان ملل برای اتخاذ تدابیر تنبیهی علیه تهران خودداری کند؛ توقیف نفتکش ها با نفت ایران را متوقف کند". برای طرفین توافق بر سر تبادل زندانیان مهم بود. ما در مورد ده نفر ایرانی صحبت می کنیم که دارای تابعیت دوگانه ایرانی-آمریکایی هستند که هم در ایران و هم در ایالات متحده دستگیر شده اند.
نکته اصلی برای تهران رفع انجماد دارایی های ایرانی در بانک های کشورهای مختلف است. این رقم حدود 24 میلیارد دلار است که 10 میلیارد دلار آن در عراق، 7 میلیارد دلار در کره جنوبی و 6.7 میلیارد دلار دیگر در صندوق بین المللی پول بوده است. در اوایل ژوئن، مقامات آمریکایی به دولت عراق اجازه دادند تا بدهی های گاز و برق به ایران را در حدود 2.7 میلیارد دلار بازپرداخت کند که این پول هم اینک دریافت شده است. آمریکا و کره جنوبی اکنون در حال رایزنی برای آزادسازی 7 میلیارد دلار سرمایه ایران در کره جنوبی هستند. این بدهی کره جنوبی برای واردات نفت از ایران است. اگرچه در 14 ژوئن نیویورک تایمز به نقل از منابع خود گزارش داد که توافقات با ایران غیررسمی است و مت میلر، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، بارها هرگونه توافق رسمی با ایران را رد کرده است، به نظر می رسد که تماس های محرمانه ایران و آمریکا در حال حاضر به ثمر می رسند.
همانطور که قبلاً اشاره کردیم، هرگونه سند توافق با ایران از سوی کنگره جمهوری خواه رد می شد، اما می توان گفت که مذاکرات ایران و آمریکا یک واقعیت است. همانطور که سرگئی ریابکوف معاون وزیر امور خارجه روسیه خاطرنشان کرد، "هر چیز پنهانی روزی روشن خواهد شد، این واضح است. ما در گذشته شاهد بودیم که ایالات متحده و ایران تماس های غیرمستقیم پشت درهای بسته داشتند. نمی توان رد کرد که چنین تماس هایی حالا هم ادامه دارد".
در آمریکا نگران رشد احساسات طرفداری از  روسیه هستند - اسپوتنیک ایران  , 1920, 23.06.2023
کنگره آمریکا مقامات عالیرتبه دولت بایدن را در رابطه با مذاکره با ایران احضار می‌کند
امید است که چنین "آتش بس سیاسی" که برخی از مقامات ایرانی این توافق را چنین می نامند، منجر به مذاکرات جدی تری با مشارکت سایر شرکت کنندگان شود. و این توافقات غیررسمی حتی اگر تا حدی اجرا شود، موقعیت ایران را در خاورمیانه و جهان تقویت، سیستم تحریم های ضد ایرانی را تضعیف، تجارت و سرمایه گذاری خارجی را به ایران جذب کرده، روابط تجاری و اقتصادی ایران را با اروپا و آسیای جنوب شرقی را گسترش خواهند داد.
آن چه به ایالات متحده مربوط می شود، تنش زدایی میان ایران و آمریکا به جو بایدن در بازی انتخاباتی 2024 امتیاز می دهد و شاید حتی وجهه از هم پاشیده آمریکا در خاورمیانه را اصلاح کند.

۱۴۰۲ خرداد ۳۰, سه‌شنبه

 روزنامه جوان

خانه امن منافقین در اروپا فرو ریخت

خانه امن منافقین در قلب اروپا از دیروز به لرزه افتاده است. از یک سو، پلیس آلبانی با حمله به مقر منافقین در شهر دورس، دست به بازداشت گسترده اعضای این گروهک زده که منجر به درگیری با اسلحه گرم بین طرفین شد که به مرگ یکی از منافقین انجامید؛ از سوی دیگر، پلیس فرانسه با برگزاری تجمع سالانه منافقین در ویلپنت فرانسه مخالفت کرده است. خود منافقین می‌گویند این هردو نتیجه معامله پشت پرده ایران با اروپاست، اما برخی‌ها گفته‌اند تصمیم اپوزیسیون است برای یکپارچه شدن که منافقین همواره مانعی بر سر راه آن بوده اند. یکی شدن اپوزیسیون البته ۴۴ سال است که واگرایی داشته و همگرایی نداشته و در آشوب اخیر نیز عمق واگرایی‌ها که ناشی از تمرکز بر منافع شخصی بود، آشکار شد. به همین خاطر این تحلیل که اپوزیسیون را آن‌قدر قدرتمند فرض کنیم که دست به تغییر نگره مثبت چهل‌ساله اروپا به گروهک تروریستی منافقین بزند، نادرست است. علاوه بر این مابقی اپوزیسیون هم خود چه وحدت کنند، چه متفرق باشند، جمع قابل‌توجهی نیستند!
تحلیل اول نیز که آن را نتیجه معامله پشت‌پرده می‌داند، قابل تأیید نیست
زنی با پوشش متداول زنان منافقین مقابل دوربین با کلمات دست و پا شکسته انگلیسی فریاد می‌کشد و اعتراض می‌کند که چرا پلیس آلبانی به مقر آن‌ها حمله کرده است. پلیس آلبانی، اما اعتنایی ندارد. آن‌ها معتقدند که دارودسته رجوی توافق سال ۲۰۱۴ با دولت آلبانی را نقض کرده‌اند. برای همین هم ده‌ها نفر از نیرو‌های پلیس آلبانی وارد کمپی شده‌اند که دولت این کشور ۹ سال پیش در اختیار رجویست‌ها قرار داد. آن‌ها برای بازرسی رفته‌اند، اما حمله اعضای منافقین به نیرو‌های پلیس آلبانی باعث می‌شود این بازرسی به یک درگیری خونین بینجامد.
وزارت کشور آلبانی بیانیه داده و گفته که «عملیات امروز ما مطابق قوانین و بر اساس حکم دادگاه عالی مبارزه با تروریسم صورت پذیرفته است. مطابق توافق میان ما و سازمان در سال ۲۰۱۴، اعضای این سازمان صرفاً به دلایل انسان دوستانه در کشور ما پناهنده شده بودند، اما با انجام اقدامات تروریستی و سایبری این توافق را نقض کرده‌اند. از صبح امروز (دیروز) نیرو‌های پلیس آلبانی برای بازرسی از این قرارگاه برای ساعتی کنترل آن را بر عهده گرفته و ضمن بازرسی دفاتر این سازمان، تمامی سیستم‌های الکترونیکی، از جمله کامپیوتر‌ها و تلفن‌های همراه مورد بازرسی قرار گرفت. برخی از وسایل الکترونیکی غیر متعارف از جمله تعدادی پهپاد، به دست پلیس ضبط شد. نیرو‌های امنیتی در حین بازرسی با مقاومت و حمله تعدادی از اعضای این سازمان رو به رو شدند».

 روزنامه کيهان

در پاریس و آلبانی چه خبر است؟ (یادداشت روز)

  دوست تاریخ‌دانی می‌گفت، برای تبیین یک تحول مهم مثل انقلاب بزرگ اسلامی در ایران یا انقلاب کبیر فرانسه، نمی‌شود از همان روز یا بعضا حتی سالی شروع کرد که تحول در آن رخ داده است. به عبارتی وقتی می‌خواهیم انقلاب 1789 فرانسه را تبیین و چگونگی وقوعش را به تحلیل بنشینیم، نباید سراغ همان چند روز آخر منتهی به انقلاب یا حتی تحولات سال 1789 برویم بلکه باید به تحولات داخلی و حتی خارجی پیرامون این انقلاب از 10 سال قبل رجوع کنیم. می‌خواست بگوید، وقوع برخی تحولات به ویژه وقتی آن تحول «مهم» است، نتیجه فعل و انفعالات و تحولاتی است که از مدت‌ها قبل رخ داده‌اند و چه بسا در نگاه اول، ارتباطی با آن واقعه هم نداشته باشند.
امروز تحولات بسیار مهمی در منطقه و حتی در دنیا رخ داده و در حال رخ دادن هستند که نتیجه اتفاقات مهمی مثل جنگ بزرگ روسیه و آمریکا در اوکراین است. امروز اتفاقی به بزرگی چرخش کشورهای عربی منطقه به سمت ایران رخ داده که بخشی از آن نتیجه اتفاق مهمی است که در 23 شهریور 98 در شرق عربستان بین این کشور و انصارالله یمن رخ داد! کمی ریزتر هم می‌شود شد و می‌توان ریشه‌های تحولاتی را که امروز در پاریس یا آلبانی در جریان است را، در برخی تحولات مربوط به 22 ماه اخیر دید. یعنی زمانی که آقای رئیسی به قدرت رسید و سکان هدایت این کشور را از دستان کسانی خارج کرد که در دوران مسئولیت‌شان، روابط ایران و کشورهای همسایه، به تیره‌ترین نقطه رسید. آن‌قدر تیره که صحبت از تاسیس ناتوی عربی-با هدف مقابل هم قرار دادن اعراب و ایران- به میان آمد.
با این مقدمه برویم سراغ برخی تحولات طی ماه‌ها یا سال‌های اخیر. این اخبار را که در ظاهر هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند را کنار هم ببینید:
الف- همان‌طور که ‌اشاره شد، یکی از این تحولات مهم، جنگ اوکراین است که ‌شانزده‌ ماهه شده و از قرار معلوم و به گفته صدر اعظم آلمان، قرار نیست حالا حالاها تمام شود. درباره خسارات این جنگ به دو طرف، گزارش‌های متعددی منتشر شده است و تقریبا کسی نیست که از تبعات اقتصادی و اجتماعی این جنگ به‌ویژه برای غرب آگاهی نداشته باشد. شاید هیچ استراتژیست غربی یا روسی تصور نمی‌کرد، جنگ این قدر طولانی شود و این‌همه خسارت در همه حوزه‌ها وارد کند. به عنوان مثال حدود 4 ماه پیش اعلام شد، غرب در حوزه انرژی مجبور شده چیزی بالغ بر یک تریلیون دلار- فقط یارانه- به مردم بدهد و شرکت‌های اروپایی نیز همین میزان خسارت را متحمل شده‌اند. اوکراین نیز حدود یک‌تریلیون دلار نیاز دارد تا بتواند ویرانی‌ها را جبران کند. این آمار و ارقام که تا کنون به 3 تریلیون دلار رسیده، مربوط به 4 ماه گذشته است! یک بار دیگر به اعداد نگاه کنید!


به اظهارات پریروز دبیرکل ناتو هم دقت کنید: «انبار مهماتمان خالی شده است.» یا گزارش ‌اشپیگل که نوشته، فقط و فقط 20هزار گلوله توپ برایمان باقیمانده است. یا گزارش اخیر نشریه معتبر اکونومیست درباره مرگ دست‌کم 68 نفر در اروپا در زمستانی که گذشت، زمستانی که نسبت به زمستان‌های قبل اروپا، گرم بود! همین‌طور گزارش‌هایی از رواج خوردن غذای حیوانات یا غذاهای تاریخ مصرف گذشته در کشورهایی مثل انگلیس و یا به گزارش‌های متعددی که از تاثیر بحران‌های اقتصادی بر سبک زندگی اروپایی‌ها منتشر شده است. حالا کمی به سفر برخی رهبران اروپایی به چین بیندیشید. تحلیل‌هایی مثل تحلیلِ سفر فروردین‌ماه ماکرون به پکن که باعث خشم آمریکایی‌ها شد. همین‌طور سفر مقامات آلمانی به این کشور و این اواخر سفر وزیر خارجه آمریکا به پکن که به گفته ژنرال مک مستر «از سر ضعف بود.» همه این تحولات و سفرها حول یک چیز می‌چرخیدند: «اوضاع اقتصادی نابسامان غرب».
یعنی غربی‌ها برای عبور از بحران اقتصادی حاصل از جنگ طولانی اوکراین، وارد فاز تازه‌ای شده‌اند. برخی از آنها مثل رئیس‌جمهور فرانسه حتی از لزوم استقلال اروپا از آمریکا در حوزه‌های امنیتی و نظامی می‌گویند.
ب- خبرهای متعدد و غیررسمی نیز درباره مذاکرات ایران و آمریکا منتشر شده که به تعداد انتشار، تکذیب شده‌اند. این خبرها هم قابل تامل هستند. به رغم تکذیب‌ها اما این‌گونه اخبار همچنان در سطح وسیعی - چه در داخل و چه در خارج- در حال انتشار است. ما هم میزان صحت این اخبار را نمی‌دانیم اما چکیده این اخبار می‌گوید، ایران و غرب به توافقاتی دست یافته‌اند-یا در حال دست یافتن هستند- و حوزه این توافقات را نیز، مسئله هسته‌ای، تبادل زندانیان، پول‌های بلوکه شده ایران و.....می‌گویند.
همین‌جا به خبر مربوط به گفت‌و‌گوی تلفنی آقای رئیسی و ماکرون، رؤسای جمهور ایران و فرانسه هم باید توجه داشت. طبق اخباری که از این گفت‌و‌گو منتشر شده، طرفین چیزی بالغ بر
90 دقیقه با یکدیگر صحبت کرده و بحث‌های مهم و جدی بینشان رد و بدل شده است. همین‌جا کمی مکث کنیم. حالا شما بفرمایید: «آیا آنچه دیروز در پاریس برای گروه‌های تروریستی رخ داد نمی‌تواند به این گفت‌و‌گوی تلفنی مرتبط باشد؟ آنچه در آلبانی برای این گروه تروریستی رخ داد چطور؟» داریم تلاش می‌کنیم، ارتباط به تحولات با یکدیگر را پیدا کنیم.
ج- گزارش‌های رسمی که هر از چندگاهی از منابع معتبر غربی یا داخلی در حوزه اقتصاد ایران منتشر می‌شود را هم باید کنار این تحلیل‌ها دید. گزارش‌هایی که از افزایش تولید نفت ایران، رشد اقتصادی کشورمان، آزاد شدن دارایی‌های بلوکه شده، احیاء پروژه‌های مُرده و نیمه مُرده، تک‌رقمی شدن نرخ بیکاری در برخی استان‌ها، عضویت کشورمان در سازمان ‌شانگ‌های، عضویت دائم ایران در اتحادیه برن و همین روزها، عضویت در گروه بریکس، سیاست در حال جهانی شدن دلارزدایی و....خبر می‌دهند.
د- شاید یکی از مؤثرترین این تحولات، احیاء روابط ایران با کشورهای همسایه است. بنا به دلایلی از ذکر منابع جملات بعدی معذوریم. اطلاعات دقیقی که به دست ما رسیده نشان می‌دهد، تحولات یمن، ناامیدی از حمایت‌های غرب، هزینه‌های سنگین سرشاخ شدن با ایران قوی در کنار برخی میانجیگری‌ها، در احیاء این روابط نقش مهمی داشته‌اند و یکی از سران کشورهای مهم عربی اعلام کرده از 40 سال تنش پرهزینه خسته شده‌ایم و به ما اثبات شده، اگر غرب بین منافع ما و منافع خود در مواجهه با قدرتی مثل ایران مجبور به انتخاب باشد، منافع خود را برخواهد گزید. از دل این آشتی و تحولاتی که به گوشه‌ای از آنها ‌اشاره کردیم، آشتی اعراب با سوریه، چرخش مصر و به تبع آن چرخش سایر کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس به سمت ایران هم زاییده شده است. موضوعی که غرب، بیش از 40 سال برایش هزینه کرده و زحمت کشیده بود، در حال «هوا» شدن است.
وقتی این تحولات را کنار هم می‌گذاریم، مسائل زیادی روشن می‌شود. در حوزه سیاست خارجی و منطقه‌ای، به فضل الهی و تلنگر حساب‌شده‌ای که ایران در برخی حوزه‌ها زده، اوضاع نسبتا خوبی داریم. در حوزه نظامی نیز اتفاقات مهمی طی ماه‌های گذشته رخ داده که یکی از آنها، رونمایی از موشک ‌هایپرسونیک است. چنین رویکردی باعث تولید قدرت و افزایش جایگاه می‌شود. وقتی کشوری جایگاهش را پس گرفت و به اقتدار منطقه‌ای‌اش افزود، شنیدن یورش به لانه تروریست‌ها در آلبانی از سوی نظامیان آلبانی یا مفتضح شدن همین تروریست‌ها در آن یکی لانه یعنی در پاریس، نباید تعجب‌برانگیز باشد. خبرهای تعجب‌برانگیز هنوز منتشر نشده است! جعفر بلوری

۱۴۰۲ خرداد ۲۹, دوشنبه

 

ایران بیشتر از مصالحه سود می برد یا عربستان؟

ایران و عربستان سعودی - اسپوتنیک ایران  , 1920, 19.06.2023
Telegram
یکی از سوالهایی که این روزها بسیار مطرح می باشد این است که این ایران است که از مصالحه با عربستان سعودی سود بیشتری می برد یا عربستان سعودی؟
اگر در یک جمله بخواهیم به این سوال پاسخ دهیم می توانیم بگوییم هر دو به یک نسبت سود می برند.
اختلافات فیما بین ایران وعربستان سعودی اختلافاتی طولانی است که به صدها سال پیش بر می گردد.
حال ممکن است برخی بگویند خود عربستان سعودی چیزی حدود دویست سیصد سال است که تشکیل شده، پس چه طور اختلافات صدها سال است.
بله، درست است، اولین حکومت آل سعود سال 1744 توسط محمد بن سعود تشکیل شد و وی همان زمان با محمد بن عبد الوهاب بن سلیمان التمیمی عهد بست که عربستان سعودی را با ایدئولوژی وهابی متحد کند.
در آن زمان عربستان سعودی مشکلاتی کم و بیش مشابه ایران داشت، یعنی کشور به صورت ملوک الطوایفی توسط قبایل مختلف اداره می شد و هر منطقه دست یک قبیله بود و محمد عبد الوهاب ایده ای را مطرح کرد که بر اساس آن صفوی ها موفق شده بودند ایران را یکپارچه کنند.
سال 1501 میلادی شاه اسماعیل صفوی با تآسی به تفکر های شیخ صفی الدین اردبیلی موفق شده بود کل ایران را، که در آن زمان به صورت ملوک الطوایفی اداره می شد، یک پارچه کند.
البته ایران یکپارچه شیعه شده بود تا در مقابل عرب ها و عثمانی ها بایستد ولی محمد عبد الوهاب می خواست که عربها دوباره بر کشورهای اسلامی سیطره پیدا کنند و قدرت را از چنگ عثمانی ها در بیاورد و تصور می کرد این ایده می تواند برای عرب ها جذاب باشد وموجب متحد شدن آنها در مقابل عثمانی گردد، ولی خوب در نهایت دیدیم عثمانی ها همان حکومت اول آل سعود و وهابی ها را به دست مصری ها که عرب هم بودند نابود کردند .
از همان زمان محمد عبد الوهاب ومحمد بن دشمنی و خصومت با شیعه ها را در اولویت استراتژی حکومت تازه تاسیس یافته در جزیره عربی قرار داد ولی اصل ماجرا به خصومت های دیرینه قرن ها قبل تر میان عرب های جزیره عرب و ایرانی ها بر می گشت.
به همین دلیل هم می بینیم تاریخ روابط ایران و عربستان سعودی فراز و نشیب های زیادی داشته چه قبل از انقلاب اسلامی در ایران چه بعد از انقلاب اسلامی در ایران، به هر حال سعودی ها حکومت تازه تاسیس یافته ایران و ایدئولوژی آن را رقیب استراتژیک خود در نفوذ می دانستند.
چند سالی بود که آنها طرحی برای خارج کردن روحانیون وهابی از عربستان را به کمک سازمان های اطلاعاتی غربی مخصوصا سیا جهت مقابله با گسترش نفوذ کمونیسم و شوروی راه انداخته بودند.
به هر حال امروزه شرایط به گونه ای رقم خورده که هر دو یعنی ایران و عربستان سعودی به این نتیجه رسیده اند که به نفع شان است آتش بس اعلان کنند و بیش از این خود را درگیر رویارویی های فرسایشی نکنند.
هر دو بخش بزرگی از امکانات خود را هزینه مقابله با هم در منطقه کرده اند.
از سوی دیگر جهان به سمت چند قطبی رفته و دیگر ایالات متحده آمریکا جایگاه سابق خود را ندارد.
وزرای خارجه ایران و عربستان - اسپوتنیک ایران  , 1920, 17.06.2023
گزارش و تحلیل
همکاری های امنیتی ایران و عربستان در حوزه های آبی
در چنین شرایطی کشورهای منطقه ممکن است در آینده مجبور باشند طرف یکی از قطب های قدرت را بگیرند و خود به خود در مقابل دیگر قطب های قدرت قرار گیرند.
هم ایران هم عربستان سعودی هم بسیاری از دیگر کشورهای منطقه تمایل ندارند خود را میدان رقابت قطب های قدرت جدید در جهان ببینند.
آنها، مخصوصا کشورهایی که تا چند صباح پیش متحد آمریکا به حساب می آمدند، به وضوح می بینند که آمریکایی ها چه بلا هایی سر متحدین اروپایی خود آورده اند و به چه شکلی حاضر شده اند برای بقای اقتدار خود اینها را قربانی کنند و مجبور کنند برای بقای قدرت آمریکا از منافع ملی شان هزینه کنند، و طبیعتا کشورهایی مانند عربستان و مصر و امارات و کویت و قطر و عمان و... نمی خواهند در این بازی قرار گیرند.
مضاف بر همه اینها سعودی ها متوجه شده اند که آمریکایی ها متحد قابل اعتمادی به حساب نمی آیند و فقط به دنبال آن هستند که اموال آنها را به بهانه های مختلف سرقت ببرند (امری که هنوز اروپایی ها متوجه نشده اند) و به بهانه مقابله با ایران و تهدید های ایران برای آنها و... در حال فروش اسلحه های نا کار آمد به آنها می باشند و دارند پولهای آنها را به این وسیله از چنگشان خارج می کنند.
همچنین عربها می بینند که اسرائیل از باز کردن روابط با آنها دنبال آن است که آنها را با ایران درگیر کند و آنها قربانی هرگونه رویارویی با ایران شوند و خود اسرائیل دور از درگیری باشد و خوب طبیعتا آنها تصمیم گرفته اند این بساط را از زیر پای اسرائیل بکشند و بازیچه اسرائیل نباشند (امری که هنوز یکی دو تا از همسایه های ایران مخصوصا همسایه شمالی متوجه آن نیستند).
از سوی دیگر طبق جمع بندی اکثر مراکز مطالعات جهان بازار آتی انرژی برای غرب آسیا طی چهار دهه آتی شرق آسیا خواهد بود و به نفع کشورهای عرب حوزه خلیج فارس است که از طریق ایران با شرق آسیا ارتباط زمینی برقرار کنند و هزینه های حمل و نقل برای آنها کاهش یابد.
مضاف بر اینها آنها تمایل دارند از طریق زمینی و از کانال ایران و عراق و سوریه به شمال یعنی روسیه و اروپا نیز متصل شوند وطبیعتا تا وقتی که با ایران مصالحه نکنند امکان ندارد این خطوط ارتباطی برقرار گردد.
ملاحظه کنید که هنوز جوهر توافق ایران و عربستان سعودی در پکن خشک نشده سوریه به جامعه عرب برگشت و قرارداد احداث جاده بصره به اروپا از طریق ترکیه منعقد گردید (که ایران هم دراین پروژه سهم دارد).
در چنین شرایطی می بینیم که ایران به قطب میانی اتصال همه این شاهراه ها به هم تبدیل می شود و در چنین شرایطی ایرانی ها هم می توانند نقش مؤثرتری در فضای بین المللی داشته باشند و امکان تحریم آنها بسیار سخت تر خواهد شد.
سیاست دولت جدید ایران برای مقابله با تحریم ها مبنی بر تبادل تجاری با کشورهای دیگر با استفاده از ارزهای محلی وتمرکز روی توسعه روابط خود با کشورهای پیرامون ایران و همچنین کشورهای غیر محدود به تحریم های آمریکا است.
در چنین شرایطی در صورتی که ایران به قطب میانی شاهراه های تبادل تجارت جهانی تبدیل شود خود به خود ایران توانسته همه تحریم ها را بشکند چون حتی اگر ایالات متحده هم اراده کند همه کشورهای جهان ترجیح خواهند داد که از کانال های امن تر و ارزان تر کالای خود را جا به جا کنند و حاضر نخواهند بود به تحریم های آمریکا تمکین کنند.
مضاف بر اینها فراموش نکنید به صورت تاریخی درآمد اصلی ایران از عوارض عبور کالای جاده ابریشم از ایران بوده و نه از صادرات نفت و... و خوب طبیعتا ایران می تواند این جایگاه خود را پس بگیرد.
با توجه به این شرایط است که می بینیم آمریکایی ها تلاش دارد به نحوی با ایران فعلا کنار بیاید تا ببینند چه می شود و همه صحبت هایی که این روزها از مذاکرات پشت پرده غیر مستقیم میان ایران و آمریکا می شود را می توان در این راستا تلقی کرد.
نباید تصور کرد که آمریکا و اسرائیل آرام خواهند نشست و بدیهی است اسرائیل از چنین شرایطی بسیار ناراحت است و نهایت تلاش خود را انجام خواهد داد تا این شرایط را به هم بزند.
فراموش نکنید چندین دهه است اسرائیلی ها و آمریکایی ها روی پروژه خصومت میان اعراب و ایران سرمایه گذاری کرده اند و روزشماری می کردند که جنگ شیعه - سنی میان مسلمانان شروع شود ولی به یکباره همه نقشه های آنها نقش بر آب شد.
فروش اسلحه آمریکا به کشورهای عربی کاهش خواهد یافت و امید اسرائیل به جنگیدن با ایران در زمین اعراب هم از بین رفته.
بدیهی است در چنین شرایطی هم ایرانی ها سود زیادی از مصالحه می برند هم سعودی ها وبه همین دلیل به نظر می رسد هر دو کشور تلاش دارند همه اختلافات سابق را کنار بگذارند و روی مشترکات با هم کار کنند.

۱۴۰۲ خرداد ۲۵, پنجشنبه

 روزنامه اعتماد

خطرحذف جمهوريت

جواد  امام:  جمهوري  در برابر ناجمهوري
علي شكوري‌راد: قانون انتخابات جديد باعث مسدود‌سازي مجاري اراده ملت مي‌شود
 
مهدي بيك‌اوغلي


«ناجمهوري» يكي از واژه‌هايي است كه سيد محمد خاتمي، اخيرا بارها از آن استفاده كرده است تا توجه افكار عمومي و فعالان سياسي را نسبت به يك استحاله در پيش‌رو جلب كند. تغييراتي كه ابتدا توسط برخي چهره‌هاي با نفوذ در جناح راست، تئوريزه شد و سپس توسط بازوهاي راديكال اين طيف سياسي، طي سال‌ها و دهه‌هاي مستمر اجرايي شدند تا جايي كه برخي معتقدند جمهوريت نظام طي سال‌هاي 98 و 1400 به ضعيف‌ترين دوران خود رسيده است. خاتمي كه در كشاكش رخدادهاي اعتراضي تابستان و پاييز 1401 در خصوص برخي تندروي‌ها هشدار داده بود، اين روزها نسبت به برداشتن آخرين گام‌ها براي تبديل جمهوري اسلامي به حكومت اسلامي هشدار مي‌دهد. علي شكوري‌راد، فعال سياسي و سخنگوي جبهه اصلاحات براي تحليل چنين استحاله و تغييري، به گذشته باز مي‌گردد. به روزها و ايامي كه پس از فوت امام(ره) برخي افراد و جريانات عينيت بخشيدن به ايده «حكومت اسلامي» را كليد زدند و طي همه سال‌هاي گذشته براي شكل‌گيري آن تلاش كردند. از منظر فعالان سياسي، مهم‌ترين اقدام براي شكل‌گيري چنين ساختاري، خالي كردن نهادهاي انتخابي از محتواي اصلي خود بود. در واقع براي فربه‌سازي «حكومت اسلامي» لازم بود كه «جمهوريت نظام» تضعيف شود. بنابراين انتخابات به عنوان مهم‌ترين نماد جمهوريت، مورد تاخت و تاز اين گروه‌ها قرار گرفت. اما شكوري‌راد معتقد است، اين معادله به همين سادگي حل نخواهد شد و معتقد است، تحولات تازه‌اي در پس اين تغييرات در راه خواهد بود.
   تصويب قانون انتخابات در مجلس يازدهم با انتقادات دامنه‌داري از سوي بزرگان كشور، فعالان سياسي و تحليلگران مواجه شده است.سيد محمد خاتمي شب چهارشنبه در جمع فعالان اصلاح‌طلب و مشاوران خود از واژه «خودبراندازي» براي تحليل قانون جديد انتخابات در مجلس استفاده كرد. نظر شما درباره اين نوع تصميم‌سازي‌ها چيست؟
«خودبراندازي» واژه‌اي است كه سيد محمد خاتمي در بيانيه قبلي خود هم از آن استفاده كرده بود. حرف درستي هم هست. در واقع به نظر مي‌رسد، مهم‌ترين چالش و بزرگ‌ترين دشمن جمهوري اسلامي در شرايط فعلي، نظام تصميم‌سازي‌هاي موجود كشور است. سياستگذاري‌هاي فعلي در حال محو كردن جمهوريت نظام است . در واقع براندازان اصلي كساني هستند كه به دنبال حذف جمهوريت نظام و تبديل آن به «ناجمهوري» هستند. اتفاقا اين افراد و جريانات راديكال از اسلام و اسلاميت هم تفسيرهايي دارند كه با اسلام حضرت رسول تناقض‌هايي دارد. بنابراين روند تغيير هم در لفظ و محتواي جمهوريت و هم در معناي اسلاميت در حال وقوع است. تغييراتي كه از بطن آن عنوان جمهوري اسلامي باشد، اما محتواي جمهوري اسلامي وجود نداشته باشد، اين نوعي خود براندازي است كه سيد محمد خاتمي هم به آن اشاره كرده است.
   به صورت مصداقي اين روند تغيير در كدام بخش‌ها بيشتر نمود دارد؟
اين افراد و جريانات در قانون انتخابات اخير، تمام گزاره‌هايي كه مقداري كمك مي‌كرد تا مردم انتخاب و رايي اثرگذار داشته باشند، مسدود مي‌كنند. در واقع شاكله‌اي باقي مي‌ماند كه هر چند نام آن انتخابات است، اما محتواي انتخابات آزاد و رقابتي در آن وجود ندارد. انتخابات از منظر امام(ره) و ملت در راستاي اين هدف كلي بود كه اراده ملت در اداره كشور جاري شود. اما انتخاباتي كه قرار است پس از تغيير اين قانون انجام شود، باعث مسدود‌سازي مجاري اراده ملت مي‌شود. شاكله‌اي و اسمي از انتخابات باقي مي‌ماند تا مبتني بر آن بگويند، انتخابات برگزار مي‌شود.
   اما چه شد كه پس از رحلت امام(ره) و تشكيل دولت‌هاي سازندگي و اصلاحات، كشور به سمت و سويي رفت كه قانون اساسي سال 58 تغيير كرد و جمهوريت نظام و نهادهاي انتخاباتي تضعيف شدند؟
ماجرا از جايي شروع شد كه نتيجه برخي انتخابات در كشور برخلاف ميل برخي افراد و جريانات رقم خورد. بنابراين جمع‌بندي شد كه انتخابات را به صورت تدريجي از خاصيت اصلي خود كه جاري شدن اراده ملت در تعيين سرنوشت خود و اداره كشور است، تهي كنند. روند تئوريزه كردن چنين ايده‌اي توسط آقاي مصباح‌يزدي صورت گرفت. ايشان مدعي بود كه اساس انتخابات و راي مردم معنايي ندارد و كسي كه سكان هدايت را در حكومت اسلامي به دست دارد، وصل به خداست. فقط به خداوند (و نه مردم) پاسخگو است، نيازي به راي مردم ندارد و اراده خداوند را او روي زمين جاري مي‌سازد. اين تفكر آقاي مصباح در ادامه جايگزين تفكر شهيد مطهري و امام(ره) شد. اين در حالي است كه امام(ره) معتقد بودند، ميزان راي ملت است. در قانون اساسي هم آمده كه اداره كشور بايد بر اساس خواست و اراده مردم انجام شود، ولي اين گزاره‌هاي كليدي كنار گذاشته شدند. تندروها در نخستين گام تلاش كردند، قانون اساسي را از خاصيت بيندازند. روز و روزگاري در اين كشور اگر كسي به قانون اساسي انتقاد مي‌كرد، ضد ولايت فقيه و رهبري تلقي مي‌شد. اما در ادامه برخي جريانات قانون‌گرايي را به محاق بردند و وقتي قانون به محاق برود همه تبعات و گزاره‌هاي آن هم به محاق فراموشي مي‌رود.
*همزمان با افزايش تحركات گروه‌هاي راديكال در جناح راست براي تضعيف جمهوريت نظام، نزاعي هم ميان جريانات ميانه‌رو و اصلاح‌طلب شكل گرفت كه از دل آن برخي اصلاح‌طلبان خواستار تحريم و برخي ديگر خواستار مشاركت بيشتر در انتخابات بودند. امروز كه به اين مسير طي شده نگاه مي‌كنيد، فكر نمي‌كنيد، تحريم انتخابات توسط اصلاح‌طلبان به نفع راديكال‌هاي راست تمام شده است؟
اگر انتخابات معنادار باشد و حداقل‌ها در آن رعايت شود، مردم و جريانات سياسي، حتما از آن استقبال مي‌كنند.اما طي دوره‌هاي اخير، انتخابات در كشور بدون معنا شده. اسمش انتخابات است، ولي انتخابات نيست. هم از نظر لوازم و هم از نظر اثربخشي نسبتي با انتخابات ندارد. يعني رقابت و آزادي و بي‌طرفي در آن رعايت نشده است. دومين موضوع هم آن است اگر در همين چارچوب فعاليت انتخاباتي انجام شود و بهترين سرمايه‌هاي فكري و عملي به مجلس فرستاده شوند، اساسا مجلس فاقد اثربخشي لازم است و تصميمات در نهادهاي موازي گرفته مي‌شود. شما مي‌بينيد كه انحصار قانونگذاري از مجلس گرفته شده و نهادهاي موازي مانند مجمع تشخيص و شوراهاي فراقانوني بالادستي اقدام به تصويب قانون مي‌كنند. ظاهري از مجلس وجود دارد اما در راس امور نيست. اگر قرار باشد انتخاباتي نمايشي برگزار شود، چه دليلي وجود دارد كه جريانات سياسي اعتبار خود را خرج چنين انتخاباتي كنند.حتي اگر در گذشته منافذي براي اثرگذاري وجود داشت و گروه‌ها مي‌توانستند، حضوري اندك و حداقلي در انتخابات داشته باشند، با قانون جديد انتخابات، اين منافذ در حال مسدود‌سازي است تا اثربخشي انتخابات به صفر برسد. طبيعي است جريانات سياسي مختلف از جمله اصلاح‌طلبان مايل به حضور در انتخابات هستند. اما اين انتخابات بايد واقعي، مشاركتي و شفاف باشد.
   فكر مي‌كنيد اين انسداد اگر تداوم داشته باشد در دورنماي پيش‌رو چه تحولاتي در جامعه شكل مي‌گيرد؟
پشت هر شيوه حكمراني، اراده‌اي نهفته است. اين اراده در حال پيشبرد كار خود است. قبلا سيستم در خصوص تعارضاتي كه ايجاد مي‌شد، برخوردهاي تندي ارايه مي‌كرد، اما امروز سيستم تغيير كرده و واكنش‌هاي تند از خود نشان نمي‌دهد، چراكه معتقد است اساسا نيازي به اين واكنش‌هاي تند نيست. اين جريانات امروز نيازي به پاسخگويي و برخورد احساس نمي‌كنند، كار خود را مي‌كنند و راه خود را مي‌روند.
   اما رهبري از ابتداي سال تا به امروز 3بار اعلام كرده‌اند، انتخابات پيش‌رو بايد مشاركتي، آزاد و رقابتي باشد. تحقق اين اهداف به چه زمينه‌هايي نياز دارد؟
به نظر مي‌رسد، اين روزها شاهد اجراي شيوه‌هاي جديدي هستيم. شيوه‌هايي كه همين جريانات راديكال آن را برنامه‌ريزي و اجرا مي‌كنند. از جمله اينكه تلاش مي‌شود، برنامه‌هاي شاد را افزايش دهند. ظاهر كمپين‌هاي انتخاباتي را پرشور‌تر راه‌اندازي كنند و...همه تلاش‌ها براي آن است كه قشر خاكستري غيرسياسي كشور را به كمپين‌هاي انتخاباتي و صندوق‌هاي راي بكشانند. هر چند ممكن است چنين شيوه‌هايي باعث حضور جزيي برخي اقشار شود، اما برآورد ما از جامعه اين است كه جامعه به‌طور كلي از موضوع انتخابات عبور كرده و كشاندن اين اقشار براي حضور در انتخابات به اصلاحات واقعي و عميقي نياز دارد.
   ايران 2 دوره انتخاباتي با مشاركت پايين را پشت سر گذاشته است. انتخابات مجلس و خبرگان 98 و انتخابات رياست‌جمهوري و شوراي شهر 1400. در اين دو دوره مشاركت‌هايي زير 50درصد براي كل كشور و زير 30درصد براي شهرهاي بزرگ و كلانشهرها ثبت شده است. تداوم اين وضعيت و برگزاري آوردگاه‌هاي انتخاباتي با مشاركت پايين چه تبعاتي براي كشور خواهد داشت؟
به نظرم حاكميت پوست‌اندازي كرده و ممكن است موضوع انتخابات كنار گذاشته شود. اين روند، حكومت اسلامي خالص را جايگزين جمهوري اسلامي مي‌كند. به عبارت روشن‌تر در صورتي كه فضا براي تحرك گروه‌هاي راديكال باز شود، همان «ناجمهوري» كه رهبر اصلاحات از آن سخن گفتند، شكل مي‌گيرد.
  سیاستگذاری های فعلی در حال محو کردن جمهوریت نظام است
  قانون انتخابات اخیر، تمام گزاره هایی که کمک می کرد مردم انتخاب و رایی اثرگذار داشته باشند، مسدود می کند
  انتخابات از منظر امام(ره) و ملت در راستای این هدف کلی بود که اراده ملت در اداره کشور جاری شود
  آقای مصباح معتقد بود اساس انتخابات و رای مردم معنایی ندارد و کسی که سکان هدایت را در حکومت اسلامی به دست دارد، وصل به خداست
  بزرگ‌ترین دشمن جمهوری اسلامی در شرایط فعلی، نظام تصمیم سازی های کشور است
  در قانون اساسی هم آمده که اداره کشور باید بر اساس خواست و اراده مردم انجام شود
  اگر انتخابات معنادار باشد و حداقل ها در آن رعایت شود، مردم و جریانات سیاسی، حتما از آن استقبال می کنند
  مجلس و ریاست جمهوری فاقد اثر بخشی است

۱۴۰۲ خرداد ۲۴, چهارشنبه

 

شدت گرفتن احتمال جنگ داخلی درآمریکا

شدت گرفتن احتمال جنگ داخلی درآمریکا - اسپوتنیک ایران  , 1920, 14.06.2023
Telegram
تلاش حکومت پشت پرده آمریکا برای حذف دونالد ترامپ از روند انتخابات آتی ریاست جمهوری شرایطی را ایجاد کرده که بسیاری از تحلیل گران باور دارد میتواند موجبات راه افتادن یک جنگ داخلی در این کشور را فراهم کند.
کاملا مشخص است که دولت فعلی آمریکا دلواپس آن است که در انتخابات آتی ریاست جمهوری آقای ترامپ موفق شود بر بایدن پیروز شود.
دیگر رقبای جمهوریخواه بایدن قدرت کافی برای رقابت با او در انتخابات ریاست جمهوری را ندارند و به همین دلیل این روزها حکومت پشت پرده یا همان Deep State تلاش دارد از طریق قوه قضائیه کاری کند که ترامپ مجبور شود خودش از انتخابات عقب نشینی کند یا اینکه در نهایت با صدور حکمی از طریق مراجع قانونی محدودیت فعالیت های دولتی برای وی ایجاد کند و به این ترتیب وی را از روند انتخابات خارج کند.
اگر سخنرانی اخیر آقای ترامپ را گوش داده باشید وی به صراحت اعضای حکومت پشت پرده را تهدید کرده که در صورت رئیس جمهوری شدن مجدد به حساب تک تک آنها خواهد رسید وآنها را قلع و قمع خواهد کرد.
شاید برخی ندانند منظور از حکومت پشت پرده چیست.
باید گفت علیرغم ظاهری که در روند سیاسی حکومت در آمریکا مشاهده می کنید واقعیت امر این است که زمان تاسیس ایالات متحده تعدادی افراد که نماینده قشر اشرافی و ثروتمند و اربابان و... جامعه آمریکا بودند دور هم نشستند وقانون اساسی این کشور را به گونه ای تنظیم کردند که قدرت همیشه دست آنها باقی بماند و از دست آنها خارج نشود.
اینها عموما کارتل های ثروت و کمپانی ها و بانک ها و... هستند که پشت پرده همه کاره آمریکا هستند وبقیه مانند برده برای آنها کار می کنند تا آخر ماه از آنها حقوق بگیرند.
کنترل رئیس جمهوری و کابینه دولت و کنگره وقوه قضائیه و نیروهای امنیتی و انتظامی و نظامی و... را در این کشور در اختیار دارند.
عموما هم رئیس جمهوری وحتی نمایندگان مجلس عروسک های خیمه شب بازی هستند که توسط اینها اداره می شوند و اگر دست از پا خطا کنند و طبق دستورات عمل نکند حذف می شوند.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق ایالات متحده  - اسپوتنیک ایران  , 1920, 14.06.2023
ترامپ، هدف از اتهامات علیه خود را توضیح داد
برخی هم اینها را یک درصد حاکم می نامند که البته اینها بخشی از آن یک درصد هستند و عموما حتی اعضای همان مجموعه یک درصد هم عوامل اینها می باشند.
بسیاری از افراد به نام و ثروتمند آمریکا اصولا فقط عروسک های خیمه شب بازی اینها می باشند و نه بیشتر.
شما شاید اسامی بسیاری از آمریکایی ها را شنیده باشید که در دوره ای بسیار ثروتمند به حساب می آمدند اما به یکباره بعد از فوت آنها خبری از ثروت آنها وجود ندارد، واقعیت امر این است که کل پول به مجموعه پشت پرده بر می گردد و ورثه در حدی که زندگی شان بچرخد ارث و میراث دریافت می کنند.
آیا فکر می کنید افرادی مانند بیل گیتس که جزو ثروتمندترین افراد کره زمین هستند خودسر می آیند واعلام می کنند که بعد از فوتشان قرار نیست بچه هایشان ثروتشان را به ارث ببرند و همه میراث شان به خیریه خواهد رفت؟
نه عزیز برادر، از اول هم این پولها مربوط به آنها نبوده و باید پس از فوت پولها را پس بدهند و از طریق همان به اصطلاح موسسات خیریه بر می گردانند.
معمولا هم این اصل کاری ها به هیچ وجه دوست ندارند آفتابی شوند و یا خودنمایی کنند اما کافی است یک جستجوی ساده در اینترنت انجام دهد و لیست سهامداران شرکت های بزرگ آمریکایی را جستجو کنید تا متوجه شوید از چه صحبت می کنم.
اسم بسیاری از موسسات سرمایه گذاری مربوط به این حکومت پشت پرده را می توانید در لیست سهامداران مشترک این کمپانی ها مشاهده کنید.
حال برخی اینها را فراماسونری ها معرفی می کنند و برخی صهیونیست ها و برخی مثلا نام خانواده های ثروتمند یهودی مانند رافکلر و روتشیلد و... را مطرح می کنند.
بعضی وقت ها هم نام افرادی چون جورج سوروس (حامی اصلی انقلاب های رنگی) که علنا دشمنی خود با با ترامپ را اعلام کرده، یا مثلا نام افرادی مانند رابرت مرداک (سلطان رسانه های جهان) یا... را مطرح می کنند.