۱۴۰۵ شهریور ۳۰, دوشنبه

فریدون هویدا در تهیه پیش‌نویس اعلامیه جهانی حقوق بشر همکاری فعال داشته است. او کتاب سقوط شاه را سال ۱۳۵۸ پس از کشته شدن برادرش نوشت.

 Baruch Ben-Yehudah limited who can comment on this post.

🔴 همنشین بهار: فریدون هویدا (۱۳۰۳ - ۱۳۸۵) و یادمان‌هایش
رُمان زیبای Les Quarantaines (قرنطینه) که به ازخود‌- بی‌خود شدن آدمی هم اشاره دارد، ازجمله یادگارهای فریدون هویدا است. از دکتر علی شریعتی شنیدم که وی بنیان‌گذار نشریه سینمایی کایه دو سینما (Cahiers du Cinéma) در فرانسه بوده‌است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فریدون هویدا با صادق هدایت دوستی داشت. گویا هدایت از او خواسته بود که خلاصه‌ای از رمان اولیس (یولسیز) Ulysses نوشته «جیمز جویس» را که آن زمان فقط به زبان انگلیسی بود برایش ترجمه کند. با روبرتو روسلینی هم دوستی نزدیک داشت و در نگارش فیلم‌نامه «هند: سرزمین مادری» به او کمک کرد. (روبرتو روسلینی از پایه‌گذاران نئورئالیسم در سینمای ایتالیا و پدرخواندهٔ موج نو سینمای فرانسه بود).
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فریدون هویدا بارها می‌گفت: «پرسش اصلی در جامعه و فرهنگ ما این است: چرا ما همیشه به دنبال پدر می‌گردیم و خودمان از پذیرش مسئولیت می‌گریزیم؟ این حالت طفولیت از کجاست؟"
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آخرین بار در بهار ١٣٥٧، همزمان با شروع تلاطمات سیاسی، به ایران آمد و با پادشاه دیدار کرد.
خودش می‌نویسد: «یک شب که با برادرم شام می‌خوردم او را با این عقیدهٔ خود موافق یافتم که: پدر ملت دارد رو به سقوط می‌رود و نارضایتی‌ها دم به دم گسترده و گسترده‌تر می‌شود. امیرعباس [که آنزمان وزیر دربار بود] معتقد بود تقصیر عمده به گردن خانوادهٔ سلطنتی است...
به من گفت: «تو نمی‌توانی درک کنی که در دربار چه می‌گذرد؛ مسابقهٔ غارتگری است، لانهٔ فساد است... من بارها با ارباب راجع به مسائل دربار صحبت کرده‌ام (برادرم بعد از انتصابش به نخست وزیری، همواره موقع نام بردن از شاه، لقب «ارباب» را به کار می‌گرفت)...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فریدون هویدا در بارهٔ آخرین ملاقاتش با پادشاه می‌نویسد: «او ضمن صحبت‌هایش به ناآرامی‌هایی که در کشور پدیده آمده بود اشاره کرد و گفت: «مسأله آنقدرها هم خطرناک نیست و اصلاً باید دید چه کسانی با من مخالف هستند؟ چه کسانی؟ خمینی؟! که کسی او را به حساب نمی‌آوَرد. سنجابی و بقیه؟ که اصلاً لیاقت ندارند و بعضی‌هایشان خیانتکارند و مثل مصدق با ارباب‌های خارجی ارتباط دارند...»
من در پاسخ به گفته‌های شاه، کوشیدم تا نتایج منفی حاصل از چنین عقایدی را برایش توضیح دهم، ولی احساس کردم که بیهوده دارم وقتم را تلف می‌کنم. چون شاه به «تمدن بزرگ» ابداعی خود، همچون کودکی به اسب چوبی‌اش عشق می‌ورزید و آن را به صورت یک دنیای طلایی مجسم می‌کرد. در حالی که تمدن بزرگ او به نظر من یک دنیای خیالی بیش نبود...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بیهوده نبود که فریدون هویدا گاه و بیگاه به اساطیر ایرانی ازجمله داستان کیخسرو (در شاهنامه)، گوشه می‌زد. می‌گفت کیخسرو در اوج قدرت خود، از پادشاهی و قدرت با خواست خویش کنار رفت تا به دیگران هم فرصت دهد و خود، اسیر قدرت روزافزون نشود و جامعه به استبداد آلوده نگردد. بارها می‌گفت چنانچه پادشاه سال ۱۹۷۶ (۱۳۵۵ خورشیدی) به معنی واقعی کلمه به اصلاحات سیاسی دست می‌زد، سرنوشت ایران دیگر بود.. از دیدگاه وی تشکیل حزب رستاخیز اشتباه بزرگی بود و این حرف پادشاه که هرکس نمی‌خواهد حزب رستاخیز را بپذیرد از ایران برود خلاف حقوق بشر است. گویا این موضوع را همان زمان به وزیر خارجه وقت عباسعلی خلعتبری هم گفته بود.. بعدها ضمن یک گفتگو تصریح کرد شاه (پدر) نمی‌بایست فرزندانش را در ایران رها کند و برود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رُمان زیبای Les Quarantaines (قرنطینه) کتاب نیست! درواقع یک فیلم سینمایی است. جای پای سینما بر تمام صفحات کتاب پیدا است. فریدون هویدا در معتبر‌ترین مجله سینمائی‌ دنیا، یعنی «کایه دو سینما» نقد می‌نوشت و بسیار آشنا به سینما بود. وقتی کتاب را می‌خوانیم انگار در سالن سینما هستیم و حوادث را به چشم‌ می‌بینیم. گویی این رمان یک فیلم متحرّک است. سرگذشت یک نفر مصری است که در فرانسه تحصیل می‌کند امّا آنجا او را فرانسوی به حساب نمی‌آورند و در مصر هم، مصری محسوب نمی‌شود. دائم در قرنطینه است. البتّه خودش به قرنطینه نرفته، او را به‌ ضرب دگنگ در قرنطینه نشانده‌اند. نه فرانسوی است و نه‌ عرب. این فیلم متحرک (رمان قرنطینه)، داستان بیگانگی انسان است... من در «خاطرات خانه زندگان» هم نوشته‌ام. دکتر علی شریعتی می‌گفت: وقتی کتاب قرنطینه را می‌خوانیم انگار در سالن سینما هستیم و حوادث را به چشم می‌بینیم. این رمان یک فیلم متحرّک است...این فیلم متحرک، داستان بیگانگی و بی‌ریشگی است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فریدون هویدا در تهیه پیش‌نویس اعلامیه جهانی حقوق بشر همکاری فعال داشته است. او کتاب سقوط شاه را سال ۱۳۵۸ پس از کشته شدن برادرش نوشت.