کاز. درخت صنوبر بود که ستون کنندش، ازرقی گوید:
یکی چادری جوی پهن و دراز بیاویز چادر ز بالای کاز.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
این بیت از آن مواردی است که باید میان سه چیز فرق گذاشت: صورتِ واژه در فارسیِ سدههای نخست اسلامی، صورتِ تاریخیِ آن در فارسی میانه، و صورتِ خطی که یک کاتب ساسانی میتوانسته برای فارسی میانه به کار ببرد. این سه الزاماً یکی نیستند.
بیت چنین است:
یکی چادری جوی پهن و دراز
بیاویز چادر ز بالای کاز
ازرقی، در شاهدی که در حاشیۀ فرهنگ اسدی نخجوانی نقل شده است.
۱. معنی «کاز»
در لغتنامهها کاز در این شاهد به معنی درخت صنوبر، یا تنه/ستونی از صنوبر که برای ستونکردن به کار میرفته آمده است. دهخدا نیز در همین مدخل صورت «گاس» را برای فارسی پهلوی با سین نقل میکند و سپس میگوید «اصح کاز و کاژ است».
بنابراین تصویر بیت چنین است:
«یک چادر/پوششِ پهن و درازِ جوی [← این واژه نیازمند احتیاط بیشتری است] بیاویز؛ چادر را از بالای کاز، یعنی ستون/تیرِ صنوبر، آویزان کن.»
به تعبیر امروزیتر، شاعر ظاهراً از برپا کردن چادری با تکیه بر ستونهای چوبی صنوبر سخن میگوید.
اما یک نکته مهم: دربارۀ جوی در این ترکیب، فرهنگهای در دسترس توضیح صریح و مستقلی نمیدهند؛ بنابراین ترجمههایی مانند «چادرِ بافته از نی» یا «چادرِ جویبارمانند» را نباید بدون شاهد لغوی قطعی به متن تحمیل کرد. آنچه مسلمتر است، «پهن و دراز» صفتِ چادر است و «بیاویز» فعل آن.
۲. «کاز» از دیدگاه تاریخیِ زبان
اینجا نکته بسیار جالب است.
در نقل دهخدا آمده:
کاز: درخت صنوبر که ستون کنندش ... و در پهلوی گاس با سین است.
یعنی لغتنامه برای این مدخل صورتِ میانه را gās گزارش کرده است. این با نظام آوایی فارسی میانه کاملاً سازگار است که در مواردی میان s / z / ž و صورتهای فارسی نو دگرگونیهایی دیده میشود.
اما باید احتیاط کرد: صرف اینکه دهخدا میگوید «در پهلوی گاس»، به این معنا نیست که ما یک متن ساسانی در دست داریم که در آن دقیقاً همین معنای «صنوبر» آمده باشد. این گواهِ فرهنگنویسان فارسیِ دوره اسلامی بر یک صورت پهلوی است، نه یک سند مستقیم ساسانی.
۳. اگر «گاس» را به خط پهلوی بنویسیم
برای صورت gās، نمایش سادهٔ خط پهلوی چنین است:
𐭢𐭠𐭮
یعنی:
𐭢 = g
𐭠 = ā / a
𐭮 = s
پس:
𐭢𐭠𐭮 — gās
و اگر صورت فارسی نوِ کاز / kāz را بخواهیم صرفاً به صورت آوایی در خط پهلوی بنویسیم:
𐭪𐭠𐭦 — kāz
ولی این دو را نباید یکی دانست. 𐭢𐭠𐭮 بازسازیِ صورت gās است؛ 𐭪𐭠𐭦 صرفاً بازنماییِ آواییِ kāz با الفبای پهلوی است.
۴. نکته بسیار مهم دربارهٔ «پهلوی»
در پرسش شما «واژگان پارسی باستان ... به خط پهلوی» آمده است. اینجا یک تفکیک تاریخی ضروری است:
پارسی باستان (Old Persian) زبان هخامنشیان بود و خط رسمی آن میخی پارسی باستان بود، نه پهلوی.
پهلوی در معنای دقیق زبانشناختی، به خانوادهای از خطوط آرامیتبار برای زبانهای ایرانی میانه گفته میشود؛ از جمله فارسی میانه در دوره ساسانی.
پس مثلاً:
داریوش بزرگ → پارسی باستان → خط میخی
موبدان و کاتبان ساسانی → فارسی میانه → خطوط پهلوی
نویسندهای مانند ازرقی → فارسی نو → خط عربی-فارسی
خط پهلوی را نباید برای نوشتن «پارسی باستان» به معنای دقیق کلمه به کار برد.
منابع ایرانشناسی نیز منشأ خط پهلوی را در خط آرامیِ اداریِ امپراتوری هخامنشی میدانند؛ در دوره ساسانی، پهلوی کتیبهای و سپس پهلوی کتابی شکلهای مهم آن بودند.
۵. پس نوشیروان، بزرگمهر یا کرتیر چگونه مینوشتند؟
اینجا باید میان بازسازی علمی و نقل تاریخی فرق بگذاریم.
ما نمیتوانیم بگوییم نوشیروان یا بزرگمهر شخصاً این بیت را چگونه مینوشتند؛ زیرا این بیت متعلق به ازرقیِ دوره اسلامی است و طبعاً آنها آن را نمیشناختند.
ولی اگر مقصود شما این باشد که:
«اگر یک کاتب فارسیمیانه در دورۀ ساسانی میخواست معادل واژگان این عبارت را بنویسد، نظام نوشتاری او چگونه بود؟»
آنگاه میتوان چنین بازسازیای انجام داد.
چند صورت مهم:
| فارسی نو | بازسازی فارسی میانه | توضیح |
|---|---|---|
| کاز | gās | صورت گزارششدهٔ پهلوی؛ «س» به جای «ز» |
| چادر | čādur / čādar | در فارسی میانه čādur گواهی شده است |
| یک | ēw | صورت مشهور فارسی میانه برای «یک» |
| از | az | واژۀ ایرانی کهن |
| آویختن | āwēxtan / āwēz- | فعل ایرانیِ میانه |
| بالا | bālā | صورت ایرانیِ میانه/نوین با تحول آوایی |
| دراز | drāz | واژۀ ایرانی کهن |
| پهن | pahn / pahān | صورت تاریخی با اختلاف در بازسازی |
| جوی | jūy / jōy | نیازمند بررسی متنشناختی مستقل |
در مورد چادر، اتفاقاً شاهد بسیار خوبی داریم: Encyclopaedia Iranica تصریح میکند که čādur در متون فارسی میانه آمده است؛ از جمله در Mādayān ī Yōišt ī Friyān، متنی که احتمالاً به سنت ساسانی مربوط است، واژۀ čādur به معنی پوشش/حجاب آمده است.
در نتیجه، برخلاف تصور رایج، «چادر» را نمیتوان واژهای دانست که فقط در دورۀ اسلامی پدید آمده باشد. البته ریشهشناسی نهایی خود واژه هنوز محل بحث است و ایرانیکا در مدخل اصلی چادر، ریشهشناسی آن را قطعی نمیداند.
۶. چرا بازسازی یک «بیت کامل پهلوی» خطرناک است؟
این قسمت برای کار شما، به گمانم، بسیار مهم است.
اگر ما بنویسیم:
𐭠𐭩𐭥 𐭰𐭠𐭣𐭥𐭫 ... 𐭢𐭠𐭮
ممکن است ظاهراً بسیار کهن و زیبا به نظر برسد، اما این الزاماً سند تاریخی نیست.
خط پهلوی یک خط نسبتاً مبهم است. در Book Pahlavi چند حرف متفاوت ممکن است در یک شکل ادغام شوند و مصوتهای کوتاه نیز معمولاً بهطور کامل نوشته نمیشوند. افزون بر این، هُزوارِشها (heterograms)، یعنی واژههایی که با صورت آرامی نوشته ولی به فارسی خوانده میشدند، بخش مهمی از نظام نوشتاری پهلوی بودند. کتاب مککنزی در مقدمهاش دقیقاً بر همین ابهام و تفاوت میان ارزش نوشتاری و تلفظ تأکید میکند.
بنابراین «نوشتن فارسی امروز با حروف پهلوی» با «بازسازی آنچه یک کاتب ساسانی واقعاً مینوشت» دو کار متفاوت است.
۷. پهلوی کتیبهای و پهلوی کتابی
حتی اگر بخواهیم صورت gās را بنویسیم، باید بپرسیم کدام پهلوی؟
پهلوی کتیبهای
در کتیبههای ساسانی سدههای سوم و چهارم میلادی، حروف هنوز نسبتاً جدا و قابل تشخیصاند.
برای نمونه:
𐭢𐭠𐭮
بهعنوان نمایش حروفیِ g-ā-s قابل فهم است.
پهلوی کتابی
در دورههای بعد، شکل خط بسیار پیوستهتر و مبهمتر میشود و حروف در بسیاری از موارد با یکدیگر همشکل میشوند. بنابراین صورت دقیق یک کلمه بدون دانستن سبک کاتب، دوره و متن قابل تعیین نیست.
از همین رو برای کار شما بهتر است همیشه سه ستون داشته باشیم:
فارسی نو | آوانویسی فارسی میانه | شکل خط پهلوی
و در صورت امکان ستون چهارمی:
صورت پارسی باستان/اوستایی، اگر واقعاً گواهی شده باشد
۸. نکتهای بسیار جالب دربارهٔ خود «چادر»
در این بیت، چادر را نباید به معنی امروزیِ «چادر زنانه» گرفت.
در فارسی کلاسیک، «چادر» معانی خیمه، سایبان، پوشش، پرده و پارچۀ عریض و طویل نیز داشته است. دهخدا همین شاهد ازرقی را در مدخل «چادر» آورده است.
از سوی دیگر، ایرانیکا برای فارسی میانه čādur شاهد دارد. بنابراین در بیت ازرقی، معنی بنیادیِ پوشش/پارچهای که بر فراز ستونها کشیده میشود با بافت شعر کاملاً سازگار است.
جمعبندی
بنابراین اگر بخواهیم با احتیاط علمی عبارت را به گذشته ببریم:
کاز ← صورت فارسی نو
gās ← صورت پهلویِ گزارششده
𐭢𐭠𐭮 ← نمایش آن به خط پهلوی
و:
چادر ← فارسی نو
čādur ← فارسی میانه
صورت پهلوی ← باید بر اساس شاهد دستنویس/نسخهشناختی تعیین شود، نه صرفاً با تبدیل حروف فارسی به پهلوی.
همچنین نوشیروان، بزرگمهر و کرتیر را نباید صاحب این بیت دانست؛ حداکثر میتوان پرسید که یک کاتب یا موبد ساسانی برای مفاهیم و واژگان مشابه چه دستگاه نوشتاری به کار میبرده است.
اگر هدف شما ادامهٔ همان کار دقیق واژهشناختی است که دربارۀ علامت ۞ در دهخدا دنبال میکردید، گام بعدی بسیار جالبتر خواهد بود: میتوانم تکتکِ واژههای همین بیت («یکی، چادر، جوی، پهن، دراز، بیاویز، ز، بالای، کاز») را در جدولی چهارستونه بررسی کنم و برای هرکدام، پارسی نو ← فارسی میانه ← اوستایی/پارسی باستان در صورت وجود ← خط پهلوی یا اوستایی را همراه با درجهٔ اطمینان و منبع بدهم.
