۱۴۰۵ شهریور ۳۰, دوشنبه

بیواز. اجابت بود چنان‌که بهرامی گوید: باومید رفتم بدرگاه اوی اومید مرا جمله بیواز کرد.

 بیواز.  اجابت بود چنان‌که بهرامی گوید:

باومید رفتم بدرگاه اوی             اومید مرا جمله بیواز کرد.                                                         

مطلوب است  شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج  بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی.  نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان  این بیت را با  حروف پهلوی  به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟ 

این بیت از آن نمونه‌هایی است که واژه‌ای کهن را در جامهٔ فارسیِ دری حفظ کرده است؛ با این حال، نباید صورت فارسیِ سده‌های نخستین اسلامی را بی‌درنگ عیناً به «پارسیگِ ساسانی» یا «پارسی باستانِ هخامنشی» برگرداند. در اینجا چند لایهٔ زبانی بر روی یکدیگر قرار گرفته‌اند.

۱. معنی و ساختمان بیت

بااومید رفتم بدرگاه اوی
اومید مرا جمله بیواز کرد

معنای روان:

با امید به درگاه او رفتم؛ و او امید مرا یکسره برآورد / خواست مرا تماماً اجابت کرد.

یا با حفظ ایهام نحویِ بیت:

امید من به‌تمامی پاسخ یافت و برآورده شد.

«بیواز کردن» در این شاهد به معنی اجابت کردن، پاسخ دادن، برآوردنِ خواسته و امیدِ کسی را روا داشتن است. بنابراین «بیواز» در اینجا ربطی به «بی‌آواز» به معنای «بی‌صدا» ندارد.

«جمله» نیز در این بیت به معنی تماماً، یکسره، سراسر است و این واژه، برخلاف بیشتر واژگان بیت، عربی است و از جُمْلَة آمده است.


۲. واژه‌های بیت و لایهٔ تاریخی آنها

صورت بیتمعنیخاستگاه/لایهصورت تقریبی در زبان‌های ایرانی کهن‌تر
باهمراهِ، بهایرانی؛ صورت فارسیِ متأخرِ حرف اضافهبا صورت کهن‌ترِ ایرانیِ این حرف اضافه، از جمله pad در پارسیگ، سنجیدنی است
اومید / امیدامید، آرزو، انتظارایرانی، پیش از اسلامōmēd / ēmēd در فارسی میانه
رفتمبه راه افتادم، رفتمایرانیریشهٔ رفتن در خانوادهٔ کهن ایرانی
بهبه سوی، نزدایرانیبرای دورهٔ میانه باید با ساخت‌های حرف اضافه‌ای چون pad مقایسه شود
دردر، دروازه/دَرایرانی بسیار کهنفارسی میانه dar؛ با ایرانیِ کهنِ مربوط به «در/دَروازه» پیوند دارد
گاهجایگاه، سرا، محلایرانیفارسی میانه gāh؛ هم‌خانواده با واژه‌های کهن ایرانیِ «جایگاه»
اویاو، او را، نزد اوضمیر ایرانیفارسی میانه ōy
مرابه من، مراضمیر ایرانیاز خانوادهٔ ضمیر اول‌شخص ایرانی، با فارسی میانه man و صورت‌های پیوستهٔ آن قابل مقایسه است
جملههمه، تماماًعربیدر فارسیِ اسلامی وارد شده
بیوازپاسخ، اجابتبسیار کهن؛ صورت دقیقِ ریشه نیازمند احتیاطاحتمالاً با ساختی در فارسی میانه پیرامون wāz / bē-wāz پیوند دارد
کردانجام داد، برآوردایرانی بسیار کهنریشهٔ ایرانی kar-/kər- «کردن، ساختن»

پس از دید واژه‌شناختی تقریباً تمام مصالح اصلی بیت ایرانی‌اند و تنها «جمله» در این مصراع آشکارا وام‌واژهٔ عربی است. اما این بدان معنا نیست که همهٔ این کلمات در پارسی باستان هخامنشی دقیقاً به همین صورت وجود داشته‌اند.


۳. مهم‌ترین واژه: «بیواز»

«بیواز» نکتهٔ اصلی این بیت است.

در فرهنگ اسدی، چنان‌که شما نقل کرده‌اید:

بیواز: اجابت

و:

بیواز کردن: اجابت کردن

این معنا با معنای بیت کاملاً سازگار است: کسی به درگاه شخصی می‌رود و امید او بیواز می‌شود؛ یعنی پاسخ می‌یابد و خواسته‌اش روا می‌گردد.

از لحاظ تاریخی، بهتر است بیواز را با قطعیت به «بی + آواز» تجزیه نکنیم. شباهت صوری آن با «آواز» ممکن است آدم را به این تجزیه بکشاند، ولی معنای شاهد اسدی نشان می‌دهد که با یک واژهٔ اصطلاحیِ فعلیِ کهن روبه‌رو هستیم.

در فارسی میانه، عنصر wāz / wāž در مجموعهٔ واژه‌های مربوط به صدا، گفتار و پاسخ بررسی می‌شود و برای «بیواز» نیز معمولاً باید احتمال ساختی چون bē-wāz را در نظر گرفت؛ ولی برای بازسازی دقیقِ صورت ساسانیِ همین واژه، بدون شاهد مستقیمِ متنی، بهتر است علامت احتیاط بگذاریم و آن را بازسازی پیشنهادی، نه صورتِ قطعیِ کتیبه‌ای، بدانیم.


۴. «امید» در زبان ساسانی چگونه بود؟

صورت فارسی دریِ امید را می‌توان با فارسی میانهٔ:

ōmēd / ēmēd

مقایسه کرد.

از این رو:

با اومید
تقریباً از نظر تاریخی قابل مقایسه با ساختی در مایهٔ pad ōmēd است،

ولی این دیگر بازسازی پارسیگ است، نه نقلِ عینِ عبارت به‌شکل مستند از روزگار نوشیروان.

همین تمایز بسیار مهم است:

«اومید» فارسی دری ≠ عیناً «اومید» در کتیبهٔ ساسانی.

خطوط پهلوی معمولاً مصوت‌ها را مانند خط فارسی امروز نشان نمی‌دهند و بنابراین از روی چند حرف محدود می‌توان صورت‌های متفاوتی را خواند.


۵. «درگاه» هم ترکیبی کاملاً ایرانی است

درگاه را می‌توان:

در + گاه

دانست.

در فارسی میانه:

dar = در
gāh = جایگاه، محل، مکان

و این gāh با خانواده‌ای بسیار کهن از واژه‌های ایرانیِ مربوط به «جایگاه و مکان» مربوط است.

پس «درگاه» از این منظر یک ترکیب طبیعی ایرانی است، هرچند صورت تثبیت‌شدهٔ ادبیِ «درگاه» در فارسی دری را نباید عیناً به هزارهٔ هخامنشی منتقل کرد.


۶. «اوی» بسیار جالب است

اوی در فارسی کلاسیک صورت کهن ضمیر «او» است و اینجا:

به درگاه اوی

یعنی:

«به درگاه او»

در فارسی میانه، ضمیر سوم‌شخص مفرد:

ōy

از شناخته‌شده‌ترین صورت‌های ضمیر در پارسیگ است.

یعنی در این مورد، فاصلهٔ فارسی دری با فارسی میانه بسیار اندک است:

فارسی میانه: ōy
فارسی دری: اوی / او


۷. «مرا»

«مرا» نیز از آن واژه‌هایی است که ریشهٔ آن به نظام کهن ضمایر ایرانی بازمی‌گردد. در پارسیگ، پایهٔ ضمیر اول‌شخص man بوده و صورت‌های نحوی گوناگونی از آن ساخته می‌شده است.

بنابراین:

امید مرا ...

را نباید حاصل تأثیر عربی دانست؛ ساخت ضمیری آن میراث ایرانی است.


۸. «کرد» از کهن‌ترین عناصر بیت است

فعل:

کرد

از ریشهٔ بسیار کهن ایرانیِ kar- / kər-، «کردن، ساختن، انجام دادن» است.

بنابراین «کردن» در فارسی، در زمرهٔ واژگان بسیار پایدارِ ایرانی است؛ اما شکل صرفی کرد به صورت فارسی دری و نظام صرفی خودش متعلق به دورهٔ فارسی نو است.

برای زبان ساسانی باید صورت‌های پارسیگ مانند kard و ساخت‌های فعلیِ خاص فارسی میانه را در نظر گرفت.


۹. اگر این بیت را به زبان ساسانی برگردانیم چه می‌شود؟

اینجا باید میان ترجمه به فارسی میانه و بازسازی خط پهلوی فرق بگذاریم.

یک بازسازی آموزشی و محتاطانه می‌تواند چیزی در مایهٔ زیر باشد:

pad ōmēd raftam pad dar-gāh ī ōy …

اما بخش «امید مرا جمله بیواز کرد» در پارسیگ را نمی‌توان بدون شاهد دست‌اول، با اطمینان کامل و کلمه‌به‌کلمه بازسازی کرد. در نتیجه هر صورتی که در این قسمت عرضه شود، بازسازی زبان‌شناختی است، نه «نقل قولی که نوشیروان گفته یا نوشته است».


۱۰. و اما خط پهلوی: مسئله از اینجا پیچیده‌تر می‌شود

در اینجا یک نکتهٔ بسیار مهم دربارهٔ سؤال شماست.

کرتیر در کتیبه‌های خود از پهلوی کتیبه‌ای (Inscriptional Pahlavi) استفاده کرده است؛ اما دبیرهٔ کتابیِ زرتشتی که بعدها برای متون پهلوی به کار رفت، از نظر شکل حروف، پیوستگی و املاء بسیار متفاوت است.

یعنی ما دست‌کم باید میان اینها فرق بگذاریم:

الف) پهلوی کتیبه‌ای

دبیره‌ای نسبتاً روشن‌تر، مخصوص سنگ‌نوشته‌ها؛ همان حوزه‌ای که برای کتیبه‌های کرتیر مناسب است.

ب) پهلوی کتابی

خط بسیار شکسته و پیوسته، با ابهام فراوان، که در آن هُزوارش‌ها / آرامی‌نویسی‌ها نقش اساسی دارند.

ج) فارسی پس از اسلام

خط عربی ـ فارسی و دستگاه املایی‌ای که در آن «امید»، «درگاه»، «بیواز»، «کرد» و «جمله» به صورت فارسیِ نو نوشته می‌شوند.

بنابراین، اگر بپرسیم:

«نوشیروان یا بزرگمهر همین بیت را به پهلوی چگونه می‌نوشتند؟»

پاسخ علمی این است که ما نمی‌توانیم صورت تاریخیِ واقعیِ چنین جمله‌ای را به آنان نسبت دهیم؛ مگر آنکه سندی از همان دوره داشته باشیم.

ولی می‌توانیم یک بازسازی نوشتاریِ تقریبیِ پارسیگ عرضه کنیم.


۱۱. نمایش تقریبی با حروف پهلوی کتیبه‌ای

دبیرهٔ پهلوی کتیبه‌ای امروزه در یونیکد تقریباً به صورت زیر نمایش‌پذیر است. چون این دبیره مصوت‌ها را کامل نشان نمی‌دهد، آنچه در زیر می‌آید نمایش تقریبیِ همخوانی است، نه املاي قطعیِ یک نسخهٔ ساسانی.

برای نمونه:

بازسازی آوایینمایش تقریبی پهلوی کتیبه‌ای
bēwāz𐭡𐭥𐭦
ōmēd𐭥𐭬𐭩𐭣
ōy𐭥𐭩
dar𐭣𐭰
gāh𐭢𐭤
man𐭬𐭭
kard𐭪𐭰𐭣
raft𐭰𐭯𐭲

این جدول یک تقریب آموزشی است. به‌ویژه در مورد bēwāz، ōmēd و صورت‌های صرفی نمی‌توان از این نمایش نتیجه گرفت که همین املاء در دست نویسندگان ساسانی دقیقاً به همین شکل بوده است.

نکتهٔ دیگری هم وجود دارد: Unicode امروزی «پهلوی کتیبه‌ای» را نمایش می‌دهد، ولی حروف پیوسته و شکل‌های خوشنویسانهٔ پهلوی کتابی را نمی‌توان صرفاً با همین رشتهٔ یونیکد بازسازی کرد.


۱۲. هزوارش‌ها: تفاوتی که در خواندن پهلوی تعیین‌کننده است

در پهلوی ساسانی و به‌ویژه پهلوی کتابی، ممکن بود کلمه‌ای با حروف آرامی نوشته شود ولی به فارسی میانه خوانده شود.

این همان چیزی است که در پژوهش‌های پهلوی به نام:

هُزوارش / heterogram

می‌شناسیم.

در نتیجه پرسش:

«کلمهٔ فارسی را با حروف پهلوی چگونه می‌نوشتند؟»

گاهی پاسخ سادهٔ «حروف متناظر آن را می‌گذاشتند» ندارد.

ممکن است:

املاء = آرامی
ولی
خوانش = فارسی میانه

باشد.

به همین علت، تبدیل ماشینیِ یک بیت فارسی دری به «پهلوی» از نظر تاریخی قابل اعتماد نیست.


۱۳. اگر بخواهیم بیت را در سه مرحله ببینیم

تقریباً چنین سلسله‌ای مناسب‌تر است:

فارسی دریِ شاهد اسدی:

بااومید رفتم بدرگاه اوی
اومید مرا جمله بیواز کرد

بازسازی مفهومیِ فارسی میانه:

pad ōmēd … pad dar-gāh ī ōy …
… ōmēd … bē-wāz kard …

نمایش کتیبه‌ای:
فقط با احتیاط و به صورت تقریب همخوانی، نه نسخهٔ تاریخی قطعی.

این روش از نسبت دادن یک متن قرن چهارم و پنجم هجری به نوشیروان یا کرتیر جلوگیری می‌کند.


۱۴. دربارهٔ نوشیروان، بزرگمهر و کرتیر

در مورد کرتیر، خوشبختانه با شخصیت تاریخی‌ای سروکار داریم که نوشته‌های واقعیِ او به جا مانده است؛ بنابراین برای دانستن شیوهٔ واقعی نگارش پهلوی ساسانی، کتیبه‌های کرتیر بسیار ارزشمندند.

اما دربارهٔ نوشیروان و بزرگمهر، نمی‌توان گفت این بیت را آنان چنین می‌نوشتند؛ بیت مورد بحث از منبعی بسیار متأخرتر به ما رسیده و انتساب آن به یکی از این اشخاص فاقد سند است.

حتی اگر مضمون یا واژه‌ای به زبان ساسانی نزدیک باشد، این امر به‌تنهایی نشانهٔ انتساب نیست.


نتیجهٔ اصلی

از میان واژگان بیت:

امید، رفتن، در، گاه، اوی، مرا، کردن

همگی دارای پیشینهٔ ایرانیِ پیش از اسلام‌اند؛

اما:

جمله

وام‌واژهٔ عربیِ دورهٔ اسلامی است.

و:

بیواز

یکی از جذاب‌ترین عناصر بیت است، زیرا در فارسی دریِ کهن معنای اجابت و برآوردن خواسته را حفظ کرده و از نظر تاریخی احتمالاً بازتاب یک ساخت یا واژهٔ ایرانیِ میانه است؛ ولی برای انتساب یک املای مشخص ساسانی به آن، شاهد مستقیم لازم است.

اگر هدف شما بازسازی دقیق‌تر باشد، گام بعدی بسیار جالب این است که هر سه صورتِ «بیواز»، «امید» و «درگاه» را جداگانه تا اوستایی و پارسی باستان ریشه‌یابی کنیم و برای هرکدام، در کنار فارسی میانه، صورت اوستایی، پارسی باستان، پهلوی کتیبه‌ای و پهلوی کتابی را در یک جدول تطبیقی بیاوریم؛ با مشخص کردن موارد قطعی و موارد بازسازی‌شده.